
تعداد بازدید: 455
زیپ شلوار را که بالا کشید، بوسهای بر گونهاش چسبید و پسرک با شتاب به سمت زمین بازی دوید.
از اینکه باز هم کار خودش را کرده و شلوار اضافه برداشته بود خوشش آمد. نمیفهمید چرا همه انتظار دارند بچهها زودتر از موعد بزرگ شوند. سینا فقط سه سال داشت. چطور میشود از یک پسر بچه بازیگوش سه ساله توقع داشت بتواند به موقع دست از بازی بردارد و بگوید که نیاز به دستشویی دارد؟ تازه آن هم در پارکی که اگر بخواهی از زمین بازی تا توالت را بدوی هم بیش از 5 دقیقه طول میکشد!
روی صندلی که نشست، سینا از بالای پلههای سرسره برایش دست تکان داد و با سرعت تا پایین لیز خورد. از تماشای پسرک که پر از انرژی بود لذت میبرد. نگاهش روی پدر و مادرهایی که دنبال بچهها میدویدند چرخید و همانطور که در دلش به آنها توصیه میکرد بروند بنشینند و بگذارند بچهها با لذت بازی کرده و زمین بخورند و درد را بشناسند و کنار آمدن با آن را بیاموزند، با دیدن منظره زنندهای که پیش رویش بود غافلگیر شد.
مرد با خیال راحت کنار درخت پارک قضای حاجت کرده و بعد هم انگار نه انگار اتفاقی افتاده باشد راهش را کشید و رفت. اولین بار نبود چنین منظرهای میدید. اما این بار با دفعات قبل فرق داشت. حالا او مادر پسرکی سه ساله بود که دنیا را از دریچهای تازه میدید. انگار او هم همزمان با پسرک متولد شده باشد، در حال کشف دوباره دنیایی بود که انگار پر شده بود از اتفاقات زشت.
فکر کرد چطور باید عمل مرد را برای سینای کوچک توجیه کند؟ نگاهش چرخید تا زمین بازی و روی سینا که پشت به صحنهای که مرد برایش ساخته بود، در حال تقلا برای بالا رفتن از یک صخره بازی بود. خیالش کمی راحت شد. به شلوار خیسی که در کیف گذاشته بود فکر کرد و به خودش قول داد هرگز اجازه ندهد سینا مثل آن مرد به خودش اجازه بدهد به واسطه مردانگی زحمت پیدا کردن توالت عمومی را به خود ندهد. اما به فاصله چند دقیقه بعد ذهنیاتش به کل به هم ریخت.

پسربچه با فریاد «مامان جیش» به سمت زنی که در کنار زمین بازی ایستاده بود دوید. تا اینجای ماجرا مشکل نداشت. اما وقتی زن به جای راهنمایی پسربچه به سمت توالت عمومی پارک، همانجا شلوار پسر را پایین کشید و اجازه داد تا پسر خودش را راحت کند، طاقتش تمام شد. اعتراضش به زن نه تنها نتیجه نداشت، که اوضاع را بدتر از آنچه باید کرد. زن با تاکید بر اینکه «شکر خدا این چیزها هنوز برای پسربچه عیب نیست» خود را توجیه و تبرئه کرد. حالا سینا هم اتفاق را دیده بود و هم حرف زن را شنیده بود.
فکر کرد چه خوب بود اگر کنار برنامههایی که برای ارشاد دختران و کنترل پوشش آنها در جامعه انجام میشود، سهمی هم به آموزش کل جامعه اختصاص داده میشد بابت اینکه نه تنها حجاب تنها مخصوص زن نیست، بلکه مفهومی بسیار فراتر از نوع پوشش دارد تا مردی به خود اجازه ندهد در یک مکان عمومی قضای حاجت کند و مادری نباشد که برای فرزند پسر خود محدودیت رفتاری در اجتماع قائل نشود.
سینا با دهان باز به او خیره مانده بود. فکر کرد سختترین بخش مادری آنجاست که بخواهی فرزندت را با ارزشهایی که در جامعه کمرنگ شدهاند بزرگ کنی.
از اینکه باز هم کار خودش را کرده و شلوار اضافه برداشته بود خوشش آمد. نمیفهمید چرا همه انتظار دارند بچهها زودتر از موعد بزرگ شوند. سینا فقط سه سال داشت. چطور میشود از یک پسر بچه بازیگوش سه ساله توقع داشت بتواند به موقع دست از بازی بردارد و بگوید که نیاز به دستشویی دارد؟ تازه آن هم در پارکی که اگر بخواهی از زمین بازی تا توالت را بدوی هم بیش از 5 دقیقه طول میکشد!
روی صندلی که نشست، سینا از بالای پلههای سرسره برایش دست تکان داد و با سرعت تا پایین لیز خورد. از تماشای پسرک که پر از انرژی بود لذت میبرد. نگاهش روی پدر و مادرهایی که دنبال بچهها میدویدند چرخید و همانطور که در دلش به آنها توصیه میکرد بروند بنشینند و بگذارند بچهها با لذت بازی کرده و زمین بخورند و درد را بشناسند و کنار آمدن با آن را بیاموزند، با دیدن منظره زنندهای که پیش رویش بود غافلگیر شد.
مرد با خیال راحت کنار درخت پارک قضای حاجت کرده و بعد هم انگار نه انگار اتفاقی افتاده باشد راهش را کشید و رفت. اولین بار نبود چنین منظرهای میدید. اما این بار با دفعات قبل فرق داشت. حالا او مادر پسرکی سه ساله بود که دنیا را از دریچهای تازه میدید. انگار او هم همزمان با پسرک متولد شده باشد، در حال کشف دوباره دنیایی بود که انگار پر شده بود از اتفاقات زشت.
فکر کرد چطور باید عمل مرد را برای سینای کوچک توجیه کند؟ نگاهش چرخید تا زمین بازی و روی سینا که پشت به صحنهای که مرد برایش ساخته بود، در حال تقلا برای بالا رفتن از یک صخره بازی بود. خیالش کمی راحت شد. به شلوار خیسی که در کیف گذاشته بود فکر کرد و به خودش قول داد هرگز اجازه ندهد سینا مثل آن مرد به خودش اجازه بدهد به واسطه مردانگی زحمت پیدا کردن توالت عمومی را به خود ندهد. اما به فاصله چند دقیقه بعد ذهنیاتش به کل به هم ریخت.

پسربچه با فریاد «مامان جیش» به سمت زنی که در کنار زمین بازی ایستاده بود دوید. تا اینجای ماجرا مشکل نداشت. اما وقتی زن به جای راهنمایی پسربچه به سمت توالت عمومی پارک، همانجا شلوار پسر را پایین کشید و اجازه داد تا پسر خودش را راحت کند، طاقتش تمام شد. اعتراضش به زن نه تنها نتیجه نداشت، که اوضاع را بدتر از آنچه باید کرد. زن با تاکید بر اینکه «شکر خدا این چیزها هنوز برای پسربچه عیب نیست» خود را توجیه و تبرئه کرد. حالا سینا هم اتفاق را دیده بود و هم حرف زن را شنیده بود.
فکر کرد چه خوب بود اگر کنار برنامههایی که برای ارشاد دختران و کنترل پوشش آنها در جامعه انجام میشود، سهمی هم به آموزش کل جامعه اختصاص داده میشد بابت اینکه نه تنها حجاب تنها مخصوص زن نیست، بلکه مفهومی بسیار فراتر از نوع پوشش دارد تا مردی به خود اجازه ندهد در یک مکان عمومی قضای حاجت کند و مادری نباشد که برای فرزند پسر خود محدودیت رفتاری در اجتماع قائل نشود.
سینا با دهان باز به او خیره مانده بود. فکر کرد سختترین بخش مادری آنجاست که بخواهی فرزندت را با ارزشهایی که در جامعه کمرنگ شدهاند بزرگ کنی.

آخرین شماره :
کیف پول
زنان، مصرف و سبک زندگي
«زن» عنصری «فرهنگ ساز» است که ارزشها، اعتقادات و شیوههای رفتار و عناصر دیگر فرهنگی را از نسلی به نسل دیگر منتقل میکند.
پاساژهای تهران
هر چقدر پول بدی، همان قدر آش میخوری!
نقش تبلیغات ماهوارهای در مصرف گرایی
نزدیک به 3 میلیون دستگاه گیرنده شبکههای ماهوارهای در ایران وجود دارد که تنها هفتاد هزار تا از آنها کشف شده است.
مصرف میکنم؛ پس هستم!
هرکس بنا به وسع مالی خود، دیِن خود را به موج سرسامآور تبلیغات و آگهیهای ناتمام ادا میکند.
سادهتر از یک لامپ معمولی!
اقناع از نظر رویکرد روانکاوی یک ویژگی منحصر به فرد داد.
نه! همین لباس زیباست نشانِ آدمیت!
چگونه با انتخاب سفره عقد، حسابهای مالی همسرتان را به صفر نزدیک کنید!
گوش شنوا
شبنم تازه خوابیده بود که صدایی از آن سوی دیوار آمد. ماهان کتاب داستان را زمین گذاشت و گوشاش را به دیوار چسباند. همانطور که سرش کج بود، در تاریکی تلالو دو نور را در سیاهی اتاق دید. کمی چشمهایش...
تلویزیون،مصرف،ما
تاثیر برنامههای تلویزیونی بر مصرف گرایی زنان يكي از تفريحات سالم خانواده چهار نفري ما نشستن پاي تلويزيون (بخوانيد لميدن!)و ديدن برنامههاي مختلف است. حداكثر تلاش ما هم اين است كه هيچ كدام را از دست ندهيم. اما سعي میكنم...
نقش نگرشها و ارزشها در بوجود آمدن سبک زندگی مصرفگرایانه
نگرش مردم نسبت به پدیدههای مختلف، غالبا همان چیزی است که رسانهها ترسیم کردهاند،
مهمانیهای دورهای
نوبت به او که افتاد، انواع غذاهای رنگارنگ بود که بر روی میز، چشمنوازی و صد البته دلنوازی میکرد.
«خلاف جریان آب»
زمانی که زن برای تامین نیازهای غیرضروری مدام همسر خود را تحت فشار گذاشته و هر روز چیز تازهای از او طلب کند،
تو هم میتوانی آرام زندگی كنی.
سالی چند جفت كفش، چند تا كیف، مدلها و رنگهای مد روز شال و روسری و لباس، لوازم آرایش، كافی شاپ و بازار فقط برای رفع خستگی و اینكه بگویی من هم میتوانم.
بالای شهر، پایین شهر
قیمت این محصولات دستساز چندان چشمگیر نبود. اما ...
این صورتكهای زیبا
رقم 800 میلیون دلاری واردات لوازم آرایش به صورت قاچاق حیرت زدهام میكند
ورق
باورم نمیشود آن کتاب قطور کاتالوگ تبلیغاتی بوده باشد و لعیا این همه وقت مشغول ورق زدن آن بوده باشد.
تدبیر مادر
زن لبخندی شیطنت آمیز زد و گفت: «تدبیرمادر»
هویت زنان و مصرفگرایی
مصرف کرن یکی از ملزومات زندگی بشری است که با رفع نیاز انسان پیوند دارد، در نتیجه مصرف کردن امری مثبت و در راستای برآوردن نیازهای انسان تلقی میشود، اما مصرف گرایی آن است که بیش از نیاز را پوشش...
مصرف گرایی از نگاه شهید آوینی
تأملی پیرامون مـصرفگرایی در اندیشه سیـد مـرتضی آوینی آنچه به آن خواهیم پرداخت، دیدگاه شهید آوینی است در باب «اصلاح الگوی مصرف». شاید در آثار آوینی درباره اصلاح الگوی مصرفف مستقیما چیزی یافت نشود. اما نسبت مصرف و تمدن مغرب...
بوی آش رشته عزیز
حوصله متلکهای نیوشا و المیرا را نداشتم که مدام بهم تکه بندازن و بگن ژیلت بدیم خدمتتون! نزدیک کنکور هم بود و درس را بهانه کردم و به شرط اینکه کاری به کارم نداشته باشند، به کتابخانه نرفتم .فکر میکردم...
زنان و اندیشههای طلایی مدیریت مصرف
مدیریت مصرف خانواده در شرایط عادی باید بر اساس میزان درآمدهای هر یك از اعضای خانواده و هزینهها تنظیم شود، و در این میان خانوادههایی موفقترند كه در این فرمول جایی نیز برای پسانداز و به اصطلاح «روز مبادا» در...
زنان، مصرف و سبک زندگي
«زن» عنصری «فرهنگ ساز» است که ارزشها، اعتقادات و شیوههای رفتار و عناصر دیگر فرهنگی را از نسلی به نسل دیگر منتقل میکند.
پاساژهای تهران
هر چقدر پول بدی، همان قدر آش میخوری!
نقش تبلیغات ماهوارهای در مصرف گرایی
نزدیک به 3 میلیون دستگاه گیرنده شبکههای ماهوارهای در ایران وجود دارد که تنها هفتاد هزار تا از آنها کشف شده است.
مصرف میکنم؛ پس هستم!
هرکس بنا به وسع مالی خود، دیِن خود را به موج سرسامآور تبلیغات و آگهیهای ناتمام ادا میکند.
سادهتر از یک لامپ معمولی!
اقناع از نظر رویکرد روانکاوی یک ویژگی منحصر به فرد داد.
نه! همین لباس زیباست نشانِ آدمیت!
چگونه با انتخاب سفره عقد، حسابهای مالی همسرتان را به صفر نزدیک کنید!
گوش شنوا
شبنم تازه خوابیده بود که صدایی از آن سوی دیوار آمد. ماهان کتاب داستان را زمین گذاشت و گوشاش را به دیوار چسباند. همانطور که سرش کج بود، در تاریکی تلالو دو نور را در سیاهی اتاق دید. کمی چشمهایش...
تلویزیون،مصرف،ما
تاثیر برنامههای تلویزیونی بر مصرف گرایی زنان يكي از تفريحات سالم خانواده چهار نفري ما نشستن پاي تلويزيون (بخوانيد لميدن!)و ديدن برنامههاي مختلف است. حداكثر تلاش ما هم اين است كه هيچ كدام را از دست ندهيم. اما سعي میكنم...
نقش نگرشها و ارزشها در بوجود آمدن سبک زندگی مصرفگرایانه
نگرش مردم نسبت به پدیدههای مختلف، غالبا همان چیزی است که رسانهها ترسیم کردهاند،
مهمانیهای دورهای
نوبت به او که افتاد، انواع غذاهای رنگارنگ بود که بر روی میز، چشمنوازی و صد البته دلنوازی میکرد.
«خلاف جریان آب»
زمانی که زن برای تامین نیازهای غیرضروری مدام همسر خود را تحت فشار گذاشته و هر روز چیز تازهای از او طلب کند،
تو هم میتوانی آرام زندگی كنی.
سالی چند جفت كفش، چند تا كیف، مدلها و رنگهای مد روز شال و روسری و لباس، لوازم آرایش، كافی شاپ و بازار فقط برای رفع خستگی و اینكه بگویی من هم میتوانم.
بالای شهر، پایین شهر
قیمت این محصولات دستساز چندان چشمگیر نبود. اما ...
این صورتكهای زیبا
رقم 800 میلیون دلاری واردات لوازم آرایش به صورت قاچاق حیرت زدهام میكند
ورق
باورم نمیشود آن کتاب قطور کاتالوگ تبلیغاتی بوده باشد و لعیا این همه وقت مشغول ورق زدن آن بوده باشد.
تدبیر مادر
زن لبخندی شیطنت آمیز زد و گفت: «تدبیرمادر»
هویت زنان و مصرفگرایی
مصرف کرن یکی از ملزومات زندگی بشری است که با رفع نیاز انسان پیوند دارد، در نتیجه مصرف کردن امری مثبت و در راستای برآوردن نیازهای انسان تلقی میشود، اما مصرف گرایی آن است که بیش از نیاز را پوشش...
مصرف گرایی از نگاه شهید آوینی
تأملی پیرامون مـصرفگرایی در اندیشه سیـد مـرتضی آوینی آنچه به آن خواهیم پرداخت، دیدگاه شهید آوینی است در باب «اصلاح الگوی مصرف». شاید در آثار آوینی درباره اصلاح الگوی مصرفف مستقیما چیزی یافت نشود. اما نسبت مصرف و تمدن مغرب...
بوی آش رشته عزیز
حوصله متلکهای نیوشا و المیرا را نداشتم که مدام بهم تکه بندازن و بگن ژیلت بدیم خدمتتون! نزدیک کنکور هم بود و درس را بهانه کردم و به شرط اینکه کاری به کارم نداشته باشند، به کتابخانه نرفتم .فکر میکردم...
زنان و اندیشههای طلایی مدیریت مصرف
مدیریت مصرف خانواده در شرایط عادی باید بر اساس میزان درآمدهای هر یك از اعضای خانواده و هزینهها تنظیم شود، و در این میان خانوادههایی موفقترند كه در این فرمول جایی نیز برای پسانداز و به اصطلاح «روز مبادا» در...















جیش که این حرفا رو نداره. دختربچه ها هم می تونن وسط خیابون جیش کنن