
تعداد بازدید: 175
اولین باری كه دیدمش فكر كردم از آنهاست كه تمام وقتشان پای اینترنت و تلفن و پرسهزنی در خیابانها میگذرد. رگههایی از رنگ قرمز میان موهایش كه از بالای مقنعه به شكلی عمدی بیرون گذاشته شده بود دیده میشد. مژههای بلند و بیش از اندازه سیاه و گونههای صورتی رنگش نتیجه یك آرایش ملایم بود. مادرش دیروز به زبانی قاطع تاكید كرده بود بابت هزینههای آرایشی نگران نیست و میخواهد مطمئن شود دختر به لحاظ سلامتی در خطر نباشد. از من خواسته بود بیپرده با او حرف بزنم و در ادامه هم خواهش كرده بود به عنوان مشاور، رازدار بمانم. برایش روشن كردم قرار است من شنونده باشم و او حرف بزند. قبل از اینكه لب باز كند، تمام ذهنم درگیر بود كه چطور بعد از شنیدن حرفهای بیاساس دوران نوجوانی، او را قانع كنم زندگی با آنچه انتظار دارد متفاوت است و چطور گزارشم از این ملاقات را برای مدیریت آماده كنم كه تاثیر منفی روی دوران تحصیل این دختر نداشته باشد.
سكوت را كه شكست، خیالم راحت شد. هم به شدت كم سن و سال بود و هم به شكلی باورنكردنی آگاه. خوب میدانست كجا اشتباه كرده و ابایی از اعتراف هم نداشت. پشیمان نبود البته. فقط اصرار داشت درك اشتباه، تلاش برای ارتكاب دوباره را در پی دارد و این یعنی قدم نهادن در راهی كه ممكن است به پایانی درست برسد. تاكید داشت میداند راههای اشتباه بیش از آنند كه عمر آدمی كفاف بدهد تمام آنها را تا انتها برود و دوباره از نو شروع كند. با اینكه بارها در طول سالهای فعالیتم در مقام مشاور دانشآموزی به دخترانی برخورده بودم كه از صداقت به عنوان حربهای برای خلع سلاح كردن مشاور استفاده میكردند، در مواجهه با این دختر مطمئن بودم برای این راستی و درستی نقشه نریخته است. برای درس خواندن احترام قائل بود و چه گواهی بهتر از این كه نتایج آزمونها او را همچنان در بین ممتازان مدرسه نشان میداد.
دختر گفته بود که وقتی میدانم این زیبایی و جوانی دائمی نیست و روزی در آیندهای نه چندان دور آن را از دست خواهم داد، امروز قدرش را میدانم و دوست دارم از آن بهترین استفاده را كنم. برایم مهم نیست كسی كه مرا نمیشناسد چه فكری درباره من بكند یا از روی ظاهرم چه تصمیمها بگیرد. مهم این است كه از آنچه هستم شرمنده نباشم و نیستم. چون اشتباهاتم آنقدر بزرگ نبوده كه جای جبران نداشته باشد.

به نسبت آنچه از یك دختر 14 ساله انتظار داشتم، مسلطتر بود. گفت نگرانی مادر و پدرش را درك میكند، اما نمیتواند كسی باشد كه آنها از او میخواهند. انتخابش را كرده بود و با آیندهای كه مادر و پدر برایش ترتیب داده بودند متفاوت بود. دوست داشت دنبال كشف ناشناختهها برود. سفر كند. تجربه كسب كند. انتخابی كه من بعد از همان اولین جلسه ملاقات فهمیدم چندان پایدار نخواهد بود. اما حق دادم از آن دفاع كند.
سكوت را كه شكست، خیالم راحت شد. هم به شدت كم سن و سال بود و هم به شكلی باورنكردنی آگاه. خوب میدانست كجا اشتباه كرده و ابایی از اعتراف هم نداشت. پشیمان نبود البته. فقط اصرار داشت درك اشتباه، تلاش برای ارتكاب دوباره را در پی دارد و این یعنی قدم نهادن در راهی كه ممكن است به پایانی درست برسد. تاكید داشت میداند راههای اشتباه بیش از آنند كه عمر آدمی كفاف بدهد تمام آنها را تا انتها برود و دوباره از نو شروع كند. با اینكه بارها در طول سالهای فعالیتم در مقام مشاور دانشآموزی به دخترانی برخورده بودم كه از صداقت به عنوان حربهای برای خلع سلاح كردن مشاور استفاده میكردند، در مواجهه با این دختر مطمئن بودم برای این راستی و درستی نقشه نریخته است. برای درس خواندن احترام قائل بود و چه گواهی بهتر از این كه نتایج آزمونها او را همچنان در بین ممتازان مدرسه نشان میداد.
دختر گفته بود که وقتی میدانم این زیبایی و جوانی دائمی نیست و روزی در آیندهای نه چندان دور آن را از دست خواهم داد، امروز قدرش را میدانم و دوست دارم از آن بهترین استفاده را كنم. برایم مهم نیست كسی كه مرا نمیشناسد چه فكری درباره من بكند یا از روی ظاهرم چه تصمیمها بگیرد. مهم این است كه از آنچه هستم شرمنده نباشم و نیستم. چون اشتباهاتم آنقدر بزرگ نبوده كه جای جبران نداشته باشد.

به نسبت آنچه از یك دختر 14 ساله انتظار داشتم، مسلطتر بود. گفت نگرانی مادر و پدرش را درك میكند، اما نمیتواند كسی باشد كه آنها از او میخواهند. انتخابش را كرده بود و با آیندهای كه مادر و پدر برایش ترتیب داده بودند متفاوت بود. دوست داشت دنبال كشف ناشناختهها برود. سفر كند. تجربه كسب كند. انتخابی كه من بعد از همان اولین جلسه ملاقات فهمیدم چندان پایدار نخواهد بود. اما حق دادم از آن دفاع كند.
وقتی ملاقات به پایان رسید، از خودم خجالت كشیدم. حرفهایی كه زده بود تفاوت دغدغههای نوجوانان در نسلها و دورههای متفاوت را به رخم میكشید. مطمئن بودم با امكانات و وسایل ارتباط جمعی كه امروز در اختیار این نسل است، تلاش من و دیگران برای آنكه آرزوهای از دست رفته خود را در نسل بعدمان جستجو كنیم بیهوده است و آنها آگاهتر از آنند كه بشود برای زندگیشان تصمیم گرفت. فكر كردم همانقدر كه به واسطه حرفه باید این نسل را در هدایت به سوی انتخابهای درست همراهی كنم، لازم است مادرها و پدرها را هم نسبت به دگرگونیهای زمانی آگاه كرده و به آنها راهكاری بدهم تا بتوانند به جای برخورد با فرزند نوجوان یا نگرانی بیش از اندازه برای آینده او، همراهی دلسوز و همیشگی باشند كه از اشتباه كردن نهراسند.

آخرین شماره :
کیف پول
زنان، مصرف و سبک زندگي
«زن» عنصری «فرهنگ ساز» است که ارزشها، اعتقادات و شیوههای رفتار و عناصر دیگر فرهنگی را از نسلی به نسل دیگر منتقل میکند.
پاساژهای تهران
هر چقدر پول بدی، همان قدر آش میخوری!
نقش تبلیغات ماهوارهای در مصرف گرایی
نزدیک به 3 میلیون دستگاه گیرنده شبکههای ماهوارهای در ایران وجود دارد که تنها هفتاد هزار تا از آنها کشف شده است.
مصرف میکنم؛ پس هستم!
هرکس بنا به وسع مالی خود، دیِن خود را به موج سرسامآور تبلیغات و آگهیهای ناتمام ادا میکند.
سادهتر از یک لامپ معمولی!
اقناع از نظر رویکرد روانکاوی یک ویژگی منحصر به فرد داد.
نه! همین لباس زیباست نشانِ آدمیت!
چگونه با انتخاب سفره عقد، حسابهای مالی همسرتان را به صفر نزدیک کنید!
گوش شنوا
شبنم تازه خوابیده بود که صدایی از آن سوی دیوار آمد. ماهان کتاب داستان را زمین گذاشت و گوشاش را به دیوار چسباند. همانطور که سرش کج بود، در تاریکی تلالو دو نور را در سیاهی اتاق دید. کمی چشمهایش...
تلویزیون،مصرف،ما
تاثیر برنامههای تلویزیونی بر مصرف گرایی زنان يكي از تفريحات سالم خانواده چهار نفري ما نشستن پاي تلويزيون (بخوانيد لميدن!)و ديدن برنامههاي مختلف است. حداكثر تلاش ما هم اين است كه هيچ كدام را از دست ندهيم. اما سعي میكنم...
نقش نگرشها و ارزشها در بوجود آمدن سبک زندگی مصرفگرایانه
نگرش مردم نسبت به پدیدههای مختلف، غالبا همان چیزی است که رسانهها ترسیم کردهاند،
مهمانیهای دورهای
نوبت به او که افتاد، انواع غذاهای رنگارنگ بود که بر روی میز، چشمنوازی و صد البته دلنوازی میکرد.
«خلاف جریان آب»
زمانی که زن برای تامین نیازهای غیرضروری مدام همسر خود را تحت فشار گذاشته و هر روز چیز تازهای از او طلب کند،
تو هم میتوانی آرام زندگی كنی.
سالی چند جفت كفش، چند تا كیف، مدلها و رنگهای مد روز شال و روسری و لباس، لوازم آرایش، كافی شاپ و بازار فقط برای رفع خستگی و اینكه بگویی من هم میتوانم.
بالای شهر، پایین شهر
قیمت این محصولات دستساز چندان چشمگیر نبود. اما ...
این صورتكهای زیبا
رقم 800 میلیون دلاری واردات لوازم آرایش به صورت قاچاق حیرت زدهام میكند
ورق
باورم نمیشود آن کتاب قطور کاتالوگ تبلیغاتی بوده باشد و لعیا این همه وقت مشغول ورق زدن آن بوده باشد.
تدبیر مادر
زن لبخندی شیطنت آمیز زد و گفت: «تدبیرمادر»
هویت زنان و مصرفگرایی
مصرف کرن یکی از ملزومات زندگی بشری است که با رفع نیاز انسان پیوند دارد، در نتیجه مصرف کردن امری مثبت و در راستای برآوردن نیازهای انسان تلقی میشود، اما مصرف گرایی آن است که بیش از نیاز را پوشش...
مصرف گرایی از نگاه شهید آوینی
تأملی پیرامون مـصرفگرایی در اندیشه سیـد مـرتضی آوینی آنچه به آن خواهیم پرداخت، دیدگاه شهید آوینی است در باب «اصلاح الگوی مصرف». شاید در آثار آوینی درباره اصلاح الگوی مصرفف مستقیما چیزی یافت نشود. اما نسبت مصرف و تمدن مغرب...
بوی آش رشته عزیز
حوصله متلکهای نیوشا و المیرا را نداشتم که مدام بهم تکه بندازن و بگن ژیلت بدیم خدمتتون! نزدیک کنکور هم بود و درس را بهانه کردم و به شرط اینکه کاری به کارم نداشته باشند، به کتابخانه نرفتم .فکر میکردم...
زنان و اندیشههای طلایی مدیریت مصرف
مدیریت مصرف خانواده در شرایط عادی باید بر اساس میزان درآمدهای هر یك از اعضای خانواده و هزینهها تنظیم شود، و در این میان خانوادههایی موفقترند كه در این فرمول جایی نیز برای پسانداز و به اصطلاح «روز مبادا» در...
زنان، مصرف و سبک زندگي
«زن» عنصری «فرهنگ ساز» است که ارزشها، اعتقادات و شیوههای رفتار و عناصر دیگر فرهنگی را از نسلی به نسل دیگر منتقل میکند.
پاساژهای تهران
هر چقدر پول بدی، همان قدر آش میخوری!
نقش تبلیغات ماهوارهای در مصرف گرایی
نزدیک به 3 میلیون دستگاه گیرنده شبکههای ماهوارهای در ایران وجود دارد که تنها هفتاد هزار تا از آنها کشف شده است.
مصرف میکنم؛ پس هستم!
هرکس بنا به وسع مالی خود، دیِن خود را به موج سرسامآور تبلیغات و آگهیهای ناتمام ادا میکند.
سادهتر از یک لامپ معمولی!
اقناع از نظر رویکرد روانکاوی یک ویژگی منحصر به فرد داد.
نه! همین لباس زیباست نشانِ آدمیت!
چگونه با انتخاب سفره عقد، حسابهای مالی همسرتان را به صفر نزدیک کنید!
گوش شنوا
شبنم تازه خوابیده بود که صدایی از آن سوی دیوار آمد. ماهان کتاب داستان را زمین گذاشت و گوشاش را به دیوار چسباند. همانطور که سرش کج بود، در تاریکی تلالو دو نور را در سیاهی اتاق دید. کمی چشمهایش...
تلویزیون،مصرف،ما
تاثیر برنامههای تلویزیونی بر مصرف گرایی زنان يكي از تفريحات سالم خانواده چهار نفري ما نشستن پاي تلويزيون (بخوانيد لميدن!)و ديدن برنامههاي مختلف است. حداكثر تلاش ما هم اين است كه هيچ كدام را از دست ندهيم. اما سعي میكنم...
نقش نگرشها و ارزشها در بوجود آمدن سبک زندگی مصرفگرایانه
نگرش مردم نسبت به پدیدههای مختلف، غالبا همان چیزی است که رسانهها ترسیم کردهاند،
مهمانیهای دورهای
نوبت به او که افتاد، انواع غذاهای رنگارنگ بود که بر روی میز، چشمنوازی و صد البته دلنوازی میکرد.
«خلاف جریان آب»
زمانی که زن برای تامین نیازهای غیرضروری مدام همسر خود را تحت فشار گذاشته و هر روز چیز تازهای از او طلب کند،
تو هم میتوانی آرام زندگی كنی.
سالی چند جفت كفش، چند تا كیف، مدلها و رنگهای مد روز شال و روسری و لباس، لوازم آرایش، كافی شاپ و بازار فقط برای رفع خستگی و اینكه بگویی من هم میتوانم.
بالای شهر، پایین شهر
قیمت این محصولات دستساز چندان چشمگیر نبود. اما ...
این صورتكهای زیبا
رقم 800 میلیون دلاری واردات لوازم آرایش به صورت قاچاق حیرت زدهام میكند
ورق
باورم نمیشود آن کتاب قطور کاتالوگ تبلیغاتی بوده باشد و لعیا این همه وقت مشغول ورق زدن آن بوده باشد.
تدبیر مادر
زن لبخندی شیطنت آمیز زد و گفت: «تدبیرمادر»
هویت زنان و مصرفگرایی
مصرف کرن یکی از ملزومات زندگی بشری است که با رفع نیاز انسان پیوند دارد، در نتیجه مصرف کردن امری مثبت و در راستای برآوردن نیازهای انسان تلقی میشود، اما مصرف گرایی آن است که بیش از نیاز را پوشش...
مصرف گرایی از نگاه شهید آوینی
تأملی پیرامون مـصرفگرایی در اندیشه سیـد مـرتضی آوینی آنچه به آن خواهیم پرداخت، دیدگاه شهید آوینی است در باب «اصلاح الگوی مصرف». شاید در آثار آوینی درباره اصلاح الگوی مصرفف مستقیما چیزی یافت نشود. اما نسبت مصرف و تمدن مغرب...
بوی آش رشته عزیز
حوصله متلکهای نیوشا و المیرا را نداشتم که مدام بهم تکه بندازن و بگن ژیلت بدیم خدمتتون! نزدیک کنکور هم بود و درس را بهانه کردم و به شرط اینکه کاری به کارم نداشته باشند، به کتابخانه نرفتم .فکر میکردم...
زنان و اندیشههای طلایی مدیریت مصرف
مدیریت مصرف خانواده در شرایط عادی باید بر اساس میزان درآمدهای هر یك از اعضای خانواده و هزینهها تنظیم شود، و در این میان خانوادههایی موفقترند كه در این فرمول جایی نیز برای پسانداز و به اصطلاح «روز مبادا» در...















bi nahayat ziba va por mafhom bood