1520
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. زهرا فرجی
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۳)
            تعداد بازدید: 1520
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        مرد سیاست، هزار کثافت‌کاری هم ببیند و بکند، با یک شانه بالا انداختن خود را از بار گناه تخلیه می‌کند.

        تلفن از دستم نمی‌افتد. همین‌طور شماره‌ها را می‌گیرم و توی دلم بد و بیراه نثار خودم می‌کنم که گذاشته‌ام به اینجا بکشد. چقدر همه گفتند جای مهدیه آنجا نیست. آنقدر پافشاری کرد و دلیل آورد که دلم سوخت. گفتم حق دارد. فکر کردم این نگاه جنسیتی هم معضلی است که دامن‌مان را گرفته و نمی‌گذارد آزاد عمل کنیم. آقاجان گفت سیاست کار زنانه نیست و وقتی زنی به آن قدم گذاشت دیگر فرقی با مرد ندارد. حرفش را نفهمیدم. محمد گفت هر چقدر هم مهدیه مطمئن، بازی همان بازی خطرناکی است که هزار هزار مرد را از پا درآورده و دست آخرش هیچ نمانده مگر زخم‌هایی عمیق بر پیکر زندگی و سال‌هایی که از دست رفته، بی‌آنکه هیچ آرمانی به نتیجه رسیده باشد. مادر گفت رضا که نیستم، ولی مهدیه خودش می‌داند و تو. تا امروز هر کار خواسته نه نیاوردم، از این پس هم نمی‌آوردم. اما عاقبتش خوش نیست. چون زن با مرد فرق دارد. آن‌هم فرق اساسی. مرد سیاست، هزار کثافت‌کاری هم ببیند و بکند، آخرش با یک شانه بالا انداختن خود را از بار گناه تخلیه می‌کند و هزار بهانه مستدل می‌آورد که نه فقط تمام دنیا، که حتا خودش هم باور می‌کند تقصیر بر گردن او نبوده است؛ حال آنکه زن از این بار گناه خلاصی ندارد.

        volume36_25.jpg
        مهدیه خوش‌بین بود. من هم دل به دلش داده بودم. اشتباهی که حالا بر گرده‌ام سنگینی می‌کرد. آن روزها فکر کردم چه کسی بهتر از او که هم عاشق خدمت و حضور در صحنه است و هم آگاهی و مطالعه‌اش بالاست و هم جسارت کافی برای دفاع از حق دارد. بابت یک دلسوزی احمقانه فرصت داده بودم تا ماجرا به امروز بکشد. مادر راست گفته بود. مردهای مجلس می‌آمدند، حرف می‌زدند، قول می‌داند، قسم می‌خوردند، آب از آب تکان نمی‌خورد. بعد که مورد سوال قرار می‌گرفتند بهانه پشت بهانه ردیف می‌کردند که فلان سازمان مانع شد و فلان قانون اجازه نداد و فلان مصلحت در کار بود. مهدیه نمی‌توانست. قول می‌داد، شب و روزش می‌شد حرص و جوش به عمل رساندن آن قول و وقتی تلاش‌ها به نتیجه نمی‌رسید، سرافکنده می‌رفت مقابل دوربین گستاخ هرچه رسانه سرکج می‌کرد و معذرت می‌خواست و گناه به گردن می‌گرفت. می‌خواست با ابراز شرمندگی بخشی از بار گناه را سبک کند و نمی‌شد. نمی‌گذاشتند. تمام مصاحبه‌هایش تدوین می‌شد. عذرخواهی‌ها از گفتگوها حذف می‌شد. تحریف کلام به جایی می‌رسید که مهدیه انگشت به دهان می‌ماند کی و کجا اینها را گفته که خودش نمی‌داند. کلی زیرمیزی دادیم تا کشف شد آقایان از ابراز شرمندگی نماینده خانم راضی نبوده‌اند و تصمیم گرفته‌اند ایشان را همرنگ جماعت نشان دهند تا مبادا ذائقه مردم به شیوه دیگری از برخورد عادت کند که به رسم مردانه نزدیک نیست.
        سیاست کار زنانه نبود و من اجازه دادم زنی که تمام زندگی‌ام به وجودش بسته است، به آن قدم بگذارد. همین‌طور شماره می‌گیرم و کسی جواب‌گو نیست. مهدیه گم شده است. زن نماینده، نخواهد به پلیدی دنیای مردانه سیاست تن بدهد، می‌شود شبحی که باید برای پیدا کردنش از دیوارهای شهر عبور کرد. می‌نشینم روبروی عکس قاب شده‌اش بر دیوار. به نگاهش خیره می‌مانم و آرزو می‌کنم هر جا که هست، هنوز از ارزش‌های زنانه‌اش دفاع کند و به هیچ قیمتی تن به مردانگی ندهد.


        3 نظر | ارسال نظر

              1. user-pic
              2. راضیه
                ۰۶ آذر ۹۱
                ۱۵:۴۴
          1.  
            سلام خانوم فرجی آیا شما فمینیست هستید؟ از سکوت ها و تمکین های زنان مجلس خبر دارید؟ با واقعیت ها بیشتر تماس بگیرید و نگذارید مجله به طرفداری از فمینیستهای افراطی متهم شود
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. نامشخص
                ۰۸ آذر ۹۱
                ۲۳:۳۰
          1.  
            پاسخی به نظر راضیه
            سلام خانوم فرجی آیا شما فمینیست هستید؟ از سکوت ها و تمکین های زنان مجلس خبر دارید؟ با واقعیت ها بیشتر تماس بگیرید و نگذارید مجله به طرفداری از فمینیستهای افراطی متهم شود
            راضیه جان از توجهی که دارید سپاسگذارم. خوشبختانه در جمع فمینیست ها هم به همین اندازه بدبینی نسبت به بنده وجود دارد که خیالم راحت باشد هنوز به هیچ عنوان و گروهی وابستگی ذهنی و مفهومی ندارم. به نکته مورد اشاره شما هم به خوبی واقفم. ولی فکر می کنم خواننده علاقه مند به این نشریه، دفاع از مطلب را منطقی تر بداند تا نقد و نکوهش آن. چرا؟ به این دلیل که اگر نشریه نتواند موضوعی را از زاویه دیدهای متفاوت و گاه متضاد بررسی کند به ورطه تکرار و تایید خویش می افتد که مانعی جدی در روند رشدش خواهد بود. پویایی دخت ایران در ابراز بدون دغدغه نگاه های متفاوت به موضوعی مشترک است. بحث دفاع از موضوع در میان نیست، بحث مخالفت با موضوع در میان نیست، بحث اصلی به چالش کشاندن موضوع و بررسی آن از زوایای مختلف است که بدون وجود این مطلب و امثال آن در بین دیگر مطالب نشریه، امکان پذیر نیست. شما را نمی دانم، اما من به عنوان یکی از نویسندگان این نشریه فکر می کنم لازم است گاهی حرف هایی از جنس متفاوت هم بزنیم تا اختلاف نظر پیش بیاید و راه گفتگو باز شود. شاید به همین دلیل هم هست که خود و نشریه را در برابر اتهامی که اشاره کردید مصون می بینم.
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. رضا
                ۱۴ آذر ۹۱
                ۱۴:۲۵
          1.  
            ببخشید اون وقت این مطلب داستانه؟
           
          0
           
          0
          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷