1389
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. زهرا فرجی
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۱)
            تعداد بازدید: 1389
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        داشتن بچه دوم نه اختیار، که صددرصد اجبار است...

        سلام

        دیدم این روزها بدجور گوشَت به روی شنیدن حرف‌هایم بسته است، گفتم بنویسم بلکه فرجی شود. صبح که پای تلفن برای بار هزارم از خواهرم پرسیدی جای تو بود چه می‌کرد، لجم درآمد. خواهرها و برادرهای خودت کم بودند که پای این یکی طایفه هم باید باز شود به ماجرا؟!
         
        اصلاً یکی از همین دلایلی که نمی‌گذارد به نتیجه برسی و بفهمی خودت چه می‌خواهی و برنامه‌ات برای آینده زندگی چیست، همین توجه و دقتی است که خرج نظر دیگران می‌کنی. عزیز من، خیلی تصمیم‌ها هستند که باید فردی گرفته شوند. نکند آنوقت که پای سفره عقد نشستیم هم انتخابات عمومی انجام داده بودی و اکثر آراِ این شد که بعله تحویل بدهی به این داماد نگون‌بخت؟! حالا نه اینکه امروز وقت و جای گلایه باشد، نه. ولی کاری می‌کنی دست و دل آدم بلرزد. بارها گفتم، بازهم تاکید می‌کنم، وقتی پای خواهرها و برادرها را بابت همچین مساله‌ای وسط بکشی همین بساط است. فکر کردی چه کمکی می‌کنند؟ اصلاً کجای ماجرا هستند که بتوانند کمک کنند؟ دوره که دیگر دوره خانواده مرکب و این حرف‌ها نیست. الان مادربزرگ پدربزرگ‌هامان هم فهمیده‌اند این تصمیم‌ها خصوصی‌تر از آن است که بشود در آن دخالت کرد. من وقتی از تو پرسیدم، یعنی نظر خودت مهم است. مگر جز من و تو کس دیگری هم در این زندگی شریک بوده تا امروز؟! خواهرها و برادرها زندگی خودشان را دارند.
         
        من و تو هم باید به فکر زندگی خودمان باشیم. من می‌دانم برای زنی مثل تو که انگار از روز و ساعت و لحظه اول برای مادری کردن به دنیا آمده است؛ برای زنی که روانشناسی کودک خوانده و تئوری‌هایی که تک‌فرزندی را عامل بسیاری از اختلالات رفتاری در کودک به شمار می‌آورند، داشتن بچه دوم نه اختیار، که صددرصد اجبار است... اما چه کنم که من با این تئوری‌ها کنار نمی‌آیم و وجود انسان را مستقل‌تر از این می‌بینم که بشود نسخه‌ای عام برایش صادر کرد. برای من همان یک فرزندی که داریم و شکرخدا سلامت و بالنده است بسنده می‌کند. هر کمکی هم که بتوانم به رشد و بالندگی روحی و شخصیتی و تربیتی‌اش می‌کنم. چه کار دارم در کتاب روانشناسی چه نوشته و نظریه‌پردازها چه اعتقادی دارند؟ برای من سلامت خانواده‌ام مهم است که فعلاً فراهم است. چرا باید با به خطر انداختن جان عزیزترینم در این زندگی، به راهی بروم که عقل حکم می‌کند خطاست؟ و بدتر اینکه چرا باید بنشینم به تماشای اینکه این عزیزترین، روزهاست فکرش را به موضوعی مشغول کرده که قرار است به نفع فرزند فعلی‌اش باشد، حال آنکه زیانش کم‌کم دارد سر به فلک می‌زند. همین دیشب که بردم بخوابانمش پرسید: بابایی بچه خیلی گرونه؟ گفتم چطور؟ گفت نمی‌شه یکی بخریم که مامان خیالش راحت شه؟! خواستم صدایت کنم بیایی برایش توضیح بدهی خیالت با این حرف‌ها راحت شدنی نیست، پای تلفن بودی و خواهرت داشت با یادآوری داستان معجزه زندگی‌اش به تو قوت قلب می‌داد که وقتی پزشک‌ها از خطر حرف می‌زنند نباید جدی گرفت.
         
        من نمی‌فهمم چطور وقتی از عواقب تک‌فرزندی حرف می‌زنند فیلسوف‌ترین و داناترین و آگاه‌ترین فرد به مسایل‌اند، آنوقت نوبت به خطرات جسمی و سلامت که می‌رسد زیاد سرشان نمی‌شود؟! خوب است همین خواهرخانم‌تان را بعد از آخرین زایمان افتخارآمیزشان یک ماه و نیم در بیمارستان نگه داشتند و هر روزتان با سلام و صلوات و نذر گذشت تا بالاخره به خانه برگشت. چطور اینها را نمی‌بینی؟ اگر زبانم لال برای خواهرت اتفاق بدی می‌افتاد، شوهر پسرپرستش چه غلطی می‌خواست بکند با ۵ دختر قد و نیم قدی که هر کدام نتیجه آرزوی ایشان بودند برای داشتن فرزند پسری که نام طایفه‌اش را زنده نگه دارد؟ خدا رحم کرده همه‌تان شاهدید همین خانم ماهی چندبار باید پیش این دکتر و آن دکتر برود برای اطمینان از سلامتی که می‌شد به سادگی حفظ شود و خودخواهی اجازه نداد.
         
        دوست داری راه رفته را تو هم دوباره بروی؟ حرفی نیست. ولی خودت باش. اینقدر پای این و آن را میان نکش. بنشین با خودت صاف و صادق فکر کن و ببین حاضری یک‌بار دیگر آن روزهای سخت بارداری و آن خطرات هر روزه و آن بحران زایمان و آن تا مرز مرگ رفتن و برگشتن را تحمل کنی؟ ببین چیزی که به دست می‌آوری ارزش این ایثار را دارد؟ ببین آیا نتیجه‌اش همان خواهد بود که انتظار داری؟ ببین هیچ شکی در این راه‌حل وجود ندارد؟ آنوقت بیا بگو به این دلیل و به این برهان و از این نگاه، تصمیمم را گرفته‌ام. خدا شاهد است روی حرفت حرف نمی‌زنم. اما خودت باش. خودت راه را ببین. سبک سنگین کن. آنچه داری را بابت آنچه ممکن است به دست بیاید هزینه نکن. تصمیم تو هرچه باشد، من همراه تو می‌مانم. مثل همیشه. فقط زودتر این طومار را ببند که باز بودنش دارد همه‌مان را دیوانه می کند.
         
        قربان مهربانی‌ات
         
         
         
         

        1 نظر | ارسال نظر

              1. user-pic
              2. نامشخص
                ۰۶ بهمن ۹۱
                ۲۲:۵۵
          1.  
            "خیلی تصمیم‌ها هستند که باید فردی گرفته شوند" کاملا موافقم.
           
          0
           
          0
          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷