1192
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
      • حالا، همانطور که از پله‌ها پایین می‌رفت، از خودش خجالت کشید که باز هم شرم کرده بود بگوید خانه‌دار است و به حال زن جوان که با آن همه غرور، خانه‌داری‌اش را به رخ کشیده بود غبطه خورد.
        نگاه دیگری به ساعت انداخت. تا همین جا هم ده دقیقه‌ای تاخیر کرده بود. پله‌ها را دو تا یکی بالا دوید و نفس نفس زنان قدم به راهرو گذاشت. دختری که پشت میز نشسته بود، نگاهی بی‌دقت به ورود او انداخت و نامش را پرسید؛ گفت. دختر نگاه دقیق‌تری به او انداخت و پوزخند زد.
        «اولین باره کسی نمی‌تونه آدرس ما رو پیدا کنه!»
        تلاش کرد لحن تمسخرآمیز دختر را ندیده بگیرد. تعریف این دکتر را خیلی شنیده بود و حالا که به این سختی وقت گرفته و به مطب رسیده بود، نمی‌خواست به سادگی موقعیت را از دست بدهد. دختر فرمی را پیش رو نهاد و سوال و جواب را برای تشکیل پرونده شروع کرد. به شغل که رسید، سکوت شد. برای یک لحظه نتوانست تصمیم بگیرد چه جوابی بدهد. دختر که منتظر جواب بود دوباره پرسید شاغل هستید یا نه؟! پیش خودش فکر کرد چرا که نه؟! و پاسخ، مثبت بود. دختر وارد جزئیات نشد و همه‌چیز به خیر و خوشی فیصله یافت.
        از مطب که بیرون آمد، ناخودآگاه زن جوانی که مقابل دختر در حال تشکیل پرونده بود نظرش را جلب کرد. دختر باز هم سوال شغلی را مطرح کرد و زن جوان با غروری عجیب اعلام کرد خانه‌دار. دختر بی‌اعتنا مشغول نوشتن شد. اما لحن پرافتخار زن، او را یاد مادرش انداخت.
        روزی که عذرش را از شرکت خواسته بودند، مادر مثل همیشه آرام و سازگار با موضوع برخورد کرده و جنجال او را خوابانده بود. مادر گفته بود: «هروقت توانستی بفهمی خانه‌داری چه شغل سخت و طاقت‌فرسایی است، یاد می‌گیری چطور با از دست دادن یک شغل معمولی خودت را نبازی.»
        حالا، همانطور که از پله‌ها پایین می‌رفت، از خودش خجالت کشید که باز هم شرم کرده بود بگوید خانه‌دار است و به حال زن جوان که با آن همه غرور، خانه‌داری‌اش را به رخ کشیده بود غبطه خورد.

          1. امتیازدهی:
            لطفا منصفانه امتیاز دهید.
              1.  
              2. ۱۰۰%
              3. تعداد: ۰۱ رای

        4 نظر | ارسال نظر

              1. user-pic
              2. محمد
                ۰۸ خرداد ۸۹
                ۱۷:۴۷
          1.  
            مشکل اینه که یه سری کارا از اول تو ذهنمون کار نیستن...
           
          0
           
          0
          1.  
            مطلب بسیار خوب و جالبی بود از حسن توجه شما کمال تشکر وامتنان را دارم
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. سروش
                ۲۰ خرداد ۸۹
                ۱۱:۴۹
          1.  
            آسوده منم که خر ندارم... از کاه و جوئش خبر ندارم!!!! والا بی مادری هم اونقدرا که می‌گن بد نیست. گفته باشم.
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. شادی
                ۲۲ خرداد ۸۹
                ۱۷:۳۰
          1.  
            محمد راست می‌گه. مثلا تماشای یه فیلم به من یاد داد تو دنیا هستن کسایی که کارشون اخراج کردن آدمهاست!!! باورتون نمی‌شه برید فیلم بر فراز آسمان با بازی جورج کلونی رو ببینین.
           
          0
           
          0
          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷