4264
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. حمیدرضا غلامزاده
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۱۹)
            تعداد بازدید: 4264
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        یکشنبه، ۰۴ خرداد ۱۳۹۳
        هدف مسیح علی‌نژاد از راه‌اندازی صفحه آزادی‌های یواشکی در فیسبوک چیست؟
         
        دخت ایران - کمتر از یک ماه پیش صفحه جدیدی با نام «آزادی‌های یواشکی» در فیس بوک راه‌اندازی شد. این صفحه توسط معصومه (مسیح) علی‌نژاد، روزنامه‌نگاری که از ایران متواری شد، ایجاد شده و طبیعتا با توجه به شغل او، مورد توجه رسانه‌های غربی نیز قرار گرفته است. در این صفحه از زنان ایرانی دعوت شده تا در گذرگاه‌ها و اماکن عمومی حجاب خود را به صورت «یواشکی» برداشته و عکس خود را برای این صفحه ارسال کنند. در مورد میزان استقبال از این کمپین، موارد متعددی را باید مد نظر داشت؛ از جمله اینکه مدیر صفحه مدعی دریافت تعداد بالایی عکس است که ارزیابی و تایید و انتشار آنها زمان‌بر است؛ تعدادی هم این صفحه را تایید کرده‌اند یا عکس فرستاده‌اند که شمار آنها مشخص است؛ از سوی دیگر تعدادی از افرادی که تایید کننده بوده‌اند از مردان یا ایرانیان خارج از کشور بوده‌اند. برخی نیز تنها برای رصد ماجرا صفحه را دنبال می‌کنند. بنابراین، ارزیابی میزان کمی استقبال از این صفحه نه ساده است و نه ضروری. 
         
        اما فارغ از اینکه میزان استقبال چگونه بوده است، در مورد شیوه عملکرد این ایده و شرایطی که در بستر آنها چنین اتفاقی رخ می‌دهد می‌توان صحبت کرد. 

        Daily.2622.jpg
        چه جسور! 
        اولین نکته در شیوه تبلیغ این صفحه و شیوه قانع کردن زنان و دختران است. چه در توضیحات اولیه صفحه و چه در توضیحاتی که برای عکس‌ها نوشته می‌شود، استفاده از کلماتی مانند «شجاعت»، «جسارت»، «اجبار»، «آزادی» و از این دست به وفور دیده می‌شود. به عبارت دیگر دست اندرکاران این طرح به دنبال تهییج و تحریک مخاطبان هستند تا با ایجاد یک جسارت مقطعی، مخاطب احساس کند با چنین تخلفی، به مجموعه‌ای از آزادی‌ها و رهایی‌ها دست پیدا کرده و مشت کوبنده‌ای بر سالها و قرنها سرکوب و محدودیت زده است! کما این‌که در ادامه خواهید دید «شادی صدر»، یکی از چهره‌های فمینیست ایران نیز معتقد است دختران و زنانی که این عکس‌ها را ارسال می‌کنند، دیگر با خویشتن قبل از عکس‌شان یکی نیستند. 
         
        بنابراین، همانطور که در علم جرم‌شناسی معتقدند حضور در جمع همنوعان و دوستان، جسارت و امکان ارتکاب جرم را افزایش می‌دهد، دست‌اندرکاران طرح آزادی یواشکی نیز تلاش می‌کنند با القای استقبال کثیر و گسترده زنان این فضای گروهی را ایجاد کرده و ترس از تنها بودن را از بین ببرند؛شادی صدر در یادداشت خود درباره این کمپین می‌نویسد: «وصل شدن این زنان به همدیگر، اگرچه مجازی است، اما در عالم واقعیت تغییری مهم ایجاد می کند. اول اینکه هر یک از آنها دیگر می‌داند که تنها او نیست که حجاب اجباری نمی‌خواهد. آدم تنها، آسیب پذیرتر است از آدمی که با دانستن اینکه دیگرانی، هر چند دور، هرچند غریبه، با او درد مشترک دارند. این، نه فقط به تک تک زنان قدرت می‌دهد بلکه در عرصه عمومی نیز یک مطالبه مشترک که همان عدم اجبار در حجاب است، به نمایش می گذارد.» دوم آنکه با استفاده از واژگانی مانند جسارت و جرات و شجاعت، روحیه قهرمانی به آنها داده و این احساس را بدهند که اینان قهرمانان حماسه‌ساز زنان در بند ایران زمین‌اند. 

        Daily.2623.jpg
        بی‌قانونی یواشکی!
        از سوی دیگر، آنچه در این کمپین به چشم نمی‌خورد، اشاره به ماهیت این رفتار، یعنی «قانون‌شکنی» است. فارغ از اینکه قانون حجاب در ایران چه ضعف و قوت‌هایی دارد، به هر حال یک قانون و بالطبع لازم‌الاجراست. بنابراین، صفحه آزادی یواشکی مخاطبان خود را به «قانون‌شکنی» تشویق و ترغیب می‌کند. در کشورهای غربی مانند کانادا و آمریکا و نیز اروپایی که مسیح علی‌نژاد در آن زندگی می‌کند، قانون‌شکنی بیشترین قبح را در جامعه دارد و سخت‌ترین برخوردها با آن صورت می‌گیرد. هر تخلفی نسبت به قانون که صورت بگیرد، سختگیرانه‌ترین تنبیه به نسبت آن تخطی از قانونی برای فرد لحاظ می‌شود. با این حال، دست‌اندرکاران این صفحه به دنبال ترویج قانون‌شکنی در میان مردم ایران هستند. البته به نظر می‌رسد این طراحی با استفاده از نافرمانی‌های مدنی و راهبرد «جین شارپ» صورت گرفته است که در این مجال جای پرداختن به آن نیست. 
         
        اما آنچه اهمیت دارد، تغییر ارزش‌ها و تبدیل یک ضدارزش (قانون‌شکنی) به یک ارزش (جسارت و جرات) می‌باشد. 
         
        برای درک این ماهیت و خطا بودن این قانون‌شکنی می‌توان بر اساس این ماهیت مثال‌های دیگری زد تا عمق ماجرا ملموس‌تر باشد. فرض کنید کمپینی به راه بیافتد که هر کس در اعتراض به گرانی ماشین، روی ماشین دیگران خط بیاندازد و عکس آن را به صفحه کمپین ارسال کند! یا هر کس به صورت «دزدکی» مبلغ یا وسیله‌ای را از دوست یا نزدیکان خود «کش برود» و عکس آن را در صفحه به اشتراک بگذارد! اگر از منظر قانون‌شکنی به مساله نگاه کنیم، همه اینها در یک درجه از قبح و خطا قرار دارند. 

        Daily.2624.jpg
        پله پله تا کجا؟!
        مسیح علی نژاد که صفحه آزادی یواشکی را به راه انداخته، پیش از این بارها نفرت خود از ایران را علنا نشان داده است و ابایی از این کار ندارد؛ چرا که چنین مخالفتهای علنی در سایر کشورها خریدار دارد و از این رفتارها حمایت می‌کنند. بنابراین تعجبی ندارد که چنین کمپینی مورد استقبال رسانه‌ها و دولتهای غربی قرار گیرد. اما چنین حرکتی صرفا یک حرکت تفریحی برای یک فرد عادی نمی‌تواند باشد. از شیوه عملکرد و بازخوردهای موجود می‌توان دستاوردهای مطلوب دست‌اندرکاران این طرح را شناخت. 
         
        همانطور که پیش‌تر ذکر شد، آنچه این صفحه ترویج می‌کند، تخطی از قانون و به تعبیر جین شارپ، یکی از متخصصان دیپلماسی عمومی و جنگ نرم آمریکا، نافرمان مدنی است. این روال می‌تواند جمعیتی فراتر از واقعیت را به تصویر بکشد و برای تخلف‌های بزرگتر و هماهنگ شده آماده کند. هر چند با توجه به عدم ارتباط مستقیم طراحان چنین حرکت‌هایی با مردم ایران و تکیه بر بستر مجازی به عنوان تنها راه ارتباطی، چنین هدفی قابل تحقق نیست. 
         
        در این خصوص، نوشتار یکی از فعالان فمینیست ایرانی نیز قابل توجه است. شادی صدر بر این باور است که دختران و زنانی که در پاسخ به این فراخوان حجاب خود را برای لحظه‌ای برمی‌دارند، دیگر آن انسان قبلی نیستند. به گفته وی با این کار فرد جدیدی متولد می‌شود که به گذشته خود نه گفته و با حجاب اجباری مخالفت کرده است. در عین حال، وی از نبود پشتوانه جنبشی لازم برای چنین حرکتی گلایه می‌کند و معتقد است بدحجابی طرح ناقصی است که سطح مطالبات زنان را تنزل داده است. به عبارت دیگر، صدر معتقد است مساله حجاب هرگز برای اصطلاحا فمینیست‌ها دغدغه جدی نبوده و فعالان این رویکرد در بیشترین حالت «بدحجاب» بوده‌اند و یا در موقعیت‌های خاص، مانند شرکت در برنامه‌های خارج از کشور یا زندگی فردی خود بی‌حجاب بوده‌اند. «گفتمان غالب بر جنبش زنان در تمامی سی و پنج سال گذشته، گفتمان یه لچک سر کردن که کسی را نکشته و حکم کلی و کاملا مجعول حجاب، جزو اولویتهای زنان ایران نیست بوده است.» در حقیقت صدر تلاش دارد با تشویق فعالان سکولار حقوق زنان در ایران، آنها را به عنوان یک جنبش شناسنامه‌دار اجتماعی به حمایت از این صفحه وا دارد تا پارادایم مطالبات زنان از «بدحجابی» به «بی‌حجابی» تغییر کند و به عنوان یک کاتالیزور، کمپین آزادی یواشکی را به مقدمه این امر بدل کنند. 

        Daily.2625.jpg
        زمینه‌های یواشکی
        تاکنون درباره اهداف و شیوه فعالیت کمپین آزادی یواشکی صحبت کردیم. منظر دیگری که می‌توان به آن پرداخت، زمینه‌های شکل‌گیری چنین  فراخوان‌هایی مانند آزادی یواشکی، آب‌بازی، خزبازی و امثال اینها است. این زمینه‌ها را می‌بایست در راهکار در انتخاب موضوع و هدف‌گذاری این فراخوان‌ها، و مهمتر از آن، در زیرساخت‌های فرهنگی و قانونی موجود در کشور بررسی نمود. 
         
        نکته اول، راهکار تدریجی این حرکتهاست. در واقع، هیچ کدام از این فراخوان‌ها و کمپین‌ها به دنبال یک حرکت و تغییر ناگهانی نیستند. بلکه تغییراتی تدریجی و اندک را دنبال می‌کنند که به مرور زمان قطعه‌های یک پازل بزرگتر را کنار هم قرار می‌دهند و تصویر بزرگتری را به آهستگی می‌سازند. چرا که نه مخاطب مد نظر هر یک از این فراخوان‌ها حاضر به تبعیت از ساختارشکنی‌های ناگهانی و شدید هستند، و نه نهادهای نظارتی و مسئول در ایران تغییرات و تخلفات شدید و ناگهانی را برمی‌تابند. بنابر این به آرامی و با حرکتی خزنده، پوشش زنان و مردان در ایران تنگ‌تر و نامناسب‌تر شده و حجاب تبدیل به یک تصویر حداقلی و باری به هر جهت می‌شود. تا جایی که اکنون نوبت به پدیده‌های خاص‌تری مانند بوت، ساپورت، رانندگی بدون حجاب و اکنون عکسهای بدون حجاب رسیده است. 
         
        اما نکته دوم و زیرساختی، تعریف حجاب در ایران و عملکرد قانون و مسئولان در این خصوص است. همانطور که پیشتر در پرونده «قانون حجاب» در مجله اینترنتی دخت‌ایران به آن پرداخته‌ایم، مهمترین مشکل فقدان تعریف دقیق و شفاف از حجاب است. در قوانین موجود نه تعریفی از حجاب ارائه شده و نه حد و حدود بدحجابی و بی‌حجابی مشخص شده‌اند تا مصادیق جرایم لحاظ شده برای این تخلفات قابل سنجش و اعمال باشند. همین امر باعث می‌شود نیروی انتظامی و گشت ارشاد هر ساله بدون برنامه‌ریزی و راهکار فرهنگی به برخورد سلیقه‌ای و موردی اکتفا کنند. جالب اینجاست که از یک سو مسئولان نیروی انتظامی تعریف غیرشرعی از حد و حدود حجاب ارائه می‌کنند که کاملا سلیقه‌ای و تحت تاثیر حرکت تدریجی برای ترویج بی‌حجابی است؛ (کما که یکی دو سال پیش، تعریف رییس پلیس از بی‌حجابی بیرون گذاشتن مو از پشت و جلوی روسری و یا پوشیدن بوت بلند بود!) از سوی دیگر، تذکرها و برخوردهای گشت ارشاد به جای نگاه قانونی و اجتماعی، در حد نگاه فردی و فضیلتهای فردی حفظ حجاب برای شخص بوده است. 
         
        بدتر از همه اینها، عدم نظارت قاطعانه بر اجرای همان قانون نیم‌بند حجاب از سوی مسئولان است. به تعبیر دیگر، حتی اگر خود حجاب برای عده زیادی از مسئولان مهم بوده، اما قانون حجاب هرگز برای ایشان جایگاهی نداشته است و نسبت به اجرای آن نه تعهدی، نه ضرورتی و نه توانی احساس کرده‌اند. شاید بخشی از این مشکل در این اشکال کلی نهفته باشد که قانون و قانون‌مداری هنوز در کشور ما به عنوان یک ارزش اجتماعی و فردی و اصل بلاتردید جایگاه خود را نیافته است، اما در مورد حجاب و بی‌حجابی این مساله دوچندان است. رو دربایستی و عدم قاطعیت مسئولان در اجرای قانون به طور کلی و قانون حجاب به طور اخص یکی از دلایل زیربنایی برای ترویج تدریجی بدحجابی و جسارت مخالفان برای طراحی چنین ایده‌هایی است. کما که در همین صفحه عکس‌هایی دیده می‌شود که در برج میلاد، هتل و مکان‌های تحت نظارت، عکس بدون حجاب گرفته‌اند. 
         
        ضعف‌های فرهنگی 
        اشکالات فرهنگی در زمینه ترویج و فرهنگ‌سازی برای حجاب نیز از دلایلی است که موجب می‌شود مخاطب ولو اندک به این چنین فراخوان‌هایی پاسخ مثبت دهند. به عبارت دیگر، در طول سی و پنج سال اخیر، مسئولان و برنامه‌ریزان فرهنگی نتوانسته‌اند برای ترویج فرهنگ حجاب و عفاف اقدام مناسبی انجام دهند و بخش قابل توجهی از مردم نسبت به فلسفه، اهمیت و معنای حجاب و عفاف آگاه و توجیه نشده‌اند. البته برنامه‌های متعددی اجرا شده و هزینه‌های هنگفتی صرف شده است، اما سالهاست عدم تاثیرگذاری و عدم موفقیت این اقدامات بر همگان واضح است. 
         
        به عنوان مثال، صدا و سیما به عنوان رسانه ملی و سایر رسانه‌های تصویری، الگوهای دوگانه و متضادی را به مخاطب ارائه داده‌اند. به تصویر کشیدن بازیگرانی که حجاب صحیحی ندارند و معرفی آنها به عنوان الگو و چهره شاخص در تریبون‌ها و برنامه‌های مختلف مخاطب را دچار تضاد و سردرگمی می‌کند. از سوی دیگر، بسیاری از کسانی که تلاش داشته‌اند دلسوزانه در زمینه فرهنگ حجاب کار کنند، برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری مناسبی نداشته‌اند. یکی از اشتباهات راهبردی این طیف، معرفی و جایگزین کردن «چادر» به جای «حجاب» بوده است. اگر چه چادر حجاب برتر تلقی می‌شود، اما معرفی چادر به عنوان تنها نوع حجاب، باعث شده است بسیاری از افراد مانتویی که اتفاقا حجاب مناسبی هم داشته‌اند، به مرور دچار احساس گناه شده و به تدریج از حجاب اسلامی فاصله بگیرند. 
         
        از نمونه اشتباهات دیگر دغدغه‌مندان، اقدامات هیجان زده و احساسی است که آخرین نمونه آن اخیرا در قالب یک تجمع علیه بدحجابی برگزار گردید. این تجمع که بدون مجوز قانونی برگزار شد و به همین دلیل خلاف شرع هم محسوب می‌شود، نه تنها تاثیر مثبتی نداشت، بلکه بهانه‌ای شد تا رسانه های غربی مانند یورونیوز این اقدام را به کمپین آزادی‌های یواشکی نسبت داده و با این بهانه برای این کمپین وزن ایجاد کردند. طبیعتا نمی‌خواهیم به برگزارکنندگان این تجمع برچسب خیانت و همکاری با رسانه‌های غربی را بزنیم و بدون تردید شرکت‌کنندگان در این تجمع همگی از سر اخلاص و دغدغه شرکت کرده بودند، اما نتیجه این حرکت آب به آسیاب دشمن ریختن و کمک کردن به سواستفاده رسانه‌های غربی برای مهم جلوه دادن کمپینی شد که کمتر از ده روز از عمر آن سپری می‌شد.  
         
        امید است با برنامه‌ریزی فرهنگی صحیح، اقدامات قانونی مناسب و برخورد منطقی و قاطعانه با قانون وضعیت فرهنگ و حجاب و عفاف در کشورمان بهبود یابد. 
         

        19 نظر | ارسال نظر

              1. user-pic
              2. همراه
                ۰۵ خرداد ۹۳
                ۰۹:۲۴
          1.  
            نقد خوب و موشکافانه ای بود
           
          0
           
          0
          1.  
            بسیار نقد مفید و به جایی بود. بهره بردم. سپاس خدا قوت
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. ۱۲ خرداد ۹۳
                ۱۵:۱۸
          1.  
            نکته‌ای که پیش از هر چیز به ذهن خطور می کند این است که قانون را چه کسانی و برای چه کسانی وضع کرده‌اند؟ قانون را آقایان وضع کرده‌اند و از این رو وضعیت زنان را در نظر نگرفته‌اند. ضمن این که اگر این قانون مبنای اسلامی دارد، پس باید اقلیت‌های مذهبی از آن مبرا باشند. اما می‌بینیم که اینگونه نیست. و حتی مسئولین خارجی که به ایران می‌آیند، باید از این قانون تبعیت کنند. پس چگونه است که مسئولین ایرانی و همسرانشان که به خارج از کشور می‌روند، الزاماً از قانون آن کشور مبنی بر عدم استفاده از حجاب پیروی نمی‌کنند. پس پربیراه نیست اگر بگوییم به نوعی مرتکب قانون‌شکنی می‌شوند. بحث من اصلاً اجباری یا اختیاری بودن حجاب نیست. تمام حرف من این است که زنان در همه جای دنیا باید در مورد مسائل مربوط به خود، فقط و فقط خودشان تصمیم بگیرند. اینکه من به عنوان یک زن بخواهم چادر سر کنم و روبنده بزنم، یا موهایم را دم اسبی ببندم یا دورم بریزم، فقط و فقط به خود من مربوط است نه سران دولتی! در این صورت است که حجاب انتخابی من ارزشمند خواهد بود. موضوع دیگری که لازم است به آن اشاره کنم، درست یا نادرست بودن یک قانون است. خوب است مثال رزا پارکس را توضیح دهم. قبل از موفقیت جنبش آزادی‌خواهی سیاهان در بیشتر ایالات جنوبی آمریکا سیاه‌پوستان از سفیدپوستان جدا بودند. به عنوان مثال سیاهان باید در مدارس جداگانه‌ای درس می‌خواندند، در پارک‌هایی که مخصوص سفیدپوستان بود، حضور پیدا نمی‌کردند و حتی از آب‌خوری‌های جداگانه‌ای استفاده می‌کردند. سیاهان همچنین حق سوار شدن به اتوبوس از در جلو را نداشتند. آنها بایستی پس از پرداخت بلیط خود از در عقب اتوبوس وارد می‌شدند. اگر در هنگام مسیر یک سفیدپوست وارد می‌شد و صندلی خالی نبود یک سیاه موظف بود که صندلی‌اش را به وی بدهد. (این قانون است و بنا به توصیف شما، تخطی از آن نوعی قانون‌شکنی است.) رزا پارکس، یک زن سیاه‌پوست آمریکایی آفریقایی‌تبار به این خاطر مشهور است که در روز ۱ دسامبر سال ۱۹۵۵ از دادن صندلی‌اش در اتوبوس به یک مرد سفیدپوست خودداری کرد و در نتیجه بازداشت و ۱۴ دلار جریمه شد. پرداخت ۱۴ دلار برای وی مشکل نبود یا حتی ۱۰ دقیقه ایستادن در اتوبوس دردی از او دوا نمی‌کرد. اما او برای احقاق حقوق اولیه‌ی انسانی‌اش به پا خاست. وی در تاریخ آمریکا جایگاه ویژه‌ای دارد و اقدام اعتراض‌آمیز وی در روز اول دسامبر سال ۱۹۵۵ در ایالت آلابامای ایالات متحده آمریکا علیه مقررات نژادی نقطه‌ی آغاز نمادین جنبش حقوق مدنی سیاهان آمریکا قلمداد می‌شود. پس از حرکت در دو ایستگاه بعد یک مرد سفیدپوست وارد اتوبوس شد و مجبور بود که بایستد. اگر چه آن مرد هیچ اعتراضی نکرد اما راننده بلافاصله متوجه شد و دستور داد که برای نشستن آن مرد جایی را خالی کنند. بعد از اینکه دو نفر از جای خود بلند شدند، پارکس مانع از نشستن آن مرد سفیدپوست شد. دیگر مسافران (سیاه) که خشم راننده را دیده بودند، از اتوبوس پیاده شدند. بعد از آن دو پلیس آمدند و پارکس را بازداشت، جریمه و انگشت‌نگاری کردند. خودداری رزا پارکس از واگذاری صندلی‌اش در یک اتوبوس شهری به یک مرد سفیدپوست و بازداشت متعاقب وی به تحریم گسترده‌ی شبکه ترابری همگانی توسط سیاهان منجر شد و به اعتراضات گسترده‌تر دامن زد. کشیش جوانی به نام مارتین لوتر کینگ که بعداً رهبری جنبش مدنی سیاهان را به عهده گرفت، سازماندهی آن تحرکات را به عهده داشت. مارتین لوتر کینگ فرد سیاهی بود که به خاطر پایان بخشی به این وضع از تمام سیاهان خواسته بود که اتوبوس‌ها را تحریم کنند و چون بیشتر مسافران اتوبوس‌های شهری آن ایالات را سیاهان تشکیل می‌دادند (۷۰%) وی امید داشت که بدین ترتیب حکومت را مجبور کند که برای جلوگیری از ورشکستگی سیستم حمل و نقل شهری، حقوق سیاهان را محترم بشمارد. جنبش اعتراضی او سرانجام به تصویب قانون حقوق مدنی سال ۱۹۶۴ انجامید که هرگونه تبعیض نژادی در آمریکا را ممنوع می‌کرد. و این دقیقاً به معنای تغییر یک قانون ناقض حقوق بشر و حقوق انسانی افرادی بوده که به دو دسته‌ی سیاه و سفید تقسیم شده بودند. حال بسیاری از فمینیست‌ها و بسیاری دیگر این مسئله را مطرح می‌کنند که آیا زنان فهیم کشور ما تنها نگران همین هستند و تنها دغدغه‌شان برداشتن تکه‌ای پارچه از سرشان است؟! من عرض می‌کنم خیر؛ دغدغه‌ی من اصلا و تحت هیچ شرایطی موضوع حجاب نیست؛ اما سخت بر این باورم که تا نتوانیم از نخستین و مبتدی‌ترین حقشان برخوردار نباشند، نمی‌توانند برای احقاق سایر حقوق طبیعی‌شان به پا خیزند. ما زنان می‌توانیم رزا پارکس سرزمین خود باشیم و در برابر یک قانون اشتباه بایستیم و جامعه را از دو تقسیم‌بندی زن و مرد به یک جامعه‌ی انسانی تبدیل کنیم و این از کسی جز خود ما ساخته نیست. حال می‌خواهد رهبر آن مسیح علینژاد باشد، خواه صادق لاریجانی!
           
          0
           
          0
          1.  
            سرکار خانم صبا... در چند بخش جوابم را می‌نویسم. همانطور که در جریان هستید، رشته نگارنده «مطالعات آمریکای شمالی» است؛ بنابر این بهتر است نگاه دقیق تری به ماجرای رزا پارکس داشته باشیم. قانون segregation یا جداسازی رنگین پوستان از سفیدپوستان، هم یک پیشینه‌ای دارد و هم زمینه‌های اجتماعی. جامعه ای که از آن صحبت می کنید، جامعه‌ای است که در آن کسی انسان تلقی می‌شد که «مرد، سفیدپوست، از نژاد آنگلوساکسون و صاحب ملک و زمین» باشد. فکر نکنید این ماجرا برای قرنها پیش است! این مساله تنها به دو سه دهه قبل از ماجرای رزا پارکس مربوط می‌شود. به عبارت دیگر، در جامعه مدنظر شما «زن» و «رنگین پوست» به عنوان انسان ذیحق شناخته نمی شدند! اما در مورد زمینه‌های این اتفاق، باز باید در نظر داشته باشید درباره جامعه‌ای صحبت می‌کنید که فرهنگ اجتماعی مردم بر اساس آن سابقه شکل گرفته بود. فرهنگی که در آن کوکلاکس کلان‌ها سیاهان را می‌سوزاندند و می‌کشتند؛ جامعه‌ای که سیاهان از هیچ حقی برخوردار نبودند؛ جامعه‌ای که پلیس هزینه‌هایش را از شرکتهای بزرگ دریافت می‌کرد و اعتراضات کارگری و ضد نژادپرستی را سرکوب می‌کرد؛ کاری که رزا پارکس و دکتر کینگ و مالکوم ایکس و دیگران کردند، اعتراض به قانونی بود که از مبنا غلط بود. یعنی هم مبنای حقوقی‌اش، هم مبنای فرهنگی‌اش و هم مبنای سیاسی و اجتماعی‌اش همگی غیرعقلاین و نژادپرستانه وضع شده بودند. نکته آخر اینکه اتفاقا همین تغییرات مهمی که توسط همین افرادی که نام بردید دنبال می‌شد، به اذعان خود باراک اوباما، چند ماه پیش، در پنجاهمین سالگرد سخنرانی معروف مارتین لوتر کینگ، به جز در موارد ظاهری هنوز مرتفع نشده‌اند!
           
          0
           
          0
          1.  
            این عبارت که قانون را مردان تصویب کرده‌اند، نه گزاره دقیقی است و نه قابل استدلال در بحث. حتی اگر از منظر مطالعات جنسیتی به مساله نگاه کنید، مرد بودن قانونگذاران نه اهمیتی دارد و نه اشکالی؛ به عبارت دیگر باید در متن قانون مصوب به دنبال بازتاب تاثیر جنسیت قانونگذاران در نحوه تصویب قانون بگردید؛ در آن صورت می‌توان به مرد بودن قانونگذاران اشکال گرفت. مطالعات جنسیتی (gender studies) یک رویکرد علمی نسبتا نوپایی است که در صورت تمایل می‌توانید در آن زمینه تحصیل یا مطالعه کنید. از سوی دیگر، قانون حجاب در اوایل انقلاب در مجلسی تصویب شده است که نمایندگان زن هم حضور داشته‌اند. البته عموما عملکرد نمایندگان زن چندان قابل دفاع نیست، اما قطعا حضور آنها در مجلس حرف شما را نقض می‌کند. درباره قانون اسلامی و دیگر ادیان باید دقت کنید که بحث درباره یک حکومت است و قوانین آن، و مردمی که تحت آن قانون زندگی می‌کنند باید تبعیت کنند. هر جامعه‌ای یک مبنایی برای قانون گذاری دارد که در جمهوری اسلامی ایران این قوانین بر مبنای اسلام است، در جوامع غربی عموما بر اساس لیبرالیسم و در کشوری مثل ترکیه بر مبنای لائیسیته. اینکه این مبنا خوب است یا خیر، بحث دیگری است که هم کلی است و هم در جای دیگری باید درباره آن بحث کرد. پس در واقع باید اینگونه سوال کرد که آیا قوانین مصوب ما واقعا با اسلام تطابق دارند یا خیر؟ در خصوص موضوع مورد بحث، یعنی حجاب، مفصل در پرونده دخت ایران که لینکش در مطلب فوق هم موجود هست، در این خصوص بحث شده و نتیجه این است که «حکومت اسلامی» موظف به اجباری کردن حجاب است. (باز نقد مبنای فقهی این فتوا خارج از بحث و تخصص ماست.) پیروان ادیان دیگر و اتباع خارجی که در ایران به سر می‌برند نیز طبیعتا تحت اشراف قوانین این حکومت قرار می‌گیرند؛ بنابر این، باید از قانون تبعیت کنند. چرا که فارغ از مبنای تصویب قانون که بالاتر عرض شد، ماهیت این امر و نسبتش با مردم جامعه «قانون بودن» آن است، نه اسلامی بودن آن؛ بنا بر این، برای همه لازم الاجراست. در مورد مسئولان ایرانی که سفر می‌کنند، باز هم گزاره اشتباهی فرمودید؛ در کشورهای دیگر، قانونی مبنی بر عدم حجاب نداریم. بنابر این افراد مد نظر شما کاری خلاف قانون انجام نمی دهند. مواردی که هست، در خصوص اماکن خاص مثل مراکز آموزشی یا مراکز اداری است. آنچه تاکنون در فضای عمومی جامعه در برخی کشورها ممنوع شده است، برقع و روبنده و امثال اینهاست که به دلایل احراز هویت است و منطقی. به طور کلی نسبت یک مسلمان با قانون کشورهای دیگر استن است که شرعا موظف به تبعیت از آن هستند؛ اگر این قوانین با وظیفه شرعی آنها تناقش داشته باشد -مثل ممنوعیت حجاب در مراکز آموزشی- وظیفه دینی مسلمان این است که یا مهاجرت کند و به جایی برود که بتواند دینداری کند؛ یا «در صورت ناچاری» می‌تواند در حد اجبار وظیفه شرعی را ترک کند. مثلا هنگام ورود به مرکز آموزشی حجابش را بردارد و بلافاصله قبل از خروج مجددا حجاب داشته باشد. این قاعده مانند این است که فرد مسلمان برای حفظ جان، اگر چاره دیگری نداشته باشد گوشت حرام را هم می تواند بخورد. نکته آخر که در نگاه کلی باید در نظر داشت این است که قانون جامع‌نگر و برای عموم است و نگاه کردن به آن از منظر سلیقه و منافع فردی خارج از چارچوب صحیح است و کار اشتباهی است. در هر منطق و جامعه‌ای، به محض اینکه حضور یا رفتار فرد با دیگران نسبت پیدا می‌کند، یک مساله اجتماعی می شود. بنابر این، اگر شما در خانه خودتان حجاب نداشته باشید یا به هر نحوی باشید، به هیچ کس مربوط نمی‌شود. اما اگر در ملا عام باشد، مساله اجتماعی است و وظایف شهروندی و قانونی مترتب خواهد شد. بنابر این، نمی توان در مورد حضور در ملا عام و جامعه بر اساس سلیقه شخصی یا منافع فردی صحبت کرد؛ مگر باز هم در قالب قانون و حقوق فرد در جامعه که قانون آنها را تعیین نموده است.
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. صبا
                ۱۳ خرداد ۹۳
                ۱۵:۳۳
          1.  
            ممنون از پاسخ جامع و کاملتون. هر چند که شاید به پاس قانون بودن بتوان بحث را ادامه داد، اما بنده این حکومت را به عنوان یک «حکومت اسلامی» قبول ندارم. قانونی که هر جا بخواهد برای خود شرط و تبصره و اما و اگر بسازد، اساساً نه تنها اسلامی، که دینی هم نیست! و این مصداق را بارها و بارها در موارد مختلف دیده و تجربه کرده ام. اگر به پیجی که علیه آزادی های یواشکی در فیسبوک درست شده، سر بزنید متوجه منظورم خواهید شد. ضمن اینکه به جرأت عرض می کنم ۹۸ درصد از افراد و به خصوص آقایانی که در مورد این موضوع به مخالفت برخاسته اند، تنها و تنها از منظر جنسیتی به آن نگاه می کنند و نگران بر باد رفتن ایمان خود به واسطه ی بی حجابی زنان هستند! و دیدگاه تملک گرایانه نسبت به آن دارند که مردان موافق این قضیه را با این توجیه که «آیا برای خواهران و مادران و همسران خود می پسندید؟» تحریک و تهییج می کنند. اما اینان نمی دانند که مادران و خواهران و همسران ما انسان های کامل هستند و برده نیستند و تحت تملک هیچکس نیستند و ما هم مسئول اعمال آنان نیستیم و از این رو ما فقط می توانیم خودمان را اصلاح کنیم تا دیگران یاد بگیرند. نه اینکه این همه جلوه بر محراب و منبر کنیم و چون به خلوت می رویم، آن کار دیگر را کنیم!!! کجای دین اسلام تهمت زنا زدن بر دیگران را جایز شمرده که حضرات به کرات مرتکب می شوند!؟ البته اصلا قصد ندارم بحث را منحرف کنم. در همان انجمن مخالفین حجاب اختیاری، دخترانی را دیدم که حجابی نداشتند، اما از حجاب اختیاری ایراد گرفته بودند! حکایت رطب خوردن و منع دیگران است! کسی که دیگران را موعظه می کند، ابتدا باید از پاکی و بی عیب بودن خود مطمئن باشد. یا لااقل منطق بحث کردن داشته باشد، یا لااقل بی احترامی نکند. اگر به آنجا سر بزنید خودتان متوجه خواهید شد! من مسیح علینژاد یا کسانی چون او را تأیید یا رد نمی کنم. اما حق طبیعی و انسانی و اولیه خود می دانم که نوع لباس پوشیدنم در چارچوب باورهای خودم باشد نه مقدرات قانونی که تنها و تنها با چند تار مو یا یک ساپورت یا یک شال قرمز عقب رفته، هنجارهایش فرو می ریزد. و من مطمئن هستم اگر روزی حجاب و نوع پوشش در این سرزمین اختیاری شود (که مطمئناً به این زودی ها نخواهد بود) تا ماه ها از خانه بیرون نخواهم آمد. چرا که بزرگترین آسیب ها از همان قشری به جامعه ی زنان وارد خواهد شد که بیش از هر چیز و هر جنبه ای، از جنبه های جنسیتی و تحریک پذیری مردان دم می زنند. آدمی چیزی را می گوید که در ذهنش به آن فکر می کند. شاید اگر جامعه ای انسانی تر و به دور از تقسیم بندی زن و مرد و خانم ها و آقایان داشتیم (یا تلاش کنیم که داشته باشیم)، رفتارمان، دیدمان، برخوردمان، تصورمان و دیدگاهمان نسبت به جنس مخالف پیش از هر چیز «انسانی» باشد! و مشکل بدتر این است که هیچ معیار حجابی در کشور و در قانون ما وجود ندارد. بسیاری از افراد را دیده ام که چادر و هدبند می زنند و هفت قلم آرایش می کنند. و گشت ارشاد به هر کسی که «باب میل او» نباشد گیر می دهد. خواه مانتو باشد، خواه آرایش، خواه چادر و هزار بهانه ی دیگر و همه ی ما هم خوب می دانیم آن سوی پرده ها چه خبر است! موفق و موید باشید
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. صبا
                ۱۳ خرداد ۹۳
                ۱۵:۳۹
          1.  
            و نکته ی آخر اینکه: اگر درخواست حجاب اختیاری قانون شکنی است، آیا اگر به جای تعیین حداقل حجاب (که همیشه در دانشگاه و برخی کافی شاپ ها و حتی فروشگاه ها به چشم می خورد) قانونی برای حداکثر حجاب تعیین می شد، افرادی که با اختیار خود پوشش برتر را انتخاب کرده بودند، حاضر بودند از آن تبعیت کنند؟ یعنی چون در وضعیت کنونی خواست آنها در راستای قانون است، آن را با جان و دل می پذیرند، اما اگر همین قانون بندی را تصویب کند و برای مثال حق استفاده از روبنده و هدبند (حتی چادر را عنوان نمی کنم) را منع کند، کسانی که از آن استفاده می کنند، حاضرند به قانون احترام بگذارند یا مانند زمان رضا شاه باید گشت ارشادی تأسیس شود که در خیابان روبنده از صورت زنان بکشد؟!
           
          0
           
          0
          1.  
            در مباحثه منطقی، نباید احساسی و هیجان زده بحث کرد. بنده هم عرض نکردم جمهوری اسلامی در اسلامی بودنش بدون نقص است؛ اما مبانی اش اینگونه است و بحث ما درباره نتایج این مبانی است؛ نه عملکرد نظام در اسلامی بودن حکومتش. باز هم تکرار می کنم که این مساله بحث دیگری است که به موضوع ما مرتبط نمی شود و مایل باشید در جای دیگر میشود بحث کرد. همین مدعا و یا اینکه ۹۸ درصد مردان جنسیتی نگاه می کنند (که البته به نظر می‌رسد بیشتر منظورتان جنسی است، تا جنسیتی) عددی است که باید پشتوانه آماری و علمی داشته باشد. اشکال دیگر در مباحثه علمی و منطقی، این است که به جای بحث بر اساس اصول و مبانی، بر اساس رفتار افراد بحث شود. بحث ما درباره قانون است، نه مردم! بنابر این عمده مطلب شما که درباره شیوه تبلیغ مردان، یا آن انجمن خاص و امثال اینهاست، بحث اشتباهی است که کمکی به مباحثه نمی کند. اگر اشکالی به مبانی و اصول دارید، قابل بحث است. در مورد حقی که برای خود به عنوان «طبیعی و اولیه» لحاظ فرمودید، تا زمانی که ماهیت قانونی نداشته باشد هیچ اعتباری ندارد. چرا که همانطور که در متن قبلی عرض کردم، فرد در جامعه، مسئولیت اجتماعی و حقوقی دارد؛ بنابر این، حقوق فردی باید در نسبت با جامعه و توسط قوانین جامعه وضع شوند. تاکید می کنم که این امر به دین مربوط نمی شود و در همه جوامع اینگونه است. نکته آخری که مجزا نوشته‌اید، باز هم از اشکال مصداق غلط و جزیی رنج می‌برد. همانطور که پیشتر عرض شد، در نگاه کلی قانون لازم الاجراست؛ چه در ایران و چه در هر جامعه دیگری و با هر موضوعی. در مثال قبلی هم عرض کردم، حجاب حداکثری که سهل است؛ اگر خود حجاب هم ممنوع باشد و مسلمان چاره دیگری نداشته باشد، باید از این قانون تبعیت کند. مبنا قانون است که لازم الاجراست؛ حال اگر قانونی اشتباه، ضعیف یا بد است، باید بر اساس روال قانونی برای اصلاح یا تغییر آن تلاش کرد. در متن‌تان شایدها و بایدهایی آورده‌اید که مانند اعداد و ارقام باید پشتوانه نظری و منطقی برای اثبات آنها ارائه شود. موفق باشید
           
          0
           
          0
          1.  
            سلام لینک وب شما در بخش تبادل لینک سایت ما درج شد لطفا لینک سایت ما را تحت عنوان "فروشگاه اینترنتی ایران حجاب " درج نمایید و در صورتی که مایل به تبادل لوگو هستید لوگو ما را درج کنید و اطلاع دهید تا لوگوی شما درج شود http://www.iranhejab.ir/userfiles/www_iranhejab_ir.jpg http://www.iranhejab.ir با تشکر
           
          0
           
          0
          1.  
            «شاید بخشی از این مشکل در این اشکال کلی نهفته باشد که قانون و قانون‌مداری هنوز در کشور ما به عنوان یک ارزش اجتماعی و فردی و اصل بلاتردید جایگاه خود را نیافته است» به نظرم مهم ترین اشکال همین احترام به قانون است که هنوز برای عده ی زیادی از هموطنان ما جا نیفتاده است. و در درجه دوم اهمیت،پس از بحث در مورد اصول و مبانی، رفتار افراد هم می تواند مورد موشکافی قرار گیرد. افراد متعددی را می شناسم که دنیای کوچکی دارند که فقط وفقط خلاصه می شود در بی حجابی و بد حجابی ولی ساعات مطالعه شان و آخرین کتابی که خوانده اند و یا حتی مراجعه به دندان پزشک شان و رعایت اصول تغذیه صحیح را نمی دانند.از اوقات فراغت ،ماشین سواری وبنزین سوزاندن به جای کالری اضافه سوزاندن و ورزش نمودن، در دنیای مجازی،آن لاین بودن در شبکه های اجتماعی،دریغ از کوچکترین خلاقیت و نوآوری و ایده پردازی.مصرف کننده هایی که به دنبال آخرین مد ها هستند ولی در روابط فردی و بین فردی خود ناتوان هستند.ای کاش به جای این همه انرژی که هدر می رفت، قدری به این فکر بودند که قابلیت های خود را گسترش می دادند.در زندگی کوتاه ما انسان ها،ابعاد ماندگاری و راز جاودانگی، دست یافتنی است و قدری تلاش و همت می خواهد.
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. نامشخص
                ۲۸ خرداد ۹۳
                ۱۱:۱۹
          1.  
            خانم صبا، اول اینکه شما و امسال شما که اینقدر دم از حجاب اختیاری می زنید، میشود مشخص بفرمایید که حد آزادی در حجابتان چه میزان است؟! متأسفانه شما وامسال شما اصلا حدی برای حجاب اختیاری که ازش حرف میزنید مشخص نمی کنید، برای همین است که هر کس به خودش اجازه می دهد که برای خودش حد مشخص کند یکی تا حد شال را آزادی می داند، یکی اصلا چیزی سرش نمی کند و می گوید حد حجاب من این است و الی آخر، دوما، حجاب یک امر فردی نیست بلکه امر عمومی می باشد، اصلا کاری به این نداریم که این بی حجابی و وضع پوشش خانم ها چقدر مورد آزار آقایون است، مشکل این است که باعث شده خانم ها دیگر امنیت نداشته باشه. سوما، بزرگوار اگر حکومت اسلامی و قوانینش را قبول ندارید ایرادی ندارید و مشکلی نیست تشریف ببرید یه جایی که حکومت و قوانینش را قبول دارید هرچند که در کشورهای دیگر خصوصا در غرب هم برای نوع پوشش قانون دارند.
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. javad
                ۰۲ تیر ۹۳
                ۱۶:۳۸
          1.  
            چه حرف نادرستی میزنید ""بی قانونی"".در زمان شاه هم تظاهرات بر علیه استبداد شاه هم بی قانونی بود پس چرا یه عده بی قانونی کردن.خوب معلومه که در مقابل یه قانون بد باید ایستاد
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. مهلا
                ۰۴ تیر ۹۳
                ۱۴:۵۲
          1.  
            من هم بانظرمشاورموافقم قانون مداری درکشورمانه تنها مورداهمیت قرارنمی گیره بلکه خیلی وقتهابرعکس هم رفتارمیشه *یه وقتهایی باخط عابرپیاده چندقدم بیشترفاصله نداریم ولی تنبلی مون میادخدمون روبه اون برسونیم چون قانون اون قدراهمیت نداره که به خاطرش به خودمون زحمت بدیم حتی به اندازه چندقدم !ولی درموردحجاب یه مسئله ریشه ای تروجودداره واون روشن نبودن تکلیف ادما باخودشونه .دین اونجایی که به نفع ماست مثل زیارت رفتن ومتوسل شدن برای رفع حاجات وگرفتاریها خوبه اون هم تاجایی که مایه زحمتمون نباشه ولی وقتی نظری یاقانونی برخلاف میل ولذت ماداد یاکاری ازماخواست که برامون سخت بودکه دیگه نزاحمه ودست وپاگیر!ببینم کدوم یکی ازاین خانمهایی باحجاب مخالفن حاضرن بدون اینکه صیغه عقدجاری بشه بایه مردزیریک سقف زندگی کنن ؟کدومشون حاضرن شوهرشون هرروز بایه زن تازه مراوده داشته باشه ؟کدومشون حاضره خودش این کار رو انجام بده ؟و...خوب همون خدایی که این قوانین رووضع کرده وبراساس وجدان ماهم هست همون خدادستورحجاب روهم داده چه ربطی به نظام حاکم برجامعه داره؟اگریه موقع یه حکومت دیگه سرکاراومد شما دست ازاعتقاداتون برمی دارین ویا قانون وشرع ازدواج روتغییر میدین ؟این روهم بگم که هرکسی خودش حدود رومی دونه فقط خدوشو گول میزنه !مسئله باورکنین که فقط همینه اینکه ما باید تکلیفمونو باخودمون ودینی که داریم مشخص کنیم ماباید جوابگوی خداباشیم نه حکونت حجاب قانونی مال غیرمسلمانهاست برای ما اصل مسلم هست مثل نماز خیلی ازمخالفین حجاب اهل نمازوروزه ودعاهستند خوب این هم مثل بقیه مواردواحکام دینه دیگه واقعا نمی فهمم این همه جنجال برای چیه ازکجاریشه می گیره !؟شما میدونید؟
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. محسن
                ۰۵ تیر ۹۳
                ۱۶:۰۱
          1.  
            اگر اینگونه باشد که برای زن ها تنها و تنها مردها، از بابت اینکه مرد هستند و باید همه چی دستشان باشد، تصمیم بگیرند، بله این خطاست. ولی قانون گذاشتن و هنجار وضع کردن قدری پیچیده تر از این است. قوانین موجود در ایران را مردم (اعم از زن و مرد) به واسطه قوه مقننه وضع می کنند. و نه مستقیما مردها برای زن ها یا به عکس. اینکه می فرمایید قوانین مربوط به زنان را فقط زن ها وضع کنند، مثل این است که بگوییم قوانین مربوط به ناوگان عمومی را هم صرفا راننده ها و گاراژدار ها وضع کنند و هر چه را که دلشان خواست رعایت کنند یا نکنند و هر هزینه ای را اعمال کنند و ... . تازه این مثال، مثال نرمی بود، و مثال های ملموس تر دیگری هم می توان زد.
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. محقق
                ۰۹ تیر ۹۳
                ۱۰:۵۱
          1.  
            آیت الله جوادی آملی : زن باید کاملاً درک کند که حجاب او تنها ‏مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرف‏نظر کردم، حجاب زن مربوط به مرد نیست تا مرد بگوید ‏من راضیم، بلکه این حق الهی است .
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. ن .غ
                ۲۲ تیر ۹۳
                ۱۴:۲۶
          1.  
            واقعا جای تاسفه کهتو جامعه ای هستیم که برای جنس زن عملا هیچ ارزشی قایل نیستند. اگر راست میگین بیاید مشکلات زنان رو رسیدگی کنین . زنان جامعه ما اونقدر مورد ظلم واجبار بوده و آنقدر خوشی هایشان محدودست که بطور ناخوداگاه حتی اگر عنادی با حجاب نداشته باشند این دیگر دغدغه اونها نیست. اونقدر مشکلات زنان زیاده که دیگه جایی برای این حرفها باقی نمونده. پس بهتره بجای این دلسوزیهای بیجا برای به اصطلاح جامعه عمومی فکری برای نیمی از همین جامعه عمومی یعنی زنها بکنید .
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. صبا
                ۲۵ تیر ۹۳
                ۱۶:۲۷
          1.  
            جناب آقا/ خانم نامشخص: لازم می دونم به عرضتون برسونم تمام کسانی که بنده رو می شناسن از باورها و عقاید من در مورد حجاب و کلیه مسائل دینی آگاهند. حد حجابم رو هم خوب می شناسم. خوبه تا وقتی در مورد کسی چیزی نمی دونیم اون رو تعمیم ندیم به کل جامعه. (ضمن اینکه امثال درسته نه امسال!) من حتی بیرون از خونه آرایش هم نمی کنم. حجابم هم هرگز هرگز شامل لباس های تنگ و کوتاه و چسبان و ساپورت و غیره نبوده و پس از این هم نخواهد بود. کلیپس ۲۰ سانتی هم به موهام نمی زنم که ۲۰ سانت قدم رو بلندتر کنم یا بخوام خواسته یا ناخواسته جلب توجهی کرده باشم. منتها به عقیده ی من تا زمانی که یاد نگیریم به انتخاب های همدیگه احترام بذاریم، همیشه در حال درجا زدن خواهیم بود. پوشش لازمه حجابه، اما حجاب فقط به نوع پوشش نیست، به طرز تفکر ما و رفتار ما هم بستگی داره. ضمن اینکه شاید خیلی ها ندونن اوایل اسلام حجاب مفهومی نداشته! اصلا حجابی در کار نبوده. می تونید برای اطلاعات بیشتر به کتاب ”حجاب در زمان پیامبر“ مراجعه کنید. ضمن اینکه اگر امکانش بارها و بارها به خاطر تصمیمات نادرست و افراطی سیاستمداران بی خرد از دست نرفته بود‏،‌ تردید نکنید که مدت ها پیش از اینجا رفته بودم و لازمه بدونید که اصلا و اصلا هدفم از رفتن دستیابی به آزادی های فردی نبوده و نخواهد بود. به هر حال به هر دولتی در هر جایی انتقاداتی وارده اما انتقاد من از سرزمینم و دولتش اصلا به مسئله حجاب یا بی حجابی مربوط نمی شه. و باز برمیگردم به حرف اولم:‌ یاد بگیریم به حق انتخاب هم احترام بذاریم. اینجا سرزمین من هم هست. آیا درسته من بگم اگر شما می خوای حجاب داشته باشی برو مثلا عربستان زندگی کن؟! نه! من این حق رو ندارم،‌ چون این خاک متعلق به همه ی ماست. موفق باشید
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. سمانه
                ۰۱ مرداد ۹۳
                ۱۱:۴۵
          1.  
            به نظرتون مشکلات زنان جامعه ی ما چیه ؟ آیا همین موضوع یکی از مشکلات به حساب نمیاد؟؟
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. نامشخصyjrsj
                ۲۰ مهر ۹۳
                ۱۰:۲۶
          1.  
            jyjysjs
           
          0
           
          0
          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷