اینکه تفریح کردن، با آسودن و استراحت و راحتی نسبت دارد هیچ ربطی به این ندارد که تفریح کردن کار آسانی است؛ به هیچ وجه! کافی است فقط قصد تفریح کنید تا متوجه شوید که با هفت، هشت علامت سوال بزرگ برای این امر به ظاهر آسان و در نظر بعضی پیش پا افتاده رو به رویید. البته خود تفریح کردن اصلا کار سختی نیست؛ خدای نکرده به کسی بر نخورد، ایرانی جماعت هم که پایه همه جور استراحت و خوشی است، اما انتخاب تفریح است که قیافه بعضیها را شبیه علامت تعجب میکند. بماند که بعضیها اصولا با تفریح میانه خوبی ندارند یا اصلا بلد نیستند تفریح کنند. حالا نه اینکه ما خیلی بلدیم؛ نه. ما هم برای یک پارک رفتن ساده کلی دلیل و برهان ساده و پیچیده، کنار هم ردیف میکنیم تا بشود در یک روز نه چندان فرحبخش تابستانی به اتفاق دوستان راهی بوستان شد. اما برای شما گشتهایم و فهرستی از تفریحات دم دست شما و خودمان پیدا کردهایم تا اگر روزی، روزگاری قصد تفریح و تفرج داشتید لااقل سردرگم نشوید.
و اما تفریح... همین که به تفریح فکر میکنید، بیش از هر چیز به دستهبندی دچار میشوید، حتی اگر نخواهید برای این کار که قرار است به شما یک شادی بی قید و شرط هدیه کند قالب و چارچوبی تعیین کنید؛ باز هم از خودتان میپرسید تفریح برای چه کسی؟ بزرگ، کوچک، زن، مرد، خانواده، تنها و از همه مهمتر پولدار یا فقیر؟ چه بخواهیم چه نخواهیم، تفریح کردن هر کدام از این گروهها با هم دیگر فرق میکند و هر یک بنابر توانایی مالی و حتی جسمانیشان تفریحات متفاوتی را انتخاب میکنند.
خوب یکی با بر و بچه ها میرود توی همین موتور آب حومه شهر آب تنی و یک هم با چتر یکی دو میلیونیاش میرود پرواز را تجربه کند؛ پس قبول کنید که پول کماثر نیست. البته ناامید نشوید، اگر پولمان به چتر نمیرسد مجبور نیستیم خودمان را از شدت غم و غصه از بلندی پرت کنیم؛ نه! میشود بار و بنه را بست و با کمی همت رفت به یکی از همین کوههای پر تعداد اطراف تهران و به جای پرواز از آن بالا شهر را تماشا کرد. میشود اصلا از خیر بلندی گذشت و گوشهای کنار رودخانهای اطراق کرد؛ اینجا شما رئیس هستید، پس آزادید که هر جور عشقتان کشید تفریح کنید؛ فقط به شرطی که تفریحش غیر بهداشتی نباشد.
تفریح از نوع بالاشهری
البته که زمین خدا بالا پایین ندارد، اما خیلیها به این که بچه پولدارها چه تفریحاتی دارند زیاد فکر میکنند. البته آنها به لطف پولی که دارند میتوانند هر جور که بخواهند وقتشان را پر کنند؛ میتوانند با ماشین مدل بالایشان با سرعت از خیابانها عبور کنند، مسابقه بگذارند و کلی پز ماشینهایشان را به هم بدهند و اگر کمی خوش سلیقهتر باشند سراغ چتر و هواپیما و غارنوردی و غواصی و کلی تفریح پرهزینه دیگر بروند که بیشتر ما با شنیدن عدد و رقمها، محال است سراغشان را هم بگیریم. البته آنها تفریحات دیگری هم دارند که با سایر مردم شهر فرق خاصی ندارد، فقط ممکن است کمی پررنگتر باشد.
تفریح از نوع خودمانی
میدانید که نخواستم بگویم پایین شهری، قصد انکار ندارم البته، اما صفای مردم اینجا آن قدر دهان به دهان گشته و معروف است که این عنوان به نظرم خیلی بهتر آمد.
بچههای اینجا اهل زمین خاکی و فوتبال و کار در روزهای گرم تابستان و اوقات سرد زمستانند. اما تفریح معروفشان همان گل کوچیک در خیابانهای حالا دیگر آسفالت شهر است. گروه گروه توی کوچه بازی میکنند؛ از 8 ساله تا 28 ساله و صدای بازیشان از رخوت عصرها کم میکند؛ باور کنید!
تفریح از نوع شکمی
این یکی باب دندان همه ماست! اصلا مگر میشود رفت تفریح و از خیر بستنی و کباب و بلال داغ گذشت؟! زمستان هم اگر بود یک کاسه آش یا یک فنجان قهوه گرم همه جا پیدا میشود. بخشی از تفریح همه ما ایرانیها در هر کجای دنیا که باشیم خوردن است و این همان طور که خودتان میدانید، اصلا ربطی به گرسنگی ندارد، کافی است بوی دلکشی به مشام برسد تا دستمان به راحتی راهی جیبمان شود!
از حق نگذریم این یکی اگرچه لذیذ و دلپذیر است، ولی جای تاسف دارد که خوشی شکم جای خوشی دل را اشغال کرده و بیشترمان به عنوان اولین گزینه تفریح یاد رستوران و کافی شاپ و فست فود و خلاصه شکم مبارک میافتیم! به خصوص که برای همه ساعات روز و در چهار فصل سال هم امکاناتش موجود است، صبح سحر کله پاچه، دم غروب کباب داغ یا بلال. البته با کلاسترها ممکن است بروند کافی شاپ و تابستانها کافه گلاسه و زمستانها کاپوچینو بخورند، ولی ما همین فالوده شیرازی را به همه این کارد و چنگالها ترجیح میدهیم، کلی هم صفا دارد. اگر همین طور ادامه بدهم تا یک ماه میشود راجع به خوردنیها و انواع و اقسامشان نوشت، باور کنید تمام هم نمیشوند.
تفریحات از نوع زنانه
قبول کنید که خانمها به هزار و یک دلیل که اینجا جای طرح آنها نیست به امکانات ویژهای برای تفریح نیاز دارند و البته از آنجا که خداوند باید شبانهروز آنها را 48 ساعت میکرد، زمان کمی هم برای تفریح در اختیار دارند. اما خانمها، با عرض کمی گلایه باید بگویم که مثل آقایان به تفریح به عنوان یکی از ملزومات زندگی توجه نمیکنند؛ تفریحاتی جدا از گشت و گذار و مسافرت با خانواده البته. اما اینکه چه تفریحاتی برای آنان وجود دارد نیز خود داستانی است. بیشتر خانمها عاشقانه خرید کردن را دوست دارند و از آن به عنوان تفریح استفاده میکنند. هم مایحتاجشان را تامین میکنند، هم کمی گشت و گذار میکنند و هم از آخرین تغییرات و اجناس جدید بازار با خبر میشوند که این آخری به خودی خود خیلی مهم است. اما این روزها در شهر پارکهایی برای بانوان احداث شده است؛ پارکهایی که در آنها خانمها بدون هیچ محدودیتی میتوانند ورزش کنند، دور هم جمع شوند، بدوند و به قول دوستی باد را لای موهایشان احساس کنند.
تفریح از نوع شهری
به جز تفریحاتی که ما خودمان انتخاب میکنیم و گاه و بی گاه به سراغشان میرویم، دستگاههای مختلف دولتی نیز برای شهروندان فعالیتهای تفریحی در نظر گرفته اند که اگر چه نمیتوان به همه آنها دسترسی داشت، اما برای پر کردن اوقات تابستان خانوادهها و به خصوص کودکان، در عصرهای گرم تابستان، بسیار مناسبند. یکی از نمونههای این گونه تفریحات برنامههای موسوم به سامانههای نشاط است که شهرداری تهران، جمعهها و در اعیاد مختلف آنها را به مردم ارئه میدهد. این برنامهها که به صورت جنگهای ترکیبی هستند، از نمایش، موسیقی، شعبدهبازی، برنامههای آموزشی و... برای پر کردن اوقات فراغت مردم در تابستان استفاده میکنند. البته تنها شهرداری برای شهروندان برنامه ندارد و تابستانها ارگانهای بسیاری از این گونه برنامهها برای مردم در نظر میگیرند، از جمله سازمان ملی جوانان و سازمان تبلیغات اسلامی.