زنان و اعتیاد
در مطالعات روانشناسی آزمایشی انجام می‌دهند که در آن قورباغه‌ای را داخل قابلمه‌ای پر از آب معمولی می‌گذارند و قابلمه را روی شعله آتش قرار می‌دهند. قورباغه هیچ واکنشی در مقابل گرم شدن تدریجی آب از خود نشان نمی‌دهد تا اینکه پس از مدتی، وقتی متوجه خطر می‌شود که دیگر کار از کار گذشته و سیستم عصبی بدنش از کار افتاده است. قورباغه دیگر نمی‌تواند حرکت کند و به سرانجام محتوم خود تن می‌دهد. یک تصور غلط در مورد اعتیاد که گاه مانند یک دام عمل می‌کند، توهم «اعتیاد برای دیگران اتفاق می‌افتد!» است. همین تصور اشتباه مردم را از خطرات اعتیاد غافل کرده و بدتر از آن اینکه عده‌ای با این باور غلط که «من معتاد نمی‌شوم.» برای تفریح به سراغ مخدرات می‌روند و بعد از مدتی به ناگهان می‌فهمند که دچار چه مصیبتی شده‌اند.
ادامه ...
اندازه متن: بزرگتر کوچکتر
تعداد بازدید: 1658
بازیهای سنتی ایران
در فرهنگ لغت فارسی، كلمه بازی برابر با سرگرمی، مشغولیت، تفریح، لعب، كار، ورزش و فریب آمده است. اما زیست‌شناسان، روان‌شناسان، جامعه‌شناسان و هنرمندان در مورد بازی نظرات، تعاریف و برداشت‌های دیگری ارائه می‌دهند. زیست‌شناسان بر این باورند كه علاقه انسان به بازی ریشه در كنجكاوی او نسبت به كشف و شناخت محیط اطراف دارد. روان‌شناسان نیاز انسان به بازی را نتیجه وجود انرژی مازادی می‌دانند كه وی در خود نهفته دارد و جایی باید به مصرف برساند. در دیدگاه جامعه‌شناسی نیز بازی وسیله‌ای برای تمرین آدمی در زندگی اجتماعی تلقی شده است. در نهایت هنرمندان نیز بر این باورند كه بازی هنری ناشی از فرهنگ و آداب و سنن هر جامعه است.
بنابراین بازیها به طور عام دارای یک بار فرهنگی هستند كه چه در عصر حاضر و چه در گذشته با هدف پركردن اوقات فراغت انسان طراحی شده‌اند. با شناخت بازیهای بومی، قبیله‌ای، محلی و سنتی ایرانی كه علاوه بر بار فرهنگی، از جذابیت و تنوع بالایی نیز برخوردارند، نه تنها می‌توان تاریخ و سنن این مرز و بوم را به شكلی پویا و عمیق به نسل‌های آینده منتقل كرد، كه از آن به عنوان بهانه‌ای برای گریز از عواقب اعتیاد به تكنولوژی و معنا و مفهوم بخشی دوباره به زندگی استفاده كرد. به خصوص آنكه در بسیاری از این نمونه بازیها قوانینِ ساده و اولیه‌ای از شكل بهینه اداره زندگی و هدایت آن آموزش داده و تمرین می‌شود تا افراد را به مهارت‌های لازم برای روبرویی با موقعیت‌های دشوار زندگی مجهز كند. با نگاهی اجمالی به چند نمونه از این بازیها به خوبی نماد این آموزش‌ها را می‌شود كشف كرد: احترام به دیگران، درك مفهومی و عملی رقابت سالم، دستیابی به مهارت پذیرش شكست، كار گروهی، همكاری و همیاری با دیگران برای رسیدن به یك هدف مشترك، ایثار و فداكاری، تلاش جسمی و فكری، اهمیت راستی و صداقت و...
با توجه به پهناوری اقلیمی، و قومی و قبیله‌ای در ایران، انواع بازیها با هدف‌های خاص طراحی شده و میان مردم رایج بوده است. به طور مثال بازیهای مراسم عروسی، مراسم كشاورزی، برداشت محصول، اعیاد، تغییر فصول، بارش باران، دور كردن خشكسالی و... در واقع بالغ بر 150 نوع بازی سنتی در ایران وجود داشته كه به مرور زمان و تغییر شیوه‌های زندگی، نسل امروز با بسیاری از آنها بیگانه است. این بازیها در دو گروه فضای باز و فضای بسته تقسیم بندی شده و این امكان را برای افراد مهیا می‌كرده‌اند كه در هر مكان و شرایطی بتوانند از اوقات خود بهترین بهره را ببرند. بازیهایی مثل هفت سنگ، طناب‌كشی، گرگم به هوا، الك دولك، وسطی و... جزو بازیهای دسته اول (فضای باز) و بازیهایی چون یه‌قل دوقل، اتل متل توتوله، تاپ تاپ خمیر و... جزو بازیهای دسته دوم (فضای بسته) تقسیم‌بندی می‌شوند. ضمن آنكه هر كدام از این بازیها را می‌توان به گروه‌بندی‌های دخترانه و پسرانه نیز تقسیم كرد.
برخی از بازیها اما به لحاظ اجتماعی، فرهنگی و مذهبی در اكثر نقاط ایران مشترك بوده‌اند كه بد نیست برای احیای ارزش‌های این دسته هم كه شده مروری به آنها داشته باشیم:
هفت سنگ:
افراد به دو گروه مساوی تقسیم شده و هر کدام یکی از بازیکنان خود را به عنوان سردسته و رهبر برمی‌گزینند. یک گروه در فاصله معینی از محل هفت سنگ، که روی هم چیده شده‌اند، قرار می‌گیرند تا به نوبت با توپ تنیس سنگها را مورد هدف قرار داده و بزنند. گروه دوم نیز در پشت هفت سنگ، منتظر نتیجه‌اند تا هرگاه توپ پرتاب شده توسط گروه اول به هفت سنگ برخورد نکرد، فوراً جایشان را با آن گروه عوض کنند. ولی اگر برخورد کرد و آرایش آنها را برهم زد، توپ را بردارند و با پاسکاری و هدف گیری سعی کنند نفرات گروه اول را با توپ بزنند که اگر اصابت کند، از دور بازی اخراج می‌شود. همچنین نفرات گروه اول در هر فرصتی که به دست آورند به سراغ سنگها می‌روند تا آنها را روی هم بچینند و یک امتیاز بگیرند و مشخص است که برای انجام چنین کاری، یکی از دوستان بایستی خود را به خطر انداخته و یارش را در مقابل ضربات توپ پوشش دهد و چنانچه اگر باز هم مورد ضرب توپ قرار گرفت و از بازی اخراج شد، دیگری کار را به اتمام می‌رساند ولی اگر دیگر بازیکنی نمانده باشد، بازی تمام و در دور بعدی جای و نقش گروه‌ها عوض می‌شود. در پایان، گروهی که زودتر 7 امتیاز کسب نماید برنده است.

الک و دولک:
بازیکنان به دو گروه تقسیم و به قید قرعه، یکی از گروهها، بازی را شروع می‌کند؛ یعنی: چوب کوچک (پیل) را روی یک چاله کوچک یا وسط دو عدد آجر قرار داده و با سر چوب بزرگ (دسته) که در زیر آن قرار داده، با قدرت به طرف نفرات گروه حریف که در محوطه هستند پرتاب می‌کند. اگر پیل در هوا گرفته شود، پرتاب کننده اخراج می‌شود، وگرنه بایستی آن را از روی زمین بردارند و به طرف چاله (یا آجرها) بیاندازند. و بازیکن دسته به دست، با تمرکز حواس، آن را در دست می‌گرداند تا پیلی را که به طرف چاله‌اش می‌آید با ضربه دورش سازد، اگر نتواند و فاصله پیل با چاله کمتر از قد دسته باشد، باز سوخته است و اگر توانسته باشد که با ضربه دورش سازد، فاصله را، از چاله با طول دسته می‌شمارند. یک، دو، سه... دوباره ارسال پیل و دریافت پیل و شمارش فاصله با دسته تا به حد نصاب برسند وگر نه، همه آنها این کار را به نوبت انجام می‌دهند تا برسند. بدیهی است اگر نتوانسته باشند، بازی را به گروه حریف واگذار می‌کنند. اگر به حد نصاب (مثلاً 50) رسیدند، یکی یکی پیل را با سر دسته به مشابه توپ پینگ پنگ و راکت ضربه‌های کوچک و یکنواخت (چله) می‌زنند و می‌شمارند. بعد هر کدام، به تعداد چله، پیل را با ضربه سنگین دسته، به طرف جلو می‌زند و هر پیلی که در هوا گرفته شود، گیرنده آن را به طرف مبدأ پرتاب می‌کند، تا اینکه تمامی نفرات گروه دسته به دست به تعداد چله هایش بر پیل نواخته باشند. طول مسیر (آخرین محلی که پیل می‌افتد تا محل چاله)، توسط نفرات گروه حریف یکی پس از دیگری، به عنوان جریمه با دویدن طی می‌شود. به طوری که با عبارت (آنا، داشقا، زنبیل، سونبول، او... ) شروع شده باشد و صدای (او...) به صورت کشیده تا لحظه نفس کشیدن ادامه یابد. (یعنی هر کجا صدای بازیکنی قطع شد، یکی از دوستان دنباله مسیر را با صدای (او...) می‌دود اگر در انجام این موارد موفق شدند، در دور بعدی کنترل بازی را در دست می‌گیرند و با دسته کار می‌کنند و اگر نتوانند، باز در وسط محوطه بازی کرده، پیل را تعقیب می‌کنند.

زو:
بازی زو یک بازی است که از زمان‌های قدیم وجود داشته است و هنوز به دلیل ورود به دنیای ورزش تا حدودی بقای خود را حفظ كرده است. بازی به این صورت است که افراد به ۲ گروه تقسیم می‌شوند. به ترتیب در هر گروه 2 نفر انتخاب شده و با گفتن کلمه زوووووووو می‌روند و یکی از افراد گروه مقابل را می‌گیرد.

قایم باشک:
چند نفر جمع می‌شوند و یک نفر را به قید قرعه انتخاب می‌کنند. سپس او چشم می‌گذارد و دیگران قایم می‌شوند و فردی که چشم گذاشته است باید مکان قایم شدن افراد را پیدا کند، بلند بگوید و در محل چشم گذاشتن، دست بگذارد و بگوید: «سُک سُک». افرادی که قایم شده‌اند باید بتوانند زودتر از کسی که چشم گذاشته «سک سک» کنند. در صورتی که فرد چشم گذار نتواند هیچ یک از نفرات را سک سک کند، باید بار دیگر چشم گذارد ولی اگر دو نفر را سک سک کند نفر آخری که می‌رسد و سک سک شده است، باید چشم بگذارد. در صورتی که فرد چشم گذار یک نفر را سک سک کند باز هم او باید چشم بگذارد. زمان بازی به دلخواه افراد تنظیم می‌شود. معمولاً مکان‌های شلوغ تر برای بازی بهتر است.
قلعه: در این بازی دو تیم جایی را به عنوان قلعه خود انتخاب می‌كنند. یك گروه «گرگ» می‌شود كه دنبال گروهی دیگر به نام «بره» می‌دوند. اگر دست گرگ‌ها به بره خورد، بره باید به قلعه گرگ‌ها برود و برای آزاد سازی بره زندانی، بره دیگر باید از دست گرگها فرار كند و دست خود را به بره زندانی بزند و بگوید آزاد؛ آنگاه بره آزاد می‌شود. بازی تا جایی ادامه دارد كه تمام بره‌ها گرفته شوند.

اتل متل توتوله:
بازی‌ای که حتی یک نفره هم می‌شود اجرا کرد! به صورتی که پاها را دراز کرده و شعر مخصوص آن خوانده می‌شود و با هر ضرب آهنگ شعر دست روی یک پا می‌رود و در پایان شعر، پایی که شعر روی آن پایان می‌پذیرد، به عنوان بازنده انتخاب می‌شود و این کار تا باقی ماندن یک پا ادامه می‌یابد. شعر اتل متل به این صورت است:
اتل متل توتوله / گاو حسن چه جوره / نه شیر داره نه پستون / شیرشو بردن هندستون / یک زن کردی بستون / اسمشو بزار عم‌قزی/  دور کلاش قرمزی / یه سنگ زدم به بلبل / صداش رفته حسن بل / حسن بلم خراب شد / دل بی بی جون کباب شد / هاچین و واچین / یه پاتو ورچین.

تیله‌بازی:
در قدیم بچه‌ها (بیشتر پسر بچه‌ها) روی زمین چاله‌هایی (پنج یا شش تا) به پهنای کف یک دست و عمق تقریبی دو تا سه انگشت با فاصله‌های نیم متری از هم می‌کندند و گوی‌های شیشه‌ای کوچکی (به اندازه تقریباً دو برابر یک نخود) را در دست گرفته و از یک نقطه شروع و به نوبت سعی می‌کردند تیله خود را با قرار دادن آن بین نوک انگشت شصت و انگشت وسط به داخل یکی از گودالها بیندازند، اگر افتاد یک امتیاز به نفع او و نوبت دیگری است و فرد امتیاز آورده در دور بعد تیله‌اش را از همان مکان چاله به سمت چاله بعدی با همان شیوه مخصوص باید پرت می‌کرد، و اگر هم نمی‌افتاد تیله همان‌جا که افتاده است می‌ماند تا دوباره نوبت به او برسد و دوباره تلاش کند. این بازی تا وقتی ادامه دارد که یکی زودتر از بقیه همه چاله‌ها را طی کند یا اینکه به توافق خودشان پایانی برای بازی انتخاب کنند. این بازی مقید به تعداد افراد نیست و با هر تعداد نفری قابل اجراست.



شکر پنیر:
نحوه انجام این بازی شیرین بدین ترتیب است که کودکان از هر گروه جنسی که باشند (دختر یا پسر)، ایستاده و دستهای یکدیگر را می‌گیرند و به صورت حلقه در می‌آیند. کودکی در وسط حلقه می‌نشیند و آنها در حالی که دست در دست به دور او می‌گردند، این شعر را در نقش و حالات مختلف می‌خوانند:
1- نفر وسط را با دست گره خورده اشاره می‌کنند و چنین می‌خوانند: «بُوقیزین مامان جانی، شکر پنیر پیشیریر» مادر این دختره، شکر پنیر می‌پزه. اگر بازیکن وسط پسر باشد، چنین می‌خوانند: «بُو اوغلانین مامن جانی، شکر پنیر پیشیریر» مادر این پسره، شکر پنیر می‌پزه.
2- در حالی که با دستها اطراف را اشاره می‌کنند می‌خوانند: «قُونشولارا پایلاییر» برای در و همسایه‌ها می‌بره.
3- در ادامه در حالی که دستهای خود را بالا می‌برند، چنین می‌خوانند: «اُوجالیغی بُو بُویدا» قد و بالاش این هوا.
4- در ادامه همانطور که به دورش می‌گردند، دستها را پایین آورده و چنین می‌خوانند: «اَلچالیغی بُو بُویدا» قد کوتاهش این قدر.
5- در حالی که بازوهایشان را کاملا باز کرده و حلقه را به بزرگترین اندازه خود رسانده‌اند چنین می‌خوانند: «گئنیشلیغی بُو بُویدا» گشاده دل این هوا (یا گشاده رو این هوا).
6- در حالی که بازوهایشان را جمع کرده و به هم نزدیک می‌شوند، یعنی حلقه را به کوچکترین حد می‌رسانند، چنین می‌خوانند: «داراشلیغی بُو بُویدا» تنگ نظریش این قَدَر.
7- در ادامه حلقه را کمی باز می‌کنند و در حالی که با دستها به نفر وسط اشاره می‌کنند تا بلند شود چنین می‌خوانند: «قٰالخ آیٰاغا قالخ، دوروبَره باخ، کیمی سئویرسَن، چَک قاباغا، باخ» از جات بلند شو، دوروبرو نگاه کن، هر کدومو دوست داری، پیش بکش و نگاه کن. آنگاه کودک وسطی، برخاسته و یکی از کودکان حلقه را انتخاب کرده و جایش را با او عوض می‌کند و در دور بعدی به دور نفر وسطی که تازه نشسته است می‌گردند و بازی را ادامه می‌دهند.

عمو زنجیر باف:
ابتدا دو نفر که تقریباً از لحاظ نیروی جسمانی و قد و وزن یکسان و قدری بزرگتر از بقیه باشند انتخاب می‌شوند. یکی به عنوان سرگروه و دیگری عمو زنجیرباف. این دو بازیکن به دو سر رشته و زنجیری که سایر بازیکنان با قلاب کردن دست‌های یکدیگر درست کرده‌اند پیوسته و دایره‌وار کمانی را تشکیل می‌دهند. ابتدا سرگروه، عمو زنجیرباف را مورد خطاب قرار داده و سؤال و جواب‌هایی را به صورت شعر رد و بدل می‌کنند. البته در اینجا بقیه بچه ها سرگروه را همراهی می‌کنند.
عموزنجیرباف...!               بعله...؟
زنجیر منو بافتی...؟           بعله...!
پشت کوه انداختی...؟      بعله...!
بابا اومده...!                     چی چی آورده...؟
نخود و کشمش...!           بخور و بیا...!
با صدای چی...؟!             با صدای گربه...!     میو، میو، میو...
تا عمو زنجیرباف نام حیوانی را بر زبان آورد، سرگروه همراه با سایر بازیکنان، صدای حیوان مورد نظر را درآورده و به راه می‌افتند و از زیر دست‌های به هم داده عمو زنجیرباف و نفر دوم می‌گذرند، به جز همان نفر دوم که به صورت کت بسته، پشت به بچه‌ها قرار می‌گیرد. سرگروه دوباره شعر را شروع می‌کند و عمو زنجیرباف با نام حیوانی آن را تمام می‌کند و آنها از زیر دست به هم داده نفری که کت بسته پشت به بچه‌ها ایستاده و نفر سوم عبور می‌کنند. در نتیجه نفر سوم نیز دست‌هایش پیچ خورده و پشت به بچه‌ها قرار می‌گیرد. خلاصه این بازی را تا جایی انجام می‌دهند که همه بچه‌ها غیر از سرگروه و عمو زنجیرباف، کت بسته و پشت و رو شوند و یا به عبارتی زنجیر شوند! در اینجا سرگروه و عمو زنجیرباف گفتگو می‌کنند:
عموزنجیرباف...!             بعله...؟
زنجیر منو بافتی...؟         بافته شد...!
محکمه یا که شُله...؟         بکش و ببین!
حال سرگروه از یک طرف و عمو زنجیرباف از طرف دیگر، با کشیدن بچه‌ها سعی می‌کنند که زنجیر را پاره کنند اما بچه‌ها با محکم گرفتن دست‌های یکدیگر مقاومت می‌کنند... تا اینکه بالاخره زنجیر از یک جایی پاره می‌شود. دو بازیکن که دست‌هایشان از یکدیگر باز شده جریمه می‌شوند و بایستی هر کاری که از سوی سایر بازیکنان به آنها محول می‌شود، انجام دهند. مثلا یک دور حیاط مدرسه را بدوند.

وسطی:
بازیکنان یا دانش آموزان به دو گروه مساوی تقسیم می‌شوند و به قید قرعه یا شیر و خط، یکی از گروه‌ها در وسط محوطه بازی می‌ماند و گروه دیگر، در دو قسمت، به طرفین عرضی محوطه بازی روانه می‌شوند. بازی با پرتاب توپ به وسیله یکی از بازیکنان گروه کناری آغاز می‌شود. گروه کناری سعی بر این دارد که با نشانه رفتن و زدن افراد گروه وسطی باعث سوختن و اخراج آنها بشوند. تلاش گروه داخلی هم بر این است که با حرکات سریع از اصابت توپ در امان بمانند و چنانچه اگر یار سوخته داشته باشند با ایثار و گرفتن توپ در فضا، که یک امتیاز محسوب می‌شود، او را به بازی برگردانند.
حال، شاید به این مرحله از بازی رسیده باشیم که تنها یک نفر از گروه وسطی، در داخل میدان بازی باشد که اگر تا 10 شماره پرتاب نتوانند او را هدف گیری بکنند و بزنند، تمامی یاران سوخته گروهش را احیا کرده، و همگی در وسط میدان باقی مانده و بازی را ادامه خواهند داد. گاه با در نظر گرفتن موقعیت وسطی‌ها، به جای نشانه‌گیری و زدن حریف وسطی، توپ را برای فریب و شیرینکاری هم که شده به دوستان مقابل پاسکاری می‌کنند تا آنها حسابشان را برسند. اما مقررات بازی:
1- اگر تمامی بازیکنان وسطی در محدوده میدان باشند، هر توپ گرفته شده به عنوان یک امتیاز ذخیره ضد اخراجی محسوب می‌شود و اخراجی و اخراج‌ها را به تأخیر می‌اندازد.
2- گرفتن توپ پس از برخورد با زمین موجب سوختن بازیکن است.

کی بود، کی بود؟ من نبودم!:
کودکان در محل بازی جمع می‌شوند. به غیر از دو نفر، بقیه به صورت یک دایره بزرگ دور هم می‌نشینند به طوری که آن دو نفر در داخل دایره قرار می‌گیرند. یکی از آن دو، چشم‌های دیگری را با دستمال می‌بندد و دو عدد سنگ را پیش پای او روی زمین می‌گذارد. سپس در حالی که در پشت او قرار گرفته به یکی از بچه‌ها اشاره می‌کند تا وارد میدان شود و وظیفه‌اش این است که آن دو سنگ را بر هم بکوبد و به جای خود باز گردد. سپس دوستش چشمهای او را همزمان با کف زدن و تکرار عبارت «کی بود، کی بود؟ من نبودم!» از سوی بچه‌ها باز می‌کند. اینک نفر وسط که چشمهایش را باز کرده‌اند، بایستی حدس بزند و آن شخص را پیدا کند که اگر حدسش درست بوده باشد، جای خود را با او عوض می‌کند و این بار چشمهای او بسته می‌شود و بازی از نو شروع می‌شود...

بشین و پاشو:
بازیکنان در محوطه‌ای نزدیک به هم می‌ایستند. مربی کلماتی مانند: بشین، پاشو، نشین، پانشو را به طور تصادفی و نامرتب ادا می‌کند و آنها موظف به اجرای حرکات دستور داده شده هستند. تأخیر و اشتباه در اجرا، به منزله خطاست و بازیکن خاطی خود به خود از بازی خارج می‌شود. لازم به ذکر است که لفظ «نشین» مفهوم «پاشو» یا «ایستاده بمان» را و لفظ «پا نشو» مفهوم «بشین» یا «نشسته بمان» را می‌رساند.

20 سوالی:
دو گروه بازیكن روبروی هم قرار می‌گیرند. گروه اول بین خودشان چیزی را به عنوان موضوع انتخاب می‌كنند. گروه دوم با مطرح كردن حداكثر 20 سوال باید به آن موضوع برسند. پاسخ سوال‌ها فقط باید بله یا نه باشد. گروهی كه بتواند با سوالات كمتر به پاسخ‌ها دست پیدا كند، برنده است.

بالابلندی:
یك نفر به قید قرعه انتخاب می‌شود. باقی گروه باید به سرعت برای خودشان جایی در یك سطح بلندتر (سكو، پله، نرده و...) پیدا كرده و روی آن بایستند. كسی كه پایین مانده است باید افراد را به  محض پایین آمدن تعقیب كرده و بگیرد. در این صورت فردی كه پایین بلندی دستگیر شده جایگزین او شده و او به گروه می‌پیوندد.
نظرات [9]
ثمين    چهارشنبه، ۲۷ آبان ۸۸ :: ۴:۴۹ بعدازظهر
دیگه کی اینارو یادشه؟ الان بچه ها رو بذاری فقط بچسبن به پلی استیشن و کامپیوتر.
fereshteh mohamadi    چهارشنبه، ۱۴ بهمن ۸۸ :: ۱۰:۴۴ بعدازظهر
سلام لطقا برای من بازی های قدیمی سنتی که بشود در منازل و محیط بسته انجام داد امیل کنید متشکرم
تینا    یکشنبه، ۱۸ بهمن ۸۸ :: ۸:۲۴ بعدازظهر
خیلی مطالبتان عالی بود. ممنون
مهربان    سه شنبه، ۲۱ اردیبهشت ۸۹ :: ۳:۳۲ بعدازظهر
سلام لطقا برای من هم بازی های قدیمی سنتی که بشه در منازل و محیط بسته انجام داد رو امیل کنید اگر میشه تا آخر همین هفته برای تحقیقم میخوام متشکرم از مطالب بسیار خوبتون
میلاد    جمعه، ۲۴ اردیبهشت ۸۹ :: ۱۰:۳۶ صبح
عالی بود مرسی
فریان    دوشنبه، ۳ خرداد ۸۹ :: ۷:۲۷ بعدازظهر
بازیای بچگیم یادم رفته و یک دختر 5 ساله دارم و نیاز دارم که تو این عصرجدید که دیگه رنگ وبوی بازی بچه هاعوض شده دخترم رو با بازیهای سنتی ایران عزیزم آشنا کنم.از شما بسیار ممنون و متشکرم.
سعید    شنبه، ۲۶ تیر ۸۹ :: ۸:۴۷ بعدازظهر
سلام خیلی عالیه من که استفاده کردم حسابی
کمیل    پنجشنبه، ۳۱ تیر ۸۹ :: ۲:۵۱ بعدازظهر
آقا دمت گرم (شاید هم خانم دمت گرم) ولی به هر حال با این نوشته های بسیار زیبا وجذابت باعث شدی بیش از 800نفر نوجوان وجوان بتونند ازاین بازیهای قشنگ بهره ببرند . امیدوارم هر کجای هستی پیروز سالم موفق موید و... باشی.
حسین    پنجشنبه، ۷ مرداد ۸۹ :: ۶:۰۷ بعدازظهر
سلام به نظر منهم که خیلی مطالبتون عالی بود البته بازی های دیگه ای هم هست که بزرگترها هم می تونن بازی کنن مثل مافیا که خیلی جالبه اکه بازی های دیگه هم می شناسید برای منم ایمیل کنید ممنون می شم
- تذکر: تنها نظرات فارسی درج می شود،لطفا دقت فرمایید.



اطلاعات شما ذخيره شود ؟
مژگان فرج‌زاده
آخرین شماره :
زنان و اعتیاد
در مطالعات روانشناسی آزمایشی انجام می‌دهند که در آن قورباغه‌ای را داخل قابلمه‌ای پر از آب معمولی می‌گذارند و قابلمه را روی شعله آتش قرار می‌دهند. قورباغه هیچ واکنشی در مقابل گرم شدن تدریجی آب از خود نشان نمی‌دهد تا اینکه پس از مدتی، وقتی متوجه خطر می‌شود که دیگر کار از کار گذشته و سیستم عصبی بدنش از کار افتاده است. قورباغه دیگر نمی‌تواند حرکت کند و به سرانجام محتوم خود تن می‌دهد. یک تصور غلط در مورد اعتیاد که گاه مانند یک دام عمل می‌کند، توهم «اعتیاد برای دیگران اتفاق می‌افتد!» است. همین تصور اشتباه مردم را از خطرات اعتیاد غافل کرده و بدتر از آن اینکه عده‌ای با این باور غلط که «من معتاد نمی‌شوم.» برای تفریح به سراغ مخدرات می‌روند و بعد از مدتی به ناگهان می‌فهمند که دچار چه مصیبتی شده‌اند.

اعتیاد... چرا و چگونه؟!
در ارتباط با اعتیاد باید ساده‌انگاری و ساده‌اندیشی را کنار گذاشت. بسیاری از افرادی که ادعا می‌کنند اعتیاد موضوع پیچیده‌ای است، نگاهی ساده و معمولی به این موضوع دارند و بعنوان یک معلول به آن حمله می‌کنند.

فرشته‌هایی برای نجات
بررسی وضعیت فعالیت نهادهای مسئول در موضوع اعتیاد

وقتی «عقل» تعطیل می‌شود!
چرا زنها معتاد می‌شوند؟

از تریاک تا آمفتامین
بررسی اعتیاد در زنان

شتری كه نباید سوار شد
مخدر در جهان مدرن با ظاهری آراسته به میان جمع می‌رود. نیازی به منقل و وافور و ژست‌های آن چنانی نیست. می‌تواند به اندازه یك دارو مفید به نظر برسد.

سیگار نشانه شخصیت شماست!
«برای اونایی که هنرمندند، برای اونایی که دقیق‌اند، برای اونایی که روشنفکرند، برای اونایی که خوش‌تیپ‌اند... سیگار کنت!"

ترس از سوسك و اعتیاد در زنان
در برخورد با یك زن معتاد چه رفتاری می‌كنیم؟
الف- سلام می‌كنیم
ب- چشمك می‌زنیم
ج- پیشنهاد ازدواج می‌دهیم
د- همه موارد


اعتیاد زنانه
اعتیاد زنانه

به همین سادگی
خلاصه: در زیر نمونه‌هایی از انواع اعتیاد را به سمع و نظرتان می‌رسانیم كه اگر خدای ناكرده مبتلا به یكی از این انواع هستید، آگاه شوید و با خودتان كنار بیایید.

فقط و فقط به خاطر...!
«به شوهرم گفتم به خاطر اینکه پای این و آن به خانه‌مان باز نشود، حاضرم پا به پای او مواد بکشم. شوهرم ازپیشنهادم به گرمی استقبال کرد، به این ترتیب من به بهانه نجات شوهرم زندگی‌ام را باختم.»

خود غلط بود...
نگاهی به جثه ریز مچاله شده كنار دیوار انداخت. فكر كرد شاید اگر آنهمه خاطره را می‌شد به یكباره از ذهن پاك كرد، این موجود نحیف اولین چیزی بود كه از مغز و دل و زندگی بیرونش می‌كرد.

ذغال خوب
دو چیز بی‌تاثیر نبوده؛ ذغال خوب و رفیق بد! بله امان از رفیق بد که سیگار را داد دستمان و گفت بکش، بقیه‌اش با من! من اینطوری نبودم که پلنگی بودم برای خودم. امان از...

تبليغات:
باشگاه سمن
گروه تی تی آرا
شبکه ایران زنان
خبرخوان اینترنتی
جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

نام و نام خانوادگی:
موبایل:
ایمیل شما:
بازديد امروز:293
بازديد ديروز: 330
بازديد از ابتدا:182327
بازدید کننده :
بازدید کننده آنلاین: 5