- دلم خواست جای آنها بودم. اتوبوس هنهن کنان از روی پل سردار بزرگ «کریمخان» میگذشت و من طرف راستش، کنار پنجره نشسته بودم. دخترکهای مدرسه «شهدای رسانه» با مانتوهای صورتی و مقنعههای سفید، توی سیاهی آسفالت حیاط پخش و پلا بودند. درست عین توت فرنگیهای متحرک اینور و آنور میدویدند. دو تایشان در کنج شمال غربی حیاط، دستها را به هم قفل کرده بودند و دایرهوار میچرخیدند. سفیدی دندانهایشان از آن فاصله پیدا بود.
- مامان پایین مقعنههای سفیدم تور میدوخت. همهی سالهایی که مقنعه توردار سفید میپوشیدم دلم میخواست بزرگ شوم و این مقنعه را، که نشانهی بچگی بود، از سر بکنم و مقنعه سیاه دوران راهنمایی را سرم کنم. آن وقتها طیف رنگهای لباسهای مدرسه در سفید و سیاه میگذشت. و از همانجا سیاه پوشیدن ما شروع شد.
- سفید، صورتی، لیمویی روی پوستهای سیاه و سبزهشان نشسته بود و دیدنیشان کرده بود. مکه و مدینه جای خوبی است برای دیدن رنگهای مختلف پوشش. هر چه باشد توی کشور خودشان اجباری برای حجاب ندارند. ولی زیارت فرق دارد. اهالی مدینه و مکه زنهای ایرانی را با چادرهای مشکیشان ميشناسند. اهالی مالزی، سوریه و... را با حجابهای رنگارنگشان. حالا فکر کن داخل مسجدالحرام ایستاده باشی صف آخر نماز، بعد یکهو سرت را بلند کنی و ببینی یک مشکی ناب وسط است و اطرافش مشکیهای ناخالص و تک و توک رنگهای شاد و پرحال!
- صورتی! رنگ اول و آخر من است. یک دفترچه یادداشت صورتی، چند جفت جوراب صورتی، یک لپتاپ صورتی و... یک نگاه میاندازم به چوب رختیای که لباسهایم را به آن آویزان میکنم. صورتی؟ نه، هیچ! همه سیاه! اگر خیلی با نگاهم زیر و روشان کنم، چند تا خاکستری و مشکی هم میتوانم پیدا کنم. خوب دو تا مسئله باعث حذف رنگهای دیگر میشود. یکی این که وقتی همه دارند تیره میپوشند، تو اگر صورتی یا حتی بدتر سرخابی بپوشی، جلب توجه میکنی! و همان میشود برایت لباس شهرت! مساله دوم این است که از بس سیاه پوشیدم، تنبل شدهام. هر چه باشد سیاه چرکتاب است و رد پای دود ماشینها درش محو میشود. حالا میتوان توی رنگ پوشش سر دست برد.
- خدا نکند کسیتان فوت کند. ولی هیچ توجه کردید وقتی که عزا دارید و توی خانه هم سیاه میپوشید و روسری سیاه سر میکنید کم کم سیاه توی مختان نفوذ میکند؟!
چه قدر این دخترک قشنگ است.
سلام کاملا نظر شخصی است ونباید آن راتعمیم داد شما ادم شلخته وبی سلیقه ای چرا توسر رنگ مشکی می زنی؟
خوب این هم نظر شماست که شنیدیم
اسم این آبالبالو "غزاله" است D: