دخترانه یا پسرانه، مسئله این است!
سال اول دانشگاه بودیم و ترم اولی، یکی از دوستانمان دانشگاه قبول نشده بود و هنوز داشت برای کنکور سال بعد درس میخواند. یک روز تصمیم گرفتیم با بچههای قدیمی مدرسه برویم دیدنش. از این که ما را دیده بود هم خوشحال بود و هم ناراحت؛ چون احساس میکرد فرصت بزرگی را از دست داده، پرسید دانشگاه چه جوری است؟!
سعی کردم دانشگاه را برایش تشریح کنم. هنوز جملههایم یادم هست؛ دانشگاه مثل مدرسه است فقط کمی بزرگتر، تعداد آدمهایش بیشتر، ولی تو توی همان جای بزرگ یک صندلی داری که یک دسته دارد و این تمام امکانات تو از کلاس است. توی دانشگاه باید مراقب رفتارت هم باشی، چون به هر حال بزرگتر شدهای و از تو انتظارات جدیدی دارند؛ مثلا نمیشود روی پلهها بدوی یا جیغ بزنی یا وقتی خوشحال شدی بپری توی بغل رفیقت، چون این جا دانشگاه است!
شاید برای بعضیها فضای دانشگاه مهم باشد، ولی برای سال اولیها و کسانی که آمدهاند تا درس بخوانند خیلی مهم نیست که دانشگاهشان دختر و پسری باشد یا فقط یکی از آنها؛ با این حال به خاطر کلنجارهایی که روی این موضوع وجود دارد و برو بیاهای پیش آمده بد نیست به این موضوع بپردازیم.
یکی از مسائلی که در این بین مطرح است تمایل خانوادهها به حضور دخترانشان در فضاهای آموزشی دخترانه است، فضایی کاملا پاستوریزه و «safe» جهت درس خواندن و رفت و آمد. اما آیا این فضای سالم میتواند همه دانشجویان دختر را در خود جا داده و مانع آسیبهای اجتماعی و روابط غیرضروری آنها شود؟ خانوادههایی که ترجیح میدهند دخترانشان در فضاهای بسته آموزشی تحصیل کنند سعی میکنند مانع بروز چنین روابط ناخواستهای شوند، ولی گستردگی روابط اجتماعی در جامعه امروز ما نشان میدهد این اتفاق نمیافتد مگر با درایت خانواده، تربیت صحیح و همراهی خانواده با فرزندشان. وجود ارتباطات اینترنتی، تلفنی، استفاده شدید دختران و پسران جوان از تلفنهای همراه و برقراری ارتباط با پیام کوتاه و پست الکترونیکی هم از مواردی است که کار را دشوارتر میکند.
از طرفی اگر خانواده اعتقاد داشته باشد دختر جوانشان قرار است در همین جامعه و با همین افراد در تعامل باشد، دیگر لزومی به این جداسازی وجود ندارد و انتخاب روشی مثل جداسازی جنسیتی نشان دهنده پاک کردن صورت مسئله است؛ در حالی که راههای زیادی برای ایجاد تعامل درست و سالم وجود دارد که میتوان با تصمیمگیری و انتخاب هر کدام به ایده آل زندگی در جامعه دست پیدا کرد.

با توجه به این که ایده وجود دانشگاههای تک جنسیتی در سراسر دنیا وجود دارد، میتوان گفت نیازهای خاص شغلی دختران و پسران در رشتههای مختلف باعث میشود چنین دانشگاههایی به وجود بیایند، که در نوع خودشان مهم و ارزشمند هستند. ولی آیا بسط دادن چنین شیوهای برای تمام دانشگاهها صحیح است یا خیر؟! در سراسر دنیا و به تبع آن در کشور ما، بعد از گذراندن چند سال تحصیل در فضای بسته مدرسه، فرد وارد محیط دانشگاه با آزادیهای فردی بیشتر میشود. این آزادیهای فردی به او اجازه میدهد یک زندگی جدید و واقعی را دورتر از فضای امن خانواده تجریه کند. اگر این فرد برای چنین زندگیای تربیت شده باشد که میتواند از پس گذراندن آن بر بیاید، ولی اگر از تزلزل شخصیتی و تربیت نادرستی برخوردار باشد، ممکن است درگیر مشکلات جبران ناپذیری شود. فراهم آوردن چنین فضایی برای دختران و پسران جوان، نوعی مسئولیتسپاری به آنها و توجه به حس استقلالطلبی آنها از خانواده میباشد؛ بنابر این به نظر میرسد جلوگیری از ورود به این فضا، یعنی دانشگاههای مختلط، میتواند نشانه نادیده گرفتن این حس و نیز نگه داشتن فرد در شرایط سنین کودکی باشد. شاید فرهنگسازی مناسب در مکانی مثل دانشگاه راهحل بهتری برای سالم نگهداشتن محیط زندگی جوانان باشد. به هر حال به نظر میرسد نگاه جنسیتی به مقولهای مثل تحصیل، باعث پایین آوردن شأن دانشجویان باشد.
باز هم بحث آموزش مطرح میشه و ضرورت فرهنگ سازی... نه ؟