
تعداد بازدید: 314
ماندانا كریمی در اپیزود اول نمایشنامه «سیگنال 1» فضایی غیرمتعارف در یك سیاره را توصیف میكند كه مردم از زمین برای كار به آنجا میروند و بنابر مهارت و سابقه كاری كه دارند استخدام میشوند. نمایشنامه به مصاحبه زنی خانهدار با مسئول استخدام این سیاره میپردازد. زن از مهارتهای خود در مدیریت زندگی، حسابداری، صندوقدار مالی، آشپزی، خیاطی، شست و شو، جمعآوری، برنامهریزی زمانی، كمك آموزگار كودكان، تعمیركار وسایل خانه، سرویس شخصی، خشكشویی البسه، مامور خرید و... گفته و كاری میكند كه موجود فضایی به شگفت درآمده و پیش از آنكه ادامه مصاحبه را انجام دهد با شرمندگی به زن اعلام كند كه متاسفانه آنها نمیتوانند هزینه تمام مهارتهای او را بپردازند و به صلاح سیاره نیست كه فردی همهكاره چون او را به استخدام درآورند. زن كه از این برخورد جاخورده، به مسئول اعلام میكند در زمین حقوقی بابت این كارها دریافت نمیكرده و حالا هم انتظار زیادی ندارد... فقط در همین حد كه بتواند در سیارهای جز زمین زندگی كرده و روزگار بگذراند، كافی است. حالا از او اصرار است و از موجود فضایی ناباور به این قناعت انسان، انكار!
اما آنچه در این طنز نمایشی بیش از هر چیز جدی است، نادیده گرفته شدن زحمت و تلاش یك زن خانهدار است. او كه شبانهروز در خدمت خانواده است و بزرگ شدن فرزندان هم باری از روی دوشش برنداشته و گاه بر سنگینی این بار میافزاید، به سادگی نادیده گرفته شده، در حاشیه قرار میگیرد و گاه فراموش میشود. خدمتش به دیگران بدل به وظیفه شده، لطف و مهربانیاش مورد شبهه قرار گرفته و حتی حرفهایش جدی انگاشته نشده و مورد تمسخر نیز قرار میگیرد. و با این همه، در قبال تمام این خدمات، تنها به قدرشناسی همسر و فرزندان بسنده میكند و ادعا دارد بزرگترین اندوه زندگیاش در این است كه مبادا همسر و فرزندان هم قدر زحمات او را زیر سوال ببرند!
اگر تمام مشكل زنان خانهدار امروز را به همین یك نمونه هم خلاصه كنیم، نه تنها راهحلی برای آن ارائه نمیشود، كه اصلا دغدغه حل آن نیز وجود ندارد! چه رسد به آنكه با دقتی بیشتر به این قشر پرداخته و دریابیم نه تنها از جایگاه اجتماعی مناسبی برخوردار نیستند و حتی در روز زن و مادر نیز به ندرت در عرصههای اجتماعی از ایشان تقدیر میشود، كه دستمزد، بیمه، بازنشستگی، پسانداز و بالاخره داشتن ساعت تفریح و سرگرمی از جمله مواردی است كه این دسته از آن محرومند.
دلم نمیخواهد این نوشته به ناله و نقد و گلایه بكشد. دوست دارم فكر كنم از این پس حضور این موجود نامرئی كه اتاقمان را بی سر و صدا مرتب میكند، در نگرانیها همراهمان است، غذایمان را بیمنت تهیه كرده و از شنیدن سپاسی ساده نیز خجالتزده میشود، در گوشه گوشه خانه حس شود. دوست دارم فكر كنم هر فرزندی كه این نوشته را میخواند از این پس به مهارتهای مادر خانهدار خود بیاندیشد و بداند قدرشناسی و همراهی به موقع، میتواند از بروز افسوسهای بینتیجه آتی پیشگیری كند.
اما آنچه در این طنز نمایشی بیش از هر چیز جدی است، نادیده گرفته شدن زحمت و تلاش یك زن خانهدار است. او كه شبانهروز در خدمت خانواده است و بزرگ شدن فرزندان هم باری از روی دوشش برنداشته و گاه بر سنگینی این بار میافزاید، به سادگی نادیده گرفته شده، در حاشیه قرار میگیرد و گاه فراموش میشود. خدمتش به دیگران بدل به وظیفه شده، لطف و مهربانیاش مورد شبهه قرار گرفته و حتی حرفهایش جدی انگاشته نشده و مورد تمسخر نیز قرار میگیرد. و با این همه، در قبال تمام این خدمات، تنها به قدرشناسی همسر و فرزندان بسنده میكند و ادعا دارد بزرگترین اندوه زندگیاش در این است كه مبادا همسر و فرزندان هم قدر زحمات او را زیر سوال ببرند!اگر تمام مشكل زنان خانهدار امروز را به همین یك نمونه هم خلاصه كنیم، نه تنها راهحلی برای آن ارائه نمیشود، كه اصلا دغدغه حل آن نیز وجود ندارد! چه رسد به آنكه با دقتی بیشتر به این قشر پرداخته و دریابیم نه تنها از جایگاه اجتماعی مناسبی برخوردار نیستند و حتی در روز زن و مادر نیز به ندرت در عرصههای اجتماعی از ایشان تقدیر میشود، كه دستمزد، بیمه، بازنشستگی، پسانداز و بالاخره داشتن ساعت تفریح و سرگرمی از جمله مواردی است كه این دسته از آن محرومند.
دلم نمیخواهد این نوشته به ناله و نقد و گلایه بكشد. دوست دارم فكر كنم از این پس حضور این موجود نامرئی كه اتاقمان را بی سر و صدا مرتب میكند، در نگرانیها همراهمان است، غذایمان را بیمنت تهیه كرده و از شنیدن سپاسی ساده نیز خجالتزده میشود، در گوشه گوشه خانه حس شود. دوست دارم فكر كنم هر فرزندی كه این نوشته را میخواند از این پس به مهارتهای مادر خانهدار خود بیاندیشد و بداند قدرشناسی و همراهی به موقع، میتواند از بروز افسوسهای بینتیجه آتی پیشگیری كند.

آخرین شماره :
زنان و اعتیاد
در مطالعات روانشناسی آزمایشی انجام میدهند که در آن قورباغهای را داخل قابلمهای پر از آب معمولی میگذارند و قابلمه را روی شعله آتش قرار میدهند. قورباغه هیچ واکنشی در مقابل گرم شدن تدریجی آب از خود نشان نمیدهد تا اینکه پس از مدتی، وقتی متوجه خطر میشود که دیگر کار از کار گذشته و سیستم عصبی بدنش از کار افتاده است. قورباغه دیگر نمیتواند حرکت کند و به سرانجام محتوم خود تن میدهد. یک تصور غلط در مورد اعتیاد که گاه مانند یک دام عمل میکند، توهم «اعتیاد برای دیگران اتفاق میافتد!» است. همین تصور اشتباه مردم را از خطرات اعتیاد غافل کرده و بدتر از آن اینکه عدهای با این باور غلط که «من معتاد نمیشوم.» برای تفریح به سراغ مخدرات میروند و بعد از مدتی به ناگهان میفهمند که دچار چه مصیبتی شدهاند.
اعتیاد... چرا و چگونه؟!
در ارتباط با اعتیاد باید سادهانگاری و سادهاندیشی را کنار گذاشت. بسیاری از افرادی که ادعا میکنند اعتیاد موضوع پیچیدهای است، نگاهی ساده و معمولی به این موضوع دارند و بعنوان یک معلول به آن حمله میکنند.
فرشتههایی برای نجات
بررسی وضعیت فعالیت نهادهای مسئول در موضوع اعتیاد
وقتی «عقل» تعطیل میشود!
چرا زنها معتاد میشوند؟
از تریاک تا آمفتامین
بررسی اعتیاد در زنان
شتری كه نباید سوار شد
مخدر در جهان مدرن با ظاهری آراسته به میان جمع میرود. نیازی به منقل و وافور و ژستهای آن چنانی نیست. میتواند به اندازه یك دارو مفید به نظر برسد.
سیگار نشانه شخصیت شماست!
«برای اونایی که هنرمندند، برای اونایی که دقیقاند، برای اونایی که روشنفکرند، برای اونایی که خوشتیپاند... سیگار کنت!"
ترس از سوسك و اعتیاد در زنان
در برخورد با یك زن معتاد چه رفتاری میكنیم؟
الف- سلام میكنیم
ب- چشمك میزنیم
ج- پیشنهاد ازدواج میدهیم
د- همه موارد
اعتیاد زنانه
اعتیاد زنانه
به همین سادگی
خلاصه: در زیر نمونههایی از انواع اعتیاد را به سمع و نظرتان میرسانیم كه اگر خدای ناكرده مبتلا به یكی از این انواع هستید، آگاه شوید و با خودتان كنار بیایید.
فقط و فقط به خاطر...!
«به شوهرم گفتم به خاطر اینکه پای این و آن به خانهمان باز نشود، حاضرم پا به پای او مواد بکشم. شوهرم ازپیشنهادم به گرمی استقبال کرد، به این ترتیب من به بهانه نجات شوهرم زندگیام را باختم.»
خود غلط بود...
نگاهی به جثه ریز مچاله شده كنار دیوار انداخت. فكر كرد شاید اگر آنهمه خاطره را میشد به یكباره از ذهن پاك كرد، این موجود نحیف اولین چیزی بود كه از مغز و دل و زندگی بیرونش میكرد.
ذغال خوب
دو چیز بیتاثیر نبوده؛ ذغال خوب و رفیق بد! بله امان از رفیق بد که سیگار را داد دستمان و گفت بکش، بقیهاش با من! من اینطوری نبودم که پلنگی بودم برای خودم. امان از...
در مطالعات روانشناسی آزمایشی انجام میدهند که در آن قورباغهای را داخل قابلمهای پر از آب معمولی میگذارند و قابلمه را روی شعله آتش قرار میدهند. قورباغه هیچ واکنشی در مقابل گرم شدن تدریجی آب از خود نشان نمیدهد تا اینکه پس از مدتی، وقتی متوجه خطر میشود که دیگر کار از کار گذشته و سیستم عصبی بدنش از کار افتاده است. قورباغه دیگر نمیتواند حرکت کند و به سرانجام محتوم خود تن میدهد. یک تصور غلط در مورد اعتیاد که گاه مانند یک دام عمل میکند، توهم «اعتیاد برای دیگران اتفاق میافتد!» است. همین تصور اشتباه مردم را از خطرات اعتیاد غافل کرده و بدتر از آن اینکه عدهای با این باور غلط که «من معتاد نمیشوم.» برای تفریح به سراغ مخدرات میروند و بعد از مدتی به ناگهان میفهمند که دچار چه مصیبتی شدهاند.
اعتیاد... چرا و چگونه؟!
در ارتباط با اعتیاد باید سادهانگاری و سادهاندیشی را کنار گذاشت. بسیاری از افرادی که ادعا میکنند اعتیاد موضوع پیچیدهای است، نگاهی ساده و معمولی به این موضوع دارند و بعنوان یک معلول به آن حمله میکنند.
فرشتههایی برای نجات
بررسی وضعیت فعالیت نهادهای مسئول در موضوع اعتیاد
وقتی «عقل» تعطیل میشود!
چرا زنها معتاد میشوند؟
از تریاک تا آمفتامین
بررسی اعتیاد در زنان
شتری كه نباید سوار شد
مخدر در جهان مدرن با ظاهری آراسته به میان جمع میرود. نیازی به منقل و وافور و ژستهای آن چنانی نیست. میتواند به اندازه یك دارو مفید به نظر برسد.
سیگار نشانه شخصیت شماست!
«برای اونایی که هنرمندند، برای اونایی که دقیقاند، برای اونایی که روشنفکرند، برای اونایی که خوشتیپاند... سیگار کنت!"
ترس از سوسك و اعتیاد در زنان
در برخورد با یك زن معتاد چه رفتاری میكنیم؟
الف- سلام میكنیم
ب- چشمك میزنیم
ج- پیشنهاد ازدواج میدهیم
د- همه موارد
اعتیاد زنانه
اعتیاد زنانه
به همین سادگی
خلاصه: در زیر نمونههایی از انواع اعتیاد را به سمع و نظرتان میرسانیم كه اگر خدای ناكرده مبتلا به یكی از این انواع هستید، آگاه شوید و با خودتان كنار بیایید.
فقط و فقط به خاطر...!
«به شوهرم گفتم به خاطر اینکه پای این و آن به خانهمان باز نشود، حاضرم پا به پای او مواد بکشم. شوهرم ازپیشنهادم به گرمی استقبال کرد، به این ترتیب من به بهانه نجات شوهرم زندگیام را باختم.»
خود غلط بود...
نگاهی به جثه ریز مچاله شده كنار دیوار انداخت. فكر كرد شاید اگر آنهمه خاطره را میشد به یكباره از ذهن پاك كرد، این موجود نحیف اولین چیزی بود كه از مغز و دل و زندگی بیرونش میكرد.
ذغال خوب
دو چیز بیتاثیر نبوده؛ ذغال خوب و رفیق بد! بله امان از رفیق بد که سیگار را داد دستمان و گفت بکش، بقیهاش با من! من اینطوری نبودم که پلنگی بودم برای خودم. امان از...













کاش بشه که هیچ وقت زحمتهاشون یادمون نره!!! ولی گاهی وقتا دست خودمون نیست ...
این نمایشنامه که گفتی رو چجوری میشه پیدا کرد؟
گل گفتی.