دعوت به همکاری
اندازه متن: بزرگتر کوچکتر
تعداد بازدید: 416
در دوران کارشناسی در دانشگاه دولتی درس خوانده بود، آن روزها شرایط با حالا خیلی متفاوت بود، کلاس‌ها که تمام می‌شد یکراست می‌رفت سمت سرویس‌ها و از همان محوطه دانشگاه سوار سرویس می‌شد و با وجود شلوغی همیشگی سرویس دانشگاه باز هم یک میله‌ای، دسته صندلی‌ای پیدا می کرد و خود را به آن آویزان می‌کرد تا به خوابگاه برسند. بعد جلوی در نگهبانی به عمو نگهبان‌های مهربان سلام می‌داد و وارد تقریبا شهرک خوابگاهی دانشگاه می‌شد، زندگی در آن خوابگاه برایش امنیّت خاصی به همراه می‌آورد. گاهی شبها که از پنجره خوابگاه به بیرون نگاه می‌کرد، نگهبان‌ها را می‌دید که در موطه خوابگاه می‌چرخند تا مراقب امنیّت خوابگاه باشند. حالا امّا به خوابگاه که وارد می‌شد با مدیر نه چندان سالم خوابگاه مواجه می‌شد که برای کوچکترین موضوعی علاقه داشت که همه را سین جیم کند. گاهی هنگام برگشتن به خوابگاه در کنار خستگی مفرط یکی از مهمترین دل‌مشغولی‌هایش این بود که آیا مدیر غیر محترم خواگاه در دفترش حضور دارد یه نه!
خان اول را که رد می‌کرد و مدیر محترم آنجا بود یا نبود، می‌رسید به خان دوم، صدای جیغ و هوار همیشگی و داد و بیداد مداوم سرپرست و مسئول خوابگاه؛ گاهی از همان در ورودی که می‌خواست وارد شود گوش تیز می‌کرد که ببیند صدای سرپرست را می‌شنود یا نه.
دوباره به عقب برگشت، یاد خاله سرپرست‌های خوابگاه افتاد، که همیشه انگار سنگ صبور بچه‌ها بودند، خانم میرزایی و اطهری مثل مادر بچه‌ها بودند، به درد و دل بچه‌ها گوش می‌دادند و راهنمایشان می‌کردند. دوست داشت زمان به عقب بر می‌گشت و می‌توانست برگردد و خانم عسگری را که همیشه فکر می‌کرد بد اخلاق است هزار بار می‌بوسید، خانم عسگری عصبانی‌ای که در اوج خشم، انعطاف پذیر و حتی قابل دست انداختن بود، حالا اما صدای مسئول خوابگاه که با دیگران جر و بحث می‌کرد را که می‌شنید، مثل بید می لرزید. پس از آن، مشکل بعدی‌اش  سر و کله زدن با هم‌اتاقی‌های جور واجورش بود. از هر گروه و صنفی بینشان پیدا می‌شد، اصلاً گاهی فکر می‌کرد انگار دارد یک دوره فشرده مردم‌شناسی را پشت سر می‌گذارد. در اتاقی که به سختی دوازده متر می‌شد با پنج نفر دیگر زندگی می‌کرد که البته ای کاش ثابت بودند. دو تخت از تخت‌های اتاق خالی بود و هر روز آدم‌های جدیدی در اتاق ساکن می‌شدند؛ افراد مختلف، از معلم و مهندس و وکیل گرفته تا خانم‌هایی که صیغه بودند و همسران‌شان آن خوابگاه را برای اسکانشان در نظر گرفته بودند و خانم‌هایی که حتی صیغه هم انگار...



معنی واژه هفتاد و دو ملت را حالا می‌فهمید. یک با هم که جرات کرد و به مسئول خوابگاه به خاطر این همه رفت و آمد اعتراض کرد این جمله را شنید: «شما اجازه اظهار نظر در مورد بقیه تخت‌ها را ندارید، فقط در مورد تخت خودتان مسئولید.» و او به وسیله‌ها و لباس‌هایش فکر می‌کرد که گاه و بیگاه غیبشان می‌زد و دیگر پیدایشان نمی‌شد. دوباره یاد هم اتاقی‌های دوران کارشناسی‌اش افتاد که شش ترم با هم مثل شش خواهر با هم زندگی کردند با هم غذا می‌خوردند، با هم درس می‌خواندند، یا با هم بیرون می‌رفتند...
حالا اما در خوابگاه جدید وارد اتاق که می شد قیامت بعدی شروع می‌شد، ساختمان قدیمی و نمور خوابگاه، اتاق شلوغ، یخچال کثیف و به هم ریخته، ظرف‌هایی که همیشه تا نصف اتاق پیشروی می‌کردند، غذایی که هیچوقت آماده نبود، آشپزخانه‌ای که همیشه زباله از سر و رویش بالا می‌رفت و شیرآلاتشان چکه که چه عرض کنم شره می‌کرد. همه اینها در کنار مسئول خوابگاهی که یا خواب بود و یا جیغ می‌زد یک کلکسیون ویژه را برایش ایجاد کرده بود. خوابگاه دوران کارشناسی‌اش و زندگی در آن زمان اکنون به عنوان یک عصر طلایی دور بارها در ذهنش تداعی می‌شد. عصر طلایی که قدرش را ندانسته بود و ارزشش را تا آن زمان درک نکرده بود. امکاناتی که در آن زمان در نظرش پیش پا افتاده و طبیعی جلوه می‌کرد، حالا برایش رویایی دور و دست نایافتنی شده بود؛ سالن ورزشی، دوچرخه سواری و اسکیت، نمازخانه، سالن مطالعه، سالن تلویزیون، انتشارات، سلف سرویس، بوفه، کتابخانه، زمین فوتبال... همه اینها به کنار حالا فقط دلش چند ساعت آرامش می‌خواست برای اینکه درس بخواند. آرامشی که نبود، تفاوت خوابگاه دولتی و خوابگاه خصوصی را حالا خیلی خوب حس می کرد.
نظرات [0]
- تذکر: تنها نظرات فارسی درج می شود،لطفا دقت فرمایید.



اطلاعات شما ذخيره شود ؟



طاهره عیدی زاده
آخرین شماره :
کیف پول


زنان، مصرف و سبک زندگي
«زن» عنصری «فرهنگ ساز» است که ارزش‌ها، اعتقادات و شیوه‌های رفتار و عناصر دیگر فرهنگی را از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌کند.

پاساژهای تهران
هر چقدر پول بدی، همان قدر آش می‌خوری!

نقش تبلیغات ماهواره‌ای در مصرف گرایی
نزدیک به 3 میلیون دستگاه گیرنده شبکه‌های ماهواره‌ای در ایران وجود دارد که تنها هفتاد هزار تا از آنها کشف شده است.

مصرف می‌کنم؛ پس هستم!
هرکس بنا به وسع مالی خود، دیِن خود را به موج سرسام‌آور تبلیغات و آگهی‌های ناتمام ادا می‌کند.

ساده‌تر از یک لامپ معمولی!
اقناع از نظر رویکرد روانکاوی یک ویژگی منحصر به فرد داد.

نه! همین لباس زیباست نشانِ آدمیت!
چگونه با انتخاب سفره عقد، حسابهای مالی همسرتان را به صفر نزدیک کنید!

گوش شنوا
شبنم تازه خوابیده بود که صدایی از آن سوی دیوار آمد. ماهان کتاب داستان را زمین گذاشت و گوش‌اش را به دیوار چسباند. همانطور که سرش کج بود، در تاریکی تلالو دو نور را در سیاهی اتاق دید. کمی چشم‌هایش...

تلویزیون،مصرف،ما
تاثیر برنامه‌های تلویزیونی بر مصرف گرایی زنان يكي از تفريحات سالم خانواده چهار نفري ما نشستن پاي تلويزيون (بخوانيد لميدن!)و ديدن برنامه‌هاي مختلف است. حداكثر تلاش ما هم اين است كه هيچ كدام را از دست ندهيم. اما سعي می‌كنم...

نقش نگر‌ش‌ها و ارزش‌ها در بوجود آمدن سبک زندگی مصرف‌گرایانه
نگرش مردم نسبت به پدیده‌های مختلف،‌ غالبا همان چیزی است که رسانه‌ها ترسیم کرده‌اند،

مهمانی‌های دوره‌ای
نوبت به او که افتاد، انواع غذاهای رنگارنگ بود که بر روی میز، چشم‌نوازی و صد البته دلنوازی می‌کرد.

«خلاف جریان آب»
زمانی که زن برای تامین نیازهای غیرضروری مدام همسر خود را تحت فشار گذاشته و هر روز چیز تازه‎ای از او طلب کند،

تو هم می‌توانی آرام زندگی كنی.
سالی چند جفت كفش، چند تا كیف، مدل‌ها و رنگ‌های مد روز شال و روسری و لباس، لوازم آرایش، كافی شاپ و بازار فقط برای رفع خستگی و اینكه بگویی من هم می‌توانم.

بالای شهر، پایین شهر
قیمت این محصولات دست‌ساز چندان چشمگیر نبود. اما ...

این صورتك‌های زیبا
رقم 800 میلیون دلاری واردات لوازم آرایش به صورت قاچاق حیرت زده‌ام می‌كند

ورق
باورم نمی‌شود آن کتاب قطور کاتالوگ تبلیغاتی بوده باشد و لعیا این همه وقت مشغول ورق زدن آن بوده باشد.

تدبیر مادر
زن لبخندی شیطنت آمیز زد و گفت: «تدبیرمادر»

هویت زنان و مصرف‌گرایی
مصرف کرن یکی از ملزومات زندگی بشری است که با رفع نیاز انسان پیوند دارد، در نتیجه مصرف کردن امری مثبت و در راستای برآوردن نیازهای انسان تلقی می‌شود، اما مصرف گرایی آن است که بیش از نیاز را پوشش...

مصرف گرایی از نگاه شهید آوینی
تأملی پیرامون مـصرف‌گرایی در اندیشه سیـد مـرتضی آوینی  آنچه به آن خواهیم پرداخت، دیدگاه شهید آوینی است در باب «اصلاح الگوی مصرف». شاید در آثار آوینی درباره اصلاح الگوی مصرفف مستقیما چیزی یافت نشود. اما نسبت مصرف و تمدن مغرب...

بوی آش رشته عزیز
حوصله متلک‌های نیوشا و المیرا را نداشتم که مدام بهم تکه بندازن و بگن ژیلت بدیم خدمتتون! نزدیک کنکور هم بود و درس را بهانه کردم و به شرط اینکه کاری به کارم نداشته باشند، به کتابخانه نرفتم .فکر می‌کردم...

زنان و اندیشه‌های طلایی مدیریت مصرف
مدیریت مصرف خانواده در شرایط عادی باید بر اساس میزان درآمدهای هر یك از اعضای خانواده و هزینه‌ها تنظیم شود، و در این میان خانواده‌هایی موفق‌ترند كه در این فرمول جایی نیز برای پس‌انداز و به اصطلاح «روز مبادا» در...

تبليغات:
Islamic Lifestyle
سبک زندگی اسلامی
The Gazette
باشگاه سمن
گروه تی تی آرا
جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

نام و نام خانوادگی:
موبایل:
ایمیل شما:
بازديد امروز:192
بازديد ديروز: 642
بازديد از ابتدا:695070
بازدید کننده :
بازدید کننده آنلاین: 6