بیشتر افرادی که پیگیر اخبار ناآرامیهای سوریه، در رسانههای غربی هستند، نام «امینه» را شنیدهاند. اگر نام وی را نشنیدهاید، باید بگوییم امینه را به عنوان بلاگر همجنسباز سوری معرفی میکردند که نوشتههایش - بهخصوص از زمانیکه شایعه شد توسط مقامات سوری بازداشت شده است - توجه بسیار زیادی را به خود جلب کرد. کار تا بدان جا کشید که کمپینهایی برای آزادی وی به راه افتاد.
دلیل استفاده از زمان گذشته در این مطلب، این نیست که او به دست مقامات سوری کشته شده است، بلکه به این دلیل است که چنین کسی هیچگاه وجود خارجی نداشته است. در حقیقت امینه تنها موجودی خیالی بود که توسط «تام مک مستر» خلق شده بود. تام مک مستر کیست؟ یک مرد متأهل آمریکایی که در اسکاتلند مشغول به تحصیل است.
بلاگ او که از بهمن ماه گذشته راه اندازی شده بود، شهرت جهانی یافته و به دقت از سوی رسانههای خبری بینالمللی دنبال میشد.
در نوشتههای او علاوه بر پرداختن به زندگی شخصی و اجتماعی، تصویری به ظاهر روشن و واضح از دمشق (پایتخت سوریه)، در جریان ناآرامیهای این کشور ارائه شده و علاوه بر آن از بشار اسد، رییسجمهوری سوریه نیز انتقاد میشد.
تام هنگامی که بههمراه همسرش برای تعطیلات به ترکیه رفته بود، حقیقت یا قسمتی از آن را فاش کرد. وی آخرین نوشتهاش را که بهنحوی یک عذرخواهی عمومی است، با این جمله آغاز کرد: «تنها امیدوارم مردم تا آنجایی که ممکن است، به مردم خاورمیانه و تلاششان در این سال انقلابها توجه کنند. رخدادهایی که بهصورت روز به روز توسط مردم خلق میشود. من تنها تلاشم این بوده که آن را برای مخاطبان غربی شفافسازی کنم.»
وی نوشته کوتاه خود را با این جمله به پایان برده است: «با این وجود عمیقا از واکنش خوانندگان تحت تأثیر قرار گرفتم.»
خبر فوق با سرعت زیادی در توییتر منتشر شد و خبرنگاران، بلاگرها و فعالین درباره این رسوایی به اظهارنظر پرداختند و البته واضح است که هیچکس از این تلاش برای «روشنگری» درباره مشکلات مردم خاورمیانه متشکر نبود!
بعید بهنظر میرسد که اگر افرادی مانند «علی ابونعمه» و «بنیامین دوهرتی» در سایت «الکترونیک انتفاضه» و «اندی کاروین» در NPR تلاش نکرده بودند با ذکر تناقضات نوشتههای مک مستر، آنها را زیر سؤال ببرند، آیا وی بازهم حاضر میشد واقعیت را فاش کند.
کمکم مشخص شد که هیچکس تاکنون نه امینه را دیده و نه با وی صحبت کرده است و تنها راه ارتباطی با وی ایمیل بوده است. بعد مشخص شد عکسهایی که به وی نسبت داده شده است، متعلق به زنی ساکن لندن بهنام «یلنا لسیچ» است. نوشته مک مستر بالاخره پایانی بر این معما بود.
به مدت چندین روز، توجه قابل ملاحظهای معطوف اقداماتی شد که علیه معترضین در سوریه انجام میشود. کمپین آزادی یک زن خیالی تنها در یک شبکه اجتماعی 15 هزار عضو جذب کرده بود. درست است که پیوستن به چنین کمپینی در فیسبوک، بهراحتی و با یک کلیک امکانپذیر است، اما اثبات شده که فشار مردمی ضامن سلامت بلاگرهای منطقه فوق بوده است.
یکی از سایتهای غربی در این زمینه اعتراف میکند: «اگر بخواهیم منصف باشیم، مک مستر تنها کسی نیست که باید در این ماجرا مقصر شناخته شود. رسانههای بزرگ نقش تعیینکنندهای در انتخاب داستانی که مهم محسوب شده و در صدر باقی میماند، دارند.» دور از انتظار نیست هنگامیکه چنین داستانی فاش میشود، صحت دیگر مطالب نیز زیر سؤال میرود.»
بهطور حتم این اولینبار نیست که چنین اتفاقی رخ میدهد، و در آینده نیز امکان تکرار آن وجود دارد. جایی در این کره خاکی، فردی خیالی ساخته شده و در وبلاگی به شخصیتش پر و بال داده میشود. اگر ماجرای اخیر تنها یک حسن داشته باشد، این است که غربیها به یاد عکس تام مک مستر خواهند افتاد که در اینترنت پخش شده است. عکسی که با تیشرتی منقش به تصویر چهگوآرا قیافهای انقلابی به خود گرفته است. مردم دیگر بهراحتی «امینه»ها را باور نخواهند کرد و قبل از اینکه به بازنشر نوشتههایش بپردازند، به صحت آن فکر خواهند کرد.
لیات کالینز، ستوننویس روزنامه صهیونیستی «جروزالم پست»، با پرداختن با جریان مک مستر اعتراف میکند که در جریان رخدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال 1388 که رسانههای غربی تلاش کرده بودند عنوان «انقلاب توییتری» را برایش جا بیندازند، افرادی با وی تماس گرفته بودند که مدعی ارائه اخبار دست اول از تهران هستند. بسیاری از خبرنگاران غربی بدون هیچگونه بررسی صحت ادعاهای این افراد، به نشر و استناد به آنها میپرداختند که باعث آبروریزیهایی برای رسانههای شناخته شده و مدعی صحت مطالب، مانند سی.ان.ان، شد.
ajab!
قران وبشریت
قران وبشریت