عربستان سعودی نامی آشنا و نزدیك برای ما ایرانیان است؛ كشوری كه هر سال تعداد زیادی از هموطنان ما به آنجا سفری معنوی دارند، بزرگترین كشور خامیانه و جهان اسلام است كه درآمد حاصل از نفت و سفر هر ساله حجاج از اقصی نقاط جهان آن را به یكی از ثروتمندترین كشورهای جهان عرب تبدیل كرده و باعث شده تا حد زیادی احساس قیمومیت و برتری نسبت به سایر كشورهای عربی داشته باشد - عنوانی كه برای دولتمردان آن فریبنده و جذاب است. ولی چندی است كه فشارهای بین المللی بر این كشور افزایش یافته است. یكی از دلایل اصلی این فشار وضعیت زنان در این كشور است. علیرغم ادعای این كشور در مورد برقراری حقوق یكسان بین شهروندان، قوانین عربستان در مورد زنان به گونهای است كه همیشه آنان به عنوان شهروند درجه دومی به شمار میآیند كه برای انجام امور مختلف خود مثل مالكیت، كار و حتی حضور در بعضی اماكن عمومی نیازمند اجازه و حضور مردان خانواده میباشند. تربیت و پرورش زنان نیز به گونهای است كه آنان خود را زیردست مردان و درجه دوم میدانند و به همین دلیل بسیاری تن به قوانین ناعادلانه دادهاند. تا چندی پیش زنان این كشور حق رای نداشتند و از داشتن وسیلهای مثل تلفن همراه نیز محروم بودند. تا سال 2005 زنان این كشور مدرك تشخیص هویت نداشتند. پس از آن هم به دلایل مشکلات پیش آمده مصوب شد که تنها در صورت درخواست خود آنان کارت شناسایی صادر شود.
نكته جالب در رابطه با زنان در این كشور این است كه میزان مصرف لوازم آرایش و سنگهای قیمتی در بین آنها بسیار بالا است. این امر شاید از این مساله نشات میگیرد كه آنها تنها سرگرمی یا دلخوشی خود را آرایش كردن یا استفاده از وسایل تجملی میدانند و یا اینكه مردان این كشور از زنانشان چنین انتظاری دارند. این در حالی است كه در نقاط مختلف جهان زنان نه از حقوقی برابر، ولی نزدیك به مردان برخوردار شدهاند. در عربستان از دهه 1980، سیستم آموزشی دختران و پسران یكسان شده است و در چند سال اخیر زنان به تحصیلات عالی نیز پرداختهاند. البته هنوز در دبیرستانها و دانشگاهها از استادان مرد استفاده نمیشود و در صورت نیاز در مكانهای خاص و تحت نظارت دوربینهای مدار بسته از آنان استفاده میشود. بخشی از این آموزشها نیز از طریق اینترنت و از راه دور است.

زنان این كشور در چند حوزه خاص فعالیت دارند و دلیل آن هم قوانینی است كه در مورد كار زنان در این كشور وجود دارد. برای مثال زمانی که نیاز مالی باشد، کار با روحیه زنانه تناسب داشته باشد، مرد نامحرمی در محل کار حضور نداشته باشد، اجازه همسر باشد و ... این حوزه های خاص نیز عبارتند از: مشاركت در فعالیتهای مذهبی جمعی نظیر نماز و دعا و... انجام كارهای منزل و تربیت فرزندان، تحصیل در رشتههای دانشگاهی و خدمات رسانیهای اجتماعی كه منفعت عمومی نیز دارد، نظیر گروههای مددكاری یا بهداشت محیط. این كشور یكی از پایینترین آمار اشتغال زنان در دنیا را دارد و البته این آمار در حال تغییر است. دلیل آن هم ورود آهسته و تدریجی زنان به سایر مشاغل این كشور و در حوزههای اقتصادی است كه هر چند محدود و كم، ولی باز برای آنان امیدبخش است. در سال 2006 زنی توانست به سمت مدیر كل یك بانك جدید منطقه تجاری در بحرین منصوب شود. وزیر كار عربستان نیز به زنان اجازه داده است مراحل ثبت شركت را به تنهایی طی كنند و البته هنوز در بعضی زمینهها مثل املاك و مستغلات و ساختمانسازی اجازه فعالیت ندارند. به تعدادی زن شاغل نیز اجازه فعالیت در شركتهای خصوصی داده شده (البته با رعایت شرایط كار) تا به این طریق فعالیت زنان خارجی و كارمندان غیر بومی در این كشور محدود شود. با این حال هنوز راه زیادی باقی مانده است. در عرصه زندگی روزمره قدرت و پایداری هنجارهای اجتماعی نهادینه شده بیشتر از آن است كه تنها با تغییر قوانین دولتی بتوان آنها را نیز تغییر داد. زنان هنوز به ندرت قادر به بیان نظرات خود و یا مخالفت در حوزه خانواده و در برابر همسر و پدرانشان هستند. در حالی كه طبق یك یافته آماری آنان توانایی خود را برای حضور در سایر زمینههای اجتماعی بیشتر از این میدانند.
در سالهای اخیر اعتراضات زنان افزایش یافته و نتایجی نیز به دنبال داشته است. به دلیل قانون كشور عربستان مبنی بر ممنوعیت رانندگی زنان یكی از مهمترین این اقدامات ارائه فراخوان 17 ژوئن 2011 توسط گروهی از فعالان زن عربستان در شبكههای اجتماعی بود كه طی آن زنان را به رانندگی در شهر فرا میخواند. پس از این فراخوان در تاریخ ذكر شده حدود 43 زن اقدام به رانندگی در شهر ریاض و مناطق اطراف آن كردند و فیلم خود را نیز در شبكههای اجتماعی قرار دادند. اغلب این زنان گواهینامه رانندگی از سایر كشورها گرفته بودند. برخلاف برخوردهای شدید گذشته فقط چند اخطار به زنانی داده شد كه بدون گواهینامه رانندگی كرده بودند. از نكات قابل توجه این حركت مصادف بودن آن با 15 رجب سالروز وفات حضرت زینب (ع) است كه برای شیعیان از اهمیت خاصی برخوردار میباشد. دیگر اینكه یكی از فعالان این حركت زنی شیعه به نام وجیهه الحویدر میباشد و این حركت از منطقه الشرقیه آغاز شده است. بنابراین میتوان نتیجه گرفت كه در پشت این حركت اجتماعی «ماشینم را خودم میرانم» یك مبارزه سیاسی نیز از سوی زنان شیعه در اعتراض به مسائل داخلی عربستان صورت گرفته است و این امر بزرگ بودن این حركت را دو چندان می كند. (1)
چندی پیش نیز گروهی از زنان شیعه برای درخواست آزادی خویشاوندان خود كه فراموش شدگان نام گرفتهاند اقدام به برگزاری یك تجمع اعتراض آمیز كرده بودند كه چند تن از آنان توسط نیروهای امنیتی سعودی دستگیر شدند. همچنین حدود سه سال پیش زمان برگزاری مراسم ولادت پیامبر اكرم در قبرستان بقیع ماموران هیات امر به معروف سعودی از زنان شیعه فیلمبرداری كردند. این كار خشم زنان را برانگیخت و منجر به تحصن 2000 نفره آنان مقابل بقیع شد. این تحصن به همراه اعتراض مردان شیعه به ضرب و شتم آنان و دستگیری چند تن منجر شد. (2) در این حركت نیز زنان پا به پای مردان در اعتراضها شركت داشتند و این نیز حركتی بزرگ به شمار میآید؛ آن هم در كشوری كه زنان علیرغم حضور اندك اجتماعی و اقتصادی هنوز در حوزه سیاست جزو محرومترین زنان دنیا هستند. با افزایش آگاهیهای اجتماعی اكنون تعدادی از زنان این كشور خواهان تغییراتی در نقش سنتی خود هستند. این فشارها و همچنین تلاش فعالان سیاسی و اجتماعی باعث شده بعد از دو بار خلف وعده از مهرماه 90 یعنی سپتامبر 2011 زنان این كشور حق رای داشته باشند و بتوانند در انتخابات شهرداریها و شوراهای مشورتی شركت كنند و علاوه بر آن ملك عبدالله این وعده را داده است كه از دوره بعد زنان نیز با رعایت موازین شرعی میتوانند برای شهرداریها حق كاندید شدن داشته باشند. ضمن اینكه ظاهراً به تازگی به زنان اجازه رانندگی البته به صورت مشروط و در زمانهای خاصی داده شده است و این موارد تحولی چشمگیر به شمار میآید.
البته به نظر میرسد در شرایط فعلی كه در كشورهای عربی اعتراضات مردمی علیه حكومتهای دیكتاتوری افزایش یافته و منجر به سرنگونی برخی از آنان شده است، حاكمان آل سعود نیز به فكر چاره اندیشیهایی افتاده باشند تا از نارضایتیهای عمومی در این كشور بكاهند و اعلام چنین حقی شاید برای كاهش فشار و نارضایتی و یا ایجاد وجههای بهتر در اذهان بین المللی باشد. ضمن اینكه زنان نشان دادهاند كه به دلایل ذكر شده پتانسیل زیادی برای ایجاد تغییر در این كشور را دارند و می توانند از عناصر اصلی و سرنوشت ساز در روند اصلاحات باشند و برای رشد و پیشرفت فقط به اراده و توان بالای خود تكیه کنند. هر چند لیست اصلاحاتی كه این كشور باید برای افزایش حقوق شهروندی زنان انجام بدهد بسیار بلند بالاست، ولی شاید بهار اسلامی برای زنان عربستان نیز در راه باشد، حتی به شكل یك نسیم...
منابع:
1-روزنامه شرق-25 خرداد 1390
شیعه آنلاین-19 خرداد 1390
2-العالم-3 مهر 1390
4خبرگزاری فارس-اسفند 87
اینهایی که فرمودید درباره زنان عربستانی بنده به شخصه نمونه هاشو توی شهر خودمون رویت کردم و بعضی از همشهریهای عرب اصلا زنهاشون رو به حساب نمیارن بطوریکه یکی از همکاران عرب زبان خودم میگه من همسرم رو حداقل هفته ای یکبار کتک میزنم که طغیان نکنه... به هیچ صراطی هم مستقیم نیست و این رفتارها جزء افکارشه... خدا به داد دل این زنها برسه...
fekr mikonam in bandegane khoda dige ba in sistem adat kardan va age ye roz kotak nakhoran nemitonan bekhaban.