1364
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. سناء شایان
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۵)
            تعداد بازدید: 1364
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        صورتی رنگ اول و آخر من است. دفترچه یادداشت، جوراب، لپ‌تاپ و... همه صورتی؛ نگاه می‌اندازم به چوب رختی‌ لباس‌هایم... صورتی؟ نه، هیچ! همه سیاه!
        - دلم خواست جای آنها بودم. اتوبوس هن‌هن کنان از روی پل سردار بزرگ «کریم‌خان» می‌گذشت و من طرف راستش، کنار پنجره نشسته بودم. دخترک‌های مدرسه «شهدای رسانه» با مانتوهای‌ صورتی و مقنعه‌های سفید، توی سیاهی آسفالت حیاط  پخش و پلا بودند. درست عین توت فرنگی‌های متحرک این‌ور و آن‌ور می‌دویدند. دو تایشان در کنج شمال غربی حیاط، دست‌ها را به هم قفل کرده‌ بودند و دایره‌وار می‌چرخیدند. سفیدی دندان‌هایشان از آن فاصله پیدا بود.
        - مامان پایین مقعنه‌های سفیدم تور می‌دوخت. همه‌ی سال‌هایی که مقنعه توردار سفید می‌پوشیدم دلم می‌خواست بزرگ شوم و این مقنعه را، که نشانه‌ی بچگی بود، از سر بکنم و مقنعه سیاه دوران راهنمایی را سرم کنم. آن وقت‌ها طیف رنگ‌های لباس‌های مدرسه در سفید و سیاه می‌گذشت. و از همان‌جا سیاه پوشیدن ما شروع شد.



        - سفید، صورتی، لیمویی روی پوست‌های سیاه و سبزه‌شان نشسته بود و دیدنی‌شان کرده بود. مکه و مدینه جای خوبی است برای دیدن رنگ‌های مختلف پوشش. هر چه باشد توی کشور خودشان اجباری برای حجاب ندارند. ولی زیارت فرق دارد. اهالی مدینه و مکه زن‌های ایرانی را با چادرهای مشکی‌شان می‌شناسند. اهالی مالزی، سوریه و... را با حجاب‌های رنگارنگشان. حالا فکر کن داخل مسجدالحرام ایستاده باشی صف آخر نماز، بعد یکهو سرت را بلند کنی و ببینی یک مشکی ناب وسط است و اطرافش مشکی‌های ناخالص و تک و توک رنگ‌های شاد و پرحال!
        - صورتی! رنگ اول و آخر من است. یک دفترچه یادداشت صورتی، چند جفت جوراب صورتی، یک لپ‌تاپ صورتی و... یک نگاه می‌اندازم به چوب رختی‌‌ای که لباس‌هایم را به آن آویزان می‌کنم. صورتی؟ نه، هیچ! همه سیاه! اگر خیلی با نگاهم زیر و روشان کنم، چند تا خاکستری و مشکی هم می‌توانم پیدا کنم. خوب دو تا مسئله باعث حذف رنگ‌های دیگر می‌شود. یکی این که وقتی همه دارند تیره می‌پوشند، تو اگر صورتی یا حتی بدتر سرخابی بپوشی، جلب توجه می‌کنی! و همان می‌شود برایت لباس شهرت! مساله دوم این است که از بس سیاه پوشیدم، تنبل شده‌ام. هر چه باشد سیاه چرک‌تاب است و رد پای دود ماشین‌ها درش محو می‌شود. حالا می‌توان توی رنگ پوشش سر دست برد.
        - خدا نکند کسی‌تان فوت کند. ولی هیچ توجه کردید وقتی که عزا دارید و توی خانه هم سیاه می‌پوشید و روسری سیاه سر می‌کنید کم کم سیاه توی مخ‌تان نفوذ می‌کند؟!

          1. امتیازدهی:
            لطفا منصفانه امتیاز دهید.
              1.  
              2. ۸۰%
              3. تعداد: ۰۱ رای

        5 نظر | ارسال نظر

              1. user-pic
              2. سنا
                ۰۵ آذر ۸۸
                ۲۱:۳۶
          1.  
            چه قدر این دخترک قشنگ است.
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. حمیده
                ۱۰ آذر ۸۸
                ۰۹:۴۵
          1.  
            سلام کاملا نظر شخصی است ونباید آن راتعمیم داد شما ادم شلخته وبی سلیقه ای چرا توسر رنگ مشکی می زنی؟
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. سنا
                ۱۰ آذر ۸۸
                ۱۱:۱۳
          1.  
            خوب این هم نظر شماست که شنیدیم
           
          0
           
          0
          1.  
            اسم این آبالبالو "غزاله" است D:
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. رعنا
                ۲۰ فروردین ۸۹
                ۱۷:۴۴
          1.  
            چرا این قدر نوشته های این مجله نظر شخصیه؟! انگار آدم داره وبلاگ می‌خونه... متاسفم
           
          0
           
          0
          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷