1252
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
      • «دا» اگر چه کتابی است پروفروش، اما کمتر خوانده شده است.
        پیش از هر چیز بهتر است از اینجا شروع کنیم که ادبیات چیست؟ آیا هر گونه‌ای از نوشتن، ادبیات محسوب می‌شود یا یک نوشته با بهره‌گیری از عناصری خاص می‌تواند به حوزه ادبیات راه یابد؟ پاسخ به این سوال نیاز به تحلیل‌های حرفه‌ای ندارد. کافی است در یک کتابفروشی سراغ بخش ادبیات را بگیرید. شاید اینکه کتابهای آموزشی جزو حوزه ادبیات نیستند بدیهی باشد، اما با مراجعه به این بخش متوجه می‌شوید کتابهای علوم اجتماعی، علوم سیاسی، فلسفه و یا حتی تاریخ هم در قفسه‌های ادبیات یافت نمی‌شوند و هر کدام بخش مخصوص به خود را دارند. با وجود اینکه برخی از این کتاب‌ها نثری فاخر و زیبا نیز دارند، اما از نگاه ادبی تنها می‌توان به قدرت کلام نویسنده در بیان یا تحلیل آن موضوع تخصصی احسنت گفت و یا حتی آن را بررسی کرد (مثل زبان ابن سینا در کتب طب یا زبان سهره وردی در کتب عرفانی‌شان) و نمی‌توان صرف داشتن این زبان، آنها را کتاب‌هایی ادبی دانست. ویژگی‌های یک کتاب ادبی آنقدر در گنجاندن یک اثر در دسته ادبیات موثر است که حتی ناچار شده‌اند برای گونه‌هایی مثل نمایشنامه و فیلمنامه، عنوانی مثل ادبیات نمایشی ابداع کنند که با آنچه در واقع ادبیات نامیده می‌شود تمایز یابند. جالب اینجاست که حتی کتاب‌های تحلیلی و تفسیری حوزه ادبیات نیز در زمره کتاب‌های ادبی محسوب نمی‌شوند، چرا که ادبیات را به مثابه یک علم و دانش مدنظر دارند و نه ادبیات صرف. شاید گونه‌هایی مثل کتب تاریخی یا زندگی‌نامه‌ها به دلیل وجود عناصری مثل روایت، خط داستانی و تصویرسازی – که البته با استفاده از عناصر ادبی امکان پذیر است – بسیار به ادبیات نزدیک شوند، ولی باز هم ادبیات محسوب نمی‌شوند. آنچه در واقع وجه تمایز ادبیات از سایر این گونه‌هاست، بهره‌گیری از قدرت الهام و تخیل است. ادبیات، چه شعر باشد و چه داستان، از خیال خالقش شکل می‌گیرد و همین خیال است که خواننده را جذب می‌کند تا به دنیای جدیدی پای بگذارد. ادبیات شاید از واقعیت، علم، فلسفه، تاریخ و هر چیز دیگری وام بگیرد (همانطور که آنها نیز عناصر ادبی زبان را از ادبیات وام می‌گیرند) ولی آن چیزی که به حاصل کار نام ادبیات می‌نهد، رنگ تخیل است.
        این مقدمه طولانی تنها برای این آورده شد که بگویم برخلاف نظر بسیاری، کتاب «دا» به هیچ عنوان در زمره ادبیات جای نمی‌گیرد. دا یک سرگذشت‌نویسی مبتنی بر واقعیت است که از عناصر ادبی برای بیان آن استفاده شده است. فضاسازی بسیار خوب و نمایش صحنه‌های رویدادها پیش چشم خواننده کتاب قابل ستایش و مثال زدنی است، اما این باعث نمی‌شود بخواهیم از دا به عنوان یک پدیده ادبی و از نویسنده‌اش به عنوان یک بانوی نویسنده ادبی نام ببریم. شاید برای جلوگیری از هرگونه شائبه توهین به این اثر در ذهن طرفداران متعصب آن باید خاطرنشان کرد که به شمار نیاوردن این اثر در حوزه ادبیات توهین‌آمیز نیست و این اشاره تنها برای رفع اشتباه بسیاری از مخاطبان در این باره است.

        رازهای موفقیت
        اما دلیل موفقیت این کتاب چیست؟ آیا دا واقعا پتانسیل این میزان از موفقیت را داشته است؟ باید بگوییم هم آری و هم نه. از نگاه ادبی، دا یک ملودرام است و احساس مخاطب را هدف قرار می‌دهد. اساسا در برخورد با آثار ملودرام، تحریک احساسات خواننده، نقش اصلی را در جذب خواننده به دنبال کردن روایت دارد. اما نکته این جاست که این شیوه تحریک آنی است و اثر آن بعد از مدت کوتاهی از ذهن مخاطب می‌رود و مخاطب پس از اتمام اثر تنها یک برداشت کلی حسی از اثر دارد و نه یک تفسیر منطقی. در واقع چنین کتاب‌هایی به ندرت می‌توانند فرد را درگیر مسایل فکری و عقلی کنند و در نتیجه به طور کلی برشمردن صفتی چون قابل تامل برای این کتاب‌ها تنها از دیدگاه زبان ادبی صدق می‌کند و نه محتوای اثر. دا از این نظر زبان خوبی دارد و در تحریک احساسات مخاطب توانمند است، اما همین امر باعث شده است تحریک ذهن و تفکر مخاطب درباره محتوای آن به حداقل برسد. با مشاهده برترین آثار ادبی ایران و جهان به این نتیجه می‌رسیم که این فاکتور تفکر برای قرار گرفتن اثر در زمره آثار موفق و ماندگار لازم است، در حالی که در این کتاب این ویژگی تنها در سطحی حداقلی وجود دارد.
        از نگاه اجتماعی بازخوانی روایتی از دوره جنگ تحمیلی که از زمان شکل‌گیری تا امروز با زندگی بسیاری از مردم ایران گره خورده است، جذابیت ویژه خود را دارد. بسیاری از مردم ایران، به ویژه مردمان نواحی غربی و جنوبی کشور، تجربیاتی همچون سیده زهرا حسینی را – شاید در سطحی ضعیف‌تر و یا حتی وحشتناک‌تر – از سر گذرانده‌اند، و چون به هر دلیلی امکان مکتوب شدن روایتشان وجود نداشته است، امروز سرگذشت خویش را در این روایت دیده‌اند. اما مسئله اینجاست که چرا تاکنون هیچ کدام از کتاب‌هایی از این دست، چنین توفیقی را نیافتند؟ دلیل این امر را باید در جایی دیگر جست.

        دا با استقلال و پیروزی چه شباهتی دارد؟!
        مثالی که آورده می‌شود، تنها برای روشن کردن تاثیر متقابل تبلیغات و شهرت بر یکدیگر است. بازگردیم به دورانی که لیگ‌های فوتبال به تازگی در حال شکل‌گیری بودند و تیم‌های فوتبال تشکیل می‌شدند. نمی‌شود ادعا کرد تیم‌های استقلال (که در آن زمان تاج خوانده می‌شد) و پیروزی (پرسپولیس) از ابتدا برتر از همه تیم‌ها بودند یا تیم قویتری در کشور وجود نداشت. نمی‌توان ادعا کرد که از روز اول این دو تیم در کشور هواداران میلیونی داشتند. و با برشمردن همین ادعاها بخواهیم از روز اول مثلا پخش مستقیم دیدارهای لیگ را به این دو تیم اختصاص دهیم. روند شهرت این دو تیم در واقع حاصل یک دوره تبلیغات مستمر بود که بنا بر اظهارات برخی کارشناسان از سیاست ساواک برای ایجاد فضای دو قطبی و درگیر کردن هواداران بی‌شمار این رشته با جنگ زرگری فوتبالی و پرت کردن توجه ایشان از مسائل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی شکل گرفت. تبلیغات شدید برای این دو تیم، استقلال و پیروزی را در چشم هوادران فوتبال نسبت به تیم‌های دیگر پررنگ ساخت و بسیاری از هواداران این رشته را به سوی این دو تیم جذب کرد. با جذب هواداران بسیار، اکنون دیگر حاشیه‌های این دو تیم در نظر رسانه‌ها جذابتر است، تلویزیون برای جذب مخاطب بیشتر و آگهی تنها مسابقات این دو تیم را برای پخش مستقیم از شبکه‌های سراسری انتخاب می‌کند و...! از سوی دیگر مدیران ورزشی در سطح کلان به این دو تیم توجه ویژه دارند و حتی مربیان و بازیکنان نیز به دلیل مشاهده تمام این شرایط، رغبت بیشتری به حضور در آنها نشان می‌دهند (که این خود باعث تقویت این دو تیم و قوی‌تر شدن آنها می‌شود.)
        حال این وضعیت را در مورد کتاب دا در نظر بگیرید. دا شاید اولین و تنها کتابی بود که در حوزه خویش (یعنی ادبیات دفاع مقدس) توان رقابت با حوزه‌های دیگر را داشت. در واقع با بهره‌مندی از دو امتیاز ادبی (با توجه به علاقمندی عمده کتابخوانان ایرانی به ادبیات عامه‌پسند و ملودرام) و اجتماعی که ذکر شد، ویژگی‌های لازم برای رقابت با دیگر حوزه‌ها برای دا فراهم بود. ولی نمی‌توان آنرا به عنوان برترین اثر ادبیات داستانی یا ادبیات جنگ (اگر بنا به آن فرض اشتباه این کتاب را در حوزه ادبیات دسته‌بندی کنیم) دانست. چیزی که باعث برجسته شدن این کتاب و مورد توجه قرار گرفتن آن بود، در درجه اول تبلیغات شدیدی است که در حمایت از آن شکل گرفت. نشر سوره مهر (ناشر کتاب دا) وابسته به حوزه هنری است و از همین ابتدا کانال‌های مناسبی برای حمایت دولتی از این اثر فراهم آورد. با تبلیغات انجام گرفته برای این کتاب، موج خرید کتاب در شمارگان بالا از سوی ادارات دولتی ایجاد شد. ادارات دولتی و به ویژه نهادهای بسیج در حوزه‌های مختلف، ضمن خرید کتاب به تعداد زیاد، به تبلیغ آن پرداختند و به هر مناسبتی یک جلد از این کتاب به افراد مختلف اهدا شد. حتی در برخی ادارات ارائه بن تخفیف و یا حتی بن خرید رایگان کتاب در نظر گرفته شده بود. علاوه بر این تبلیغات رسانه‌ای ویژه و نیز اهدای جوایز مختلف به کتاب در شهرت آن بی‌تاثیر نبود. مدتی بعد، دا کتابی بود که هر رسانه‌ای درباره آن مطلبی ارائه می‌کرد، جوایز زیادی برده بود و چند دهمین چاپ آن در کتابفروشی‌ها وجود داشت. اینها مسلما دلایل خوبی برای کنجکاوی مخاطب عام ایجاد می‌کرد که این کتاب را بخرد. موج خرید مخاطبان عام نیز شروع شد و عدد نوبت چاپ بالاتر رفت و این موضوع کار را به ابراز علاقه صدا و سیما و برخی تهیه‌کنندگان و کارگردانان برای برداشت رادیویی، تلویزیونی و سینمایی از آن رساند. همین خبرها خود در افزایش شهرت کتاب و فروش بیشتر آن بی‌تاثیر نبود تا جایی که بسیاری از مسئولان دولتی و شخصیت‌های مشهور کشور نیز به وادی اظهار نظر درباره آن رسیدند و گل این توجهات نیز دیدارپدیدآورندگان کتاب و کارکنان انتشارات سوره مهر با رهبر انقلاب بود. (البته نسبت به این توجهات هیچ انتقادی وجود ندارد و اتفاقا تمامی علاقمندان حوزه کتاب امیدوارند چنین حمایتی از همه کتاب‌ها صورت گیرد، ولی نه اینکه به این شکل روی یک کتاب متمرکز شود.)

        دا، پرفروش و کم‌خواننده
        با یک مقایسه ساده بین آن مثال فوتبالی و شرایطی که برای کتاب دا فراهم آمد، پی به راز موفقیت این کتاب خواهید برد. تنها نکته‌ای که می‌ماند، این است که چرا علیرغم رسیدن کتاب به چاپ صد و چندم و این شمارگان بالا، هنوز اگر از بیشتر کتابخوانان جدی کشور – که با توجه به سرانه مطالعه در ایران پرشمار هم نیستند – سوال شود که نظرتان راجع به کتاب دا چیست، پاسخ می‌شنویم که: «نخوانده‌ام»؟! اگر قطر و قیمت بالای کتاب (که البته دومی تنها برای خریداران عادی مسئله است) را هم دلیلی برای عدم رغبت عامه به مطالعه کامل کتاب بدانیم، نتیجه می‌گیریم «دا» کتابی است پروفروش که کمتر خوانده شده است.


        در رابطه با کتاب دا می‌توانید این نقد را هم در همین شماره بخوانید.
          1. امتیازدهی:
            لطفا منصفانه امتیاز دهید.
              1.  
              2. ۰۰%
              3. تعداد: ۰۰ رای
          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷