1450
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
      • از آنجایی که راوی داستان زن است، ما را با جزییاتی از فضا و مسائل جنگ آشنا می‌کند که دنیای مردانه و راویان مرد تاکنون برایمان تعریف نکرده‌اند.
        مطالعه کتاب «دا»، خاطرات خانم سیده زهرا حسینی پس از مدت‌ها محرومیت از یک اثر خوب درباره هشت سال دفاع مقدس توانست روح مرا در باب جنگ و دفاع مقدس آرام، شاد و راضی کند. گمان می‌کنم آخرین باری که فیلمی راجع به جنگ ایران و عراق دیدم و به دلم نشست، فیلم سینمایی «روز سوم» ساخته محمد حسین لطیفی بود. آدم‌هایی که لطیفی در این فیلم به تصویر کشیده است، باورپذیر، ساده و مردمی‌اند. تاثیرگذاری فیلم برخاسته از وجود دردمند کارگردان و نویسنده اثر است و این امر بیش از هر چیزی به روز سوم اعتبار می‌بخشد و آنرا جزء آثار قابل توجه در حوزه دفاع مقدس قرار می‌دهد. با وجود آنکه هشت سال دفاع مقدس برای مردم و مسئولین ما بسیار مهم است، اما این مسئله مهم در تاریخ کشور ما به موضوعی کلیشه‌ای بدل شده است. برگزاری پیاپی همایش‌هایی تکراری با موضوعات تکراری پیرامون جنگ، بزرگ‌نمایی چهره‌هایی خاص از شهدای جنگ و شاخص نمودن آنها و پخش مداوم برنامه‌های تلویزیونی که گاه اثری سوء بر روی مخاطب می‌گذارد (مثل برخی از سریالهای تلویزیونی) و ساخت بعضی از فیلم‌های سینمایی در این امر بی‌تاثیر نیست. عدم جذابیت این دست آثار و فاصله گرفتن مخاطب از آنها به طور عمده به دو دلیل است: اول آنکه تولید کنندگان این آثار خودشان دغدغه‌ای برای موضوع جنگ ندارند و به واسطه فرصتهایی که برایشان ایجاد می کند به این عرصه رو می‌آورند، دوم آنکه سفارش از بیرون و بواسطه نهادها آنها را وادار به ساخت مجموعه‌هایی با مضمون جنگ نموده است.
        با این حال، کتاب دا حاوی چند نکته اساسی است که آنرا از دیگر آثار فاخر ادبی تولید شده درباره دفاع مقدس مجزا می‌سازد:
        اول، راوی داستان بین روحیه زنانگی و خنثی بودن در متن شناور است. از آنجایی که راوی داستان یک زن است، ما را با جزییاتی از فضا و مسائل جنگ آشنا می‌کند که دنیای مردانه و راویان مرد از بیان آن عاجزند، زیرا نه آنرا مشاهده کرده و نه احساس و درک می‌کنند؛ این امر به انحاء گوناگون در متن و لابلای کتاب دیده می‌‌شود. مثلا حضور در مکان‌هایی که تنها زنان اجازه حضور دارند، مانند غسالخانه زنانه و تشریح دیده‌های خود؛ محدودیت‌ها و ترس‌هایی که برای زنان در طی حضور در خرمشهر وجود داشته مانند بودن در محله‌ای که حضور سربازان عراقی در آن احساس می‌شود و بیان احساس خود از این وضعیت. نحوه برخورد مردها نسبت به حضور زنان در شهر. بیان اعتقادات شخصی‌اش در مورد حجاب و حفظ آن در تمامی لحظات جز در برخورد با جنازه متلاشی شده‌ای که مردها از روبرو شدن و دست زدن به آن اکراه دارند. و صحبت از فداکاری و مقاومت زنان و نقش آنان در دوران دفاع مقدس.
        این نوع ویژگیها اثری کاملا زنانه و خارج از چارچوب گفتمان مردانه را خلق کرده که در آن راوی حرف‌های مهمی برای گفتن دارد. در واقع سوژه زنانه غایب از جنگ یا روایت شده به واسطه مردان اینک خود به میدان آمده و از جنگ سخن می‌گوید. اما وقتی راوی، زن بودن خود را فراموش می‌کند و به انجام کارهای مردانه می‌پردازد، و یا گاهی از مردان نیز جلو می‌افتد، او را تنها به نقش یک انسان حاضر در جنگ که دیگر نمی‌توان زن یا مرد بودنش را تشخیص داد نزدیک می‌کند. (مثل جمع‌آوری پیکرهای متلاشی شده مجروحان در سطح شهر، حضور در خط مقدم جبهه و یا رفتن به اتاق جنگ) و این امر ما را به این واقعیت رهنمون می‌سازد که راوی میان دو وضعیت قرار دارد؛ یک وضعیت به عنوان یک جنس مونث که از این زاویه دید به روایت می‌پردازد و تلاش می‌کند سهمی برابر با مردان را برای حضور در خرمشهر به دست آورد؛ مثل تلاش برای ماندن در شهر با وجود مخالفت مردان. و گاه به عنوان کسی که تابع گفتمان مردسالارانه است حرکت می‌کند و کاری را مهم می‌داند که مردها از عهده انجام آن بر می‌آیند مثل حضور در خط مقدم و اسلحه به دست گرفتن. 
        دومین نکته زن بودن نویسنده و راوی است که در داستان اثر مثبتی دارد. قلم زیبای سیده اعظم حسینی در تدوین و بازنویسی این اثر عالی است و در جذب مخاطب تاثیر خود را گذاشته است. از آنجایی که کار تدوین کتاب را یک زن انجام داده است، انتقال لحظات عاطفی و هیجانی در آن به خوبی لحاظ شده است. با این حال، حضور نویسنده در کنار راوی گاهی در داستان به وضوح دیده می‌شود. در بعضی بخش‌های داستان راوی با لهجه جنوبی صحبت می‌کند و در جای دیگر راوی بدون هیچ لهجه‌ای، همچون دختری تهرانی سخن می‌گوید. البته وضعیت دوم غلبه بیشتری در متن دارد و همین نکته گاهی به متن آسیب وارد کرده است. اما با این حال، نکته مهم آنست که بخش قابل توجهی از موفقیت این اثر مدیون صبر،گذشت و حوصله نویسنده است که تنها نامی از او روی جلد کتاب دیده می‌شود. هم‌نشینی‌های طولانی مدت نویسنده و راوی و تلاش صادقانه برای انتقال درست احساسات را نمی‌توان نادیده گرفت.
        سومین و مهمترین خصلت اثر، روایت صمیمانه و به دور از تکلف راوی است. راوی آنقدر ساده و روان خاطرات خود را بیان می‌کند که خواننده در بسیاری از لحظات روایت خاطرات شخصی احساس می‌کند رمان می‌خواند؛ به این ترتیب مرز خاطره‌گویی و داستان از بین می‌رود. زیباترین صحنه کتاب زمان وداع پدر از زهرا، دیدار پیکر و تشریح بی‌قراری راوی برای دیدار با برادرش علی و روایت مجروحیت خودش است. کشش متن به قدری زیاد است که به سختی می‌توان کتاب را تا پایان که بیش از هشتصد صفحه است زمین گذاشت. لحن طنزگونه راوی در طول روایت نیز در جذب مخاطب و ترغیب او به اینکه بخواهد بداند ادامه داستان چه می‌شود موثر است. راوی نه تنها به مسائل مهم پرداخته، بلکه به توضیح مسائلی که به ظاهر جزیی و پیش پا افتاده هستند نیز توجه نشان داده است. مانند واکنش حیوانات با شنیدن صدای خمپاره‌ها و بمب‌هایی که در سطح شهر و در نزدیکی آنها به زمین می‌ریزد، حمله سگ‌هایی که برای دریدن جنازه‌ها به قبرستان می‌آیند و بیان وضعیت درخت‌هایی که روزی زیبایی و سرسبزی خرمشهر مدیون آنها بوده است.
        نکته چهارم اینکه راوی در بخش اول کتاب از دوران کودکی و وضعیت خانوادگی خود و روابط صمیمی‌شان سخن گفته است و به این ترتیب خواننده با افرادی که قرار است شخصیت‌های اصلی داستان او محسوب شوند آشنا می‌شود و در طول کتاب با آنها رابطه برقرار می‌کند. این مسئله به تفسیر و هضم اتفاقات داستان توسط مخاطب کمک می‌کند.
        تصویری که راوی از خود ارائه می‌دهد موجودی آسمانی، غیر قابل تصور و دست نیافتنی که مخاطب را از خود براند نیست، بلکه خصوصیات مشترکی با مخاطبانش دارد. راوی فردی خویشتندار، بامسئولیت و شجاع است که در مواردی هم به راحتی گریه می‌‌کند، می‌ترسد، عصبانی می‌شود، از وحشت فرار می‌کند، در مقابل بعضی از مسائل بی‌تاب می‌شود و حتی اعصاب تحریک شده‌اش او را مجبور می‌کند کار در غسالخانه را ترک کند. از این رو راوی به شخصیت ما بسیار نزدیک است و از خود، پدر، مادر، برادر و خواهرانش موجودی خارق‌العاده نساخته، بلکه مانند بسیاری از آدم‌ها از خانواده‌ای معمولی است.



        پنجم اینکه جریان از روزهای آغازین جنگ و از زبان یک فرد ساکن در شهر خرمشهر و نه یک رزمنده یا فرد بیرونی که در جریان جنگ وارد شهر شده باشد، روایت می‌شود. کسی که با بیشتر قسمت‌های شهر آشناست و به راحتی می‌تواند بین گذشته و اکنون شهر (روزهای جنگ) رابطه برقرار کند و جزییات آشنایی خود با محله‌ها و خیابان‌ها و کوچه‌ها و حتی افراد را به یاد بیاورد؛ از این رو، خواننده را با گذشته شهر و آنچه در زندگی روزمره مردم می‌گذشته آشنا کند و با یاد آوری خاطرات افرادی که به عنوان شهید وارد غسالخانه می‌شوند و آنچه در پیرامون زندگی خانوادگی آنها رخ داده، روی احساسات ما تاثیر بگذارد: «چهره آشنایی دیدم. تنم لرزید. یکی از زن های همسایه‌مان بود که قبلا در محله ما زندگی می‌کرد. جسد دو بچه اش هم کنارش بود...» راوی زندگی روزمره خود و مردم شهرش را روایت می‌کند و از زندگی شهدا چیزهایی می‌داند که فردی بیرونی که به عنوان کمک به شهر وارد شده بی‌خبر است و تاثر او از روبرو شدن با پیکر شهدا علاوه بر کشته شدن آنها و دیدن اجسادشان، یادآوری زندگی پر فراز و نشیب آنهاست. روبرو شدن با پیکر شهدا از این جهت که در جنگ کشته شده‌اند تنها تاثر او و مخاطبان را برنمی‌انگیزد، بلکه آنچه او از زندگی آنها به یاد می‌آورد بسیار مهم است. «یادم آمد تقی با چه حجب و حیایی در خانه‌مان می‌آمد. در می‌زد و می‌پرسید: سیدعلی خونه‌اس؟ توی دلم گفتم: خدا به داد مادرت برسد تقی» به تعبیری دیگر راوی از آنچه زیر پوست شهر می‌گذرد روایت می‌کند. همچنین او در جریان داستان از گذشته و شغل مبارزان تا آنجایی که اطلاع دارد خبر می‌دهد و خواننده را با شغل‌های آنان آشنا می‌کند: کارگر شهرداری، جوشکار و... این امر یکی از مهمترین امتیازات این کتاب است، زیرا حتی در آثار جالب توجهی که تا پیش از این تولید شده کمتر با پیشینه رزمنده‌ها آشنا می‌شویم و روایت داستان از آنجایی آغاز می‌شود که گروهی دور هم جمع شده و در حال مبارزه هستند. این امر حتی در قبولاندن این باور کمک می‌کند که این افراد انسان‌هایی آسمانی که فرسنگ‌ها با انسان‌های دور و بر خود فاصله داشته باشند، یا افرادی خشن که به دنبال بهانه‌ای برای اسلحه به دست گرفتن باشند، نبودند؛ بلکه افرادی هستند که بنا به شرایط موجود از زندگی روزمره خود کنده شده و برای دفاع از میهن رو در روی دشمن می‌ایستند. این شکل از ادبیات جنگ به موضوعاتی می‌پردازد که تا پیش از این هرگز مطرح و دیده نشده بود و مخاطب را به دنیایی می‌برد که تا قبل از آن از چنین حوادث و وقایعی بی‌خبر بوده است.
        ششم اینکه از دیگر نقاط قوت داستان باید به وجود عکس‌های انتهای کتاب و ضمائم آن اشاره کرد. نکته آخر اینکه راوی در طول داستان بدون هیچ ملاحظه و پرده پوشی‌ای از اعتقادات مذهبی و سیاسی خود سخن می‌گوید و به ابهام‌زدایی پیرامون بسیاری از شخصیت‌ها و مسائل آن دوران می‌پردازد.
        اما با این همه، کتاب ضعف اساسی دارد؛ اینکه داستان با زخمی شدن زهرا به اوج می‌رسد، اما پس از آن کم کم با آمدن آنها به تهران داستان جذابیت سابق خود را از دست می‌دهد. گویی کتاب با شتاب و عجله می‌خواهد به پایان برسد. نکاتی برای مخاطب ناگفته می‌ماند مانند: واکنش به شنیدن خبر رحلت امام با وجود آنکه راوی در طول بیان خاطرات خود بارها به نام ایشان اشاره می‌کند و حتی در دفاع از ایشان حاضر است هر تبعاتی، حتی اعدام را بپذیرد. یا اینکه پس از بازگشت به خرمشهر آیا توانست لباس برادر را از زیر خاک سالم بیرون بیاورد یا خیر؟
        با این حال، این اثر با بار ایدئولوژیکی قوی و پر رنگی که دارد توانسته طیف زیادی را مخاطب خود سازد؛ طیفی که قرار دادنشان در کنار یکدیگر، به لحاظ عقیدتی و سیاسی، شاید دشوار باشد. و کسانی را وادار به تشویق و تحسین کرده است که تا پیش از این در مورد جنگ و ساخت آثاری در این باب سکوت کرده بودند. مانند: تهمینه میلانی و داریوش مهرجویی. این اثر توانسته طی تنها یک سال و نیم با قیمت یازده هزار تومان یکصد بار تجدید چاپ شود.
        حضور چنین کتابی میان انبوه کتابهای چاپ شده در طول سال‌های اخیر با چنین توجه و اقبالی از سوی مخاطبان، خبر از ادبیات جدیدی می‌‌‌‌‌‌‌دهد که اتفاقا ناب است؛ و استقبال چشمگیر از کتاب نشان می‌دهد مردم نسبت به جنگ هشت ساله ایران و عراق همچنان دلبستگی و غیرت دارند، اما به دنبال ادبیات ناب می‌گردند. ادبیاتی که بر آمده از اعماق وجود نویسنده و گوینده آن باشد.


        در رابطه با کتاب دا می‌توانید این نقد را هم در همین شماره بخوانید.
          1. امتیازدهی:
            لطفا منصفانه امتیاز دهید.
              1.  
              2. ۲۰%
              3. تعداد: ۰۱ رای

        2 نظر | ارسال نظر

          1.  
            سلام کتاب دا از بهترین کتابهایی است که تاکنون خوانده ام مهم ترین مطلبی که مرا به این کتاب جذب می کنه این هست که هنوز نویسنده ی دا مردمی است ! تغییر نکرده ! از اون خونواده شهیدهایی نیست که آدم از بدحجابی شون شرم می کنه اسم شهید بیاره ! خوشحالم که قهرمان دا هنوز یه قهرمانه !
           
          0
           
          0
          1.  
            دوست عزیز خانم زینب، نویسنده کتاب دا خانم سیده اعظم حسینی هستند که از خانواده محترم شهدا نیستند و راوی کتاب سیده زهرا حسینی هستند و این دو با هم فرق می کنند!
           
          0
           
          0
          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷