1633
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
      • و برای خاموش کردن شعله اجاق گاز از سیستم «فوت» استفاده کرده بود
        ساعت ۳ نصف شب غذا نخور لطفا!
        بعضی وقت‌ها فقط تعجب می‌کنی. بعضی وقت‌ها هم آن‌قدر حرصت درمی‌آید که می‌خواهی دانه دانه موهای طرف مقابلت را از سرش جدا کنی. بعضی وقت‌ها هم از حیث ناتوانی، فقط گریه علاج کار است. خدا نرسد آن روزی که باید یک مشت بزنی پای چشم طرفت و ۱۵ تای دیگر بخوابانند پای چشم تو؛ محض زیبایی!
        خب واقعیتش را بخواهی، برای من ِ بچه تهرانی که صبح چشمانم را نمالیده، آب پرتقالم کنار تختم بوده و حوله دستشویی‌ام کنار دستم، درک این موضوع که یک نفر از هم خوابگاهی‌های روستایی یا شهرستانی با مسواک تو بیاید و دندان‌هایش را بشوید کمی دشوار است. یا مثلا بیایی ببینی با حوله‌ات دارند دست رشته بازی می‌کنند!
        آن دفعه هم که یکی از تازه واردهای خوابگاه به اجاق گاز آشنایی نداشت و برای خاموش کردن شعله اجاق گاز از سیستم «فوت» استفاده کرده بود و اگر شامه قوی یکی از بچه‌ها نبود، چه بسا به مرگ شیرین جانمان را در طبق اخلاص می‌گذاشتیم و خلاص!
        بگذارید اصلا خلاصه‌اش کنم! نه اخلاق من به آن دانشجوی تازه واردی می‌خورد که در طول ۱۸ سال عمر شریفش (شاید هم بیش‌تر) یک بار هم تهران را به چشمش ندیده، و نه آن دانشجوی تازه وارد خیلی از هم خوابگاهی شدن با من لذت می‌برد.



        واقعیتش را هم بخواهید، خیلی هم بلد نبودیم با این رفقا تعامل کنیم. یعنی در تست‌های حسابان و دیفرانسیل و هندسه تحلیلی، این چیزها را نگنجانده بودند برنامه ریزان آموزش و پرورش.
        به چه کسی قسم بخورم که سبک زندگی من ِ شهر نشین با سبک زندگی اوی روستایی تفاوتی دارد از زمین تا آسمان.
        او دوست دارد موسیقی محلی خود را روی بلندگوی پخش صوتش گوش کند. مثل من نیست که بتواند ۲ تا سیم حلزونی را در گوشش فرو کند و خطر ناشنوا شدن را برای خورد نشدن اعصاب دیگران به جان بخرد.
        او عادت دارد ساعت ۳ بامداد یک وعده غذایی بخورد. خب عادت دارد. من آن ساعت تازه چشمانم گرم شده است. حالا چه کنیم با این تزاحم؟
        حالا بگذریم که احتمالا این تزاحم‌ها بعد از ۴سال هم‌نشینی چه نتایجی را در پی خواهد داشت. بعد از ۴سال، همین رفیق ِ روستایی ِ شهر ندیده ما، می‌شود یک دانشجوی ِ روستایی ِ شهر ندیده‌ای که می‌خواهد شهری باشد. یعنی شهری بودن را دوست دارد.
        راستی شما این تفاوت فرهنگ را در خوابگاه‌تان حل کرده‌اید؟
         
          1. امتیازدهی:
            لطفا منصفانه امتیاز دهید.
              1.  
              2. ۲۰%
              3. تعداد: ۰۱ رای

        12 نظر | ارسال نظر

              1. user-pic
              2. جیگر
                ۲۳ آذر ۹۰
                ۲۳:۵۱
          1.  
            سلام عزیزم من خودم بچه روستایی نیستم و لی بچه شهرستانی بودم که چند نفر از هم اتاقی هام اهل همون تهرانی بودن که شما فرمودید. ولی باید خدمتتون عرض کنم که متاسفانه همشهریای شما خیلی حرکات و حرف های زشت تر از این می زدند که بچه شهرستانی دهنش باز می موند. آره داداش برو روی افکارت کار کن که بهت نخندن. البته واسه مشکلتم راه کار دارم یکیش اینه: که روابط عمومی ات را بالا ببر و اهل گفت گو ومنطق باش و اول رفتار خودتا درست کن و کمی اهل محبت و گذشت باش همه چیز درست میشد. از بیامبر خدا که بالاتر نیستی نشنیدی روی سرش خاکستر ریختند.... حالامردی بذارش همه بخونند
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. س
                ۲۴ آذر ۹۰
                ۰۰:۱۶
          1.  
            چه بی ادب و بی نزاکت! من خودم مثل شما تهران زندگی میکنم تهرانم به دنیا اومدم. اما هرگز به خودم اجازه نمیدم راجع به دوستان روستایی و شهرستانیم اینجوری حرف بزنم. چه قدر مغرور! فکر کردی کی هستی که اینجوری حرف میزنی. خیلی ازت بدم اومد اه اه
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. ستاره
                ۲۴ آذر ۹۰
                ۲۰:۱۶
          1.  
            سلام .ببخشید ولی مشکل از شماست .بر خودتو درست کن با هم شهریاتوکه یه کم ادب بهشون یاد بده.
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. منتظرقائم
                ۲۴ آذر ۹۰
                ۲۲:۴۱
          1.  
            من خودم کرمانی ام خوابگاهم زندگی می کنم. خیلی کوته فکری تو که نمی تونی توی یه اتاق با یه آدم بسازی چه طوری می خوای فردا توجامعه با هزاران نفر سر وکله بزنی؟خدا بهت رحم کنه....
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. مهدی
                ۲۵ آذر ۹۰
                ۰۱:۴۰
          1.  
            be nam khoda man ziyad web gardi mikonam ama kamtar nazar mizaram hala shoma dige tofigh dashti ke man barat nazar bezaram . in ke madar adam koja zayman karde va ya pedar adma koja khoone kharide fekr nemikonam ziyad be dar adam bokhore boro bebin tonesti az emkanat shahr estefade koni va khodet ro besazi ya na agar yek andak sakhti bebini khodet ro bakhti va kam avordi. maroostayi nistam ,khabgahi ham nistam khoone daram . vali dostan besyar aali daram ke kheylihashoon roostayi and va ba lahje ham harf mizanan . sedaghat o iman o poshtekar o basirateshoon ham miarze be kheyli az tehrani ha . movafagh bashi
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. مریم
                ۲۶ آذر ۹۰
                ۱۱:۰۶
          1.  
            سلام. جانا سخن از زبان ما می گویی . با احترام به همه ی دوستان عزیز شهرستانی باید بگم که متاسفانه این تفاوت فرهنگی وجود داره و این هیچ ارتباطی به فرهنگ بهتر تهرانی ها یا فرهنگ بدتره شهرستانی ها نداره این یه نوع تفاوته که متاسفانه اگه راه مسالمت آمیز براش پیدا نشه خیلی آزاردهنده خواهد بود. این تجربه رو داشتم منتهاخوشبختانه با کمی صبر و تعامل و ایجاد قوانین کوچولو این مساله ختم به خیر شد و به یه دوستی خوب تبدیل شد.
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. مونا
                ۱۴ دی ۹۰
                ۱۶:۲۱
          1.  
            ببخشید ها ولی نود و نه درصد حرفای بالا درسته! ما تهرونیا بد اصلا بی ادب مزخرف شما ها خوب ولی تحملتون واسه ماها سخته به خدا!
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. بیتا
                ۱۶ دی ۹۰
                ۱۷:۲۴
          1.  
            این مثلا تهرانی ها فکر میکنن از دماغ فیل افتادن
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. شانا
                ۲۲ دی ۹۰
                ۱۱:۱۰
          1.  
            فک کردی کی هستی تو که انقد مامانی ونی نی هستی چرا نمیری تنهایی خونه اجاره کنی خوابگاه بودن جنبه همدلی وصمیمیت میخواد که شما نداری متاسفم واسه خودم که یه هم وطن مثل تو دارم
           
          0
           
          0
          1.  
            من خودم تهرانی هستم وباباومامانم هم اصالتامال تهرانن وتهرانی هاروهم خیلی دوست دارم اماهیچوقت به خودم اجازه نمیدم که درموردهموطنای ایرانی خودم بدبنویسموبخوام بایه سری دلایل مسخره تحقیرشون کنم ماهمه مثل همیم وتفاوتمون فقط تولهجه هامونه من از همه شهرستانی های عزیزمون معذرت میخوام
           
          0
           
          0
          1.  
            سلام اگه منظورت از دهاتی و روستایی آدمایی است که اطلاعات کم دارند و از بعضی چیزا بی اطلاعند درست اما اگه منظورت ادمای بی فرهنگ اند که با ید بگم مشکل از شماست ماها که ادعا می کگنیم پایتخت نشین هستیم باید یه فکری برای فرهنگ بکنیم وقتی رسانه رو می دن دست شمای بی ادب و نزاکت که برای جوانایی ما فرهنگ سازی کنید همین می شود دیگه بی ادب و بی فکر حرفتو بسنج
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. samira
                ۰۸ بهمن ۹۰
                ۲۱:۰۴
          1.  
            vaghean in tafavote farhang dotarafast o momkene ye gheire tehrani az raftare mane tehrani bishtar aziat she va in ye vagheiate age rohiyeye tatabogho enhetaf pazirio gozasht nabashe khabgah be jahanam tabdil mishe
           
          0
           
          0
          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷