4080
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. سناء شایان
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۷)
            تعداد بازدید: 4080
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        اینکه بپرسید چرا بچه‌دار شدی؟ مثل این می‎ماند که بپرسید چرا ازدواج کردی؟ چرخه‎ زندگی

        به خاطر چند تکه سنگ
        انگار بین‌شان یک دره‌ی عمیق است و هر دو گروه این‌ور و آن‌ور دره ایستاده‌اند و به همدیگر می‌گویند «خودخواه». این گروه به آن یکی می‌گوید «شما خودخواهید چون نمی‌خوایید یه موجود معصوم زندگی‌تون رو بهم بزنه، نمی‌خوایید یه کم از آزادی‌تون کم کنید و یه کم انرژی بذارید برای یه بچه!» آن طرفی‌ها جواب می‌دهند «شما خودخواهید که برای راضی کردن دلتون‌ یه موجود بی‌گناه رو می‌یارید تو این دنیای کثیفی که هر روز داره بدتر از بد می‌شه.» این طرفی‌ها می‌گویند «خوب باید نسل آدمی‌زاد ادامه پیدا کنه. مگه می‌شه بی‎‌دنباله؟ باید یکی باشه اسم آدم رو جاودانه کنه» و جواب می‌شنوند «مگه جاودانه شدن با بچه‌ است؟ اونم تو دوره و زمونه‌ای که بچه‌ها از بیست‌ سالگی به بعد به زور اسم مامان باباشون رو یادشون می‌مونه. اصلا مگه مشاهیر بزرگ دنیا رو بچه‌هاشون جاودانه کردن؟ به جای صرف وقت و انرژی پای بچه، کار می‌کنیم، درس می‌خونیم و لذت می‌بریم و سعی می‌کنیم خودمون، خودمون رو جاودانه کنیم.» و این داستان ادامه دارد. حالا می‌خواهیم برویم کنار این طرفی‌ها و ازشان بپرسیم «چرا باید بچه دار شویم؟»

        سنگی بر گوری
        سیاهی چشم‌هایش می‎لرزد، پلکش می‌پرد و سرش را می‌اندازد پایین. با صدای لرزان از دکتر می‌پرسد «یعنی من بچه‌دار می‌شم؟» دکتر می‌خندد و می‌گوید «مگه چند وقته ازدواج کردی؟» می‎گوید «شش ماه» دکتر‌ خنده‌اش را می‎‌خورد و می‌گوید «خوب حالا وقت زیاده» دختر آهسته می‎گوید: «آخه مادرشوهرم...» ترس زن و مرد از مادرشوهر یا مادرزن و ترس مادرشوهر و مادرزن و باقی فک و فامیل از ابتر ماندن و از بی‌نسل شدن. مگر نه اینکه هر آدمی سنگی است بر گور پدر خویش . واقعیتش را باید از کسی مثل جلال آل‌احمد شنید، کسی که بچه‌دار نشد و خود و همسرش برای بچه‌دارشدن خیلی تلاش کردند «واقعیت این است که هیچ کس پس از من نیست. جاده‌ای تا لبه پرتگاهی، و بعد بریده. ابتر به تمام معنی. آخر هیچ می‌شود فکرش را کرد که صفی از اعماق بدویت تا جنگل تنک تمدن ته کوچه‌ فردوسی تجریش این امانت را دست به دست-یعنی نسل به نسل- به تو برساند و تو کسی را در عقب نداشته باشی که بار را تحویل بدهی؟»

        کوچه‎ای میان دو دیوار volume30_37.jpg
        اینکه بپرسید چرا بچه‌دار شدی؟ مثل این می‎ماند که بپرسید چرا ازدواج کردی؟ چرخه‎ زندگی. چطور بهار می‎شود، بعد تابستان، پاییز و زمستان. آدمی هم به دنیا می‌آید، پدر و مادرش بزرگش می‎کنند، به سن بلوغ می‎رسد، ازدواج می‎کند، بچه‎دار می‏شود، بچه‎هایش بزرگ می‎شوند و دوباره این چرخه، می‌چرخد، منتهی با اعضای جدید. شاید این دلیل هم مثل همان ادامه‎ نسل باشد. اما نه، این احساسات درونی آدمی‌زاد است که خداوند برای همان ادامه‎ نسل در درونش تعبیه کرده، همان چیزی که نگاه زن و مرد بالغ  دنبالش می‎دود؛ یک بچه! و باز هم روایت جلال از این حس‎ها «قابلیت پدری و مادری را چه باید کرد که در هر مرد و زنی هست و در ما قدرتی است بی‌کاره مانده؟ عین عضوی که اگر بی‌کاره ماند فلج می‌شود. یک نقص عضوی که یک قدرت روحی را معطل کرده و تازه مگر همین یکی است؟ خیلی قدرت‌های دیگر هم هست. اینکه محبت‌ بورزی، نظارت در تربیتی بکنی، به دردی بلرزی، خودت را به خاطر کسی فراموش کنی، و خودخواهی‌ات را و دردسرهایت را... فکرش را که می‌کنم می‌بینم آخر باید یک چیزی-نه- یک کسی باشد که ما دوتایی خودمان را فدایش کنیم. همه چیزها را آزموده‌ایم و همه ایده‌آل‌ها را. اما کدام ایده‌آل است که ارزش یک تن آدمی را داشته باشد تا بتواند خودت را فدایش کنی-به پایش پیر کنی- تو که به هر صورت باید پیر بشوی و زنت-چه دلیلی برای پیر شدن دارید؟ و اصلا چه موجبی برای بودن-برای قدرت پیری را ذخیره کردن... نه این که صبح تا شام زن و شوهر جلوی روی هم بنشینیم، درست همچو دو آینه، و شاهد فضایی پر از خالی باشیم یا پر از عیب و نقص. آخر یک چیزی در این وسط، میان این دو آینه باید بدود تا بی‌نهایت تصویر داشته باشیم. حال آن‌که ما دو دیواریم که هیچ کوچه‌ای میان‌مان نیست.»

        دومی بهتر از اولی؟
        تا همین چند سال پیش داشتن بچه‎ دوم از اولی هم واجب‌تر بود. پای استدلال‌های پدر و مادرها که می‏نشستی می‎گفتند: «خوب اولی هم‎بازی می‎خواهد. اصلا یک بچه داشتن خطرش زیاد است، آمد و بلایی سرش آمد و ما پیر بودیم و دیگر بچه‌دار نشدیم. بعد چه می‎شود کرد؟ کی عصای پیری و کوری ما می‌شود؟» عده‌ا‎ی دیگر دنبال جنس جور بودند. اگر پسر داشتند، دختر می‎خواستند و اگر دختر داشتند، پسر. مثلا می‎دیدی زنی هر سال یک بچه به دنیا می‎آورد و همه یک جنس، و عهد بسته بود تا وقتی بچه‌ا‎ش از آن یکی جنس نشود دست برندارد. که دست هم برنمی‎داشت و یک صف بچه داشت و... حالا ماجرا فرق کرده، در این اوضاع مالی و اجتماعی یک بچه داشتن مثل کندن دو سه کوه می‏ماند، چه برسد به دومی. انگار هر که برای بار دوم باردار شود، جنایت کرده. اما واقعیت این است که هیچ کس نمی‌تواند برای خانواده‌ای نسخه بپیچد که چند فرزند داشته باشد، حتی روان‌شناسان و جامعه‌شناسان. این خود پدر و مادر هستند که باید امکانات و شرایط زندگی‌شان را بسنجند و بفهمند می‌توانند یک موجود دیگر را وارد چرخه زندگی‌ کنند و مسئولیتش را قبول کنند یا نه!

        بچه به مثابه‌ درمان
        بارها شده که زن‌ها بنشینند کنار این و آن و از کارهای شوهرشان گله کنند. و بعد جواب بشنوند «بچه‌دار شو، وقتی شوهرت پدر شد از این رو به اون رو می‌شه» راست می‌گویند. چیزی که مردم عادی طی مرور زمان فهمیده‌اند. محققان هم با آزمایش فهمیده‌اند که مردها بعد از پدر شدن احساس تکامل می‌کنند. عادت‌های بد خود را ترک می‌کنند. بچه‌دارشدن هورمون تستوسترون‌ مردها را پایین می‌آورد. این باعث می‌شود که مردها به نگه‌داری فرزندشان علاقه‌مند شوند و به همسرشان وفادار بمانند. به جز این‌ها محققان هر روز بچه را دوای یک دردی می‌دانند. مثلا ثابت شده زنان مبتلا به ام‌اس می‌توانند با بچه‌دارشدن سرعت پیشرفت این بیماری را کاهش دهند، یا بچه‌دارشدن فشارخون زن‌ها را پایین می‌آورد و... با تمام این‌ حرف‌ها باید کلاه خودمان را قاضی کنیم که می‌خواهیم برای رفع شدن مشکلات زندگی خودمان یک موجود دیگر را وارد چرخه‌ زندگی کنیم؟

        چرا مرا به دنیا آوردی؟
        به‌ اندازه‌ پدر و مادرهای دنیا جواب هست برای این سوال «چرا مرا به دنیا آوردی؟». البته بستگی به سن و سال بچه و شرایطش هم دارد. اما در هر صورت باید چیزی بگویند که بچه قانع شود. این سوال، سوالی است که هر کسی قبل از ازدواج هم از خودش می‌پرسد، منتهی به یک شکل دیگر «می‌خواهی بچه‌دار شوی؟» اگر از دخترهای جوان مجرد این روزها بپرسی، جواب‌های مختلفی می‌دهند. ولی یک جور تردید در حرف‌هاشان هست. از طرفی دوست دارند، چون بچه خوب است، ادامه‌ حیات است و باقی چیزها و از طرفی دوست ندارند چون بچه، تربیتش سخت است، زندگی آدم را زیر و رو می‌کند، آدم را از خودش می‌گیرد و... به هر حال هر کسی دلیل‌هایی برای خودش دارد و به نظرش منطقی‌اند. مثل دلیل‌های فریده حسن‌زاده که در شعر «در جواب دخترم که پرسید: چرا مرا به دنیا آوردی؟»  می‌توان خواندش:
        در جواب ِ دخترم که پرسید: چرا مرا به دنیا آوردی؟
        زیرا سال‌های جنگ بود
        و من نیازمند ِ عشق بودم
        برای  چشیدن ِطعم  آرامش.
        زیرا بالای سی سال داشتم
        و می‌ترسیدم از پژمردن
        پیش از شکفتن و غنچه دادن.
        زیرا طلاق واژه‌ای ست
        تنها برای مرد و زن
        نه برای مادر و فرزند.
        زیرا تو هرگز نمی‌توانی بگویی:
        مادر ِ سابق ِ من
        حتی وقتی جنازه‌ام را تشییع می‌کنی.
        و هیچ چیز، هیچ چیز در این دنیا نمی‌تواند
        میان ِ مادر و فرزند جدایی افکند
        نفرت یا مرگ حتی.
        و تو بیزاری از من
        زیرا تو را به دنیا آورده‌ام
        تنها به خاطر ِ ترسم از تنها ماندن
        و هرگز مرا نخواهی بخشید
        تا  زمانی که خود فرزندی به دنیا آوری
        ناتوان از تاب آوردن ِ خاکستر ِ سوزان ِ
        رویاها و آرزوهای دور و درازت.


        7 نظر | ارسال نظر

              1. user-pic
              2. mah
                ۱۸ خرداد ۹۲
                ۱۹:۰۵
          1.  
            من اصلا دوست ندارم مادر شم ولی نمی دونم چرا این مقالتون منو تو فکر برد
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. نسیم
                ۲۶ شهریور ۹۲
                ۲۳:۵۵
          1.  
            دلنشین بود ...
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. زن
                ۰۶ بهمن ۹۲
                ۱۶:۵۴
          1.  
            ناآمدگان اگر بدانند که ما از دهر چه می کشیم نایند دگر
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. ۲۱ اردیبهشت ۹۳
                ۲۰:۳۲
          1.  
            جالب بود درسته
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. نامشخص
                ۳۱ خرداد ۹۳
                ۱۶:۱۰
          1.  
            خیلی بی معنی بود
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. نامشخص
                ۳۱ خرداد ۹۳
                ۲۱:۵۳
          1.  
            Nokid.blogfa.com ro bekhun hatman.
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. ۰۱ اردیبهشت ۹۴
                ۰۱:۱۸
          1.  
            بچه دار بشیم که چی بشه؟!غریزی رفتار کردن هم شد دلیل؟!!! خودمون تا الانش نفهمیدیم از کجا آومدیم و به کجا میریم یه‌موجود بی گناهم اضافه‌کنیم...این همه بچه بی سرپرست توی دنیا مونده اگه راست میگین یکیشو سرپرستی کنید
           
          0
           
          0
          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷