1928
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. عطیه کشتکاران
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۴)
            تعداد بازدید: 1928
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        چرا علما و ائمه از علم غیب در زندگی روزمره استفاده نمی‌کردند؟

        داستان‌ها و حکایات بسیاری از علمای اسلام بین مردم نقل شده‌است که به نوعی از قدرت‌های ماورایی آنها حکایت می‌کند. شاید در باور عامه‌ مردم عالم بودن و علم غیب داشتن ملازم همدیگر هستند. یک روحانی فاضل را کسی می‌دانند، که چشم برزخی دارد، از زمان دقیق مرگش آگاه است و خلاصه نانوشته میداند و ناگفته می‌خواند! این موضوع در میان بزرگان دین مبین اسلام، علما و عرفای بزرگ نیز اهمیت زیادی داشته است. البته نه از آن جهت که مقبولیت مردمی پیدا کنند؛ بلکه این کرامات -که از آن به رزق معنوی هم تعبیر شده- به عنوان صله به بزرگان از طرف خدای متعال عنایت می‌شده و به عبارتی مهر تایید خداوند بر درستی اعمالشان بوده‌است. به همین دلیل این طور در بین بزرگان نقل است که کرامت نه بخاطر کار خارق‌العاده‌اش، بلکه بخاطر تاییدیه‌ای که همراه خود دارد دارای اهمیت است، و همه‌ اینها بخاطر عبودیت است. کرامات در بین علمای متقدم و متاخر رواج داشته است. از علمای معاصر هم افراد صاحب کرامت کم نبودند؛ مانند امام راحل، آیت‌الله بهجت یا علامه علی آقای قاضی.
        متاسفانه حالت مافوق‌طبیعی این توانمندی‌ها، این تلقی را در برخی مردم ایجاد کرده، که خیال می‌کنند هرکس از توانمندی‌هایی مافوق مردم عادی برخوردار باشد پس حتما به ذات الهی متصل است. برخی قدرت‌های ماورایی را می‌توان تنها از راه ریاضت و مجاهدت نفس به دست‌آورد و نمی‌تواند صحتی بر درستی اعمال و رفتار فرد باشد. مثلا  پیروان برخی ادیان مثل عرفان بودایی و... نیز کرامات خاص خود را دارند و این موضوع تنها نتیجه‌ نفس خود ساخته آنها است نه راه و مسیر درست. این بازار داغ کرامات و عجائب راه را برای فرصت‌طلبان گشوده که از ساده‌لوحی برخی عوام استفاده کنند و از این طریق بهره‌های خاص خود را ببرند؛ اما باید بدانیم علما و عرفای حقیقی از این توانمندی‌های خود برای امور دنیوی و کسب مقبولیت مردمی استفاده نمی‌کردند.
         

        کرامت چیست؟
        کرامت عبارت است از «انجام کار خارق‌العاده با قدرت غیرعادی و بدون ادعای نبوت و یا امامت» اگر این امر غیرعادی همراه با ادعای نبوت و امامت باشد معجزه نامیده می‌شود، به نظر اکثر علمای مذاهب اسلامی -جز گروه اندکی از معتزلی‌ها- صدور کرامت از اولیای خداوند و به دست آنها ممکن است.
        ظهور و بروز یک کرامت می‌تواند به روش‌های مختلفی باشد، اما آنچه تا به حال به صورت مصداقی بروز کرده را می‌توان در شفا دادن بیمار، خبر از آینده، پربرکت کردن رزق کسی، خبر از احوال درونی افراد یا مستجاب‌الدعوه بودن خلاصه کرد؛ مانند استجابت دعا بعد از خواندن نماز باران. هستند افرادی که از لحاظ مقامات اخلاقی و عرفانی در درجات بالایی قرار دارند، ولی از کرامت خاصی برخوردار نیستند. این موضوع دو دلیل می‌تواند داشته‌باشد. اول اینکه ممکن است صاحب کرامت باشند؛ ولی مردم به کرامت آنها جهل داشته‌باشند، مخصوصا اینکه کتمان، مرحله‌ای از سلوک است. دوم اینکه می‌تواند امتحانی باشد برای برخی بزرگان. پس این مسیر دو طرفه نیست. هرکه کرامت دارد انسان بزرگی است؛ ولی این طور نیست که هر کس کرامت نداشته‌باشد، انسان کوچکی باشد.
         

        چرا ائمه و بزرگان در زندگی روزمره از علم غیب استفاده نمی‌کردند؟    volume31_13.jpg
        از زندگی مقدس اردبیلی، نقل است که آن بزرگوار در صحن نجف اشرف دلو را به چاه انداخت که آب کشیده باشد. چون دلو را بیرون کشید، دید که آن دلو پر از اشرفی و دینار است. پس، آن دینارها را دوباره در چاه ریخت و عرض کرد: «خداوندا! احمد از تو آب می‌خواهد نه طلا»
        کرامت مرتبه نازلی از معجزات و علم غیب پیامبران و ائمه است؛ اما آیا امامان و پیامبران اجازه داشتند -یا به خودشان اجازه می‌دادند- از این توانایی برای موفقیت در امور دنیوی خود و اطرافیان‌شان استفاده کنند؟ آیا اگر امام حسین (علیه‌السلام) از بی‌وفایی کوفیان زودتر اطلاع یافته بودند باز هم واقعه‌ خونین کربلا اتفاق می‌افتاد؟
        امامان ما در امور فردی، سیاسی و اجتماعی از علم غیب بهره نمی‌گرفتند؛ از این رو در جنگ، قیام، صلح و برخورد با مردم نیز از علم غیب استفاده نمی‌کردند. به تبع ایشان علما و بزرگان دین نیز از کرامات و اشراف بر امور ماورایی برای رتق و فتق زندگی دنیوی یا حتی کمک به دیگران -جز در موارد معدودی که هدف خاصی داشته‌اند- بهره نمی‌بردند. علت این موضوع را شاید بتوان موارد زیر دانست:
        الگو بودن: امامان مامور بودند در امور زندگی، جنگ‌ها، پیکارها و حوادثی که اتفاق می‌افتد، یا در مقام قضاوت و داوری میان انسان‌ها با علم ظاهری برخورد کنند و تقاضای علم غیب یا پی بردن به اسرار از راه علم غیب را نپذیرند.
        امام حسین (علیه‌السلام) در قیام کربلا با وجود عمق سوز و جریان‌سازی تاریخی این واقعه، از علم غیب بهره نگرفت و طبق ظواهر عمل کرد تا این قیام او الگوی خوبی برای همگان شود. چه اگر ایشان از علم ماورایی خود استفاده می‌کردند بسیار فراتر از یک جنگ ساده را می‌دیدند. مثلا قاتلانِ خود را از مدت‌ها قبل می‌شناختند، سرانجام بدعهدی کوفیان را می‌دانستند و مطلع بودند که پس از شهادتشان چه بر سر اهلبیت ایشان می‌آید. اما آیا اگر امام حسین (علیه‌السلام) طبق علم غیب عمل می‌کردند، تحلیل و بررسی این قیام برای ما که تنها به آموزه‌هایی از دین و نه علم لایزال الهی متصل هستیم میسر بود؟ آیا می‌توانستیم موقعیت خود را با آن زمان مقایسه کنیم و از ایثار یاران امام الگو بگیریم؟
        اهلبیت و پیامبران با زندگی عادی خود الگو بودند؛ وگرنه اصلا نیازی نبود پیامبرانی از جنس بشر آفریده شوند. قرآن کریم نیز به این موضوع تصریح می‌کند و به پیامبر می‌گوید: «قل انما انا بشر مثلکم»  تا مردم عادی گمان نکنند که دوری از گناه فقط در توان مردان آسمانی است و بس!
        عدم اجبار مردم به گناه نکردن: انسان موجودی مختار است. ارزش اعمال خیر انسان و پاداش آن و عذاب اعمال شرش تنها بخاطر نعمت اختیاری است که خدا به وی عطا کرده. اگر همواره علم غیب و توانمندی‌های ماورایی معصومین و بزرگان در جامعه جاری می‌شد، با قوه اختیار انسان در تضاد بود. فرض کنید عالمی که چشم برزخی داشته‌باشد و همه را از باطن اعمالشان آگاه کند. در این صورت چه کسی می‌تواند، و روی آن را دارد که کماکان به اعمال ناشایستش ادامه دهد؟ آیا چنین اصلاحی که از سر اجبار باشد فضیلت محسوب می‌شود؟ اگر قرار بود همه‌ مردم به اجبار مومن باشند که اصلا نیازی به وجود ۱۲۴هزار پیامبر و ائمه‌ معصومین نبود. خداوند به اشارتی همه را عبد خالص خود می‌ساخت و تمام عالم یک صدا تسبیح او را می‌گفتند. اما این قوه اختیار و قوانین ظاهری دنیاست که کارنامه‌ اعمال انسان‌ها را متفاوت می‌کند؛ برخی را شایسته‌ حب الهی و بعضی را لایق بغض او.
        کرامت و توانمندی‌های روحی و معنوی اگر موجب سقوط اخلاقی و بهره‌کشی‌های مادی از دیگران شود یک قدرت شیطانی است نه الهی. چه اینکه عارفان حقیقی همیشه در زمان حیاتشان بین مردم ناشناخته بوده‌اند و پس از مرگشان حکایات و فضائل آنها حتی برای اطرافیان نزدیک برملا می‌شده. شاید بهتر باشد به کسانی که دم از قدرت‌های مافوق طبیعی می‌زنند به چشم شک و تردید نگریست زیرا:
        آنکه را اسرار حق آموختند، مهر کردند و دهانش دوختند.

         


        4 نظر | ارسال نظر

              1. user-pic
              2. ۰۲ تیر ۹۱
                ۰۱:۱۵
          1.  
            قطعا هر آنکه در زندگی تقوا پیشه کنه خداوند درهای غیب رو به روش باز میکنه. به قول یه عالمی میگفت خداوند که قصد نداره با بنده اش قایم موشک بازی کنه که غیب رو بذاره ولی بگه تو حق نداری ازش سر دربیاری. بلکه میگه قابلیت معنویت رو بالا ببری خود به خود محرم میشی و درهای غیب به روت باز میشه البته مسیر این راه محرم شدن تو درگاه الهی تقواست نه هیچ راه دیگه ای که امروزه خیلیا میرن دنبالش.
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. ۰۲ تیر ۹۱
                ۰۱:۱۶
          1.  
            قطعا هر آنکه در زندگی تقوا پیشه کنه خداوند درهای غیب رو به روش باز میکنه. به قول یه عالمی میگفت خداوند که قصد نداره با بنده اش قایم موشک بازی کنه که غیب رو بذاره ولی بگه تو حق نداری ازش سر دربیاری. بلکه میگه قابلیت معنویت رو بالا ببری خود به خود محرم میشی و درهای غیب به روت باز میشه البته مسیر این راه محرم شدن تو درگاه الهی تقواست نه هیچ راه دیگه ای که امروزه خیلیا میرن دنبالش.
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. ۰۲ تیر ۹۱
                ۰۱:۱۸
          1.  
            قطعا هر آنکه در زندگی تقوا پیشه کنه خداوند درهای غیب رو به روش باز میکنه. به قول یه عالمی میگفت خداوند که قصد نداره با بنده اش قایم موشک بازی کنه که غیب رو بذاره ولی بگه تو حق نداری ازش سر دربیاری. بلکه میگه قابلیت معنویت رو بالا ببری خود به خود محرم میشی و درهای غیب به روت باز میشه البته مسیر این راه محرم شدن تو درگاه الهی تقواست نه هیچ راه دیگه ای که امروزه خیلیا میرن دنبالش.
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. ۰۲ تیر ۹۱
                ۰۱:۲۸
          1.  
            میدونید چرا علما با کراماتی که داشتند ولی بازم ازش استفاده نمیکردن مگر در حد ضرورت اون هم به با یه شرایط خاص؟ عالمی که به خاطر تقواش محرم اسرار الهی میشه از اونجایی که خودش رو عبد مطلق خدا میدونه با اینکه خداوند با علم غیبی که بهش عنایت کرده یعنی بهش اجازه دخل و تصرف تو امور دنیا رو داده اما حیای بندگیش باعث میشه که از کبریایی خدا شرم کنه و به خودش اجازه نده که تو امور عالم دست ببره چرا که این رو نوعی جسارت به تقدیرات الهی میدونه که خدا مقدر کرده. تو کلام خیلی از علمای اهل کرامت بارها دیده شده که مقام تسلیم و رضا رو توصیه میکنن و میگن به تقدیر الهی راضی باش که تعالی تو در همینه و اگه خدا میخواست حتما خودش گره ات رو باز می کردهرچند که اگه بخوان میتونن مشکل گشایی رو هم بهمون نشون بدن اما حد اعلای بندگی رو همین رضایته میدونن. خلاصه حواسمون باشه اونایی که کرامتشون الهیه همینجوری کرامت نشون نمیدن و اگه دیدید یکی خیلی راحت اظهار فضل میکنه و کارهای عجیب غریب نشون ملت میده بهش شک کنید که چه بسا اینا قدرتشون رو از شیاطین و اجنه گرفته باشند و اینجوری میخوان اعتقادات مردم رو نشونه بگیرن بالاخره این مدلیشم داریم دیگه.
           
          0
           
          0
          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷