5612
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. الهه راه‌چمنی
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۴)
            تعداد بازدید: 5612
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        آیا تا به حال شده این سوال را از خودتان هم بپرسید؟

        معمولاً بعد از تعارفات اولیه و همیشگی میان خانواده‌ها، وقتی نوبت به این می‌رسد که دختر و پسر مدتی با هم صحبت کنند تا بیشتر یکدیگر را بشناسند، پس از معرفی، اولین سوالی که بین آنها رد و بدل می‌شود همین سوال است. پاسخ به این سوال گاهی بسیار سخت و پیچیده است، چرا که فرد مجبور است برای پاسخ به این نوع سوالات، بررسی‌های عمیقی در وجود خود کرده باشد. هرچند گاهی هستند افرادی که با یک جواب سرسری از پاسخ به این سوالات طفره می‌روند.
        اما براستی آیا پرسیدن سوالاتی از این دست که معمولاً خیلی هم کلی است ضرورت دارد؟ اگر ضرورت دارد چگونه باید پرسیده شود؟ و دشوارتر آنکه چگونه می‌توانیم با پاسخی که دریافت می‌کنیم، طرف مقابل خود را ارزیابی کنیم؟
        این سوالات، مسایلی هستند که فلسفه زندگی فرد را شکل می‌دهند و اهمیت آنها از این جهت است که به طور مستقیم و غیرمستقیم، بر تمام زندگی شخص در شرایط و موقعیت‌های مختلف تاثیر می‌گذارد.
        برای پاسخ به این دسته سوالات، مهم‌ترین رکن، خودشناسی است. اینکه فرد چه میزان به خصوصیات روحی و اخلاقی خود واقف است و اگر قرار باشد به خودش امتیاز دهد، چه نمره‌ای می‌دهد؟
        آیا تا به حال شده این سوال را از خودتان هم بپرسید؟ پاسخ به این سوال نه تنها میزان شناخت‌ نسبت به خود را افزایش می‌دهد، بلکه کمک می‌کند تا با نگاهی دقیق‌تر بتوان برای زندگی آینده تصمیم گرفت. باید بدانیم پاسخ به این نوع سوالات مستلزم واکاوی عمیق نسبت به خود و خصوصیات فردی است. با پاسخ به این سوالات است که می‌توان فهمید آیا دو نفر نگاه مشترکی به زندگی و تعریف آن دارند یا خیر.

        سوالاتی از قبیل:
        - آیا از خودتان و زندگی فعلی‌تان احساس رضایت می‌کنید؟
        - الگوی شما در زندگی چه کسی است؟
        - اهداف‌تان در زندگی چیست و چه آینده‌ای را برای زندگی خود ترسیم کرده‌اید؟
        - چقدر خودتان را می‌شناسید و چه انتظاراتی از خودتان دارید؟
        اگر چه غالبا این نوع سوالات، سوالات کلی هستند، اما پاسخ‌های آنها می‌تواند آگاهی ظریفی به فرد بدهد و به شناخت دقیق‌تری منجر شود.
        پیش از اقدام به ازدواج لازم است یک بار هم که شده بطور جدی این سوالات را از خودتان بپرسید. مطمئنا خودشناسی حاصل از پاسخ به این سوالات کمک می‌کند تا فردی را انتخاب کنید که از هر لحاظ به شما نزدیک‌تر بوده و مطابقت روحی بیشتری داشته باشد. گاهی افراد به شناخت کافی از خودشان نرسیده‌اند و تعریفی که از فرد ایده‌آل در ذهن‌شان دارند، با خود واقعی‌شان بسیار متفاوت است. گاهی طرف مقابل اگرچه به ایده‌آل ذهنی فرد بسیار نزدیک به نظر می‌رسد، اما در حقیقت تناسب روحی و اخلاقی مناسبی با فرد ندارد، چراکه  خوشبختی و ایده‌آل بودن برای هر فرد به تناسب خود واقعی آن فرد تعریف می‌شود، نه آن چه از نگاه دیگران به ایده‌آل تعبیر می‌شود.
        اگر انسان‌ها را به سه دسته ضعیف، متوسط و قوی تقسیم کنیم، باید ببینیم خودمان در کدام دسته قرار داریم تا انتظارات معقولی از همسر آینده‌مان داشته باشیم.
        انسان قوی: انسانی است که در زندگی از روابط روحی و احساسی سالم، خودباوری و حس هدفمندی بالایی برخوردار است.
        انسان متوسط: انسانی است که از رابطه روحی و احساسی بدی برخوردار نیست، اما می‌تواند بسیار بهتر از موقعیت فعلی خود باشد؛ این فرد اگرچه در برخی زمینه‌ها پیشرفت زیادی کرده، اما در زمینه‌های دیگر هنوز احتیاج به تلاش بیشتر دارد.
        انسان ضعیف: انسانی است که با احساس خلاء و تنهایی زیادی زندگی می‌کند. معمولاً این دسته مدام از خود فرار می‌کنند و حتی با خودشان هم رابطه خوبی ندارند.
        در اینجا به بررسی دیدگاه هر کدام از این سه دسته افراد می‌پردازیم، تا ضمن شناخت بهتر از خود، بتوانیم ارزیابی درستی از طرف مقابل هم داشته باشیم.

         

        volume33_23.jpg
        ۱- هدف شما از ازدواج چیست؟
        معمولا انسان‌های ضعیف پاسخ فکر شده و دقیقی به این سوال ندارند. از نگاه این افراد ازدواج اتفاقی است که برای همه می‌افتد و برای آنها هم پس باید بیافتد... «شتری که در خانه هرکس می‌خوابد!» این افراد نه فلسفه‌ای برای ازدواج دارند، نه فلسفه‌ای برای ازدواج نکردن. اگر چه معمولا نتیجه عملی برای این افراد مثبت است و تن به ازدواج می‌دهند، اما از آنجایی که فکر و دغدغه‌ای پشت این ازدواج نیست، آسیب‌پذیری آن هم ممکن است بیشتر باشد.
        انسان متوسط فردی است که برای ازدواج از یک طرف تعابیر عاشقانه و رمانتیک دارد و از طرف دیگر ازدواج را سنت پیامبر(ص) و راه جلوگیری از گناه و عامل بقای نسل و تکامل انسان می‌داند. این نوع نگاه، نگاه خوبی است، اما برای داشتن یک زندگی شاداب، آرام و موفق کافی نیست. الحمدلله این افراد در زندگی پس از ازدواج دچار بحران چندانی نمی‌شوند، اما برای گذر از دست‌اندازهای زندگی، به مشاوره و کمک صاحب نظران نیاز پیدا خواهند کرد.
        انسان قوی تعریف درست و صحیح ازدواج را می‌داند و دقیقا مطلع است که به چه دلیل و با چه هدفی ازدواج می‌کند. برای این افراد ازدواج چیزی بیشتر از همزیستی صرف یا حتی زندگی عاشقانه زیر یک سقف است؛ ازدواج برای انسان‌های قوی، از همزیستی فراتر رفته و به «همسری» یا به تعبیری هماهنگی، تناسب، تفاهم و عشق و همدلی، می‌انجامد. این افراد هدف از ازدواج  را تنها یک چیز می‌دانند و آن هم قرب به پروردگار عالم است و تمام مسائل دیگر مانند تشکیل خانواده، تکمیل انسانیت، تسکین، تولیدنسل، احساس شادکامی، آرامش، عشق، کاهش ارتکاب جرم، ارضای جنسی، کسب موفقیت‌ها، مشارکت اجتماعی بیشتر، سعادت و تغییر نوع دوستی‌ها و... را از آثار این تقرب به خداوند می‌داند، نه اهداف ازدواج. در سایه این تقرب است که ازدواج واقعی در قلب‌ها حادث می‌شود و این گونه گرامی داشتن، ستایش کردن و عشق ورزیدن هر روزه به همسر معنا پیدا می‌کند.


        ۲- چه توقعاتی از زندگی آینده خود دارید و هدف شما در زندگی چیست؟
        انسان ضعیف توقع چندانی ندارد، امیدوار است که بتواند از عهده زندگی برآید و زندگی راحتی داشته باشد و این جملات با تن صدای ضعیفی از دهان او خارج می‌شود! یعنی خودش به آینده مطمئن نیست و هرگاه صحبت از آینده می‌شود، ترس و اضطرابی به او مستولی می‌شود و برای فرار از این ترس خود را به شانس و سرنوشت تسلیم می‌کند. نوع زندگی او نشان می‌دهد هدف بلندمدتی را دنبال نمی‌کند و زندگی را تماما زحمت می‌داند.
        انسان متوسط بسیار متوقع و سخت‌کوش است تا به اهدافی که برای خود تعیین کرده است برسد. اهداف او هم معنوی است و هم مادی، ولی بدون اینکه خودش خبر داشته باشد، اهداف مادی، معنویت را تحت تأثیر قرار داده است. او به آینده‌نگری خو گرفته و پیوسته در انتظار آینده‌ای بهتر است و هرگاه به هدفی دست می‌یابد، باز هم هدف بالاتری برای خود تعیین می‌کند. اما پس از مدتی متوجه می‌شود که مطلوب واقعی او این خواسته نبوده و دوباره برای هدفی دیگر شروع به تلاش می‌کند و آن قدر این روند را ادامه می‌دهد تا پیر شود. آنگاه به خود می‌آید و از خود می‌پرسد پس زندگی‌ام چه شد؟
        در این میان، انسان قوی علاوه بر برنامه‌ریزی صحیح برای آینده، زمان حال را نیز درمی‌یابد. انسان قوی اولا در زمان حال زندگی می‌کند و برای لحظه لحظه زندگی جاری خود برنامه دارد؛ دوما اهداف و برنامه‌ریزی او برای آینده، مبتنی بر واقع‌بینی و‌ توکل به خداست. نکته مهم در مورد این افراد این است که همواره زمان را در دو بعد حیات دنیوی و اخروی می‌بینند. در نتیجه در زندگی و هدف‌گذاری‌های خود، موفقیت و سعادت هر دو بعد زندگی را لحاظ می‌کنند. به تعبیر امام علی(ع) برای زندگی این دنیا آن‌‌طور زندگی می‌کنند که گویی همواره در این دنیا خواهند ماند، و برای آخرت خود به گونه‌ای زندگی می‌کنند که انگار لحظه‌ای دیگر از دنیا خواهند رفت و دستشان از این دنیا و اندوخته‌هایش کوتاه خواهد بود.


        ۳- به نظر شما مهمترین عامل موفقیت در زندگی چیست؟
        انسان ضعیف در چند جمله همه چیز را به پول، ارث و شانس خلاصه می‌کند.
        انسان متوسط پس از تفاسیر زیاد و اشاره به واژه‌های تلاش و کوشش، فکر کردن، اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت، برنامه‌ریزی، علاقه، انگیزه و امثال اینها اشاره می‌کند و دست آخر هم شانس را هم عامل مهمی می‌داند. البته هیچ یک از این افراد منکر خداوند و نفوذ اراده او در زندگی نیستند، اما این اعتقاد آنقدر عمیق نیست که در عمل هم نمود داشته باشد.
        انسان قوی می‌داند که خداوند می‌فرماید: «لیس للإنسان الّا ما سعی؛ هرکس به اندازه تلاش خود بهره می‌برد.» او استمداد از خدا و توسل به معصومین را با سعی و تلاش خود همراه می‌کند و پس از موفقیت، بسیار به هوش است که عامل موفقیت‌هایش را تلاش خود نداند و همواره شکرگزار خداوند است. در واقع او تمام این عوامل را وسیله‌ای برای آدمیت خود می‌داند، چرا که معتقد است اگر آدم شود، موفق هم شده است.
        این سوال و جواب‌ها که با سه نشانه ضعیف، متوسط و قوی بررسی شد، نشانگر برداشت‌ها، رفتارها و واکنش‌های اشخاص مختلف در برابر دنیای واحد است و تعریفی که از این سه تیپ شخصیت آمد، مشخص می‌کند چگونه اشخاص ضعیف، متوسط و قوی در شرایط و موقعیت‌های واحد اجتماعی، فرهنگی، عاطفی واکنش‌های فکری و عملی مختلفی را از خود بروز می‌دهند. شناخت این واکنش‌ها می‌تواند شناخت فرد را از خود و همسر احتمالی آینده‌‌اش افزایش دهد و در تصمیم‌گیری برای ازدواج و ایجاد تفاهم در زندگی مشترک نقش مهمی ایفا کند.


        براساس کتاب «هرگز ازدواج نکنید!»
         

         


        4 نظر | ارسال نظر

          1.  
            سلام خسته نباشی دوست عزیز مطالب خوب بودن ولی بنظرم کافی نبودن.
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. ساینا
                ۲۷ شهریور ۹۱
                ۱۱:۲۵
          1.  
            سلام همیشه فکر می کردم من آدم قوی هستم ولی بعد از خوندن این مطلب فهمیدم قوی که نیستم بلکه خیلی وقتا عملکردم متوسط و حتی ضعیف بوده! هیچوقت از این زاویه به این سوال که معمولا هم تو جلسات خواستگاری پرسیده میشه نگاه نکرده بودم ممنون از سایت خوبتون. حالا دیگه لازم میبینم خودم رو بیشتر بشناسم و انقد برای دیگران عیب نتراشم
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. نامشخص
                ۱۲ بهمن ۹۱
                ۲۱:۳۱
          1.  
            سلام به نکات خوب ومهمی اشاره کرده بودید سپاسگزارم
           
          0
           
          0
          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷