1848
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. سیدحسن خاکزاد
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۵)
            تعداد بازدید: 1848
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        طرح عادی‌سازی روابط ناسالم این بار با طرحی جدید در فیلم‌ها و سریال‌هایی به سراغ عشق‌های سه ‌ضلعی و چهارضلعی رفته است!

        در آسیب‌شناسی روابط اجتماعی خانوادهها و رفع نامناسبات جامعه یکی از علت‌هایی که می‌تواند خانواده را دچار چالش‌های جدی مانند طلاق کند، مساله خیانت است. خیانت نیز همچون اعتیاد، بیکاری و فقر در روابط خانوادگی تاثیر منفی دارد و گاهی موجب برهم‌زدن بنیان خانواده می‌شود.
        پرداختن به موضوع خیانت در رسانه‌هایی چون روزنامه، تلویزیون و سینما نتایج مثبت و منفی را در برداشته است که بایستی مفصل مورد بررسی قرار گیرد.


         تعریف خیانت
        بهتر است پیش از ورود به بحث اصلی مروری بر تعریف خیانت داشته باشیم. منظور از خیانت عمل اخلاقی ناپسندی است که فرد صرفا از روی منفعت شخصی در حق دوست، همکار و یا همسر خود انجام می‌دهد. به طور مثال مرد متاهلی تصمیم می‌گیرد از روی هوسرانی، همسر دیگری اختیار کند یا ارتباط غیرشرعی برقرار کند؛ در این مواقع، فرد مرتکب خیانت عاطفی یا خیانت خانوادگی شده‌است و یا اینکه زن شوهرداری سعی در برقراری ارتباط با مردی جز همسر خود را داشته باشد. در این تعریف منظور از خیانت عمل زشتی است که دین کلیت و جزییت آن را شدیدا مورد عتاب قرار داده و مجازات سنگینی را هم لحاظ می‌کند.


        رسانه‌های غرب و موضوع خیانت
        سرعت و پیشرفت انکارناپذیر رسانه‌ها و تاثیر آن بر خانواده و جامعه رسانه را همچون الگویی ساخته که به راحتی از آن گونه‌برداری می‌شود. قرار بود قوانین خانوادگی از طرفی نقش ارتباط عاطفی و تنظیم روابط جنسی در ارتباط بین زوجین و از طرفی مدیریت نقش‌پذیری و شخصیت‌پذیری کودکان را برعهده گیرد، اما با فشار محتوایی و شکلی رسانه‌ای، مهمترین رکن اجتماع یعنی خانواده رویکرد نابسامانی را در پیش گرفت و به نوعی مقلد رسانه شد.
        در حالیکه سینما و تلویزیون می‌بایست در راستای تقویت بنیان‌های خانوادگی تلاش می‌کرد،  در این برهه تیشه به دست گرفت و مدام خانواده را مورد هدف قرار داد و از اهداف مبنایی خویش دور شد. در این میان آنها که سینما را محل تجارت خود می‌دانستند و به هیچ اصولی پایبند نبودند و نیستند، برای جلب گیشه و کسب منافع خود، نگاه جنسی را دست‌مایه خود قرار دادند و از طرفی سودهای کلان مالی بربستند.
        البته باید اضافه کرد که موضوع خیانت که سال‌ها موضوع ادبیات داستانی بسیاری از رمان‌های غربی بوده‌است، که امروزه تبدیل به فیلم و سریال‌های سینمایی و تلویزیونی شده و تاثیر دوچندانی پیدا کرده است.
         


        رسانه و خانواده
        مدت زیادی است که رسانه‌های غربی مدام بر طبل بی‌اعتبار ساختن بنیان و اساس خانواده‌ها می‌کوبند و ساز زندگی مجردی را می‌زنند؛ در این میان اگر خانواده‌‌ای هم وجود داشته باشد هر یک از زوجین برای نفع خود می‌جنگند. به کرات دیده شده که در سریال‌ها و فیلم‌های غربی زن به شوهر یا مرد به همسر خویش خیانت می‌کند و به شخص سومی ابراز عشق و دوستی کرده و گاه روابط پنهانی برقرار می‌کند و هنگامی که این موضوع عیان می‌گردد، طرفین با نگاه اغماض از آن می‌گذرند؛ گویی یک اشتباه سهوی صورت گرفته است و یا اتفاق مهمی نبوده است. در واقع شاید در زندگی غربی این اصول غیرمنطقی به شکل عام رواج نداشته باشد، اما رسانه با برنامه‌ریزی چنان عرصه را بر بیننده تنگ می‌کند که گویا این مساله فراگیر است.
        به واقع نگاه و اندیشه سینمای غرب این موضوع را بسیار پیش‌پاافتاده می‌انگارد. همین موضوع باعث شده است که تاثیر جدی در ساختار خانوادگی این جوامع و جوامع تابعه بگذارد. فیلم‌‌ها و سریال‌هایی که در آن خیانت‌های عاطفی و خیانت‌های عرفی و خیانت‌های خانوادگی فراگیر شده و تهدیدی برای خانواده‌ها گشته است.

         

        volume35_22.jpg
        موضوعی جدید
        شکی نیست که سینما در پرداخت جذابیت‌های کاذب سیری‌ناپذیر است و مدام برای جذب مخاطب دنبال سوژه‌های جدید می‌گردد. پس از طرح عادی‌سازی روابط ناسالم این بار با طرحی جدید در فیلم‌ها و سریال‌هایی خود به سراغ موضوعات خطرناکی چون عشق‌های سه ‌ضلعی و چهارضلعی رفته است. برای توجیه عملکرد خود نیز از گزینه جذب مخاطب و میزان فروش استفاده کرده و از بار مسئولیت شانه خالی می‌کند.
        بیننده و مخاطب اصلی اینگونه سریال‌ها و فیلم‌های ماهواره‌ای با مشاهده این آثار سینمایی شاهد تجربه‌ای خواهند بود که در دنیای واقعیت قادر به درک و عمل به آن نیستند. بنابراین تنها در ذهن خویش خیانت را تجربه می‌کنند و همچون بازی رایانه‌ای، خود را به مثابه نقش اول داستان مفروض می‌کنند که حوادث و وقایع بر روی او متمرکز است. در این مواقع خساراتی ببار می‌آید  که کمتر ازخسارت تجربه خارجی آن نیست، چرا که ذهن بیننده با این موضوع آشنا شده و نوعی آمادگی  پیدا می‌کند و می‌تواند این آمادگی را در دنیای واقعی تجلی دهد.
        اگر سراغ برخی از مجرمین منافی عفت در محاکم رفته، سبب و عوامل پیدایش این عملکرد ناهنجار را جویا شد، می‌توان دریافت که یکی از علل عمل به این موارد آمادگی ذهنی آن اشخاص بوده‌است. عشق‌های مثلثی و مربعی و خیانت همزمان مرد و زن به هم از موضوعات جدی و پرآسیب این روزگار رسانه‌های غربی است.


        سینمای ایران و خیانت
        گویا بعضی سینماگران ایرانی منتظرند ببینند در سینمای غرب چه می‌گذرد تا مطابق آن و بدون کم و کاست آن را اجرا کنند. زمانی فقر و بیکاری دست‌مایه فیلم‌های سینمایی و سریال‌ها بود، اما در حال حاضر، خیانت سوژه داغ اهل سینما قرار گرفته است. از فیلم‌های ایرانی که نه به فجاعت غربی، اما بر همان محور ساخته شده‌اند می‌توان به چهارشنبه سوری، سعادت‌آباد، اسب حیوان نجیبی است، زنان ونوسی مردان مریخی، در امتداد شهر، سوت پایان، زندگی با چشم‌های بسته، دیشب باباتو دیدم آیدا، آب و آتش، برف روی کاج‌ها اشاره کرد.
        آنچه در این میان بیشتر آزاردهنده است، ضعف مدیران فرهنگی و عدم برنامه‌ریزی ایشان است که  بسیار مشهود است. امری که باعث کاهش میزان مخاطبان سینمایی هم شده است. سینمایی که قرار بود یکی از متولیان امر فرهنگ و تعالی باشد، با اشتباهات فراوان خود خانواده‌ها را فراری داده است.


        سینما راوی است یا مروج؟
         به راستی سینما روایتگر مسئله خیانت است یا مروج آن؟ در واقع سینما و تلویزیون یا در حال وارونه‌نمایی است و یا در حال اغراق. در جامعه اسلامی ایرانی هنوز ساختار اصیل خانوادگی پابرجاست و بر سنت‌های ریشه‌دار خود اصرار می‌ورزد. اما رویکرد بعضی از سینماگران به موضوعات غیرفراگیر همچون خیانت این نظام‌واره را خدشه‌دار کرده است؛ ایشان معتقدند سعی در نشان دادن چهره واقعی جامعه دارند و عملکرد منتقدین را نگاهی بدبینانه و سیاه به عملکرد خود می‌‌دانند. معتقدند که سعی دارند موضوعات مهم جامعه همچون خیانت، فقر، رابطه‌سالاری، فحشا و فساد اداری و بیکاری و اعتیاد را به نقد بکشانند. اما آیا به راستی این چنین است و یا اهداف دیگری نیز وجود دارد. نگارنده معتقد است جامعه اسلامی ایرانی همچون یک جامعه منطقی و ایده‌آل دارای نقاط مثبت و منفی است که کفه بخش اول سنگین‌تر است. اگر هنرمندی قصد دارد تنها از نقاط ضعف صحبت کند، باید با نگاهی هنرمندانه و غیرمستقیم موضوع را به چالش بکشد، نه آنکه سیاه‌نمایی محض داشته باشد و تنها نیمه خالی لیوان را بنگرد و دچار ترویج گناه در جامعه هم بشود. این رسالت هنرمندان است که با تغییر دیدگاه‌شان، شیوه ارائه مطالب و انعکاس مسائل اجتماعی در رسانه را اصلاح نمایند و به بهانه نمایش واقعیت‌‌های جامعه، به ورطه سیاه‌نمایی و اغراق گرفتار  نشوند و با ارائه عملکردی جدید راهی برای بالندگی بگشایند.

         

         


        5 نظر | ارسال نظر

              1. user-pic
              2. ۰۸ آبان ۹۱
                ۲۲:۲۱
          1.  
            چشم صورت مسئله را پاک می کنیم اصلا یک پیشنهاد سینما را کلا ببندید تا ببینیم آمار بالای فساد توسط سینما ایجاد شده یا سیاست غلط اقتصادی
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. مینا
                ۰۹ آبان ۹۱
                ۰۰:۲۹
          1.  
            پاسخی به نظر علی
            چشم صورت مسئله را پاک می کنیم اصلا یک پیشنهاد سینما را کلا ببندید تا ببینیم آمار بالای فساد توسط سینما ایجاد شده یا سیاست غلط اقتصادی
            چه نظر بی ربطی! من که حس نکردم این مطلب می خواد بگه که باید صورت مسئله را پاک کرد!
           
          0
           
          0
          1.  
            فرهنگ هم قسمتی از زندگی ماست و از مهم ترین آن اما همه زندگی نیست سینما نمادی از فرهنگ یک جامعه است واین منافی اقتصاد نیست
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. رها
                ۲۰ آبان ۹۱
                ۱۵:۳۱
          1.  
            پاسخی به نظر علی
            چشم صورت مسئله را پاک می کنیم اصلا یک پیشنهاد سینما را کلا ببندید تا ببینیم آمار بالای فساد توسط سینما ایجاد شده یا سیاست غلط اقتصادی
            وقتی سینما و رسانه ملی ما به عنوان یکی از عوامل الگو پذیری اعضای جامعه و البته از مهم ترین اونها به شمار میره، قطعا تأثیری که این عامل بر فرهنگ جامعه میذاره غیر قابل انکاره. و متأسفانه با ترویج مدل غلطش رسما داره جامعه رو به قهقرا می کشونه. ای کاش انقدر که دغدغه معیشت داریم یه سر سوزن هم دلمون به حال فرهنگ می سوخت. مطمئن باشید وضع فرهنگمون اگه اصلاح بشه اوضاع اقتصادیمون هم رونق میگیره به شرطی که یه کمی خودمون و ارزش هامون رو باور داشته باشیم.
           
          0
           
          0
          1.  
            می خواهید بی خیال فرهنگ شیم بریم تو کار اقتصاد . هر کدوم به اندازه خودش مهمه فرهنگ اقتصاد سیاست اما هرکدوم می تونه تو جای خودش بحث و گفتگو بشه نمیشه یکی را یه جای دیگری فدا کرد
           
          0
           
          0
          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷