1994
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. خدیجه آقایی
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۱)
            تعداد بازدید: 1994
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        مهریه، گاهی برای انگیختن خشم مخاطب علیه زنی است که از ازدواج، به جای عشق و درام و رومنس، سراغ مهریه رفته است و گاهی برای انگیختن تحسین مخاطب، برای زنی که عزت¬مندانه، دست سخاوتمند مهریه دهندگان را رد می¬کند


        اثر رسانه بر افکار عمومی برای کسی پوشیده نیست، و از همه موثرتر رسانه‌هایی مثل رادیو، تلوزیون و سینما هستند که با ابزاری به نام هنر به عمیقترین زوایای روح و فکر مخاطب‌شان دسترسی دارند، البته ناگفته پیداست که رابطه بین سینما، تلوزیون، رمان، نمایش و داستان با مخاطبان، رابطه‌ای دوسویه و به قول علما، دیالکتیکی است؛ چراکه اگر فیلم ها و داستان‌ها بخواهند باورپذیری و هم‌ذات‌پنداری مخاطبان‌شان را برانگیزند، ناگزیر باید از دل واقعیت‌های اجتماع برآیند، اینکه هر محصول هنری از این دست تا چه حد رسالت خود را ادا می-کند و یا در جذب مخاطب موفق می‌شود، همیشه باب بحث‌های مفصل را در بین منتقدان، بازکرده است. هریک از ما مخاطب بسیاری از این محصولات هنری بوده‌ایم و به تاثیر آنها بر اندیشه، احساس و نگرش خود به مسائل واقفیم، بگذریم که خیلی از فضاها در این رسانه¬ها غیرواقعی ترسیم می‌شود و وقتی نوبت به ورود و تجربه شخصی ما به فضاهایی مثل دانشگاه، محیط کسب و کار و حتی خانواده همسر می‌رسد، از فانتزی بودن و غیرواقعی بودن آن‌چه قبلا در فلان سریال و بهمان فیلم دیده‌ایم شگفت‌زده می‌شویم. یکی از موضوعاتی که در فیلم‌های ایرانی، بازتاب  گسترده‌ای دارد، ازدواج و مقدمات و موخراتش است، اما...
        در زیر نگاه اجمالی می‌اندازیم به بحث «مهریه» در برخی سریال‌ها و فیلم‌ها‌ی سینمایی:

        volume37_22.jpg

        دل نوازان

        یلدا، با خانواده‌ای نامعلوم و با عمویی که ریگی به کفش دارد، موفق می‌شود دل بهزاد را بدزدد و بهزاد را از ازدواج با مهتاب، دخترعمه‌اش باز دارد. بهزاد بعد از کلی جنگیدن سر همه چیز و نهایتا سر مهریه، یلدا را با یک مهریه نجومی که عمویش تحمیل کرده عقد می‌کند، پس از چندی بهزاد درمی‌یابد که  یلدا قبلا ازدواج کرده و با یک مهریه میلیاردی، شوهر مایه‌دارش را تلکه کرده است، برمی‌آشوبد و یلدا را تحت‌فشار می‌گذارد که یلدا باز به راه اجراگذاشتن مهریه برود! آخر سر هم یلدای تنبیه‌شده با شکنجه‌های روانی، پس از به دنیا آوردن باران، از طرف یار رنجیده خاطرش مورد عفوی از سر بزرگواری و منت واقع می‌شود.

         

        volume37_21.jpg
        بیداری

        سیناغفاری، درحال طلاق دادن زن اولش که‌ تمام مهریه‌اش را از غفاری‌ها گرفته است، از ترنگ، دختر سرایدار ویلای شمال‌شان، تقاضای ازدواج می‌کند. ترنگ، شخصیت ویژه‌ای دارد، با نگاهش حرف می‌زند، آرزوهای بزرگ دارد و علی‌رغم میل پدرش، سینا را قبول می‌کند، آنها در کنار دریا دور از چشم اهالی روستا با مهریه ۱۱۰ سکه طلا عقد می‌کنند و برای دوهفته جهت تدارک مراسم عروسی با نامزدش راهی تهران می‌شوند. پدر ترنگ، قول گرفته است که قبل از علنی شدن ازدواج دخترش در شمال، آنها زندگی خود را شروع نکنند، در همین دو هفته، سینا به علت تومور مغزی که از خودش و ترنگ مخفی کرده بودند، می‌میرد! ترنگ دل‌شکسته وقتی به روستا برمی‌گردد، طی یک غش‌کردن هنری، در کل ده رسوا می‌شود، او حامله شده است! خبر به پدر شرافتمند او می‌رسد و او هم از ناراحتی سکته می‌کند، دیگر جایی برای ترنگ در شمال نیست، آواره تهران می‌شود تا جنینش را بکشد و یا به غفاری‌ها بسپارد، بالاخره او را نمی‌کشد و از ترس بدنامی، با کشمکش و تحمل تهمت از غفاری‌ها قول می‌گیرد که او را قبول کنند. غفاری‌ها که نوه‌ای ندارند، فرصت را مغتنم می‌شمارند، وقتی ۶ ماه اول زندگی امیر سر می‌رسد، ترنگ با ناراحتی او را به خواهرشوهرش می‌دهد، موقع خداحافظی سارا، خواهرشوهر ترنگ مهریه او را پیش‌کش می‌کند و همه‌ نکته داستان این‌جاست که ترنگ بی‌کس و کار از قبول مهریه‌اش، علی‌رغم اصرارهای خواهرشوهرش، سر باز می‌زند! سارا به ترنگ می‌گوید نترس تو بچه‌ات را نمی‌فروشی این حق توست و برای آینده‌ات لازم است!

        نمی‌دانم نویسنده چه ارزشی را در  رد کردن این مهریه برای شخصیت دختر بی‌کس و تا حدودی بی‌دست و پا و  در خلسه فرو رفته داستان، می‌خواهد ایجاد کند؟ حالا اگر منفی نشان دادن چهره زن اول سینا به خاطر گرفتن مهریه‌اش از غفاری‌ها را بتوان جایز شمرد، چه توجیهی برای رد کردن مهریه از طرف ترنگ وجود دارد؟ آیا با این رویکرد،  وضع مهریه از طرف شرع مقدس امر بیهوده‌ای تلقی نخواهد شد؟


        آشپزباشی


        نمونه دیگر در سریال‌ها زیاد دیده می‌شود که زنان مهریه بگیر موجودات تلکه‌گر و خبیثی هستند! مثلا شخصیت آشامحرابی را در سریال «آشپزباشی» و طلاقش با مهریه آنچنانی و قصدش برای گشت و گذار و خوش‌گذرانی در فرنگستان پس از شوهرش، به یاد بیاورید...

        اوضاع سینما هم جالب‌تر از این نیست! خیلی جست و جو کردم، تقریبا لیست مفصلی از فیلم‌های سینمای ایران از دهه ۷۰ تا الان را تهیه کردم و خلاصه داستان حدود صد فیلم را بررسی کردم، مهریه مال زمان جدایی بود و چیز خوبی نبود! باید بگویم در واقع  مهریه جایی نداشت! با وجودی که موضوع ۹۰ درصد فیلم‌ها، ازدواج و خیانت و طلاق را در برداشت!


        مردی که گیلاس‌هایش را خورد (پیمان حقانی، ۱۳۸۸)


        داستان این فیلم درباره کارگری به نام رضاست که بچه‌دار نمی‌شود، او به پرداخت مهریه  همسرش که تقاضای طلاق کرده محکوم می‌شود. رضا برای فراهم کردن این پول به هر دری می‌زند و به یاد یکی از کارگران می‌افتد که در حین کار چند انگشتش را از دست داده‌است .مصیبت‌هایی که بر سر رضا می‌آید همه زیر سر مهریه زن اوست!


        کتاب قانون(مازیار میری)

        فیلم نه چندان طنز، نه چندان درام، نه چندان معناگرا و عجیب آقای میری که کاریکاتوروار، سوژه خوبی را دست‌مایه قرار می‌دهد: مسلمانی موسفیدهای متعصب را به باد انتقاد بک تازه مسلمان مومن و مقید می‌گیرد، اما تامل‌برانگیز، این‌جاست که این چهره مثبت و الگوی مسلمانی، سر عقد از حضرت زهرا (س) هم جلوتر می-زند، و وقتی از او می‌پرسند مهریه را چه بنویسیم عنوان می‌کند که مهریه من فقط آب است!


        یا مهریه  مساله  جدی نیست و یا سینما با مسائل جدی کار ندارد. البته من هم ترجیح می‌دهم فرصتم برای ساختن فیلم را روی مهریه نگذارم، مگر اینکه از مهریه و مهریه اجراگذاشتن در حالتی اغراق‌آمیز بخواهم برداشت‌های فوق دراماتیک بکنم، جایی خشم مخاطب را علیه زنی که از ازدواج، به جای عشق و درام و رومنس، سراغ مهریه رفته است و جایی تحسین مخاطب را برای زنی که عزت‌مندانه، دست سخاوتمند مهریه‌دهندگان را رد می‌کند ، چراکه مهریه گرفتن، به زعم هنرمندان ما به هر حالش و در هر فرمی، گناه است که شرافت انسان را لکه‌دار می‌کند!


        اینکه عقلانیت در سینما جایگاه ضعیفی دارد کاملا تقصیر فیلم‌سازها نیست، ایرانی‌ها کمی بیشتر از آنچه ضروری است اهل گل و بلبل هستند و هنرمندان‌شان دیگر شورش را درآورده‌اند. وقتی سینما جای دودوتا چهارتاهای زندگی نیست، علی‌رغم اینکه هر سال ده‌ها فیلم روی پرده می‌رود که در آنها ازدواج و طلاق یک گوشه مهم از کار است، مساله‌ای مثل مهریه، اصلا جایگاه واقعی خودش را پیدا نمی‌کند. در این میان باز هم گلی به گوشه جمال کیومرث پوراحمد با فیلم «مهریه بی‌بی» که حداقل برای مهریه تقدسی نمادین قائل شد.

        volume37_20.jpg
        مهریه بی‌بی (کیومرث پوراحمد، ۱۳۷۳)

        «بی‌بی» برای نجات «کوکب» از یک ازدواج اجباری، سند قطعه زمینی را که مهریه‌اش است برای فروش، به بنگاه معاملات ملکی «اسدی» می‌برد. دلال دیگری به نام «شکوری» که از مدت‌ها پیش در پی خرید این زمین بوده، پی می‌برد که «بی‌بی» از قیمت واقعی زمینش بی‌اطلاع است. دو بنگاه‌دار، هم‌دست می‌شوند تا زمین را مفت و ارزان از چنگ «بی‌بی» درآورند. اما اتفاقی که پیش می‌آید نقشه آنها را عقب می‌‌اندازد. سرانجام بی‌بی زمین را به یک سازمان خیریه واگذار می‌کند و...

        اگر فیلمی می¬شناسید که درباره مهریه دچار افراط و تفریط نشده باشد حتما به ما معرفی کنید.
         

        .

         


        1 نظر | ارسال نظر

              1. user-pic
              2. سین
                ۰۴ دی ۹۱
                ۱۵:۵۹
          1.  
            مطلب خیلی خوبی بود جای نقد سینما در مجله تان خالی بود واقعا ارتباطسینما تلوزیون و مردم دیالکتیکی است
           
          0
           
          0
          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷