1894
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. سیده زهره جوادی
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۰)
            تعداد بازدید: 1894
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        ازدواج بدون در نظر گرفتن رشد و بلوغ روحی و روانی می‌تواند در آینده زندگی مشترک مشکلات جبران‌ناپذیری ایجاد کند.

        دخت ایران- ازدواج یکی از مراحل مهم زندگی هر فردی است. انتخاب درست یا نادرست همسر تأثیر بسیار زیادی در سال‌های بعد زندگی ما دارد. برای یک انتخاب درست، علاوه بر توکل به خدا، باید انتخاب عاقلانه‌ای داشته باشیم و یک انتخاب عاقلانه نیاز به برداشت صحیح از ازدواج و کسب آمادگی‌های لازم دارد. این آمادگی‌ها باید در دو طرف، وجود داشته باشد، در غیر این صورت گام‌های برداشته‌شده توسط زوجین برای رشد و پیشرفت، یکسان نخواهد بود. علاوه بر بلوغ جسمی و جنسی که شرط لازم و نه کافی، برای ازدواج است، رشد جنبه‌های دیگر بلوغ هم مورد نیاز است.

        بلوغ عاطفی، بلوغ اجتماعی، بلوغ روحی و روانی و ... دخت ایران در این یادداشت قصد دارد تا به یکی از مهم‌ترین انواع بلوغ، یعنی آمادگی روحی و روانی پرداخته و بگوید چه مؤلفه‌هایی برای این جنبه وجود دارد و چگونه می‌توان به آن‌ها پی برد؟

        ازدواج موضوعی نیست که بتوان برای آن روش معینی مشخص کرد و به همه گفت همین روش را اجرا کنند تا موفق باشند! اما می‌توان حالت کلی متصور شد و توصیه کرد که این کلیت‌ها رعایت شود. ازدواج بدون در نظر گرفتن رشد و بلوغ روحی و روانی می‌تواند در آینده زندگی مشترک مشکلات جبران‌ناپذیری ایجاد کند. برای ازدواج علاوه بر نیاز به رشد جسمی و جنسی، رشد روانی، اجتماعی و عاطفی نیز مورد نیاز است. در اواخر دوره نوجوانی رشد جنسی تقریباً کامل شده و فرد توانایی تولیدمثل را پیدا می‌کند. اما صرف کامل شدن بلوغ جنسی و آگاهی‌های جسمی، فرد برای ازدواج آمادگی پیدا نخواهد کرد.

        نداشتن ظرفیت روانی مناسب، مانع بزرگی برای ازدواج در سنین نوجوانی است. البته نباید از نظر دور داشت که در این مورد بین دختر و پسر تفاوت‌هایی وجود دارد. دختران معمولاً زودتر به بلوغ روانی و آمادگی‌های روحی برای ازدواج دست می‌یابند. به همین علت هم معمولاً گفته می‌شود دختر از پسر به جهت سنی کوچک‌تر باشد. تشکیل خانواده سالم، متعادل و پایدار مانند هر امر مهم دیگری به تفکر منطقی و تلاش و کوشش نیازمند است. جوان بایست بر اساس معیارهای اصولی، منطقی همسر آینده خود را شناسایی و انتخاب نماید و آنگاه به انجام پیوند زناشویی اقدام کند.  

        بلوغ روانی چیست؟
        بلوغ روانی به معنی آمادگی زیستی - شناختی است که به مواردی مانند تفکر، توانایی حل مسئله، مسئولیت‌پذیری، اعتمادبه‌نفس و عزت نفس، نشاط و سرزندگی،  ابراز احساسات متعادل و ... اشاره دارد. بلوغ روانی در واقع به توانایی فرد برای پذیرش دیگران و محیط اطراف، همان طور که هستند هم تعریف می‌شود. یکی از مهم‌ترین خصوصیات افرادی که به بلوغ روانی رسیده‌اند، پذیرفتن سهم و مسئولیت خود در بروز اشتباهات و عدم مقصر دانستن بقیه است. در حقیقت این افراد می‌توانند احساسات خود را به خوبی کنترل کرده و بر مبنای آن عمل کنند. آن‌ها توانایی پذیرش مسئولیت در قبال خود و دیگران را دارند و اغلب در تعامل‌هایشان موفق عمل می‌کنند. این فرد خودخواه و خودمحور نیست و توانایی انطباق با شرایط و محیط پیرامونش را دارد. وی در تصمیم‌گیری‌ها استقلال دارد و وابستگی منفی به خانواده‌اش ندارد.

        در مقابل، فردی که به بلوغ روحی و روانی نرسیده است، اغلب کج خلقی می‌کند، مسائل بی‌اهمیت را مهم می‌پندارد، ظاهربین بوده و ضعف‌هایش را پنهان می‌کند. این فرد کمتر قدرت پذیرش و بخشش دیگران را دارد، استرس غیرطبیعی دارد و گاهی دچار وابستگی‌های شدید به خانواده است. اعتمادبه‌نفس کافی نداشته و معمولاً دچار پیش‌داوری و قضاوت سریع می‌شود. وی در تصمیماتش عجولانه عمل می‌کند، خودمحور است و در برابر مشکلات فرافکنی کرده و همه را مقصر می‌داند، جز خودش! این فرد نسبت به مشکلات دیگران تقریباً بی‌اعتنا بوده و دغدغه‌های اجتماعی ندارد. به لحاظ عاطفی هم معمولاً ثبات نداشته و در قالب رفتارهای پیش‌بینی‌نشده، نشان داده می‌شود.

        خانواده و سبک تربیتی که برای تربیت فرزندان خود انتخاب می‌کنند، مهم‌ترین عامل موثر در رسیدن به بلوغ و ظرفیت روانی است. فرزندان خانواده‌هایی که روش تربیتی مستبدانه یا سهل‌گیرانه دارند، معمولاً بیشتر از دیگران دچار این مشکل می‌شوند. چون یا شدیداً کنترل شده‌اند و یا زیادی به آن‌ها آسان گرفته شده است. دو روش تربیتی متفاوت با نتایج تقریباً مشابه!

        این دو را مقایسه کنید: فرد اول که به بلوغ و ظرفیت روانی رسیده و کسی که هنوز به این مهم دست نیافته است؛ فردی که آمادگی روحی و روانی برای ازدواج دارد، انتخاب خود را بر مبنای معیارهای معقول و نه هیجانی، انجام می‌دهد و همه جوانب موضوع را بررسی می‌کند. وقتی ازدواج می‌کند، احتمالاً زندگی مشترک پایدارتری خواهد داشت، چون در زمان تنش‌های زندگی با صبر و تامل تصمیم می‌گیرد، در بحث‌های ا:.۷:تمالی آرام خواهد بود و از خود سلب مسئولیت نمی‌کند، می‌داند چطور و تا چه اندازه محبت خود را نشان دهد، اگر مرد باشد، فردی با درایت خواهد بود که از قدرت مردانه‌اش برای ثابت کردن خود و به انفعال کشیدن همسرش استفاده نمی‌کند. اگر زن باشد، بانشاط و سرزنده است و از احساسات و عواطف خود به عنوان ابزاری برای اثبات خود و گرفتن امتیاز استفاده نمی‌کند و ... اگر هر دو فرد به بلوغ روانی رسیده باشند، برای حل مسائل خود، مشورت می‌کنند و نسبت به یکدیگر ایثار نشان می‌دهند.

        فرد دوم، کسی است که هنوز آمادگی روحی و روانی برای ازدواج ندارد؛ این فرد بر اساس ملاک‌هایی ازدواج می‌کند که از طرف دیگران به او دیکته شده است و یا بر مبنای مؤلفه‌هایی که عمیق نبوده و سطح مسئله را می‌سنجد، به عنوان مثال ملاک‌هایی مثل ظاهر، ثروت، مدرک و اینکه وقت ازدواج شده و پدر و مادر آرزوی دیدن نوه دارند و ...

        فرض کنید بر اساس همین معیارها، ازدواج کند، دور از ذهن نیست که به زودی در زندگی مشترک خود دچار مشکل شود. در تنش‌ها عصبانی شده و طرف مقابل را به سهل‌انگاری محکوم می‌کند. او خودمحور است و همیشه حق‌به‌جانب برخورد می‌کند. راه‌حل مشکل را در قهر و جدایی می‌بیند، نه گفتگو و تعامل. تحمل اختلاف نظر را نداشته و ترجیح می‌دهد همسرش همیشه با نظر او موافق باشد. اجازه می‌دهد دیگران در زندگی شخصی و مشترکش دخالت کرده و برایش تصمیم بگیرند. بعد از مدتی هم زندگی مشترک سردی را ادامه خواهد یا اینکه ترجیح می‌دهد به آن پایان دهد.

        اگر شما در شرف ازدواج هستید، با خود صادق باشید! با توجه به تعریفی که از بلوغ روانی و مؤلفه‌های آن شد، ببینید آیا شما این مؤلفه‌ها در خود سراغ دارید؟ البته به این اکتفا نکرده و از دیگرانی که عاقل بوده و مطمئنید برایشان مهم هستید، بپرسید شما را چگونه می‌بینند؟ البته فراموش نکنید این آمادگی تا حدی نسبی است و نمی‌توان مرزهای دقیق%:۸.۹!برای آن ارائه داد. هر کسی با توجه به شناخت خودش می‌تواند حدود آن را تعیین کند. درباره فردی که به خواستگاری شما آمده یا می‌خواهید به خواستگاری‌اش بروید، دقت کنید! عجله نکنید برای نشستن پای سفره عقد و اجازه دهید فرایند شناخت دو طرف تا حدی کامل شود.

        بهتر است به عنوان اولین سوال از طرف مقابل بپرسید، چرا می‌خواهد ازدواج کند؟ بله! شاید جواب این سوال برای همه واضح باشد، اما نوع پاسخ و دلایل متفاوتی که بیان می‌شود می‌تواند راهکار خوبی برای شناخت ذهنیت و روحیات فرد باشد. این گزاره صحیح است که یکی از دلایل مهم ازدواج رفع نیازهای جسمی و عاطفی است، اما این مسئله برای هر فردی دارای مراتب مختلف است. برخی از ازدواج تنها این مورد را دنبال نمی‌کنند و دنبال رفع نیازها در سطوح بالاتر هستند. هر شخصی در زندگی مشترک به دنبال، آرامش است، اما نیاز به این آرامش، برای هر فرد توجه به شرایط و خصوصیات خود، می‌تواند متفاوت باشد. برای قدم بعدی موارد ذیل را محور پرسش قرار دهید:

        خصوصیات اخلاقی و تحلیل شخصیت: شما دارای چه خصوصیات اخلاقی خوب و بدی هستید و نقاط ضعفتان چیست؟ چه ویژگی‌های فردی خاصی دارید؟ برخوردهای اجتماعی‌تان چگونه است؟ افراد جامعه برایتان تا چه اندازه اهمیت دارند؟

        شناخت نقش: به عنوان یک خانم یا آقا، چه تعریفی از نقش زن و مرد دارید؟ وظایف و حقوق خود و طرف مقابلتان را می‌شناسید؟

        خط قرمزها: آیا در زندگی مواردی وجود دارد که به عنوان خط قرمز برایتان باشند؟ یعنی چه مواردی هستند که اهمیت بسیار زیادی برایتان دارند و نمی‌توانید از آن‌ها عبور کنید و خودم را ملزم به رعایت آن‌ها می‌کنید؟ خانواده؟ دین؟ (البته امکان دارد، اصولاً به وجود خط قرمز در زندگی معتقد نباشید!)

        تعیین برنامه‌های زندگی خود: دو سال، ۵ سال، ۱۰ سال و ۲۰ سال آینده خود را چگونه می‌بیند؟ اهداف کوتاه مدت و بلندمدت زندگی‌تان چیست؟ به چه حدی از خواسته‌هایتان (مالی، عاطفی، تحصیلی و ...) برسید، احساس رضایتمندی خواهید داشت؟ (بدیهی است که به طور دقیق نمی‌توان، پاسخ گفت، اما بیان حدودی از – آن‌ها- امکان‌پذیر است.)

        انتظارات از زندگی مشترک: چه تصوری از زندگی مشترک دارید؟ چه انتظاراتی از همسر آینده‌تان دارید؟ از وی چقدر همراهی و همفکری می‌خواهید؟ در این مورد، می‌توانید موضوعات مهم خود را یادداشت کنید، مواردی مثل میزان دین‌داری، خصوصیات ظاهری، تحصیلات و ...

        مواردی که موجبات عصبانیت و ناراحتی را فراهم می‌کند: رک باشید. هم از نظر خود این موارد را بیان کنید و هم از طرف مقابل بخواهید تا بی‌رودربایستی بگوید چه چیزهایی او را ناراحت و عصبانی می‌کند. هردوی شما دقت داشته باشید که ممکن است مواردی را که بیان می‌کنید، منطقی نباشد! بنابراین تنها بیان این موارد باعث نشود تا شناخت بیشتر طرف مقابل را از دست بدهید.

        دوستان: شنیده‌اید می‌گویند هر فردی را می‌شود از طریق دوستانش شناخت؟  ببینید طرف مقابلتان چه کسانی را و با چه ملاک‌هایی برای دوستی انتخاب می‌کند. چند دوست صمیمی دارد؟ میزان صمیمیت وی با دوستانش چقدر است؟ چقدر از وقت خود را صرف دوستانش می‌کند؟

        اوقات فراغت و سرگرمی‌ها: دقیقاً شبیه به موضوع انشایمان در زمانی که به مدرسه می‌رفتیم! اوقات فراغت خود را چگونه گذرانده‌اید یا می‌گذرانید؟! بسیار مهم است بدانید که طرف مقابل شما تمایل دارد در اوقات فراغت، وقت خود را چگونه بگذراند. سرگرمی مورد علاقه وی چیست؟ آیا به سفر علاقه دارد؟

        راه‌های حل اختلاف در زندگی مشترک: باید بدانید نظر طرف مقابلتان در این مورد چیست. این مسئله کمک می‌کند تا از این طریق به دیدگاه وی و میزان احترامش به همسر را فهمید!

        مسائل زیادی برای شناخت و تحلیل شخصیت طرف مقابلتان وجود دارد. ما تلاش کردیم چکیده آن را به شما بگوییم تا بدانید چگونه می‌توان به ظرفیت روانی فرد مقابل پی برد. اما فراموش نکنید که صرفاً با گفتگو نمی‌توان این مسائل را سنجید. بهتر است طرفین با اطلاع خانواده‌ها دیدارهایی بیرون از منزل داشته باشند. دیدن رفتار یک فرد در محیط خارج از منزل هم می‌تواند به شما برای شناخت بهتر کمک کند.  
         

         


          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷