2407
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
      • دوشنبه، ۱۹ خرداد ۱۳۹۳
        سیاست‌های نظام اسلامی باید در جهت ارزشمند شدن توجه به خانواده، اصلاح نگرش‌ها درباره‌ی فرزندآوری و احساس مسئولیت‌های اجتماعی و خانوادگی باشد.

         

        دخت ایران - در این یادداشت نگاه دینی و اسلامی به مقوله‌ی اشتغال زنان را مورد ارزیابی قرار می‌دهیم. پژوهش‌ های دینی در موضوع اشتغال، دو موضوع اصلی را بررسی می‌کند:

        ۱.حکم اشتغال به فعالیت‌های اقتصادی و احراز مشاغل مختلف برای زنان به چه صورت است؟

        با تأکید بر اصل اباحه می‌توان نتیجه گرفت که اشتغال زن به مشاغل مباح جایز و تنها قید آن منافات نداشتن با حقوق زناشویی یا لزوم کسب رضایت همسر است.

        ۲.نظام اسلامی در خصوص اشتغال زنان چه موضعی باید داشته باشد؟

        دیدگاه‌هایی که گاه در بررسی موضوع از نگاه اجتماعی مطرح شده‌اند غالباً در زمینه‌ی شناخت موضوع کاستی‌هایی دارند و با نادیده گرفتن تفاوت مختصات اشتغال زنان در عصر جدید و صدر اسلام می‌خواهند حکمی یکسان بر این دو جاری سازند. حال آنکه می‌توان تفاوت‌هایی را میان این دو ملاحظه کرد.

        اول) در گذشته به‌طور معمول یکی از دو عامل ذیل سبب اشتغال زنان بوده است:

        اضطرار زن به کسب درآمد به دلیل نبود، ناتوانی یا معلولیت سرپرست خانواده. نیاز جامعه به کار زنان در عرصه‌هایی همچون آرایشگری، مامایی یا تیمار بیماران در زمان جنگ.

        اما در زمان حال، به دلیل دگرگونی‌های فرهنگی، اشتغال زنان به‌منزله‌ی یک ارزش مطرح می‌شود و نتیجه‌ی آن حضور گسترده و رقابت بی‌سابقه‌ی زنان در عرصه‌ی اشتغال و اغلب برتری فعالیت در این ساحت بر فعالیت در ساحت‌های دیگر، از جمله خانواده است.

        از این روی، نمی‌توان از تأیید حضور زنان در عرصه‌های شغلی در مواردی که نیاز زن یا نیاز جامعه بوده، رجحان اشتغال زنان در هر عرصه و هر زمانی را نتیجه گرفت.

        دوم) در گذشته ساختارهای فرهنگی و اجتماعی به‌گونه‌ای بود که اشتغال زنان به‌طور جدی ساختار مدیریتی خانواده و الگوی تفکیک نقش‌ها را تهدید نمی‌کرد.

        سوم) در گذشته اشتغال زنان در ساعات معین تعریف نمی‌شده و زن راحت‌تر می‌توانست آن را با فعالیت خانگی هماهنگ کند، اما امروزه زنان باید فعالیت خانگی خود را با اشتغال در ساعات معین هماهنگ کنند.

        چهارم) در گذشته اشتغال نیازمند مراتب عالی تحصیلات و فن‌آموزی‌های وقت‌گیر نبود تا تشکیل خانواده و امور آن را با مشکل روبه‌رو سازد.

        پنجم) به دلیل آنکه اشتغال زنان در گذشته بیشتر در موارد رفع نیازهای ضروری خانواده بود، اشتغال الگوی مصرف خانواده را چندان دستخوش تغییر نمی‌ساخت.

        ششم) در گذشته حضور اجتماعی زنان در عرصه‌های شغلی کمتر زمینه‌ی اختلاط‌های غیرضرور و مزاحمت‌های جنسی را پدید می‌آورد، اما اقتضائات جهان مدرن، به‌ویژه در عصر اطلاعات، فضای فعالیت‌های زن و مرد را بیش از گذشته در هم تنیده است. بنابراین اشتغال زنان در عصر جدید پیامدهایی دارد که در زمان‌های گذشته نداشته است.

        هفتم) عواملی چون اوقات فراغت، جذابیت محیط اجتماعی، تنهایی، مسئولیت‌های فرهنگی آموزشی و مواردی از این دست، انگیزه‌ی حضور فعال زنان در محیط‌های کار خارج از خانه نبود، اما امروزه از عوامل مهم روی آوردن به اشتغال در عرصه‌های عمومی است.
        لازم است در بررسی دینی پدیده‌هایی چون اشتغال زنان، که در زمان‌ها و موقعیت‌های مختلف آثاری متفاوت بر جای می‌گذارند و گاه به‌مثابه‌ی پدیده‌ای جدید و مدرن ملاحظه می‌شوند، موضوع را برحسب آثار و پیامد‌هایی که بر جای می‌گذارند بررسی کرد.

        در اینجا با چند دسته از ادله‌ای که می‌توانند در بررسی موضوع، کانون توجه قرار گیرند، آشنا می‌شویم.

        ۱. مذمت بیکاری و تن‌پروری
        از پیامبر اکرم و امامان معصوم روایاتی مبنی بر مبغوض بودن بیکاری، تن‌پروری و کسالت آورده شده است که در آن‌ها تفصیلی به‌لحاظ جنسیت دیده نمی‌شود.

        پیامبر می‌فرمایند: خداوند شخص سالم، اما بیکار را که نه مشغول به امور زندگی دنیایی و نه مشغول به امور اخروی است، مبغوض دارد و در حدیثی دیگر نیز بیکاری، زمینه‌ساز فساد شمرده شده است.

        از این موارد می‌توان نتیجه گرفت که لازم است سیاست‌های کشور به سمت تشویق به فعالیت، گسترش زمینه‌های کارآموزی و فعالیت و تحقیر بیکارگی تنظیم گردد و نباید انتقاد از اشتغال زنان به پذیرش کم‌کاری و بی‌خاصیتی یک قشر، تفسیر یا منجر شود.

        ۲.تفکیک جنسیتی فعالیت‌ها
        تفکیک جنسیتی نقش‌ها و مهارت‌آموزی‌ها را می‌توان در آموزه‌های بسیاری مشاهده کرد. برخی متون نشان‌دهنده‌ی تشویق زنان به ایفای فعالیت‌های خانگی و تشویق مردان به انجام دادن کارهای بیرون از خانه‌اند.

        برخی روایات، در مهارت‌ها و تفریحات، مرزهای جنسیتی را کانون توجه قرار داده و برای نمونه، مردان را به فراگیری شنا و زنان را به بافندگی تشویق کرده‌اند.

        برخی متون نان‌آوری را ارزش مردانه و کارهای خانگی و پرورش فرزند را نقش ارزشمند زنانه معرفی کرده‌اند.

        با توجه به اینکه آموزه‌های دینی درباره‌ی تفکیک جنسیتی نقش‌ها حساس است، می‌توان نتیجه گرفت سیاست‌های اقتصادی، از جمله اشتغال، نباید به کاهش انگیزه‌ی مردان و زنان برای ایفای نقش‌های جنسیتی بینجامد.

        ۳.تجویز فعالیت‌های اجتماعی زنان
        در صدر اسلام، برخی زنان جواز فعالیت شغلی خود را از پیامبر و امامان معصوم دریافت کردند. مخالفت نکردن ایشان با زنان شاغل نیز نشان‌دهنده‌ی تجویز فعالیت اقتصادی آنان بوده است.

        چنان‌که گفته شد، در بیشتر این موارد، زنان شاغل یا در انجام فعالیت اقتصادی خود اضطرار داشته و به نان‌آوری اقدام می‌کرده‌اند و یا به فعالیت‌هایی اشتغال داشتند که کار‌هایی زنانه به شمار می‌آمده است.

        با این حال، امام کاظم (ع) ترغیب به برخی فعالیت‌های اجتماعی متناسب با ویژگی‌های زنانه را نیز به دست آورد: «پدرم امام صادق مادر من و ام فروه (مادر خود) را مأموریت می‌دادند تا حقوق و احتیاجات اهل مدینه را ادا کنند.»

        از اینجا می‌توان دریافت که مناسب است نظام اسلامی از ظرفیت‌های زنانه در امور اجتماعی در مسیر تقویت عواطف اجتماعی، امداد به نیازمندان و مواردی از این دست، که از یک سوی هم‌سنخ با ویژگی‌های جنسیتی و از سویی انعطاف‌پذیر و هماهنگ با مسئولیت‌های خانوادگی‌اند، بهره جوید.

        چنین مواردی گرچه در بستر زمان تحول‌پذیر و روزآمد خواهند بود، به دلیل دو عنصر اساسی، یعنی هماهنگی با ویژگی‌های زنانه و مسئولیت‌های خانوادگی، هم در خدمت نشاط‌آفرینی و ارضای حس مسئولیت زنان قرار دارد و هم مصالح اجتماعی را تأمین می‌کند.

        شاید بتوان تشکیل گروه‌های حافظ محیط‌زیست، امداد اجتماعی، سوادآموزی، هنر و مواردی از این قبیل را مصادیق این‌گونه فعالیت‌ها دانست.

        گسترش چنین ظرفیت‌هایی، علاوه بر ایجاد بستر مناسب برای فعالیت زنان، می‌تواند الگویی فرهنگ‌محور از فعالیت‌های اجتماعی را به‌جای الگوی اقتصادمحور بنشاند و افزون بر فواید دیگر، تا حدی عطش اشتغال‌های رسمی و درآمدزا را فرونشاند.

        ۴.کم کردن زمینه‌ی اختلاط و تبرج
        در ادبیات مدرن، مشارکت به حضور فیزیکی در جامعه تعبیر شده است. در حالی که سیاست اجتماعی اسلام، کاهش زمینه‌های اختلاط زن و مرد و نیز کاهش مراوده‌های غیرضروری است. در قرآن نیز تبرج زنان، از ویژگی‌های عصر جاهلیت شمرده شده است.

        در روایات بسیاری نیز به کاهش ارتباط میان زن و مرد سفارش شده است. پیامبر اکرم، در حدیثی زیاده‌گویی با زنان را زمینه‌ساز بیماری دل و مردگی قلب دانسته‌اند و در حدیثی دیگر نیز شوخی با زنان را زمینه‌ساز عقوبت اخروی دانسته‌اند.

        به همین دلیل، در آموزه‌های اسلامی تشویق مردان به حضور در اجتماعات مذهبی، از جمله نماز جمعه و جماعت و تشییع جنازه، وجود دارد، اما این موضوع درباره زنان وجود ندارد و برخی آموزه‌های دینی ناظر به رفع وجوب یا استحباب از این اعمال‌اند.

        ۵.وجود کانون اقتدار در حوزه‌ی سرپرستی خانواده
        در آموزه‌های اسلامی، به ساختار عمومی خانواده مشروعیت داده شده و بر حفظ آن تأکید شده است و نیز تضعیف جایگاه شوهر در حوزه‌ی تصمیم‌گیری یا واگذاری سرپرستی به زنان را مخالف مصالح خانواده دانسته‌اند. با این حال، در حوزه‌های تربیتی و پرورشی، با سپردن حق حضانت به زنان، جایگاهی رفیع برای آنان در نظر گرفته شده است.

        قرآن کریم جایگاه مرد را به‌منزله‌ی سرپرست خانواده به رسمیت شمرده و روایات بسیاری، زنان صالح را به هماهنگی و همراهی با شوهران در روابط خانوادگی فراخوانده‌اند. در احادیث زیادی نیز تأکید شده است مردان نمی‌توانند سرپرستی را از گرده‌ی خود بردارند و به‌عهده‌ی همسرشان بگذارند.

        بر این اساس می‌توان نتیجه گرفت سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی حکومت اسلامی، چه در بخش نظام آموزشی و چه در مناسبات اقتصادی، نباید به مسئولیت‌گریزی مردان، تزلزل در کانون خانواده و افزایش مناقشه‌ها در حوزه‌ی تصمیم‌گیری خانوادگی و کاهش تمایل زنان به تمکین شرعی از همسران بینجامد.

        ۶.مسئولیت اقتصادی مردان
        در آموزه‌های اسلامی، به‌عنوان یک اصل کلی، مرد را مسئول تأمین هزینه‌های خانواده دانسته‌اند. آیه‌ی ۳۴ سوره‌ی نساء به این امر تصریح کرده است.

        «عِیال» به معنای افراد تحت تکفل، اصطلاحی است که در روایات برای مشخص کردن مسئولیت اقتصادی مرد، در جایگاه همسر، پدر یا فرزند، به کار برده می‌شود.

        امام رضا (ع) در بیان علت تفاوت ارث زن و مرد، به این موضوع اشاره کرده‌اند که زن از عائله‌ی مرد است و تأمین احتیاجاتش برعهده اوست، اما تأمین نفقه‌ی مرد برعهده‌ی زن نیست و برای زن حمایت اقتصادی از مردان، به‌منزله‌ی وظیفه‌ی تشریح نشده است.

        از دیگر سو، مسئولیت مالی مرد در خانواده، افزون بر زمینه‌سازی آرامش روانی خانواده، به تقویت کانون اقتدار در آن نیز منجر می‌شود.
        از این روی، آموزه‌های روایی در کنار سفارش به سرپرست درباره‌ی توسعه بر خانواده بیش از میزان نفقه‌ی واجب، به وی توصیه می‌کنند که همواره بخشی از اموال را در نزد خود نگه دارد؛ با این توجیه که اگر زنان، همسر خود را در حال اقتدار ببینند، بهتر از آن است که در حال شکست مشاهده کنند.

        از آنچه گفته شد می‌توان نتیجه گرفت که لازم است سیاست‌های نظام اسلامی در حوزه‌ی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، از جمله سیاست‌های اشتغال، به افزایش احساس مسئولیت اقتصادی مردان و افزایش توانمندی آنان در موضع سرپرستی خانواده بینجامد.

        نکته‌ی حائز اهمیت دیگر، موضوع استقلال مالی زنان است. از نگاه حقوقی، استقلال مالی زن از اصول پذیرفته‌شده‌ی نظام حقوقی اسلام است.

         استقلال مالی به‌لحاظ حقوقی به معنای تحصیل اموال و مصرف آن توسط زن است و به ولایت و اجازه گرفتن نیازی ندارد. این اصل به حوزه‌ی حقوق زن تأکید دارد، اما از آموزه‌های دینی مطلبی درباره‌ی ترغیب زنان به برخورداری از استقلال مالی به چشم نمی‌خورد و ترجیحی بر عدم وابستگی مالی آنان از همسران وجود ندارد.

        سیاست اسلام در تفکیک جنسیتی نقش‌هاست که لازمه‌ی آن تشویق زنان به عهده‌داری فعالیت‌های خانگی، اهتمام به شأن مادری و همسری و کنترل سبد هزینه‌های خانواده است. تشویق زنان به درآمدزایی و از میان برداشتن اتکای اقتصادی به همسران موجب بروز مشکلاتی در روابط خانوادگی خواهد شد. نتایج پژوهش‌های انجام‌شده در غرب، خود شاهدی بر این مدعاست که وجود ثروت در دست زنان ممکن است با نبود هنجار‌های اخلاقی به بی‌ثباتی خانواده و افزایش طلاق و یا حتی استمرار زندگی‌های مجردی بینجامد.

        ۷.حمایت از نقش‌ها
        در فرهنگ دینی، برای ایفای نقش مادری و همسری، اهمیت ویژه‌ای قائل شده‌اند. از این رو، سازوکاری برای حمایت مالی از زنان در نظر گرفته شده است تا با فراغت و آرامش روانی بیشتری به این مسئولیت اهتمام ورزند و همچنین همسر و فرزندان را به حمایت عاطفی از آنان سفارش می‌کنند.

        مرد مسئولیت سرپرستی اقتصادی خانواده را به‌عهده دارد و به او توصیه شده که زمینه‌ی آسایش خانواده را فراهم کند و او نیز باید مورد حمایت قرار بگیرد.

        این حمایت گاه در قالب سفارش به همسران برای ایفای نقش امانتداری مالی صورت می‌گیرد و گاه در قالب کنترل سبد هزینه‌های خانواده لذا انتظار می‌رود در برنامه‌ریزی اجتماعی، نظام حمایت از نقش‌ها در قالب اولویت واگذاری مشاغل درآمدزا به سرپرست خانواده، طراحی و فعال شود که این خود بر حفظ و تقویت خانواده کمک کرده و به توانمندسازی خانواده منجر می‌شود.

        ۸.توجه به مسئولیت‌های اجتماعی زنان
        توجه به امور مسلمین، آموزه‌ای فراجنسیتی است که گاه در شکل توجه به مشکلات اشخاص و گروه‌ها و گاه توجه به نیازهای کلان جامعه و نظام اسلامی، گاه توجه به موازنه‌ی قوای اسلام و کفر در مقیاس جهانی و زمانی نیز به شکل توجه به مسئولیت‌های تاریخی نمود می‌یابد.

        از این روی، رفتارهای زن مسلمان در حوزه‌های مختلف فرهنگی، سیاسی و اقتصادی، آثار بسیاری دارد که سامان‌دهی آن می‌تواند نقش فعال زنان را در اصلاحات جامعه نشان دهد.

        برای مثال، اگر بپذیریم کاهش آسیب‌های اجتماعی مسئولیتی برای تمام جامعه است، رفتار‌های اقتصادی زنان در بالا بردن یا مهار مصرف، به دست گرفتن فرصت‌های شغلی و مواردی از این دست که می‌تواند در کاهش یا افزایش انگیزه و یا ایجاد فرصت‌های اشتغال جوانان مؤثر باشد، به‌منزله‌ی یک رفتار مسئولانه، کانون دقت و بررسی قرار خواهد گرفت.

        تغییر الگوی مصرف، که گاه با هدف صیانت از خانواده و حفظ اقتدار آن در حل مشکلات اقتصادی خود و گاه با هدف مهار مصرف در سطح کلان و کاهش وابستگی کشور به بیگانگان انجام می‌شود و رفتارهایی که با هدف تقویت ارزش پول ملی و تضعیف اقتدار ملی بیگانگان، کمک به اقتصاد ملی و افزایش امکان رقابت اقتصادی کشور در عرصه‌ی بین‌المللی و تقویت نظام بانکی صورت می‌گیرد، گاه می‌تواند در حد یک مسئولیت الزام‌آور برعهده‌ی زنانی باشد که قدرت پاسخ‌گویی به چنین مطالباتی را دارند.

        موضوع اشتغال زنان و موضوعات مرتبط با آن از مباحثی‌اند که دقت در آن‌ها می‌تواند مسئولیت‌های مهم اجتماعی و تاریخی زنان را روشن کند. با وجود محدودیت در فرصت‌های شغلی، ورود زنان به بازار کار، به افزایش بیکاری مردان، کاهش نرخ ازدواج، کاهش نرخ رشد جمعیت، بروز معضلات تربیتی برای فرزندان، ازهم‌گسیختگی بنیان خانواده و... می‌انجامد که در حقیقت نشان از نقش حساس و مهم زنان در موقعیت‌های خانوادگی و اجتماعی دارد.

        از آنچه گفته شد می‌توان نتیجه گرفت که سیاست‌های نظام اسلامی باید در جهت تقویت احساس مسئولیت عمومی، افزایش انتخاب‌های آگاهانه‌ی ارزشمند شدن توجه به خانواده، از جمله تعدیل الگوی مصرف، اصلاح نگرش‌ها درباره‌ی فرزندآوری و احساس مسئولیت‌های اجتماعی و خانوادگی باشد و الگوی مناسب اشتغال با توجه به چنین عناصری طراحی و ترویج شود.

        ۹.تقویت حمایت‌های خویشاوندی
        اسلام در تقویت پیوند‌های خویشاوندی با عنوان‌هایی چون صله‌ی ارحام تأکید کرده است. از لزوم تأمین هزینه‌های زندگی به دست پدران، اجداد و فرزندان، در صورت نداشتن توانایی مالی دریافت‌کننده‌ی کمک و توانایی مالی کمک‌دهنده تا ارتباطات عاطفی و حل مشکلات خانوادگی در ارتباط‌های خانوادگی پیش‌بینی شده است.

        آیات قرآن حفظ پیوند خویشاوندی را از مهم‌ترین واجبات و قطع رحم را از گناهان بزرگ می‌شمارد. در روایات نیز به رسیدگی به مشکلات خویشان و استحکام پیوند خانوادگی تأکید شده است.

         از این روایات چنین برمی‌آید که حفظ پیوند قرابت و استمرار ارتباطات عاطفی و اخلاقی و در بعضی موارد حقوقی، کانون تأکید است.
        بدین لحاظ لازم است نظام اسلامی سیاست تقویت پیوند‌های خویشاوندی را به‌منظور حل معضلات خانوادگی، افزایش هم‌بستگی و کاهش ترس از آینده پیگیری کند. در این صورت، نظام خویشاوندی می‌تواند در افزایش نشاط زنان و کاهش ترس از آینده مؤثر باشد.


        منبع: فارس
         


          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷