2487
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
      • چهارشنبه، ۰۷ آبان ۱۳۹۳
        شکاک بودن یک بیماری است که هم فرد را دچار مشکل می‌کند و هم اطرافیانش را و مخصوصاً می‌تواند در خانواده اختلال و پریشانی زیادی ایجاد کند. "در راهروهای دادگاه" این بار به این مشکل بزرگ می‌پردازد.
        ز.ک.می‌گوید: 
        بعد از ۳۵ سال زندگی با وجود داشتن چهار دختر بزرگ که همه دانشجو هستند بدون اینکه به من اطلاع بدهد دادخواست طلاق داده.
        می‌پرسم: چطور خبر داده؟
         
        می‌گوید: وکیل آقا با من تماس گرفته که در دادگاه حاضر شوم.
         
        -شما چه عکس‌العملی داشتید؟
        - در دادگاه هرچه از سؤال کردم که چرا این کار را می‌کنید، زشت است در این سن و سال، یک عمر با آبرو زندگی کردیم، جوابی نداد.  اصلاً برایش مهم نبود.شغل مهمی دارد که بین همکارانش از موقعیت بالا و ممتازی برخوردار است. حتی وکیل خود ایشان از رفتار او در دادگاه بسیار ناراحت شده و ابراز شرمندگی می‌کرد.
         
        - مشکل چه بوده که همسرتان تقاضای طلاق کرده؟
        -  همسرم بسیار شکاک است و به همه تهمت می زند.بالای ۶۰ سال سن دارد و به من که در مرز ۶۰ سالگی قرار دارم و یک عمر با ایمان و اعتقاد زندگی کرده و می کنم تهمت ارتباط داشتن با همه کس را می زند، فامیل، غریبه یا هرکسی که به منزل ما می آید یا کسانی که با آنها ارتباط کاری و درسی داریم. حتی ادعا می‌کند که من  با وکیل خودش  که در مورد برخورد بد او با من به وی تذکر می‌داد و به نوعی حق را به من می‌داد،رابطه دارم.من در همه طول زندگی مشترک از این رفتار او در رنج و عذاب بوده‌ام و همیشه  از برخوردهای او شرمنده و خجالت‌زده شده‌ام. اما به خاطر چهار دخترم تحمل کردم. اما حالا در نهایت این افکار باطل که از بیماری روانی نشأت‌گرفته به درخواست طلاق از طرف شوهرم منجر شده. 
         
        - این حالت را نسبت به دخترهایتان هم دارد؟
        -  متأسفانه بله، نسبت به دختران مان هم همین حالت را دارد.دانشگاه می روند، درس می‌خوانند و با نمره‌های خوب قبول می‌شوند و دخترهایی مقیدند به اخلاق. اما اگر یک بار در ترافیک بمانند و دیر به خانه برسند جنجال می‌کند.
         
        - مشکل دیگری هم در ارتباط با او دارید؟
        در این سال‌های آخر مرا به شدت مورد ضرب و شتم قرار می‌داد و حتی با چاقو به من حمله‌ور شده است.بدون هیچ دلیلی مثلاً وقتی که دارم سر موضوعی با او حرف می‌زنم، ناگهان حالت غیرعادی پیدا می‌کند و حمله‌ور شده و فحاشی و ضرب و شتم می‌کند. بچه‌هایم از این وضع خیلی  نگران و عصبی شده‌اند. 
         
        اصلاً شده به او پیشنهاد کنید به پزشک مراجعه کند؟
        اصلاً قبول نمی‌کند که بیمار است و هیچ چاره‌ای برای رفع مشکل نمی‌کند.
         
        این رفتارش فقط با شماست یا با بقیه افرادی هم که با آنها در ارتباط است مشکل دارد؟
        در محل کارش هم همه از او و نیش زبان‌هایش می‌ترسند و احساس خطر می‌کنند ولی چون جایگاه مدیریتی خاصی دارد نمی‌توانند با او برخوردی کنند.چهار سال پیش مرا از خانه بدون هیچ دلیلی بیرون کرد. یک سال است که رسماً طلاقم داده و برای یک عمر زندگی طولانی به عنوان مهریه و اجرت‌المثل و نفقه ۶۱ میلیون به من داده است. این در حالی است که چندین خانه بزرگ در بهترین مناطق تهران دارد.من اگر از جریان طلاق مطلع می‌شدم درخواست نصف اموال می‌دادم زیرا دختران من الان به دلیل وابستگی با من زندگی می‌کنند و در سختی هستند و همسرم به سختی نفقه‌شان را می‌دهد. به دلیل بیماری که دارد بسیار بی‌عاطفه و نامهربان شده. سؤال من این است که آیا می‌توانم بعد از طلاق درخواست تقسیم اموال دوران زوجیت را بدهم؟ و آیا  دختران ما می‌توانند نزد پدرشان بروند و با ایشان زندگی کنند؟ پدر می‌تواند ایشان را نپذیرد و رد کند؟
         
        در حال حاضر تنها زندگی می‌کند؟
        این اواخر مطلع شدیم که باخانمی ازدواج‌کرده و با او در خانه مشترک زندگی می‌کند. البته نمی‌دانیم عقد دائم است یا موقت. با این وصف باز هم دخترها که ۱۸ سال بیشتر دارند به دلیل مشکلات مالی می‌توانند نزد پدرشان بروند و با او زندگی کنند؟
         
        دکتر فرزانه اژدری :
        در پاسخ خانم ز. ک. گفتم:
        ۱.بعد از طلاق اگر شما تنها مهریه‌تان را دریافت کرده بودید و اجرت‌المثل را دریافت نکرده بودید می‌توانستید به جای اجرت‌المثل،  درخواست نصف اموال زوج را بنمایید. طبق قانون اگر زوج بخواهد زوجه را طلاق دهد نصف اموالی که در ایام زوجیت کسب نموده باید به زوجه بدهد. قانون زن را مخیر کرده بین دریافت نصف اموال یا اجرت‌المثل.  الآن چون شما آ اجرت‌المثل را دریافت کرده‌اید،دیگر نمی‌توانید تقاضای نصف اموال را داشته باشید. 
         
        ۲.فرزندان شما چون دختر هستند تا زمانی که ازدواج‌نکرده‌اند نفقه‌شان به عهده پدراست و نفقه شامل خانه، اثاث خانه، هزینه دارو و درمان، هزینه تحصیل، جهیزیه و هر نیاز دیگری است. زیرا پدر سرپرست است و ولایت بر فرزندان دارد و این ولایت قهری است و قابل واگذاری نیست و پدر نمی‌تواند از وظایف ولایت خود که یکی از آنها پرداخت نفقه است استنکاف نماید، و این در مورد اجازه ازدواج دختران هم صدق می‌کند.
         
        بنابراین دختران شما می‌توانند از پدرشان درخواست محل سکونت و دیگر موارد نفقه را داشته باشند و در صورت استنکاف پدر از وظایف خود قانوناٌ درخواست دریافت نفقه از پدر را بدهند.
         
        ۳. اینجا جا دارد بیان شود که باز هم دیر به مشاور مراجعه کرده‌اید، کاش خیلی زودتر برای شناخت و پی گیری درمان مشکل روحی- روانی همسرتان به مشاور بالینی مراجعه می‌کردید، هرچند او از قبول بیماری و معالجه خود ابا داشته باشد.
         
        کاش برای دریافت حق‌وحقوق خود قبل از هر اقدامی نزد وکیل و مشاور حقوقی مراجعه کرده و از حقوق خود و راه‌کارهای قانونی و محکم استفاده می‌کردید تا متضرر نشوید و بعد از سال‌ها زندگی احساس شکست و ناکامی نداشته باشید.البته ممکن است شما امیدوار باشید که همسرتان از اقدام به طلاق شود پشیمان شود و بازگردد. منتها باید توجه داشته باشید تا زمانی که  او متوجه بیماری خود و خطر آن نباشد و در جهت حل مشکل و درمان خود چاره‌ای نکند ، بازگشت به زیر یک سقف با ایشان خطر جانی و روحی  و حیثیتی برای شما و فرزندانتان دارد که همگی در شرف ازدواج هستند.
         
         
         
         
         
         
        منبع:به دخت

          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷