2464
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
      • سه شنبه، ۰۴ آذر ۱۳۹۳
        مفهوم خشونت علیه زنان و دختران ازجمله مهم‌ترین انواع خشونت در حوزه حقوق بشر و در گفتمان بین‌المللی "مبارزه با خشونت" به‌حساب می‌آید.
        دخت ایران- خشونت علیه زنان در ابعاد گوناگون آن‌چنان به مسئله فراگیر و آسیب‌زایی در سراسر جهان تبدیل‌شده است که سال‌هاست روزی به‌مثابه نمادی در راستای مقابله با آن، در تقویم‌های بین‌المللی تعیین گردیده است. در مطالعات متعدد نشان داده‌شده که خشونت علیه زنان بخشی از واقعیت اجتماعی موجود است که نیازمند شناسایی و کنترل با استفاده از ابزار قهری و فرهنگی است. فراگیری این ناهنجاری نیز منحصربه‌فرد و قابل‌توجه است.
         
        مفهوم خشونت علیه زنان و دختران ازجمله مهم‌ترین انواع خشونت در حوزه حقوق بشر و در گفتمان بین‌المللی "مبارزه با خشونت" به‌حساب می‌آید. این نوع خشونت؛ اشکال مختلفی از آزار و سوء‌استفاده جنسی، روانی، فیزیکی و اقتصادی را شامل می‌شود. بدین ترتیب، مسئله خشونت مرزهای نژادی، سنی، فرهنگی و جغرافیایی را درنوردیده است و در مکان‌ها و موقعیت‌های مختلفی چون خانه، مدارس، محل کار، و حتی کمپ‌های نگهداری از پناهندگان و مهاجران، در هر مکان و زمانی امکان دارد به وقوع بپیوندد. در عرصه جهانی و طبق آمار، نزدیک به ۶ نفر از هر ۱۰ زن، خشونت فیزیکی و یا جنسی را در طول زندگی خود تجربه می‌کند.
         
         
        خشونت علیه زنان؛ مصادیق و حوزه‌ها
        برای بررسی همه‌جانبه این مسئله در ابتدا نیازمند تعریفی از خشونت، انواع و حوزه‌های اعمال آن هستیم. تعاریف زیاد و متنوعی بر اساس برگ خریدهای گوناگون (عاملان یا قربانیان خشونت) از خشونت وجود دارد. در میان این تعاریف، که هر یک ممکن است کاستی‌هایی ، تعریفی که وزارت مسائل زنان اتریش، در جزوه‌ای تحت عنوان "خشونت علیه زنان" برای آشنایی عموم منتشر کرده ‌است، به نظر می‌رسد تا حدودی دارای جامعیت است:
         
        "زمانی که در یک رابطه تعارضی میان دو نفر، یکی از آن‌ها قدرت و اقتدار بیشتری دارد (مثلاً ازنظر بدنی قوی‌تر است یا اسلحه دارد و یا به منابع اقتصادی بیشتری دسترسی دارد) و از اقتدار برای پیش بردن امیال خود، بدون توجه به امیال فرد دیگر استفاده کند، از خشونت نام می‌بریم."
         
        گستردگی این تعریف باعث می‌شود که تنها صدمات فیزیکی و جراحات مدنظر نباشد، بلکه مواردی که تحت انواع دیگر خشونت رده‌بندی‌شده‌ است، مدنظر قرار گیرد. اصل مهمی که در این میان مطرح است، وجود راه‌حل‌های دیگری برای از میان بردن تعارضات است؛ زیرا گمان بر این است که همیشه امکان بروز تضاد و تعارض در رابطه، میان زنان و مردان وجود دارد. چگونگی حل این تعارضات مهم است و در این میان، خشونت تنها یکی از آن‌ها و بدترین آن‌هاست.
         
         
        به لحاظ انواع خشونت و مکان‌های اعمال آن، در تعریف گزارشگر ویژه ملل متحد مهم‌ترین مفاهیم مرتبط با خشونت علیه زنان در نظام بین‌المللی و برخی از مهم‌ترین مصادیق (۱۷) عبارت‌اند از:
         
        ۱.    خشونت علیه زنان (Violence against Women): خشونت جسمی، جنسی و روانی و یا تهدید به انجام چنین اقداماتی که در سه حوزه ذیل مطرح است:
         
        الف) در خانواده: ضرب‌وجرح، اذیت و آزار جنسی در وضعیت ازدواج و روابط نامشروع، خشونت مرتبط با استثمار، خشونت خانگی، زنای با محارم، فحشای اجباری توسط خانواده، خشونت علیه کارگران خانگی و دختربچه‌ها، سقط‌جنین و بچه کشی با رویکرد گزینش جنسیتی، رویه‌های زیان‌بار، خشونت مرتبط با جهیزیه؛
         
        ب) در اجتماع: تجاوز، اذیت و آزار جنسی، تهاجم و ارعاب در محیط کار و در مؤسسات آموزشی و اماکن دیگر، قاچاق زنان و فحشای اجباری و خشونت علیه کارگران مهاجر پورنوگرافی یا هرزه‌نگاری؛
         
        ج) توسط دولت: ارتکاب‌یافته توسط دولت و در هر مکان ازجمله مصادیق آن بنابر تصریح گزارشگر ویژه ملل متحد در مورد خشونت علیه زنان عبارت‌اند از: خشونت در مخاصمات، هنگام بازداشت، خشونت علیه پناهندگان یا افراد بی‌سرپناه، خشونت علیه زنان متعلق به گروه‌ها یا اقلیت و بومی؛
         
        د) خشونت در حوزه یا قلمروی فراملی: در فرآیند جهانی‌شدن و افزایش روندهای فراملیتی، زنان با آسیب‌پذیری‌های جدیدی مواجه هستند.
         
        ۲.    خشونت خانگی (Domestic Violence): خشونت جسمی، جنسی و روانی در محیط خانوادگی در چارچوب ازدواج و یا روابط نامشروع در شرایط فعلی یا سابق، صرف‌نظر از وضعیت سکونت آن‌ها در یک اقامتگاه که برخی مصادیق آن ذکر گردید.
         
        ۳.    خشونت مبتنی بر جنسیت (Gender– based Violence): خشونتی علیه فرد که به دلیل زن بودن وی انجام می‌گیرد یا دارای اثر نامناسبی بر زنان است.
         
        نکته قابل‌تأمل در مورد تعاریف و مصادیق مذکور، آن است که گزارشگر ویژه ملل متحد در مورد خشونت علیه زنان در بیش از دو دهه فعالیت خود، اهتمام زیادی در بسط مفهومی این موضوع کرده است، که در برخی حوزه‌ها ازجمله در مورد زنان مهاجر و بی‌سرپناه، زنان کارگر، زنان پناهنده و بومی و یا خشونت‌های ارتکابی علیه زنان در زمان مخاصمات و یا در محیط کار و تحصیل و یا در مؤسسات دیگر و نیز اقدامات مرتبط با پورنوگرافی و قاچاق و استثمار جنسی زنان، حاکی از وجود برخی معضلات جدی در عرصه بین‌المللی است که نگرانی بسیاری از افراد بشر و دولت‌ها را برانگیخته است.
         
         
        خشونت خانگی در ایران
        در این‌جا به بررسی آماری وضعیت خشونت خانگی در ایران به‌طور اعم؛ و در شهر تهران به‌طور اخص، به استناد پژوهش صورت گرفته در سال ۱۳۸۳ تحت عنوان "بررسی پدیده خشونت خانگی علیه زنان" خواهیم پرداخت. این طرح ملی توسط تیم تحقیقاتی دکتر قاضی طباطبایی از سال ۱۳۸۰ شروع‌شده و در سال ۱۳۸۳ به پایان رسیده ‌است. پژوهش موردنظر، در سطح کلان و در ۲۸ استان کشور (مراکز استان‌ها) با بیش از ۱۴۰۰۰ پاسخ‌گو (۱۲۵۹۶ نفر از زنان متأهل و ۲۰۶۶ نفر از مردان متأهل) و بیش از ۱۰۰۰ متغیر در قالب ۴ پرسش‌نامه متفاوت انجام‌شده است؛ گرچه نتایج نهایی آن هرگز منتشر نشد و در حال حاضر نیز ۴ جلد گزارش نهایی آن در کتابخانه‌ها در دسترس نیست.
         
        مجموعه نتایج طرح ملی مذکور، در ۳۲ جلد منتشرشده‌ است که ۲۸ جلد به گزارش‌های مستقل مراکز استانی و ۳ جلد به گزارش وضعیت خشونت خانگی از دیدگاه زنان (قربانیان) و یک جلد به گزارش وضعیت خشونت خانگی از دیدگاه مردان (عاملین خشونت) در سطح ملی اختصاص داده‌شده ‌است. برخی از مهم‌ترین نتایج حاصل از این طرح عبارت‌اند از:
         
        خشونت ‌روانی ‌و کلامی‌؛ رتبه‌ نخست‌ انواع خشونت در میان زنان ایران
        زنان‌ ایران‌ در میان‌ انواع‌ ۸ گانه‌ خشونت‌ خانگی‌، بیشتر تحت‌ خشونت‌‌های‌ روانی‌ و کلامی‌ قرار دارند. ۵۲.۷ درصد از کل‌ پاسخ‌گویان‌ در پژوهش‌ ملی‌ بررسی‌ خشونت‌ خانگی،‌ دقیقاً اعلام‌ کرده‌اند که‌ از اول‌ زندگی‌ مشترک‌ تاکنون‌ قربانی‌ این‌ نوع‌ خشونت ‌بوده‌اند. میانگین‌ وقوع‌ این‌ نوع‌ خشونت‌ برای‌ زنانی‌ که‌ درگیر آن‌ بوده‌اند، ۱۰ بار است‌. رتبه‌ بعدی‌ از آن‌ خشونت‌ فیزیکی‌ از نوع‌ دوم‌ است‌ که‌ ۳۷.۸درصد از زنان‌ ایرانی‌ از اول‌ زندگی‌ مشترک‌ خود، آن‌ را تجربه‌ کرده‌اند. متوسط‌ میزان‌ تجربه‌ این‌ نوع‌ خشونت‌ها برای‌ زنان‌ درگیر در خشونت‌ خانگی‌، برابر با ۲.۴۶ بار است‌. رتبه‌ سوم‌ با رقم‌ ۲۷.۷ درصد متعلق‌ به‌ خشونت‌‌های‌ ممانعت‌ از رشد اجتماعی‌ و فکری‌ و آموزشی‌ است.
         
        خشونت ‌جنسی‌؛ رتبه آخر
        خشونت‌‌های‌ جنسی‌ و ناموسی‌، با رقم‌ ۱۰.۲ درصد رتبه‌ پایینی‌ را به‌ خود اختصاص‌ داده ‌است‌. آمارهایی‌ که‌ ابعاد میزان‌ وقوع‌ خشونت‌ خانگی‌ را در سطح‌ ملی‌ نشان‌ می‌دهد، حاکی‌ از آن است‌ که‌ ۸۹.۸ درصد از زنان‌ ایرانی‌ اظهار داشته‌اند در طول‌ زندگی‌ مشترک‌ خود هرگز قربانی‌ خشونت‌های‌ جنسی‌ و ناموسی‌ نبوده‌‌اند. همچنین‌ اکثر افراد درگیر در خشونت‌‌های‌ جنسی‌ و ناموسی‌ اعلام‌ کرده‌‌اند که‌ در حد پایین‌ و خیلی‌ پایین‌، در معرض‌ این‌ نوع‌ خشونت‌ها بوده‌‌اند. بنابراین‌، نتایج‌ پژوهش‌ بررسی‌ خشونت‌ خانگی‌ در ۲۸ مرکز استان‌ نشان‌ می‌دهد که‌ وقوع‌ خشونت‌‌های‌ جنسی‌ و ناموسی‌ در سطح‌ ملی‌ در مقایسه‌ با خشونت‌‌های‌ دیگر، کمتر گزارش‌شده ‌‌است‌.
         
         
        گرچه باید توجه داشت این گزارش‌ها تنها به خشونت‌هایی اشاره دارند که گزارشی از آن‌ها صورت گرفته است. بنابراین با توجه به این‌که میزان گزارش‌های داده‌شده به دلایل مختلف فرهنگی و عرفی ممکن است کمتر یا بیشتر از میزان واقعی وقوع پدیده باشد، نمی‌توان گزارش بیشتر یا کمتر از یک خشونت را به معنای بیشتر یا کمتر بودن آن نوع خشونت دانست.
         
        از طرفی لازم به ذکر است که به این تحقیق نقدی جدی نیز وارد است که از مهم‌ترین انتقادات وارد بر این تحقیق آن است که محقق تعریفی از خشونت علیه زنان را مبنای پژوهش خود قرار داده است که بیش‌ازاندازه گسترده است. آماری که طبق این قبیل تحقیقات از خشونت علیه زنان ارائه می‌شود، نشان‌دهنده نرخ بالای خشونت علیه زنان است که این مسئله خود موجب می‌گردد خشونت‌های جدی به حاشیه رفته و موردتوجه عمیق جامعه کارشناسی و سیاست‌گذار واقع نشود. از طرفی دیگر با لوث شدن این مفهوم مواجه شویم و خشونتی که زنان با خطای خود باعث آن بوده‌اند از خشونتی که مردان به‌ناحق آغاز کرده‌اند، تفکیک نمی‌شود؛ یعنی زنان همیشه به‌عنوان قربانی موردتوجه این پژوهش هستند.
         
        پزشکی قانونی؛ مسیری تلخ برای اثبات خشونت
        آن‌ها که رفته‌اند، می‌دانند مراجعه یک‌راست به دادگاه خانواده برای شکایت از ضرب و شتم، بی‌فایده است. زنی که مورد خشونت فیزیکی قرارگرفته ‌است، ابتدا باید به کلانتری محل زندگی‌اش برود. سپس با گرفتن نامه معرفی و با توجه به منطقه سکونت، به یکی از مراکز پزشکی قانونی در شمال، جنوب، شرق یا غرب شهر تهران مراجعه کند. با توجه به این‌که اولین مراجعه‌اش است یا مراجعه مجدد، مراحل قانونی‌اش را در پزشکی قانونی طی کند، نامه تأیید پزشک را دریافت کرده و درنهایت با شکایت مکتوب و ضمیمه نامه پزشکی قانونی و دیگر موارد موردنیاز، به دادگاه خانواده مراجعه کند.
         
        درواقع پزشکی قانونی، اصلی‌ترین راه اثبات ادعا برای مورد ضرب و شتم قرار گرفتن و به‌طورکلی آسیب‌های فیزیکی است؛ گرچه جهت تشخیص بیماری‌های روانی، اعتیاد و ... نیز دارای بخش‌های تخصصی گوناگون است. البته پرواضح است که پزشکی قانونی تنها می‌تواند به معاینه و مشاهده صدمات جسمی و فیزیکی قربانی بپردازد و مشاهده آسیب‌های روانی و تخریب عزت‌نفس و شخصیت انسانی که مورد ضرب و شتم قرارگرفته، از توان و تخصص‌اش خارج است و البته که از توان دیگران!
         
         
        باورهای غلطی که خشونت را تقویت می‌کند
        متأسفانه برخی باورهای غلط میان مردم وجود دارد که به خشونت دامن می‌زند و باید تلاش کرد این باورها تغییر کند. ازجمله این باورها به‌قرار زیر است:
        ۱.    خشونت خانگی مشکل جامعه من نیست؛
        ۲.    خشونت خانگی در مورد زنان فقیر یا کم‌دانش یا نژاد و قومیت خاصی واقع می‌شود؛
        ۳.    بعضی از افراد حقشان است که کتک بخورند و یا آزار ببینند؛
        ۴.    نوشیدن مشروب، اعتیاد، استرس و بیماری‌های روانی باعث خشونت خانگی می‌شوند. این حرف درست نیست؛ اگرچه این‌ها معمولاً با خشونت همراه می‌شوند، ولی باید دانست که خشونت خانگی درواقع وقتی اتفاق می‌افتد که فرد خشونت‌ورز یاد گرفته و انتخاب کرده که خشونت بورزد و لذا مسئول است.
        ۵.    اگر خشونت زیادی علیه زن واقع می‌شد، او خانواده را ترک می‌کرد؛ درحالی‌که دلایل زیادی وجود دارد که زن علی‌رغم خشونت فراوان، خانه وزندگی و فرزندان خود را ترک نمی‌کند. این به آن معنا نیست که وضعیت زن در آن خانواده مناسب است و او مورد خشونت واقع نمی‌شود. گاه ترک کردن خانه ممکن است با انواع محرومیت‌ها و خطر‌ها همراه باشد و لذا فرد را وادارد که بماند و تحمل کند.
         
        چرخه خشونت خانگی، دور باطل و بی‌انتها
        خشونت خانگی یک الگوی رایج دارد؛ الگویی که نشان‌دهنده مراحل مختلف خشونت علیه زن است و منجر به ادامه رابطه و خشونت‌های مکرر می‌شود. این چرخه بی‌انتها عبارت ‌است از:
         
        ۱.    آزار و سوء رفتار: فرد خشونت‌ورز با کلمات سرزنش کننده، تند و تحقیرکننده و یا رفتار خشن، همسرش را آماج حمله قرار می‌دهد تا به او نشان دهد که رئیس چه کسی است.
         
        ۲.    احساس گناه: وی بعد از آزار دادن همسر احساس گناه می‌کند، اما معمولاً نه به خاطر کاری که کرده ‌است، بلکه بیشتر نگران عواقب اجتماعی رفتار خشن خود است.
         
        ۳.    بهانه‌تراشی: فرد خشونت‌ورز سعی می‌کند کار و رفتار خود را توجیه عقلانی کند. به این منظور وی مجموعه‌ای از بهانه‌ها را به کار می‌گیرد و حتی ممکن است همسرش را گناه‌کار جلوه دهد تا مسئولیت اعمالش را به عهده نگیرد.
         
        ۴.    رفتار «عادی»: فرد خشونت‌ورز تلاش می‌کند تا به هر طریق ممکن دوباره کنترل اوضاع را به دست گیرد و رابطه قربانی خود را با خود حفظ کند. ممکن است طوری رفتار کند گویی هیچ اتفاقی نیفتاده‌است و یا حتی ممکن است به‌نوعی چهره‌ای مهربان و جذاب به خود بگیرد. در این مرحله رابطه، گرم و خوب است و همسر را دچار این توهم می‌کند که شاید واقعاً فرد خشونت‌ورز تغییر کرده ‌است.
         
        ۵.    خیال‌پردازی و برنامه‌ریزی: در این مرحله فرد خشونت‌ورز درباره این‌که دوباره رفتار خشن خود را شروع کند خیال‌پردازی و برنامه‌ریزی می‌کند. او لحظه‌ای از این غفلت نمی‌کند تا ببیند همسرش کی و چگونه دوباره بهانه‌ای به دست او می‌دهد تا او را تنبیه کند.
         
        ۶.    اقدام: فرد خشونت‌ورز نقشه خود را عملی کرده و موقعیتی خلق می‌کند تا همسرش دوباره بهانه لازم را برای اعمال خشونت به او بدهد؛ این چرخه همچنان تکرار می‌شود.
         
         
        آزارهای خیابانی، امنیت زنان در جامعه را مختل می‌کند
        خشونت و آزار زنان به‌طورکلی در دو حوزه عمومی و خصوصی اتفاق می‌افتد. برخلاف خشونت در حوزه خصوصی که تنها در محیط خانه و از طرف خویشاوندان زن اتفاق می‌افتد، خشونت در حوزه عمومی عرصه‌های گسترده‌تری را در برمی‌گیرد؛ همچون خیابان، محل کار، مراکز ‌آموزشی، تلویزیون و دیگر رسانه‌های جمعی، و.....؛ اما آنچه در این بخش موردبحث قرار می‌گیرد، آزارهایی است که تنها در خیابان برزنان اعمال می‌شود و امنیت روحی و جسمی آن‌ها را به مخاطره می‌اندازد.
         
        این آزارها معمولاً شامل آزارهای جنسی و روانی می‌شوند و بعضاً در اشکال حادتر، خشونت جسمی و فیزیکی را هم در برمی‌گیرد. در حالت کلی آزارهای خیابانی به دو شکل آزارهای گفتاری و رفتاری اعمال می‌شوند. این آزارها از رفتارها و گفتارهایی چون خیره شدن و نگاه سنگین شروع می‌شود و تا نهایت آنکه تجاوز است، ادامه می‌باید. 
         
        درواقع کلیه رفتارهایی چون خیره شدن، متلک پراندن، لمس کردن، بوق زدن، دنبال کردن، اصرار بر شنیدن یا دیدن آنچه شخص مایل نیست و درنهایت تجاوز؛ همگی رفتارهایی هستند که شامل آزارهای خیابانی می‌شوند.
         
        آزار زنان در خیابان، از تلخ‌ترین و ماندگارترین تجربه‌های آنان است که از سال‌های نوجوانی و چه‌بسا کودکی با زنان همراه می‌شود و در طول عمر همراه آن‌هاست. خاطره این آزارها، نه‌تنها موجب تحقیر و تخریب عزت‌نفس و اعتمادبه‌نفس زنان می‌شود، بلکه ذهنیت و وجود آن‌ها را با ترسی دائمی و مرضی هم‌نشین می‌کند؛ ترسی که ناشی از احساس گناه و ناامنی است و شخص را همواره در حالتی از انتظار و هراسِ مورد آزار واقع‌شدن قرار می‌دهد.
         
         
        سازمان‌های بین‌المللی هم وارد عرصه مقابله با خشونت علیه زنان شده‌اند
        خشونت علیه زنان آن‌چنان فراگیر و گسترده است، که نهادها و سازمان‌های بین‌المللی برای نظارت و بررسی بر منع و مقابله با خشونت علیه زنان به ایجاد گروه‌های مختلفی مبادرت ورزیده‌اند. برخی از مهم‌ترین نهادها و سازوکارهای بین‌المللی درزمینهٔ منع خشونت علیه زنان عبارت‌اند از:
         
        ۱.    گزارشگر ویژه در مورد منع خشونت علیه زنان؛
        ۲.    کمیته منع تبعیض علیه زنان؛
        ۳.    کمیسیون مقام زن؛
        ۴.    مجمع عمومی؛
        ۵.    شورای حقوق بشر؛
        ۶.    شورای امنیت؛
        ۷.    آژانس‌های تخصصی ملل متحد ازجمله سازمان بین‌المللی کار و سازمان جهانی بهداشت.
         
        در مأموریت کشوری، بررسی وضعیت حقوق بشر در یک کشور خاص به سازوکار مربوطه ازجمله گزارشگر ویژه محول می‌شود. اساساً حوزه فعالیت گزارشگر ویژه در مورد منع خشونت علیه زنان، مشتمل بر تمامی موضوعات مرتبط با مأموریت است. بااین‌وجود، گزارشگر، خود برخی از حوزه‌ها را در ارتباط با خشونت علیه زنان، مورد تأکید قرار داده است، که عبارت‌اند از:
         
        ۱) خشونت خانگی؛
        ۲) قاچاق و مهاجرت؛
        ۳) مخاصمات مسلحانه؛
        ۴) حقوق باروری، ایدز و خشونت علیه زنان.
         
        گرچه باید اشاره کرد اظهار نظرات گزارشگر ویژه در ارتباط با علل و عوامل ارتکاب خشونت علیه زنان در جوامع مختلف در برخی موارد کاملاً غیرمنطقی و تعجب‌برانگیز است. آنچه مسلم است این‌که دیدگاه‌های گزارشگر ویژه در این زمینه می‌تواند از جهات مختلف موردنقد و انتقاد قرار گیرد. 
         
         
        درواقع مشاهده می‌شود که در بسیاری از مواقع گزارش‌های گزارشگر ویژه آمیخته با نگاه‌های سیاسی، نژادپرستانه و سوگیری‌های مختلف همراه است. بسیاری از اظهار نظرات بیش از آن‌که در راستای حل مشکل و ارائه راهکاری برای کمک‌های بین‌المللی باشد، مسائل زنان را دست‌آویزی برای تسویه‌حساب‌های سیاسی قدرت‌های جهانی قرار داده و عملاً منجر به کاهش خشونت علیه زنان و بهبود وضعیت آنان نمی‌شود.
         
        در این میان آنچه مشخص و پرواضح است، این است که خشونت علیه هر انسانی اعم از هر جنس، نژاد، دین، ملیت و... امری تقبیح‌شده نزد تمام آیین‌های الهی و به‌طورکلی فطرت بشری است. بروز خشونت علیه زنان به اشکال مختلف نیز به‌عنوان واقعیتی فراگیر در سطح جهان غیرقابل‌اغماض است، اما آنچه اهمیت دارد این است که تعریف حدودوثغور خشونت و همچنین ارائه راهکارها و نهادسازی‌های مهارکننده آن، باید در چارچوبی با احترام متقابل و به رسمیت شناختن مشخصات و ارزش‌های بومی و فرهنگی انسان‌ها انجام شود.
         
        پرخاشگری و اعمال خشونت رفتاری ناشی از یادگیری است
        درنهایت آن‌که تحقیقات نشان می‌دهد، تنها درصد کمی از مردان، به دلیل مشکلات روان‌پریشی دست به خشونت می‌زنند. پرخاشگری، بیش از هر موضوع دیگری یک رفتار تربیتی و آموزشی است که در فردِ خشن به‌عنوان یک سبک زندگی نهادینه‌شده است. به همین دلیل، با آموزش‌های کودکی و تربیت صحیح کودکان و به‌خصوص پسران، می‌توان از وقوع آن در آینده تا حد قابل‌توجهی جلوگیری و اصل پیشگیری را رعایت کرد. 
         
        از طرف دیگر، بحث درمان است که به نظر می‌رسد با برگزاری کلاس‌های آموزشی در مورد مهارت‌های زندگی، ارائه راه‌های کنترل خشم، راهکارهای حل مسئله و تعارض میان زوجین و چگونگی گذر از بحران زناشویی، هم می‌توان آمادگی‌های لازم برای زندگی مشترک را به افراد داد و هم در جهت اصلاح عادات رفتاری شخص پرخاشگر اقدام کرد.
         
         
         
        منبع: مهرخانه

        1 نظر | ارسال نظر

          1.  
            دقت کنید! مصادیق خشونت علیه زنان در اسلام، با خشونت علیه زنان در همین جزوه که گفتید، تفاوتهای زیادی دارند. مراقب باشیم که دایه های عزیزتر از خدا نباشیم برای زنان. اول از همه، اون مصادیقی که اسلام تعیین کرده، مهمه. خداروشکر تاریخ هم نشون داده که زنان در جوار مردان خداترس، خوشبخت ترین زنان بشریت بوده اند. زیرا مردی که خداترس باشه، چه وقتی همسر باشه، چه وقتی پدر باشه، چه وقتی برادر باشه، چه وقتی رئیس باشه و... این مردان به سبب ترسی که از خدا دارند، بهترین نحو ممکن با همسرانشون رفتار می کنند. تجربه ی ۱۴۰۰ ساله این رو به خوبی تایید می کنه. پس به دنبال راه حل و راهکار، در مدل های غربی نباشید.(البته مدل های غربی برای مطالعه بسیار خوبه. چون من با مطالعه ی همین مدل ها به این نتیجه رسیدم که اتفاقا اسلام بسیار کامل و متعادل و متوازن هست.) راهکار اصلی در دلهای ماست. ایمان و تقوا!
           
          0
           
          0
          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷