3141
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
      • چهارشنبه، ۱۷ دی ۱۳۹۳
        آن‌ها با فشار اقتصادی بر خانواده‌ها با توسعه فرهنگ مصرف‌گرایی و احساس عدم رضایت از امکانات و وضع موجود را دنبال می‌کنند. سازمان ملل با تمامی دستگاه های تبلیغاتی و سیاست‌های جمعیتی تاکید می‌کند که تعدد فرزندان مانع رفاه و آرامش است.
        دخت ایران- بررسی دقیق و هدفمند بحران جمعیت در ایران، نیازمند شناخت اهداف شوم و پشت پرده‌ی آمریکا، در کالبد سازمان ملل است. سازمان‌های بین‌المللی از راه دخالت‌های مالی، آرایهه خدمات رایگان، ارتباط با سیاست‌گذاران، در تصمیم‌های کلان یک کشور تأثیر گذاشته‌اند و می‌گذارند. متأسفانه زمانی که بحران جمعیت در ایران را بررسی می‌کنیم، می‌بینیم که کشور ما نیز از این مسئله مستثنا نبوده است.
         
        ایجاد تعادل جمعیتی به نفع خود با کاهش جمعیت در کشورهای مسلمان
        سیاست‌های جمعیتی با اهداف سیاسی بر اساس جهانی‌سازی غربی تنظیم می‌شود، طی دهه‌های گذشته حجم نسبی جمعیت کشورهای سرمایه‌داری سیر نزولی داشته است تا جایی که جمعیت کشورهای غربی(اروپا، آمریکا و کانادا) در دو دهه قبل به ۱/ ۱۲ درصد از جمعیت جهانی رسیده بود و به دلیل فروپاشی خانواده و حاکمیت ارزش‌های مادی و خودمحوری و لذت طلبی باز هم رو به نزول است. لذا کشورهای غربی و در رأس آن آمریکا برای ایجاد تعادل جمعیتی به نفع خود و به عنوان یکی از سیاست‌های استراتژیک در دکترین دفاع ملی و سیاست خارجی به کاهش رشد جمعیت در جهان سوم به خصوص کشورهای اسلامی پرداختند و عمده فعالیت‌های کنترلی آمریکا بر این کشورها از طریق صندوق بین‌المللی پول و آژانس‌های سازمان ملل متحد از جمله UNICEF، صندوق جمعیت UNFPA  سازمان بهداشت WHO- UNESCO سازمان کشاورزی و تغذیه بین‌المللی فائو FAO  صورت می‌گیرد.
         
        زیرا آمریکا متوجه شده است که اگر سطح تکنولوژی و علم به ویژه در زمینه نظامی در کشورهای دیگر رشد یابد و با آن‌ها مساوی شود افزایش جمعیت عامل قطعی موفقیت ملت‌ها خواهد بود و به این مهم در چین و هند و پاکستان رسیده است و معتقد است که از تمرکز جمعیت زیاد تحت یک حاکمیت سیاسی، می‌بایست جلوگیری شود و باید آن‌ها را به تعدادی از واحدهای کوچک سیاسی تقسیم کرد لذا در سیاست خارجی در مورد عامل جمعیت این‌گونه عمل می‌کند.
         
         
        تبدیل کشورهای پرجمعیت به کم جمعیت و تجزیه آن‌ها
        برای اجرایی کردن اهداف خود سیاست‌های زیر را پیش گرفتند:
        الف) ایجاد فشار یا تشویق بر کشورهای در حال توسعه و اسلامی بر کاهش جمعیت از طریق اعمال نفوذ غیرمستقیم بر مدیران سیاسی؛
        ب) طرح توسعه دمکراسی و آزادی و حقوق بشر به ویژه برای زنان و جذب آن‌ها به بازار کار و اشتغال برای تحقق اهداف فوق؛
        ج) دخالت‌های مالی و ارائه خدمات ذی‌ربط؛(به نحوی که در شرایط تحریم ابزار کنترل جمعیت به وفور و در دسترس همگان وجود دارد و حتی برای شرایط بحران مانند سیل و زلزله انبار شده است)
        د) ایجاد جنگ‌های داخلی در جهت تجزیه و کاهش جمعیت
         
        تهاجم فرهنگی و تغییر ارزش‌های جوامع در حال توسعه به ویژه مسلمان از طریق:
        ۱. تاکید بر اهمیت منافع مادی و حاکمیت اقتصاد بر برنامه ریزی‌های اجتماعی
        ۲. تضعیف و تزلزل در ارزش‌های اساسی و اخلاق عمومی جامعه
        ۳. تاکید بر اهمیت منافع فردی بر خانوادگی و اجتماعی
        ۴. گسترش سیطره فردگرایی و لذت طلبی
        ۵. حاکمیت اومانیسم و نفی دین در فرهنگ عمومی جامعه(سکولاریسم)
         
        ۶. فشار اقتصادی بر خانواده‌ها با توسعه فرهنگ مصرف‌گرایی و احساس عدم رضایت از امکانات و وضع موجود و با این تاکید که تعدد فرزندان مانع رفاه و آرامش است و بر این مسئله تمامی تبلیغات و سیاست‌های جمعیتی سازمان ملل تاکید می‌کند
         
        ۷. تاکید بر ضرورت کاهش جمعیت برای رسیدن به رشد اجتماعی و اقتصادی در برنامه‌های توسعه دولت‌ها درحالی‌که که واقعیت این است که عواملی چون سیطره کشورهای غربی بر کشورهای جهان سوم و غارت منابع آن‌ها و وجود نظام‌های دیکتاتوری وابسته به آن‌ها و فساد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در ایجاد مشکلات اقتصادی در این کشورها مؤثر بوده است
         
        ۸. استفاده ابزاری از بهداشت و سلامت مادر و فرزند به عنوان یکی از راه‌های کنترل جمعیت به ویژه در کشورهای اسلامی است که به عنوان کاهش مرگ‌ومیر مادران و نوزدان بر کاهش جمعیت تاکید می‌کند و سازمان بهداشت جهانی با ایجاد پایگاه‌های منطقه‌ای بهداشت از طریق پروژه‌های علمی پژوهشی، خدماتی و ... به این مهم می‌پردازد
         
        ۹. تاکید بر ایجاد تغییراتی با عنوان آزادی و استقلال زن و رشد اجتماعی او و رسیدن به قدرت و امکانات و تغییر سبک زندگی مطابق مدل و سبک زندگی غربی از طریق نفوذ بر مدیریت‌های سیاسی کشورها و تغییر نگرش آن‌ها و همراه کردن آن‌ها باسیاست‌های اعمالی آمریکا از طریق آژانس‌های سازمان ملل و NGO های فعال داخلی
         
        ۱۰. استفاده ابزاری از دین به عنوان مهم‌ترین عامل تأثیرگذار و موفق در اجرای این سیاست‌ها و استفاده غیر صادقانه از بعضی عالمان دینی در توجیه تجویز و ترویج سیاست‌های کنترل جمعیت به نحوی که مردم باور کنند که این سیاست‌ها مغایر باارزش‌های دینی نیست و به این مهم در کشورهای مصر، اندونزی و ایران تحت نظارت آژانس‌های بین‌المللی تحت عنوان کنفرانس‌هایی برای جلب حمایت علمای دینی با موفقیت روبرو شده است.
         
         
        جمعیت، تعادل یا بحران
        امروزه بسیاری از کشورها در حال عدم تعادل جمعیتی قرار دارند، از یک سو کشورهای در حال توسعه با مشکلات و مسائل رشد بی‌رویه جمعیت دست و پنجه نرم می‌کنند، از سوی دیگر جوامع توسعه‌یافته از نتایج منفی شدن رشد جمعیت و سالخوردگی جمعیت رنج می‌برند.
         
        این مطالعه در پی تشریح چالش‌ها و مسائل جمعیتی پیش روی جامعه ایران با توجه به تجربه‌های جهانی است، تا از این رهگذر اقدامات پیشگیرانه لازم در زمینه جلوگیری از بروز بحران‌های جمعیتی آتی صورت پذیرد.
         
        همان‌گونه که می‌دانیم اولین و مهم‌ترین وظیفه هر مسئول ارشد جامع صیانت و اعتلاء جامعه است و حفاظت جامعه منوط به بقای نسل است. حال اگر به منابع داخلی و بین‌المللی مراجعه شود به اطلاعاتی برمی‌خوریم که زمینه‌ساز نگرانی است. یک شاخص شناخته‌شده زادوولد، نرخ باروری کل(T.F.R) است.
         
        در بیان ساده‌تر منظور از نرخ باروری کل تعیین تعداد فرزندانی است که جانشین والدین شوند، اگر این شاخص در حد ۱/ ۲ بچه یا کمتر باشد به معنی کاهش تدریجی جمعیت و نهایتاً انقراض نسلی است. با مراجعه به ارقام مرکز آمار ایران و سازمان ملل در سال ۱۳۸۵ این رقم برای کل کشور ۸/ ۱ فرزند است. یعنی ۱۸ فرزند با ۲۰ نفر والدین جایگزین می‌شود که ۲ نفر کمتر از حد جانشینی است. این رقم در حال حاضر(۱۳۹۰) به حدود ۶/ ۱ فرزند برای هر مادر رسیده است. در صورت اثبات صحت رقم یادشده علیرغم نظر منتقدان، موضوع انقراض تدریجی نسل مطرح و با ملحوظ داشتن عامل مهاجرت تقویت می‌شود. تردیدی نیست که باید برای اصلاح آن به روش مقتضی اقدام شود.
         
        یادآور می‌شود که این شرایط مختص ایران نیست و می‌دانیم که هم اکنون تعدادی از کشورهای پیشرفته که نرخ باروری کل آن‌ها کمتر از ۲ است با ارائه مشوق‌هایی تلاش دارند تا والدین را به داشتن فرزند بیشتر ترغیب کنند و کسی هم اقدامات آن‌ها را منفی ارزیابی نمی‌کند.
         
        در آن صورت می‌توان در راستای بهینه کردن جمعیت و تدوین سیاست جامع جمعیتی اقدام کرد. البته اتخاذ سیاست جمعیتی صرفاً  مترادف با کاهش یا افزایش موالید نیست. بلکه جنبه‌های دیگر جمعیت از جمله آموزش، اشتغال مولد، مهاجرت و … هر کدام از اهمیت خاصی برخوردارند.
         
        آینده‌نگری چالش‌ها و مسائل ناشی از انتقال جمعیتی با توجه به تجربه جهانی کشورها می‌تواند در شناسایی چالش‌های محتمل ناشی از گذار جمعیتی ایران بصیرت آفرین باشد. لذا ضرورت و اهمیت این مطالعه از بعد مسئله شناسی و پیش‌بینی و پیش‌گیری مسائل جمعیتی محتمل الوقوع است.
         
        ساختار کلی جمعیت همانند یک اندام واره است که باید بین تمام بخش‌های آن نوعی تعادل پویا و تجدیدشونده برقرار شود و نمی‌توان یک وضعیت جمعیتی ثابت و مفروضی را به عنوان یک وضعیت ایده آل در نظر گرفت، زیرا تغییرات جمعیتی علاوه بر اینکه از پارامترهای جمعیتی ناشی می‌شود از بسیاری از عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که به مرور زمان در مسیر تحول کشورها رخ می‌دهد تأثیر می‌پذیرد. آنچه که از طریق سیاست‌های جمعیت قابل‌اعمال می‌باشد، حفظ تعادل پویای ساختار کلی جمعیت است، جهت حفظ این تعادل پویا لازم است به طور مداوم تغییرات جمعیت مطالعه و دورنمای تحولات جمعیتی ترسیم شود تا در صورتی که مطالعات، احتمال خارج شدن جمعیت از حالت تعادلی خود را نشان دهد، سیاست‌های جمعیتی لازم اعمال شود.
         
        سیاست گذاری‌های جمعیتی در ایران و ضرورت بازنگری
        در قانون برنامه اول توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در زمینه خطوط کلی سیاست تحدید موالید کشور در بخش جمعیت چنین آمده است: «بر مبنای بررسی های به عمل آمده، اعمال سیاست تعدیل موالید از ۴/ ۶ مولود زنده به دنیا آمده در طی دوران بالقوه باروری یک زن(سال ۱۳۶۵) به ۴ نوزاد در سال ۱۳۹۰ و کاهش نرخ رشد طبیعی جمعیت از ۲/ ۳ به ۳/ ۲ درصد در همین مدت با توجه به ساختار فعلی بسیار جوان جمعیت و ویژگی های زیستی و فرهنگی جامعه امکان پذیر خواهد بود. از این رو کاهش باروری عمومی زنان تا حد ۴ نوزاد و نرخ رشد طبیعی ۳/ ۲ درصد در سال ۱۳۹۰ مهم‌ترین هدف های درازمدت سیاست تحدید موالید کشور خواهد بود و متناسب با این هدف ها، کاهش نرخ رشد طبیعی جمعیت به ۹/ ۲ درصد در انتهای این برنامه و ابتدای برنامه توسعه بعدی، از طریق اثرگذاری آگاهانه و برنامه ریزی شده بر متغیر باروری به عنوان عمده ترین هدف جمعیتی این برنامه در نظر گرفته شده است»(قانون برنامه اول توسعه، مجمع تشخیص مصلحت نظام).
         
        نتایج سرشماری سال ۱۳۸۵ کشور نشان می‌دهد که روند تحولات جمعیتی کشور با آنچه که در قانون برنامه اول توسعه آمده، دارای انحراف چشم‌گیر بوده است. همچنان که بیان شد بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ رشد جمعیتی کشور ۶۲/ ۱ و میزان باروری کل کشور ۸/ ۱ اعلام شده است
         
        این انحرافات از قانون برنامه توسعه ضرورت تجدیدنظر در سیاست‌های جمعیتی را بیشتر می‌کند.
         
        تحولات سطوح باروری چه در ایران و چه در سایر کشورهای جهان نشان داده است که کاهش زادوولد در سطح دو بچه متوقف نخواهد شد، روند کاهشی آن به سطح باروری پایین(کمتر از سطح جانشینی ۱/ ۲ فرزند) و بسیار پایین(کمتر از میزان باروری کل ۳/ ۱ فرزند) ادامه خواهد یافت که سناریوی حد پایین پیش‌بینی سازمان ملل متحد نیز آن را تأیید می‌کند.
         
        دیدگاه اسلام هم به کیفیت و هم به کمیت آن توجه نموده است. در یک جامعه اسلامی این دو باید به توازنی برسند که شایسته یک جامعه مسلمان است. بدین لحاظ ما معتقد هستیم که دین مبین اسلام با جمعیت مطلوب موافق است.[۴] این مطلوبیت جمعیتی هم در بعد کیفی است و هم در بعد کمی.
         
         
        ظرفیت جمعیتی بالای ایران در مقایسه با آمارهای جهانی
         ظرفیت جمعیتی به تعداد جمعیتی اشاره دارد که یک محیط طبیعی با تمام خصوصیاتش، آن را به طور کامل از نظر نیازها تأمین کند، ظرفیت و توان جمعیتی هر کشوری را می‌توان با توجه به منابع و امکانات مختلفی چون زمین‌های قابل کشت، حاصلخیزی خاک، میزان بارندگی، معادن و ذخایر زیرزمینی و میزان توسعه صنعتی و تکنولوژیک مشخص کرد. یکی از شاخص‌های جمعیتی برای نشان دادن ظرفیت جمعیتی محاسبه تراکم حسابی و بیولوژیک است، در حال حاضر تراکم حسابی جمعیت در ایران برابر ۴۳ نفر در هر کیلومترمربع و تراکم بیولوژیک نزدیک به ۴ نفر در هر کیلومترمربع است. تراکم حسابی جمعیت در آسیا در سال ۲۰۰۰ برابر ۱۲۰ نفر در هر کیلومترمربع است، در ارمنستان و آذربایجان تراکم جمعیتی نزدیک به ۱۰۰ نفر در هر کیلومترمربع است، در ژاپن نزدیک به ۳۳۹ نفر و در کره شمالی ۱۹۷ نفر هر کیلومترمربع است، لذا ایران در مقایسه با کشورهای آسیایی جزء کشورهای کم تراکم جمعیتی محسوب می‌شود و حتی اگر جمعیت کشور دو برابر هم شود تراکم به ۸۶ نفر در هر کیلومترمربع خواهد رسید.
         
         
         
        منبع: ۲ تا کافی نیست
         

        4 نظر | ارسال نظر

          1.  
            سلام خسته نباشید بنده دارم در مورد سیاست های امریکا در مورد جمعیت مسلمانان از جمله ایران و اعمال نفوذ این دولت در این مورد تحقیق میکنم اگر مقاله ای یا کتابی میدانید در این مورد راهنمایی بفرمایید
           
          0
           
          0
          1.  
            چند روز پیش چاه منزل ما گرفت فک کنم کار آمریکا و سیاستهاشونه که ملت ایران رو در بوی فاضلاب خفه کنند و وقتی ما در حال باز کردن چاه هستیم حمله کنند و ایران رو تصرف کنن و بعد اسم خلیج فارس رو بزارن خلیج عربی ..... باور کنید راست میگم وجود چاپ اینو ندارید و فقط اراجیف خودتونو چاپ میکنید
           
          0
           
          0
          1.  
            با سلام افزایش جمعیت و فرزندآوری نیازمند منابع کافی و براورده بودن نیازهای اولیه بچه هاست
           
          0
           
          0
          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷