باید بپذیریم که هم و غم نهادهای فرهنگی ارائه برنامههای تفریحی و فراغتی در فصل تابستان است؛ گویا در دیگر ایام سال تفریح جایی در زندگی شهروندان ندارد. این انتقاد به برنامههای فرهنگی و عملکرد نهادهای فرهنگی وارد است؛ اما معاون فرهنگی سازمان ملی جوانان این ادعا را رد کرده و در پاسخ میگوید: «نهادها در مابقی سال هم بیکار نیستند، صدا و سیما، هلال احمر و آموزش و پرورش برنامههای فراغتی خاصی را ارائه میکنند، اما برای تابستان ویژه برنامههایی در نظر گرفته میشود، چرا که تقاضا نسبت به ایام دیگر سال بیشتر است.»
علی اکبرعصارنیا میگوید: «در برنامههای فراغتی که در ایام تابستان اجرا میشود، نه تنها تقاضا با عرضه یکی نیست، بلکه میتوان گفت تقاضا سه برابر عرضه است. تمام برنامههایی که اجرا میشود، تنها یک سوم از نیازها را جبران میکند. این موضوع به دلیل کمبود امکانات است. بودجه نسبت به تقاضا کم است. احساس کمبود در برنامههای تفریحی و فراغتی وجود دارد، اما این موضوع دلیل بر کم کاری نیست.» معاون فرهنگی سازمان ملی جوانان زیر بار این انتقاد نرفت و با بیان اینکه این گفتگو بیشتر «مباحثهای شده تا مصاحبهای» حاضر به ادامه صحبت در این خصوص نشد!
اما معاون فرهنگی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران با دید دیگری به این مسئله نگاه کرده و این ایراد را از دو جهت بررسی میکند. محمد مشاری میگوید: «مسئله اوقات فراغت یکی از چالش برانگیزترین مسائل در حوزه فرهنگ است. مشکل در شکل مدیریت اوقات فراغت است. در این حوزه عدم وجود مدیریت متمرکز مشکلات زیادی را ایجاد کرده است و همه نهادهای فرهنگی باید کمک کنند تا این پازل فرهنگی در طول سال به خوبی چیده شود. در بسیاری از کشورها مبنای کارشناسی شدهای برای ساماندهی تعطیلات و اوقات فراغت وجود دارد. تعطیلات فصلی در هر فصل از سال وجود دارد و برنامه تدوین شده نیز برای آن در نظرگرفته میشود. اما در کشور ما تعطیلات در یک فصل از سال خلاصه شده است و فراغت به معنای واقعی در این فصل نمود پیدا میکند. بالطبع دراین فصل تقاضا هم بیشتر شده و حجم برنامهها نسبت به دیگر ایام سال افزایش پیدا میکند. اما با این وضعیت هم، اگر هماهنگی و مدیریت متمرکز وجود داشته باشد، میتوان تعطیلات آخر هفته را هم به خوبی ساماندهی کرد و برنامههای ویژهای برای آن در نظر گرفت.»

مشاری معتقد است «برای حل مشکل اوقات فراغت و تفریح باید تمام نهادهای متولی این امر در جهت یک هدف کلان فرهنگی حرکت کنند. اما شهروندان هم در سبد هزینههایشان باید بودجهای را برای اوقات فراغت اختصاص دهند. او میگوید: «همه چیز را نمیتوان بر گردن متولیان فرهنگی انداخت. اگر فرهنگ تفریح کردن در میان مردم وجود داشته باشد و برای این موضوع هزینه کنند، فشارها بر متولیان فرهنگی کمتر شده و دستشان بازتر میشود.»
او ادامه میدهد: «شاید برنامههای فراغتی غیر از فصل تابستان آنطور که باید نیست، اما نمیتوان گفت نهادها در دیگر ایام سال برنامهای ندارند. نوع برنامهها در فصل تابستان با مواقع دیگر متفاوت است. در تابستان برنامههای میدانی بیشتر ارائه میشود، اما در فصلهای دیگر مثل پاییز، تولیدات فرهنگی افزایش پیدا میکند. کمبود بودجه و امکانات را هم نباید از نظر دور داشت. با این حال هزینههای زیادی برای ارائه برنامههای فراغتی پرداخت میشود. برای مثال در سال گذشته شهردای 120 سامانه نشاط را داشت، اما امسال ما 370 سامانه نشاط در بوستانهای مختلف داشتیم.»
نظارت چگونه است؟
ایراد دیگری که به برنامههای فراغتی وارد است، در خصوص کیفیت این برنامههاست. برنامههایی که حجم عظیمی از آن در فصل تابستان ارائه میشود و میتوان گفت این فصل برای نهادهای فرهنگی فرصتی است که در قالب آن مفاهیم فرهنگی را به شهروندان منتقل کنند. اما بسیاری از این برنامههای تابستانی بار معنایی خاصی ندارد و تهی از مفاهیم فرهنگی است و به عبارت دیگر میتوان گفت کلیشه ای است و تنها یک یا دوساعتی مردم را سرگرم میکند.
عصارنیا در پاسخ به این انتقاد میگوید: «این نقص کلی به برنامههای فراغتی وارد است، برنامهها متناسب با نیازهای فرهنگی افراد در طول سال نیست. اما ذائقه مردم و نیاز آنها هم متفاوت شده است. مردم نیاز به برنامه نشاط آفرین و هویتبخش همراه با هم دارند، اما این دو با هم ارائه نمیشود. برنامهها باید طوری ترتیب داده شود که نیازهای فرهنگی مردم را نیز برآورده کند.»
عصارنیا ادامه میدهد: «شاخصهایی وجود دارد که بر اساس آن در پایان برنامهها گزارش کلی گرفته میشود و این گزارش کلی معیاری برای تدوین استراتژی در سال بعد قرار میگیرد.»
محمد مشاری در مورد نحوه نظارت بر کیفیت برنامهها میگوید: «برنامهها ابتدا در سازمان طراحی میشود، سپس توسط کارشناسان بررسی شده و در مرحله بعد برای اجرا به نهادها ابلاغ میشود. سازمان به صورت متمرکز بر این برنامهها نظارت میکند.»
بانوان نیازمند تفریحند
شاید جای خالی برنامههای تفریحی و فراغتی در ایام مختلف سال برای بانوان ملموستر از آقایان باشد، چرا که جو فرهنگی حاکم بر جامعه ما تفریح را برای این قشر مشکلتر کرده است. پس پر بیراه نیست اگر بگوییم پر کردن این خلاء وظیفه نهادهای فرهنگی است. اما در ارائه برنامههای تفریحی و توزیع امکانات فراغتی تا حدودی تبعیض وجود دارد و سهم بانوان در این برنامهها کمتر از آقایان است. در پاسخ به این ایراد متولیان فرهنگی چه میگویند؟
عصارنیا این مشکل را ناشی از تضاد در زیر ساختها میداند و میافزاید: «این ایراد به نهادهای فرهنگی وارد است. اما مشکل، مشکل ریشهای است و زمان زیادی میطلبد تا برطرف شود. گامهای مثبتی هم در این زمینه برداشته شده است. ایجاد مجموعههای ورزشی ویژه بانوان در سراسر کشور یکی از این اقدامات مفید است، اما همه نیازها را تامین نمیکند.»
معاون فرهنگی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در پاسخ به این انتقاد میگوید: «این سازمان امکانات را تاحدودی به نسبت مساوی بین بانوان و آقایان تقسیم کرده است. ما حدود 26 فرهنگسرا در شهر تهران داریم که در هر کدام از آنها برنامههای ویژهای برای بانوان ارائه میشود. به تازگی کارگروههایی هم برای بانوان با هدف تمرکز بر فعالیت آنان در حوزههای مختلف ایجاد شده است.»
اما مشکل جدی در بحث اوقات فراغت جدا از ارائه برنامههای فراغتی و تمرکز آن در تابستان یا غیره عدم وجود یکپارچگی در این حوزه است.
معاون اجرایی سازمان ملی استان تهران معتقد است که مسئله اوقات فراغت در وضعیت بحرانی قرار دارد. او میگوید: «نوعی از همگسیختگی در این حوزه وجود دارد...» وقتی از او خواستیم کمی بیشتر در مورد این وضعیت بحرانی توضیح دهد، گفت: «در حال حاضر 40 دستگاه به صورت مستقیم و غیرمستقیم در حوزه اوقات فراغت دخیل هستند. اما هیچ انسجامی در مورد برنامه این نهادها وجود ندارد.»
مقدم در ادامه میگوید: «سازمان ملی جوانان هم به دلیل حساسیت در این حوزه، در سالهای اخیر توجه ویژهای به آن داشته است. به همین دلیل برای خارج کردن این موضوع از بحران، مکانیزمی را تعریف کرده که بر اساس آن کلیه دستگاههای متولی امر تفریح و اوقات فراغت سیاستهای یکسانی را اتخاذ کنند.»
مقدم در توضیح این از همگسیختگی و بیبرنامگی گفت: «سازمان ملی جوانان به عنوان نهاد ناظر بر امر اوقات فراغت نمیداند در فلان منطقه شهر تهران، چند پایگاه و با چه برنامهای وجود دارد. به همین دلیل برای ایجاد نوعی یکپارچگی و رفع مشکلات، امسال این سازمان، سامانه جامع اطلاعاتی را با نام سامانه فراغت طراحی کرده است. در این سامانه که به صورت یک سایت اینترنتی تهیه شده، کلیه اطلاعات زیرساختی پایگاههای اوقات فراغت اعم از برنامهها، شرکتکنندگان، امکانات و شرایط ثبتنام وارد میشود.»
اما آیا راه اندازی این سامانه میتواند از میزان مشکلات زیر ساختی که در حوزه اوقات فراغت وجود دارد بکاهد؟ دبیر اجرایی سامانه اوقات فراغت معتقد است که با راه اندازی این سامانه نوعی هماهنگی و یکپارچگی بین نهادهای متولی اوقات فراغت ایجاد شده و از طرفی امکان بررسی پوشش فراغتی هم به وجود میآید.
مقدم ادامه داد: «در حال حاضر 120 هزار پایگاه رسمی و جزیرهای اوقات فراغت داریم. با ایجاد سامانه فراغت اطلاعات این پایگاهها انسجام پیدا میکند. تا این زمان اطلاعات 2500 پایگاه به صورت نیمه کامل وارد شده که قرار است تا پایان سال 1388 دادههای ما بقی پایگاهها نیز وارد سامانه شود.
بدون شک ایجاد چنین سامانهای در شناخت پتانسیلهای پایگاههای فرهنگی موثر بوده و پایگاههای فرهنگی شناسایی شده و امکان توزیع اعتبارات و برنامههای مدون برای سازمان ملی جوانان به عنوان نهاد ناظر بر این موضوع فراهم میشود.»
اما سوال اینجاست که چنین سامانهای میتوانست در سالهای قبل ایجاد شود، چرا که تا به حال هزینههای فرهنگی و اجتماعی هنگفتی به دلیل عدم انسجام برنامههای نهادها و اطلاعات دقیق از چگونگی توزیع جغرافیاییاش پرداخت شده است. معاون اجرایی سازمان ملی جوانان در پاسخ به این تعلل میگوید: «ستاد یکی دو سالی است که پیگیر ایجاد چنین سامانه اطلاعاتی بوده و تاخیر آن به مسائل ستادی سازمان برمیگردد. اما بالاخره در جلسه 39 و 40 ستاد ملی سازماندهی امور جوانان طرح ایجاد این سامانه تصویب شد.»
تابستان 88 بار خود را بست. اما آیا تا سال آینده وعدههای مسئولان به سرانجام خواهد رسید؟