
تعداد بازدید: 181
داستان از روز اول ارديبهشت امسال آغاز شد... زمانی که طرح امنيت اجتماعي با مراحل و بخشهای متعدد خود معرفی و آغاز گردید: "مبارزه با مجرمان، مزاحمين نواميس، و زورگيران"، "مبارزه با توليدكنندگان و توزيعكنندگان مواد مخدر"، "مبارزه با تولیدکنندگان و توزیعکنندگان كالاهاي مستهجن" و "مبارزه با بدحجابي".
شروع طرح در تابستان، که پوششها به حداقل میرسیدند، آغاز شد. مبارزه پليس با بدحجابي در تابستان جامعه را تحت تاثير قرار داد و مانتودامنهايي كه كمكم نازكتر ميشدند خيلي كم شده بود... اما با نزدیک شدن فصل سرما اين طرح چهرهاي زمستاني به خود گرفت؛ کمتر کسی گمان میکرد طرحی که برای جلوگیری از کمپوششی تابستان راه افتاده بود، برای فصل زیادپوشی دوباره مطرح شود! چرا که طبیعتا هیچکس نه به دنبال مانتوی نازک خواهد بود، نه به فکر لاس آستین کوتاه آنچنانی و نه شال و روسری شناور در هوا! اما با اعلام رسمی مسئولان انتظامی، مشخص شد که روی طرح فکر شده و به تناسب فصل زمستان، دوباره مطرح گردیده است: "استفاده از چكمههاي بلند روي شلوار، استفاده از كلاه به جاي روسري، استفاده از مانتوهاي تنگ و چسبان و استفاده از كاپشنهاي كوتاه به جاي مانتو ممنوع!" چنین مواردی از جمله مصاديق برخورد با بدپوششي اعلام شدند.
و اما اين داستان وقتي جالبتر شد كه سردار رادان از كلمه "تبرج" استفاده كرد. "تبرج" به معناي خودنمايي به نامحرم است. به كار بردن اين كلمه، آن هم از زبان سردار رادان، كمي هياهو، و حتی گاه تمسخر، به دنبال داشت. البته نيروي انتظامي ايستادگي كرد و حرف از افزايش گشتها در شهر زد.
سردار احمدرضا رادان با اشاره به اجراي گسترده طرح تشديد برخورد با بدپوششي ويژه زمستان در تهران گفت: «اين طرح با افزايش گشتهاي طرح امنيت پليس و با حضور نیروهای زن و مرد پليس، در زمينه بدپوششي زمستاني اجرا میشود.» سردار رادان در پاسخ به پرسشي مبني بر اينكه در اجراي طرح امنيت اجتماعي تا چه مقدار از نظرات اساتيد دانشگاه و مراكز علمي استفاده شده است، گفت: «شروع اين طرح مبناي علمي داشته و انتخاب مصاديق طرح نيز برگرفته از نظرات علمي و نظرسنجي از مردم كه توسط مراكز علمي معتبر انجام شده، صورت گرفته است.» اگرچه نه سردار رادان، و نه هیچ مسئول دیگری، نامی از این مراکز ذکر نکردند تا این پرسش که " برای انجام چنین مطالعهای کدامین مراکز پژوهشی بر مرکز تحقیقات فرماندهی تهران بزرگ ارجح بودهاند"، بیپاسخ بماند!
اما امنيت در جامعهشناسي چه معنايي دارد؟
دكتر محسن خليجي، جامعهشناس و استاد دانشگاه، امنيت را اين گونه تعريف ميكند: «امنيت احساسي است كه در شرايطی خاص به انسانها دست ميدهد كه در آن شرایط در معرض خطر قرار ندارند و حسی شاديآور آنها را فرا ميگيرد. امنيت از دو جهت به وجود ميآيد: "فيزيكي" و "معنوي". امنيت معلول علتهاي مختلفي است. حالا اگر بعضي از اين فاكتورها را بزرگنمايي كنيم و بخش اعظم سرمايه اجتماعي را روي آن متمركز كنيم، چند اتفاق ميافتد. اول اينكه، برنامهها نميتوانند دوام داشته باشند. دوم اينكه، رابطه نهاد امنيتبخش با مردم مختل ميشود و مردم بياعتماد ميگردند. سوم، در جامعه عدم تعادل بوجود ميآيد و چون تعادل بر هم ميخورد، در نتیجه باعث ايجاد احساس عدم امنيت ميشود. چهارم اينكه، وقتي به يك نهاد اهميت ميدهيم، باعث ناديده گرفته شدن نهادهاي ديگری مثل نهاد اجتماعي، فرهنگي و... كه در جامعهپذير شدن افراد نقش موثري دارند، ميشويم. پس ما براي رسيدن به امنيت، بايد يك نگاه تمام بعدي داشته باشيم. اگر چنين نباشد ما دنبال امنيت هستيم، ولي عملا تهديد ميكنيم.»

داستان ما همچنان ادامه دارد.
اگر بخواهيم داستان حجاب را ريشهيابي كنيم، به سوره نور آيه 30 و 31 ميرسيم كه خداوند بندگانش را امر به حجاب كرده است. حجاب نه تنها براي مسلمانان، بلكه براي ديگر اديان هم وجود داشت. اما در قرن اخير غرب و به خصوص آمريكا با زير پا گذاشتن تمامي اصول اخلاقي، بيديني و از همه مهمتر بيحجابي را به منزله پيشرفت معنا كردند. كشورهاي اسلامي با اين كه فرهنگ غني و پرباري دارند، به دليل عقبماندگي صنعتي نتوانستند در عرصه فرهنگي هم خودنمايي كنند. دنيا رو به صنعتيشدن داشت و به نفع كشورهاي پيشرفته بود كه فرهنگ مصرفگرايي را رواج دهند تا اجناس توليدي خود را بفروشند؛ و اين گونه بود كه در عرصه فرهنگ نیز تصميمگير شدند. اگر به تاريخ بهتر بنگريم، متوجه مي شويم كه بيحجابي نشانه پيشرفت معرفي شده و جالب آنکه ما نیز آنرا پذيرفتيم. در دوره رضاخان، اين مسئله به اوج خود رسيد. به جاي اينكه تلاش كنيم از نظر صنعتي پيشرفت كنيم، سعي در كشف حجاب كرديم و برايمان اين گونه معنا شد كه بيحجابي يعني پيشرفت غرب و حجاب مساوي است با بدبختي و عقبماندگي! و اين روند ادامه پيدا كرد تا اين كه انقلاب اسلامی ایران رخ داد. ما در انقلاب فرصتهاي طلايي زیادی داشتيم كه از دست داديم؛ ميتوانستيم از آن پتانسيلي كه در انقلاب بود، استفاده كنيم و به بهترين شكل الگوسازي نماییم، اما چنين نكرديم. بدین ترتیب از لحاظ فرهنگي برايمان جا افتاد كه حجاب يعني عقبماندگي. اين برخوردهاي غلط فرهنگي كار را به اينجا كشاند كه اكنون بايد به زور پليس متوسل شويم و با زور الگوهاي جوانان را خراب كنيم. ولي آيا تنها با زور ميشود؟
حالا در اين دنيا كه به دهكده جهاني معروف است، چگونه ميتوانيم الگوهاي خودمان را عرضه نماییم؟ آيا اين عرضه با زور و نيروي پليس ممكن خواهد بود؟
دكتر خليجي، معاون پژوهشي پژوهشكده علوم انساني، در مورد "تهديد" میگوید: «تهديد در كنار تشويق معنا پيدا کرده و تعادل ايجاد ميكند. تهديد در طولانيمدت و ميانمدت جواب نميدهد و نهاد انتظامي به تنهایی كاري از پيش نميبرد. نهادهاي ديگر هم بايد همراه باشند تا جامعه تحت تاثير مثبت قرار بگيرد و به طور مطلوب در جهت تامين امنيت قدم بردارند.»
محسن خليجي گفت: «فرهنگ مجموعهای از هنجارها، رفتارها، آداب و رسوم، و ارزشها است كه افراد در جامعه آنرا كسب ميكنند. اگر پدر و مادر نتوانند فرزندان خود را جامعهپذير كنند، و يا مدرسه در ايفاي نقش خود كاهلي كند، و يا نهادهاي ديني نتوانند مسائل مذهبي را به صورت سهل و آسان در اختيار افراد قرار دهند، افرادي در جامعه پديد ميآيند كه هنجارها را نشناختهاندو راه انحراف را پيش ميگيرند و براي خود زشتيها را زيبا، ناهنجاریها را هنجار، و بديها را خوبي تلقي ميكنند. وقتي پليس وارد عرصه ميشود و میخواهد غلطها را بازسازي كند، روشن است كه نميتواند كار خانواده، مدرسه، دانشگاه و مسجد را انجام دهد. با اين كار ما دوش پليس را سنگين كردهايم و او را به سمت شكست ميرانيم.»
چگونه ميخواهيم يك الگوي امروزي براي حجاب ارائه بدهيم...؟ آيا فقط طرحهاي ضربتي و برخوردهاي شديد اينگونه جوابگو هستند؟ از وقتي كه "چادر ايراني" به بازار آمده ما شاهد رو آوردن به اين چادرها هستيم. اين قضيه كوچك ميتواند مثالي بزرگ باشد براي بزرگان فرهنگ. اگر الگويي مناسب به بازار ارائه شود، قطعا مورد استقبال قرار ميگيرد. و اين گونه كارهاي فرهنگي نياز به فكر كردن دارد نه زور سر نيزه...!
شروع طرح در تابستان، که پوششها به حداقل میرسیدند، آغاز شد. مبارزه پليس با بدحجابي در تابستان جامعه را تحت تاثير قرار داد و مانتودامنهايي كه كمكم نازكتر ميشدند خيلي كم شده بود... اما با نزدیک شدن فصل سرما اين طرح چهرهاي زمستاني به خود گرفت؛ کمتر کسی گمان میکرد طرحی که برای جلوگیری از کمپوششی تابستان راه افتاده بود، برای فصل زیادپوشی دوباره مطرح شود! چرا که طبیعتا هیچکس نه به دنبال مانتوی نازک خواهد بود، نه به فکر لاس آستین کوتاه آنچنانی و نه شال و روسری شناور در هوا! اما با اعلام رسمی مسئولان انتظامی، مشخص شد که روی طرح فکر شده و به تناسب فصل زمستان، دوباره مطرح گردیده است: "استفاده از چكمههاي بلند روي شلوار، استفاده از كلاه به جاي روسري، استفاده از مانتوهاي تنگ و چسبان و استفاده از كاپشنهاي كوتاه به جاي مانتو ممنوع!" چنین مواردی از جمله مصاديق برخورد با بدپوششي اعلام شدند.
و اما اين داستان وقتي جالبتر شد كه سردار رادان از كلمه "تبرج" استفاده كرد. "تبرج" به معناي خودنمايي به نامحرم است. به كار بردن اين كلمه، آن هم از زبان سردار رادان، كمي هياهو، و حتی گاه تمسخر، به دنبال داشت. البته نيروي انتظامي ايستادگي كرد و حرف از افزايش گشتها در شهر زد.
سردار احمدرضا رادان با اشاره به اجراي گسترده طرح تشديد برخورد با بدپوششي ويژه زمستان در تهران گفت: «اين طرح با افزايش گشتهاي طرح امنيت پليس و با حضور نیروهای زن و مرد پليس، در زمينه بدپوششي زمستاني اجرا میشود.» سردار رادان در پاسخ به پرسشي مبني بر اينكه در اجراي طرح امنيت اجتماعي تا چه مقدار از نظرات اساتيد دانشگاه و مراكز علمي استفاده شده است، گفت: «شروع اين طرح مبناي علمي داشته و انتخاب مصاديق طرح نيز برگرفته از نظرات علمي و نظرسنجي از مردم كه توسط مراكز علمي معتبر انجام شده، صورت گرفته است.» اگرچه نه سردار رادان، و نه هیچ مسئول دیگری، نامی از این مراکز ذکر نکردند تا این پرسش که " برای انجام چنین مطالعهای کدامین مراکز پژوهشی بر مرکز تحقیقات فرماندهی تهران بزرگ ارجح بودهاند"، بیپاسخ بماند!
اما امنيت در جامعهشناسي چه معنايي دارد؟
دكتر محسن خليجي، جامعهشناس و استاد دانشگاه، امنيت را اين گونه تعريف ميكند: «امنيت احساسي است كه در شرايطی خاص به انسانها دست ميدهد كه در آن شرایط در معرض خطر قرار ندارند و حسی شاديآور آنها را فرا ميگيرد. امنيت از دو جهت به وجود ميآيد: "فيزيكي" و "معنوي". امنيت معلول علتهاي مختلفي است. حالا اگر بعضي از اين فاكتورها را بزرگنمايي كنيم و بخش اعظم سرمايه اجتماعي را روي آن متمركز كنيم، چند اتفاق ميافتد. اول اينكه، برنامهها نميتوانند دوام داشته باشند. دوم اينكه، رابطه نهاد امنيتبخش با مردم مختل ميشود و مردم بياعتماد ميگردند. سوم، در جامعه عدم تعادل بوجود ميآيد و چون تعادل بر هم ميخورد، در نتیجه باعث ايجاد احساس عدم امنيت ميشود. چهارم اينكه، وقتي به يك نهاد اهميت ميدهيم، باعث ناديده گرفته شدن نهادهاي ديگری مثل نهاد اجتماعي، فرهنگي و... كه در جامعهپذير شدن افراد نقش موثري دارند، ميشويم. پس ما براي رسيدن به امنيت، بايد يك نگاه تمام بعدي داشته باشيم. اگر چنين نباشد ما دنبال امنيت هستيم، ولي عملا تهديد ميكنيم.»

داستان ما همچنان ادامه دارد.
اگر بخواهيم داستان حجاب را ريشهيابي كنيم، به سوره نور آيه 30 و 31 ميرسيم كه خداوند بندگانش را امر به حجاب كرده است. حجاب نه تنها براي مسلمانان، بلكه براي ديگر اديان هم وجود داشت. اما در قرن اخير غرب و به خصوص آمريكا با زير پا گذاشتن تمامي اصول اخلاقي، بيديني و از همه مهمتر بيحجابي را به منزله پيشرفت معنا كردند. كشورهاي اسلامي با اين كه فرهنگ غني و پرباري دارند، به دليل عقبماندگي صنعتي نتوانستند در عرصه فرهنگي هم خودنمايي كنند. دنيا رو به صنعتيشدن داشت و به نفع كشورهاي پيشرفته بود كه فرهنگ مصرفگرايي را رواج دهند تا اجناس توليدي خود را بفروشند؛ و اين گونه بود كه در عرصه فرهنگ نیز تصميمگير شدند. اگر به تاريخ بهتر بنگريم، متوجه مي شويم كه بيحجابي نشانه پيشرفت معرفي شده و جالب آنکه ما نیز آنرا پذيرفتيم. در دوره رضاخان، اين مسئله به اوج خود رسيد. به جاي اينكه تلاش كنيم از نظر صنعتي پيشرفت كنيم، سعي در كشف حجاب كرديم و برايمان اين گونه معنا شد كه بيحجابي يعني پيشرفت غرب و حجاب مساوي است با بدبختي و عقبماندگي! و اين روند ادامه پيدا كرد تا اين كه انقلاب اسلامی ایران رخ داد. ما در انقلاب فرصتهاي طلايي زیادی داشتيم كه از دست داديم؛ ميتوانستيم از آن پتانسيلي كه در انقلاب بود، استفاده كنيم و به بهترين شكل الگوسازي نماییم، اما چنين نكرديم. بدین ترتیب از لحاظ فرهنگي برايمان جا افتاد كه حجاب يعني عقبماندگي. اين برخوردهاي غلط فرهنگي كار را به اينجا كشاند كه اكنون بايد به زور پليس متوسل شويم و با زور الگوهاي جوانان را خراب كنيم. ولي آيا تنها با زور ميشود؟
حالا در اين دنيا كه به دهكده جهاني معروف است، چگونه ميتوانيم الگوهاي خودمان را عرضه نماییم؟ آيا اين عرضه با زور و نيروي پليس ممكن خواهد بود؟
دكتر خليجي، معاون پژوهشي پژوهشكده علوم انساني، در مورد "تهديد" میگوید: «تهديد در كنار تشويق معنا پيدا کرده و تعادل ايجاد ميكند. تهديد در طولانيمدت و ميانمدت جواب نميدهد و نهاد انتظامي به تنهایی كاري از پيش نميبرد. نهادهاي ديگر هم بايد همراه باشند تا جامعه تحت تاثير مثبت قرار بگيرد و به طور مطلوب در جهت تامين امنيت قدم بردارند.»
محسن خليجي گفت: «فرهنگ مجموعهای از هنجارها، رفتارها، آداب و رسوم، و ارزشها است كه افراد در جامعه آنرا كسب ميكنند. اگر پدر و مادر نتوانند فرزندان خود را جامعهپذير كنند، و يا مدرسه در ايفاي نقش خود كاهلي كند، و يا نهادهاي ديني نتوانند مسائل مذهبي را به صورت سهل و آسان در اختيار افراد قرار دهند، افرادي در جامعه پديد ميآيند كه هنجارها را نشناختهاندو راه انحراف را پيش ميگيرند و براي خود زشتيها را زيبا، ناهنجاریها را هنجار، و بديها را خوبي تلقي ميكنند. وقتي پليس وارد عرصه ميشود و میخواهد غلطها را بازسازي كند، روشن است كه نميتواند كار خانواده، مدرسه، دانشگاه و مسجد را انجام دهد. با اين كار ما دوش پليس را سنگين كردهايم و او را به سمت شكست ميرانيم.»
چگونه ميخواهيم يك الگوي امروزي براي حجاب ارائه بدهيم...؟ آيا فقط طرحهاي ضربتي و برخوردهاي شديد اينگونه جوابگو هستند؟ از وقتي كه "چادر ايراني" به بازار آمده ما شاهد رو آوردن به اين چادرها هستيم. اين قضيه كوچك ميتواند مثالي بزرگ باشد براي بزرگان فرهنگ. اگر الگويي مناسب به بازار ارائه شود، قطعا مورد استقبال قرار ميگيرد. و اين گونه كارهاي فرهنگي نياز به فكر كردن دارد نه زور سر نيزه...!
نظرات [0]

- تذکر: تنها نظرات فارسی درج می شود،لطفا دقت فرمایید.

آخرین شماره :
زنان و اعتیاد
در مطالعات روانشناسی آزمایشی انجام میدهند که در آن قورباغهای را داخل قابلمهای پر از آب معمولی میگذارند و قابلمه را روی شعله آتش قرار میدهند. قورباغه هیچ واکنشی در مقابل گرم شدن تدریجی آب از خود نشان نمیدهد تا اینکه پس از مدتی، وقتی متوجه خطر میشود که دیگر کار از کار گذشته و سیستم عصبی بدنش از کار افتاده است. قورباغه دیگر نمیتواند حرکت کند و به سرانجام محتوم خود تن میدهد. یک تصور غلط در مورد اعتیاد که گاه مانند یک دام عمل میکند، توهم «اعتیاد برای دیگران اتفاق میافتد!» است. همین تصور اشتباه مردم را از خطرات اعتیاد غافل کرده و بدتر از آن اینکه عدهای با این باور غلط که «من معتاد نمیشوم.» برای تفریح به سراغ مخدرات میروند و بعد از مدتی به ناگهان میفهمند که دچار چه مصیبتی شدهاند.
اعتیاد... چرا و چگونه؟!
در ارتباط با اعتیاد باید سادهانگاری و سادهاندیشی را کنار گذاشت. بسیاری از افرادی که ادعا میکنند اعتیاد موضوع پیچیدهای است، نگاهی ساده و معمولی به این موضوع دارند و بعنوان یک معلول به آن حمله میکنند.
فرشتههایی برای نجات
بررسی وضعیت فعالیت نهادهای مسئول در موضوع اعتیاد
وقتی «عقل» تعطیل میشود!
چرا زنها معتاد میشوند؟
از تریاک تا آمفتامین
بررسی اعتیاد در زنان
شتری كه نباید سوار شد
مخدر در جهان مدرن با ظاهری آراسته به میان جمع میرود. نیازی به منقل و وافور و ژستهای آن چنانی نیست. میتواند به اندازه یك دارو مفید به نظر برسد.
سیگار نشانه شخصیت شماست!
«برای اونایی که هنرمندند، برای اونایی که دقیقاند، برای اونایی که روشنفکرند، برای اونایی که خوشتیپاند... سیگار کنت!"
ترس از سوسك و اعتیاد در زنان
در برخورد با یك زن معتاد چه رفتاری میكنیم؟
الف- سلام میكنیم
ب- چشمك میزنیم
ج- پیشنهاد ازدواج میدهیم
د- همه موارد
اعتیاد زنانه
اعتیاد زنانه
به همین سادگی
خلاصه: در زیر نمونههایی از انواع اعتیاد را به سمع و نظرتان میرسانیم كه اگر خدای ناكرده مبتلا به یكی از این انواع هستید، آگاه شوید و با خودتان كنار بیایید.
فقط و فقط به خاطر...!
«به شوهرم گفتم به خاطر اینکه پای این و آن به خانهمان باز نشود، حاضرم پا به پای او مواد بکشم. شوهرم ازپیشنهادم به گرمی استقبال کرد، به این ترتیب من به بهانه نجات شوهرم زندگیام را باختم.»
خود غلط بود...
نگاهی به جثه ریز مچاله شده كنار دیوار انداخت. فكر كرد شاید اگر آنهمه خاطره را میشد به یكباره از ذهن پاك كرد، این موجود نحیف اولین چیزی بود كه از مغز و دل و زندگی بیرونش میكرد.
ذغال خوب
دو چیز بیتاثیر نبوده؛ ذغال خوب و رفیق بد! بله امان از رفیق بد که سیگار را داد دستمان و گفت بکش، بقیهاش با من! من اینطوری نبودم که پلنگی بودم برای خودم. امان از...
در مطالعات روانشناسی آزمایشی انجام میدهند که در آن قورباغهای را داخل قابلمهای پر از آب معمولی میگذارند و قابلمه را روی شعله آتش قرار میدهند. قورباغه هیچ واکنشی در مقابل گرم شدن تدریجی آب از خود نشان نمیدهد تا اینکه پس از مدتی، وقتی متوجه خطر میشود که دیگر کار از کار گذشته و سیستم عصبی بدنش از کار افتاده است. قورباغه دیگر نمیتواند حرکت کند و به سرانجام محتوم خود تن میدهد. یک تصور غلط در مورد اعتیاد که گاه مانند یک دام عمل میکند، توهم «اعتیاد برای دیگران اتفاق میافتد!» است. همین تصور اشتباه مردم را از خطرات اعتیاد غافل کرده و بدتر از آن اینکه عدهای با این باور غلط که «من معتاد نمیشوم.» برای تفریح به سراغ مخدرات میروند و بعد از مدتی به ناگهان میفهمند که دچار چه مصیبتی شدهاند.
اعتیاد... چرا و چگونه؟!
در ارتباط با اعتیاد باید سادهانگاری و سادهاندیشی را کنار گذاشت. بسیاری از افرادی که ادعا میکنند اعتیاد موضوع پیچیدهای است، نگاهی ساده و معمولی به این موضوع دارند و بعنوان یک معلول به آن حمله میکنند.
فرشتههایی برای نجات
بررسی وضعیت فعالیت نهادهای مسئول در موضوع اعتیاد
وقتی «عقل» تعطیل میشود!
چرا زنها معتاد میشوند؟
از تریاک تا آمفتامین
بررسی اعتیاد در زنان
شتری كه نباید سوار شد
مخدر در جهان مدرن با ظاهری آراسته به میان جمع میرود. نیازی به منقل و وافور و ژستهای آن چنانی نیست. میتواند به اندازه یك دارو مفید به نظر برسد.
سیگار نشانه شخصیت شماست!
«برای اونایی که هنرمندند، برای اونایی که دقیقاند، برای اونایی که روشنفکرند، برای اونایی که خوشتیپاند... سیگار کنت!"
ترس از سوسك و اعتیاد در زنان
در برخورد با یك زن معتاد چه رفتاری میكنیم؟
الف- سلام میكنیم
ب- چشمك میزنیم
ج- پیشنهاد ازدواج میدهیم
د- همه موارد
اعتیاد زنانه
اعتیاد زنانه
به همین سادگی
خلاصه: در زیر نمونههایی از انواع اعتیاد را به سمع و نظرتان میرسانیم كه اگر خدای ناكرده مبتلا به یكی از این انواع هستید، آگاه شوید و با خودتان كنار بیایید.
فقط و فقط به خاطر...!
«به شوهرم گفتم به خاطر اینکه پای این و آن به خانهمان باز نشود، حاضرم پا به پای او مواد بکشم. شوهرم ازپیشنهادم به گرمی استقبال کرد، به این ترتیب من به بهانه نجات شوهرم زندگیام را باختم.»
خود غلط بود...
نگاهی به جثه ریز مچاله شده كنار دیوار انداخت. فكر كرد شاید اگر آنهمه خاطره را میشد به یكباره از ذهن پاك كرد، این موجود نحیف اولین چیزی بود كه از مغز و دل و زندگی بیرونش میكرد.
ذغال خوب
دو چیز بیتاثیر نبوده؛ ذغال خوب و رفیق بد! بله امان از رفیق بد که سیگار را داد دستمان و گفت بکش، بقیهاش با من! من اینطوری نبودم که پلنگی بودم برای خودم. امان از...












