زنان و اعتیاد
در مطالعات روانشناسی آزمایشی انجام می‌دهند که در آن قورباغه‌ای را داخل قابلمه‌ای پر از آب معمولی می‌گذارند و قابلمه را روی شعله آتش قرار می‌دهند. قورباغه هیچ واکنشی در مقابل گرم شدن تدریجی آب از خود نشان نمی‌دهد تا اینکه پس از مدتی، وقتی متوجه خطر می‌شود که دیگر کار از کار گذشته و سیستم عصبی بدنش از کار افتاده است. قورباغه دیگر نمی‌تواند حرکت کند و به سرانجام محتوم خود تن می‌دهد. یک تصور غلط در مورد اعتیاد که گاه مانند یک دام عمل می‌کند، توهم «اعتیاد برای دیگران اتفاق می‌افتد!» است. همین تصور اشتباه مردم را از خطرات اعتیاد غافل کرده و بدتر از آن اینکه عده‌ای با این باور غلط که «من معتاد نمی‌شوم.» برای تفریح به سراغ مخدرات می‌روند و بعد از مدتی به ناگهان می‌فهمند که دچار چه مصیبتی شده‌اند.
ادامه ...
اندازه متن: بزرگتر کوچکتر
تعداد بازدید: 453
دنیای رنگها، دنیایی بی‌پایان، زیبا و شگفت انگیز است. ناگفته پیداست که همه ما از دیدن رنگ‌های شاد، متنوع و سرزنده بیشتر از دیدن رنگهای تیره و یک دست لذت می‌بریم و علت علاقه‌مندی‌مان به طبیعت هم شاید به همین موضوع بازگردد. از سویی هر یک از رنگ‌ها تاثیر خاصی بر روی ما دارند و به ما آرامش بیشتری می‌دهند و یا بعضی ممکن است ناخودآگاه ما را دچار ناراحتی کنند.
با اینکه حرف و حدیث راجع به رنگها زیاد است و هر رنگی روانشناسی و تاثیر مربوط به خود را دارد، اما ما در این گزارش قصد نداریم درباره رنگ خاصی گفتگو کنیم؛ چون هر کس آزادانه می‌تواند رنگی را دوست بدارد و آن را برای لباس، لوازم و محیط زندگی خود انتخاب کند. ما می‌خواهیم کمی درباره معیارهای انتخاب رنگ پوشش، در جامعه‌مان صحبت کنیم.
سوال این است: «شما چه رنگی را دوست دارید؟ چطور لباس می‌پوشید و اصلا چه معیاری را برای انتخاب رنگ و طرح لباستان در نظر می‌گیرید؟» هر کسی با توجه به عقاید، سلیقه، شرایط زندگی، وضعیت اقتصادی و خیلی معیارهای ریز و درشت دیگر، نوع متفاوتی از پوشش را برای خود انتخاب می‌کند و مهم‌تر از آن سراغ طیف خاصی از رنگ می‌رود. البته هستند کسانی که بدون هدفی خاص و یا داشتن دیدگاهی از پیش اندیشیده، لباس می‌پوشند. اما آنها هم به هر حال برای رنگ لباس خود دلایلی دارند.



مرضیه خطیب، 26 ساله، کارمند، با اینکه معتقد است پوشیدن لباسهایی با رنگ‌‌های روشن در روحیه هر فردی بسیار موثر است، اما می‌گوید: «عرف روی لباس پوشیدن من خیلی تاثیر دارد. چون من در یک محل اداری کار می‌کنم، ناخودآگاه از رنگ‌های تیره‌تر مثل طوسی، سرمه‌ای یا قهوه‌ای استفاده می‌کنم و رنگ‌های روشن‌تر را به لباس‌های خانه، میهمانی یا تفریح اختصاص می‌دهم.»
او درباره اینکه چرا بیشتر افراد به خصوص خانم‌ها ترجیح می‌دهند در جامعه از رنگ‌هایی استفاده کنند که کمتر جذاب باشند نیز عقیده دارد: «شاید دلیل این موضوع این باشد که ترجیح می‌دهیم کمتر مورد توجه قرار بگیریم. البته من خودم وقتی کسی را با یک لباس خوش‌رنگ در خیابان می‌بینم این موضوع را نتیجه روحیه شاد و اعتماد به نفس بالای او می‌دانم، اما خودم نمی‌توانم لباس‌هایی به این رنگ‌ها بپوشم.»
مرضیه خطیب خیلی پیرو مد نیست، اما هر لباسی را که دوست داشته باشد می‌‌خرد: «به اینکه چه رنگی مد می‌شود اهمیت نمی‌دهم، اما گاهی اوقات بعضی رنگ‌هایی که مد می‌شوند واقعا قشنگ هستند و خوب من هم به سراغ آنها می‌روم. اما به طور کلی برای لباس‌ها منتظر بازار نیستم.»
مهران عزیزی هم 25 سال دارد و مهندس طراحی صنعتی است، او به رنگ‌های روشن بیشتر از سایر رنگ‌ها علاقه‌مند است و در این باره می‌گوید: «من برای لباس‌هایم رنگ‌هایی را دوست دارم که بیشتر از هر چیز به من بیایند و شاد باشند.»
او که مخالف سرسخت رنگ مشکی است درباره تاثیر عرف و مد بر رنگ لباس عقیده دارد: «عرف چیزی است که خود ما برای جامعه به وجود آورده‌ایم و می‌توانیم آن را دوباره تغییر دهیم. من برای لباس پوشیدن اصلا پایبند عرف نیستم. برای خیلی از ما جا افتاده است که از رنگ‌های تیره یا به اصطلاح سنگین استفاده کنیم، اما من رنگ‌های روشن و شاد را ترجیح می‌دهم. به علاوه مد هم نمی‌تواند دخالتی در رنگ لباس‌هایم داشته باشد، گاهی پیش می‌آید رنگ لباسی که انتخاب می‌کنم، مدت‌هاست از مد افتاده اما چون حس می‌کنم برایم مناسب است آن را می‌پوشم.»



با اینکه در جامعه ما اقشار مختلف زندگی می‌کنند اما همه آنها با عواملی مثل مد، عرف و مذهب برای انتخاب لباس مواجه هستند. البته همه برخوردها با این مسائل یکسان نیست اما به هر حال مردم مشترکات بسیاری با هم دارند. زکیه سعیدی 37 ساله است و علاوه بر تحصیلات دانشگاهی، در حوزه علمیه نیز تحصیل کرده است؛ او به عنوان فردی مذهبی درباره تاثیر مد بر انتخاب رنگ لباس می‌گوید: «مد هیچ تاثیری در انتخاب رنگ لباس‌هایم ندارد. حتما هم از رنگ خاصی استفاده نمی‌کنم، اما دوست دارم متفاوت باشم و همان رنگی را که همه مردم در یک برهه از زمان می‌پوشند، نمی‌پسندم. به علاوه ترجیح می‌دهم سلیقه خودم را برای انتخاب رنگ به کار بگیرم، نه سلیقه طراحان مد را.»
 او درباره دو مسئله عرف و مذهب معتقد است: «عرف صد در صد بر لباس پوشیدن من تاثیر دارد. اما به نظر می‌رسد با تغییرات هر روزه جامعه، عرف نیز در حال تغییر است و حتی افراد مذهبی هم به استفاده از رنگ‌های شاد تمایل پیدا کرده‌اند. با این حال خودم ترجیح می‌دهم زیر چادر، به جای رنگ‌های خیلی روشن از رنگهای معمولی‌تر استفاده کنم. در مورد مذهب هم باید بگویم دین ما به هیچ عنوان رنگهای تیره مثل مشکی را نمی‌پسندد و حتی استفاده از رنگ‌های روشن را سفارش می‌کند. اما جامعه ما تابع عرف است؛ وگرنه، در بسیاری از کشورهای اسلامی مثل لبنان با استفاده از شادترین رنگ‌ها حجاب خود را حفظ می‌کنند و این هیچ ممنوعیتی ندارد.»
محبوبه سادات شریفی نیز 30 ساله و خانه‌دار است، او هم مثل اکثر خانم‌ها بر اساس عرف، رنگ لباسش را انتخاب می‌کند و در این باره می‌گوید: «من هم مثل همه، با دیدن لباس‌های تیره‌ای که اکثر مردم می‌پوشند، احساس بدی پیدا می‌کنم؛ اما با در نظر گرفتن شرایط جامعه ترجیح می‌دهم از همان رنگ‌های تیره استفاده کنم.»
او دلیل این موضوع را برخورد نامناسب با خانم‌هایی می‌داند که از رنگ‌های جذاب در لباس‌هایشان استفاده می‌کنند: «معمولا وقتی خانمی با پوشش رنگی و جذاب در جامعه ظاهر می‌شود از سوی شهروندان به ویژه آقایان با برخورد بدی رو به رو می‌شود، من شخصا تحمل نگاه‌های سنگین مردم در خیابان را ندارم و به همین دلیل ترجیح می‌دهم از رنگ‌های معمولی‌تر استفاده کنم.»

بیشتر کسانی که ما با آنها برخورد می‌کنیم، چنین نظراتی را دارند اما در این میان خانم‌ها بیشتر از آقایان به عرف اهمیت می‌‌دهند. بیشتر افراد هنگام انتخاب لباس بر اساس مد، بیش از رنگ به طرح لباس توجه می‌کنند، زیرا معمولا از یک نوع طرح رنگ‌های مختلفی در بازار وجود دارد و واقعیت این است که هر کسی مثلا بر اساس مد به دنبال رنگ زرد نمی‌رود. رنگ‌ها دنیای خاص خود را دارند و با همه چارچوب‌هایی که ما برای خود  قائل می‌شویم باز هم هر کسی آزاد است هر رنگی را که دوست دارد بپوشد.
نظرات [0]
- تذکر: تنها نظرات فارسی درج می شود،لطفا دقت فرمایید.



اطلاعات شما ذخيره شود ؟
حمیده پازوکی
آخرین شماره :
زنان و اعتیاد
در مطالعات روانشناسی آزمایشی انجام می‌دهند که در آن قورباغه‌ای را داخل قابلمه‌ای پر از آب معمولی می‌گذارند و قابلمه را روی شعله آتش قرار می‌دهند. قورباغه هیچ واکنشی در مقابل گرم شدن تدریجی آب از خود نشان نمی‌دهد تا اینکه پس از مدتی، وقتی متوجه خطر می‌شود که دیگر کار از کار گذشته و سیستم عصبی بدنش از کار افتاده است. قورباغه دیگر نمی‌تواند حرکت کند و به سرانجام محتوم خود تن می‌دهد. یک تصور غلط در مورد اعتیاد که گاه مانند یک دام عمل می‌کند، توهم «اعتیاد برای دیگران اتفاق می‌افتد!» است. همین تصور اشتباه مردم را از خطرات اعتیاد غافل کرده و بدتر از آن اینکه عده‌ای با این باور غلط که «من معتاد نمی‌شوم.» برای تفریح به سراغ مخدرات می‌روند و بعد از مدتی به ناگهان می‌فهمند که دچار چه مصیبتی شده‌اند.

اعتیاد... چرا و چگونه؟!
در ارتباط با اعتیاد باید ساده‌انگاری و ساده‌اندیشی را کنار گذاشت. بسیاری از افرادی که ادعا می‌کنند اعتیاد موضوع پیچیده‌ای است، نگاهی ساده و معمولی به این موضوع دارند و بعنوان یک معلول به آن حمله می‌کنند.

فرشته‌هایی برای نجات
بررسی وضعیت فعالیت نهادهای مسئول در موضوع اعتیاد

وقتی «عقل» تعطیل می‌شود!
چرا زنها معتاد می‌شوند؟

از تریاک تا آمفتامین
بررسی اعتیاد در زنان

شتری كه نباید سوار شد
مخدر در جهان مدرن با ظاهری آراسته به میان جمع می‌رود. نیازی به منقل و وافور و ژست‌های آن چنانی نیست. می‌تواند به اندازه یك دارو مفید به نظر برسد.

سیگار نشانه شخصیت شماست!
«برای اونایی که هنرمندند، برای اونایی که دقیق‌اند، برای اونایی که روشنفکرند، برای اونایی که خوش‌تیپ‌اند... سیگار کنت!"

ترس از سوسك و اعتیاد در زنان
در برخورد با یك زن معتاد چه رفتاری می‌كنیم؟
الف- سلام می‌كنیم
ب- چشمك می‌زنیم
ج- پیشنهاد ازدواج می‌دهیم
د- همه موارد


اعتیاد زنانه
اعتیاد زنانه

به همین سادگی
خلاصه: در زیر نمونه‌هایی از انواع اعتیاد را به سمع و نظرتان می‌رسانیم كه اگر خدای ناكرده مبتلا به یكی از این انواع هستید، آگاه شوید و با خودتان كنار بیایید.

فقط و فقط به خاطر...!
«به شوهرم گفتم به خاطر اینکه پای این و آن به خانه‌مان باز نشود، حاضرم پا به پای او مواد بکشم. شوهرم ازپیشنهادم به گرمی استقبال کرد، به این ترتیب من به بهانه نجات شوهرم زندگی‌ام را باختم.»

خود غلط بود...
نگاهی به جثه ریز مچاله شده كنار دیوار انداخت. فكر كرد شاید اگر آنهمه خاطره را می‌شد به یكباره از ذهن پاك كرد، این موجود نحیف اولین چیزی بود كه از مغز و دل و زندگی بیرونش می‌كرد.

ذغال خوب
دو چیز بی‌تاثیر نبوده؛ ذغال خوب و رفیق بد! بله امان از رفیق بد که سیگار را داد دستمان و گفت بکش، بقیه‌اش با من! من اینطوری نبودم که پلنگی بودم برای خودم. امان از...

تبليغات:
باشگاه سمن
گروه تی تی آرا
شبکه ایران زنان
خبرخوان اینترنتی
جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

نام و نام خانوادگی:
موبایل:
ایمیل شما:
بازديد امروز:282
بازديد ديروز: 330
بازديد از ابتدا:182316
بازدید کننده :
بازدید کننده آنلاین: 5