زنان و اعتیاد
در مطالعات روانشناسی آزمایشی انجام می‌دهند که در آن قورباغه‌ای را داخل قابلمه‌ای پر از آب معمولی می‌گذارند و قابلمه را روی شعله آتش قرار می‌دهند. قورباغه هیچ واکنشی در مقابل گرم شدن تدریجی آب از خود نشان نمی‌دهد تا اینکه پس از مدتی، وقتی متوجه خطر می‌شود که دیگر کار از کار گذشته و سیستم عصبی بدنش از کار افتاده است. قورباغه دیگر نمی‌تواند حرکت کند و به سرانجام محتوم خود تن می‌دهد. یک تصور غلط در مورد اعتیاد که گاه مانند یک دام عمل می‌کند، توهم «اعتیاد برای دیگران اتفاق می‌افتد!» است. همین تصور اشتباه مردم را از خطرات اعتیاد غافل کرده و بدتر از آن اینکه عده‌ای با این باور غلط که «من معتاد نمی‌شوم.» برای تفریح به سراغ مخدرات می‌روند و بعد از مدتی به ناگهان می‌فهمند که دچار چه مصیبتی شده‌اند.
ادامه ...
اندازه متن: بزرگتر کوچکتر
تعداد بازدید: 650
دانشگاه نام مقدسی دارد. از آن مكان‌هایی است كه آدم با شنیدن اسمش هم به غرور می‌رسد. داشتن چندین دانشگاه با آموزش‌های تخصصی متفاوت برای هر كشوری جزو افتخارات محسوب می‌شود؛ چه رسد به برپایی دانشگاهی كه با پذیرش عنوان بین المللی، ظرفیت پذیرش دانشجو از كشورهای دیگر را نیز یافته و به تبادل فرهنگی در یك محیط آموزشی نیز دست یازد. كه البته این مورد اخیر، گاهی خود زمینه‌ای می‌شود برای آفرینش اختلاف‌نظرها و مشكلاتی كه حل كردنشان كمی دشوار است. مثل وقتی كه دانشگاه‌ یا دانشگاه‌هایی در كشور فرانسه استفاده از حجاب را برای دانشجوهای خود ممنوع اعلام می‌كنند و یا شرط مشابهی كه دانشگاه‌های كشور تركیه برای دانشجوهای خود می‌گذارند. هر دو كشور با تعیین چنین قانونی برای این فضای آموزشی، عده‌ای از علاقه‌مندان دانش‌اندوزی خود را به كشورهای دیگر می‌رانند.
بحث اما به این مثال‌ها و این دو كشور مربوط نیست. بحث اصلی من در این گزارش بررسی فضای آموزشی در دانشگاه‌های مختلط داخل كشور است. با توجه به دگرگونی‌های غیرقابل انكار در شیوه نوین زندگی و با توجه به نیاز دو جنس به دستیابی به شناخت از یكدیگر در جامعه‌ای كه دختر و پسر تمام طول 12 سال تحصیل خود را جدا از هم طی می‌كنند، به نظر می‌رسد ایده كنار هم نشاندن این دو در یك كلاس آموزشی دانشگاهی بد نباشد. گرچه ممكن است هر دو را دچار سرخوردگی از هم نیز بكند، اما این فرصت نیز وجود دارد كه بتوانند تعاملی میان خود ایجاد كرده، به شكوفایی هرچه بیشترِ، نه فقط در داخل دانشگاه، كه در ورود به جامعه نیز نایل گردند. اما این كه چرا هنوز هستند خانواده‌هایی كه از ورود فرزندان خود به این محیط ممانعت كرده و شرط را بر تلاش فرزند برای شركت در یك دانشگاه تك‌جنسیتی قرار می‌دهند، مساله‌ای است كه ریشه در مذهب مردم ایران دارد. از آنجا كه اختلاط نامحرم در دین مبین اسلام مگر در مواقع ضرورت مجاز دانسته نشده، این سوال پیش می‌آید كه برپایی دانشگاه‌های مختلط در این كشور اسلامی بر مبنای چه ضرورتی صورت گرفته است؟
دانشگاه تهران، امیركبیر و شهید بهشتی سه نمونه از مراكز مختلط آموزشی هستند كه برای تهیه این گزارش مورد توجه قرار گرفتند. نیت من بر آن بود كه نه تنها در این زمینه دیدگاه رئیس دانشگاه، كه مسئول فرهنگی، اساتید و دانشجویان را نیز جویا شوم و بر اساس كنار هم نهادن آنچه از این عزیزان به دست آمده، نتیجه‌ای منطقی و دقیق بگیرم. اما متاسفانه بسیاری از بخش‌ها پاسخگو نبودند. اوضاع دانشگاه‌ها به اندازه‌ای آشفته بود كه حتی برای ورود به محیط این دانشگاه‌ها نیز باید حضورم را به كلی توجیه می‌كردم.
در دانشگاه تهران، دفتر دكتر رهبر اعلام كرد ایشان با هیچ گزارشگری صحبت نمی‌كنند. در مورد مسئول فرهنگی آنقدر اطلاعات ضد و نقیض داده شد كه شك كردم اصلاً چنین كسی وجود خارجی داشته باشد! چند استاد و دانشجو صحبت كردند اما تاكید بر این بود كه نامی از آنها برده نشود. دانشگاه امیركبیر اوضاع بدتری داشت. نگهبان ورودی به رنگ زردِ ژاكت من معترض شد. اوضاع داخل محیط را كه تشنجی میان دو دسته دانشجو بود نشانم داد و گله كرد الان وقت مناسبی برای مطرح كردن این موضوع می‌بینی؟! با این حال از ورودم جلوگیری نكرد. خانمی كه در دفتر آموزش دانشگاه امیركبیر نشسته بود و حتی اجازه نداد بفهمم مسئولیتش در آن اتاق چیست، فرقی میان دو جنس نمی‌دید. گفت: «پسر یا دختر فرقی ندارد. بخواهند درس بخوانند در كنار هم كه هیچ، سنگ هم از آسمان ببارد می‌خوانند. نخواهند و سرشان گرم مسایل دیگر شود هم كه دیگر كاری از من و شما ساخته نیست. می‌شود این كه می‌بینید. كلاس‌ها را تعطیل می‌كنند. حضورشان می‌شود گردهمایی در فضای باز و شعار دادن و عكس پخش كردن و گلاویز شدن با هم.» دلش پر است. كسی جز او را میان راهروها و اتاق‌ها نمی‌یابم. راه رفته را برمی‌گردم و به سمت شهید بهشتی حركت می‌كنم به این امید كه در این دانشگاه مشهور، به آرامش به نتیجه برسم.
فضا آرام است. خلاف هر دو دانشگاه، دیگر كسی كاری به كارم ندارد. آنجا چه می‌كنم؟ چه می‌خواهم؟ چرا لباسم زرد است؟ هیچ كدام مهم نیستند. وارد ساختمان می‌شوم. اینجا همه برخوردی مثبت دارند. از موضوع استقبال می‌كنند. شماره می‌دهند. به منشی می‌سپارند وقتی برای فردا به من بدهد تا مفصل صحبت كنیم. خیالم راحت می‌شود و به امید فردا برمی‌گردم.
روز كه نو می‌شود، نظرها برگشته و برخوردها نو شده است. پاسخ تلفنم را به تندی می‌دهند. امروز همه تا دیروقت جلسه دارند. كسی حرفی برای گفتن در مورد موضوعی كه مطرح شده ندارد. رفتارهای دیروز را با پاسخ هایی كه امروز می‌گیرم كنار هم می‌گذارم. هیچ منطقی نمی‌بینم! از نظر من این گزارش باید به نتیجه برسد. چه با همكاری مسئولان و چه بدون همكاری آنها. بنابراین به اظهار نظر استادان و دانشجوها بسنده كرده و می‌نشینم به مرتب كردن آنها.
یكی از اساتید دانشگاه تهران همه چیز را نسبی می‌داند. كنار هم قرار گرفتن دخترها و پسرها در كلاس درس را همان قدر عادی می‌داند كه زندگی كردنشان را در كنار خانواده. می‌گوید: «مشكل وقتی ایجاد می‌شود كه كسی بخواهد مشكل‌آفرینی كند. در غیر این صورت اگر استاد كارش را بلد باشد و شیوه گرداندن كلاس را بداند، اتفاقی نمی‌افتد.» در مورد بازدهی كلاس‌های مختلط و تك جنسی هم نظر جالبی دارد: «بستگی به افرادی دارد كه سر كلاس‌ها حاضر می‌شوند. هرچقدر دانشجو تلاشگر باشد، كلاس فضای رقابتی بهتری خواهد داشت. به جنسیت هم مربوط نمی‌شود و ادعای این كه كلاس تك جنسیتی راندمان بالاتری دارد یا عكس ادعای نادرستی است.» قبلاً با موردی كه خانواده بعد از قبولی دخترشان اجازه ورود وی به دانشگاه را به دلیل حضور پسرها نداده‌اند برخورد كرده و از این بابت متاسف است، اما چاره را در فرهنگ سازی درست و ریشه‌ای می‌داند. خودش دخالتی نمی‌كند. عقیده دارد هیچ خانواده‌ای بد فرزندش را نمی‌خواهد. آنچه دكتر زمانی به كل با آن مخالف است، پایین بردن سن آموزش مختلط در كشور است. فضای پیش از دانشگاه را به همین شكل فعلی می‌پسندد و دلیلی جز حفظ حرمت خانواده نیز به میان نمی‌آورد.
یک استاد مهندسی الكترونیك دانشگاه شهید بهشتی معتقد است شناخت دختر و پسر از جنس مخالف تا وقتی محدود به خانواده –پدر و برادر برای دختر و مادر و خواهر برای پسر- باشد، نمی‌شود انتظار داشت بتوانند تصمیم درستی بگیرند. به عقیده او كنار هم بودن این دو در جامعه و در فضایی فرهنگی مثل دانشگاه كه هدفی والاتر را برای هر دو طرف تعریف كرده و آنچه آنها از یكدیگر می‌آموزند، مكمل این آموزش تخصصی ارائه شونده در كلاس خواهد بود، ضرورتی است كه نباید آن را ندیده گرفت. وی آسیب‌های اجتماعی مربوط به این امر را نیز رد نكرده و می‌گوید: «به هر حال نمی‌توانید از همه انتظار داشته باشید با عقل و منطق و كمالات به میدان بیایند. تربیت فرزندان ما به فضای خانوادگی آنها وابستگی شدیدی دارد. و چون میان خانواده‌ها اختلافات فاحش وجود دارد، اینكه توقع داشته باشیم بچه‌ها در مواجهه با هم واكنش‌های یكسان و عقلانی بروز بدهند كمی زیاده خواهی است.» این استاد دانشگاه رویارویی واقعی دختر و پسر را سالم‌تر و بهتر از رویارویی آنها در فضاهای مجازی می‌داند. او برای دختر و پسر در این برخورد واقعی فرصتی را می‌بیند كه در دنیای مجازی وجود ندارد. به عقیده او هردو طرف در دنیای مجازی به دروغ و تظاهر روی می‌آورند كه می‌تواند تا ابد ادامه بیابد. در دنیای حقیقی، این دروغ جایی باید متوقف شود. در واقع جایی به اجبار متوقف می‌شود. و این اتفاق درستی است. او كه خود پسری ده ساله دارد به نگرانی پدرانه خود درباره آینده او نیز اشاره كرده و از همین حالا اظهار می‌كند نگران آینده و ارتباط پسرش با جنس مخالف است. اما در عین حال تلاش می‌كند خود را برای آن روز آماده كرده و اجازه ندهد فرزندش با دیدن واكنشی نادرست از جانب او به سوی فاصله گرفتن از خانواده سوق داده شود. «چیزی كه الان وجود دارد را هم نمی‌پسندم. دختر و پسر به قول شما با هم در یك كلاس می‌نشینند، ولی این با هم بودن مثل جبهه جنگ به نظر می‌رسد. پسرها یك طرف، دخترها یك طرف قانون عجیبی است. به خصوص در این دوره كه بیشتر این بچه‌ها اصلا اگر به رویشان نیاوری به این چیزها دقت نمی‌كنند. همین اجبار برای جدا نشستن آنها را حساس می‌كند.» او اولین كسی است كه با پایین بردن سن این اختلاط جنسی در سیستم آموزشی موافق است. البته هزار پیش فرض و زمینه‌سازی و پژوهش را پیش نیاز این اقدام می‌داند. ولی در نهایت فكر می‌كند اگر این كنار هم بودن كنترل شده از سن كمتر اتفاق بیفتد، بسیاری از این آسیب‌های اجتماعی امروز نیز رخ نخواهد داد.



یکی از استادان دانشكده ادیان دانشگاه شهید بهشتی قبول ندارد كه جوانان تا پیش از دانشگاه زندگی خود را در یك فضای تك‌جنسیتی می‌گذرانند و ورود به دانشگاه اولین مرحله برخورد آنها با جنس مخالف است. او می‌گوید: «مگر تمام وقت یك دانش‌آموز در مدرسه می‌گذرد كه چنین ادعایی كنیم؟ آنها در خانواده و جامعه حضور دارند و می‌توانند با هر شرایطی این ارتباط و شناخت و كنار هم بودن را تجربه كنند.» از نظر ایشان زمان همه‌چیز را حل می‌كند و بنابراین نیازی به نگرانی نیست. وی عقیده دارد: «اگر قصد دانشجو درس‌خواندن و رسیدن به مدارج بالاست، نوع كلاس –تك جنسیتی باشد یا مختلط- نباید برایش فرقی كند. اگر هم غیر از این است كه اصلاً حضور او در فضایی عرفانی چون دانشگاه غلط است و به خودی خود هم از این فضا حذف می‌شود.» او شناخت دو جنس از یكدیگر را تا حدی مناسب شمرده و می‌گوید: «اما شناخت با ارتباط فرق دارد. اگر این دو فقط در صدد شناخت هم باشند، خوب است. اما اگر از این حد تجاوز كرد، وارد حیطه گناه خواهد شد. قطعاً هم مجاز به ادامه نیست. تازگی هم متاسفانه این اتفاق در دانشگاه رخ می‌دهد و همه چشم بر این ماجرا بسته‌اند. چون به هرحال جدا بودن كلاس‌های دخترانه و پسرانه در دانشگاه می‌تواند از بروز گناه جلوگیری كند.» این مدرس دانشگاه شهید بهشتی تا به حال تجربه حضور در كلاس مختلط را نداشته و اداره كلاس‌های تك‌جنسیتی پسرانه را بر عهده دارد.
یک استاد دانشكده سینما تئاتر، با كنار گذاشتن بحث علمی دانشگاه، شرایط دانشجو را بحرانی برشمرده و می‌گوید: «این جایی است كه هر قدم اشتباه می‌تواند مسیر زندگی‌ را تغییر دهد. بنابر این دانشجو نیازمند آموزش است. حتی در مساله برخورد با جنس مخالف.» او هم مساله فرهنگ‌سازی را به میان كشیده و خلاف دیگران این توقع را از دولت ندارد. به عقیده او فرهنگ‌سازی باید از دل خانواده‌ها كه اولین كانون پرورش جوان هستند آغاز شود. او نیز شناختی را كه در دانشگاه میان دو طرف شكل می‌گیرد موثر دانسته و تاكید می‌كند: «وقتی قرار باشد اینها چهار سال تحصیلی را در كنار هم درس بخوانند و تلاش كنند و رقابت داشته باشند، چیزهایی كه در برخوردهای اول تظاهر كرده‌اند یا درباره آن دروغ گفته‌اند، جایی رو شده و حقیقت ماجرا كشف می‌شود. نمی‌توانند كه چهار سال تمام برای هم نقش بازی كنند. برای همین این شناخت به نتیجه مناسب‌تری هم می‌رسد. نه اینكه نهایتش این باشد كه بالاخره هر كسی وارد دانشگاه شده با یكی از هم‌كلاسانش ازدواج كند. به این معنا كه وقتی دانشگاه را ترك می‌كند، شناختی عمیق درباره جنس مخالف خود پیدا كرده باشد و حالا دیگر بتواند درست تصمیم بگیرد. خوب را از بد، راست را از دروغ و واقعیت را از خیال تشخیص بدهد. قطعاً شما نمی‌بینید كسی در پایان چهار سال دانشگاه همچنان دنبال تحقق رویاهای نوجوانی باشد. حسن این ماجراست كه به بچه‌های ما دیدگاهی واقع‌بینانه می‌بخشد. با تمام خوبی‌ها و بدی‌هایی كه دارد. چون او هم باید بیاموزد چطور با اینها روبرو شود. چطور كنار بیاید. چطور ادامه بدهد.»
در بخش دانشجویی اختلاف عجیبی میان پسرها و دخترها در این زمینه بود. اغلب پسرها حضور دخترها را چندان قابل توجه نمی‌دانستند. ادعا داشتند به هرحال درس برای آنها مهم است و فرقی ندارد دخترها باشند یا نباشند. در مورد دخترها این موضوع كمی متفاوت بود. در حالی كه برخی به شدت از این فضا شاكی بوده و ترجیح می‌دادند فضا به همان شكل دبیرستانی و تك‌جنسیتی دخترانه بازگردد، برخی دیگر با تاكید بر اینكه به هرحال برای دختر دیده شدن و مورد توجه بودن بسیار مهم است، از كلاس مختلط استقبال می‌كردند. در مقابل پسرها عقیده داشتند چون تعداد دخترها چندبرابر آنهاست، اتفاقاً این حضور در كنار هم اعتماد به نفس را از آنها سلب كرده و باعث شده تا منزوی شوند.
در نهایت هیچ دانشجویی درباره شناخت حرفی نزد. به نظر نمی‌رسد كسی با آگاهی بر اینكه این فضا قرار است شناختی از جنس مخالف به او بدهد قدم در كلاس مختلط گذاشته باشد. اگر هم شناختی حاصل شود، نتیجه یك ناخودآگاه فعال است. هیچ دانشجویی بلافاصله به سوال‌ها پاسخ نداد. همه فكر می‌كردند. پاسخ‌ها همه با تردید بود. آنها كه حرف داشتند تكلیفشان با درس معلوم بود. یا به كل فضا را بی‌تاثیر می‌خواندند، یا آن را مناسب می‌دیدند. هیچكس نمی‌دانست چرا باید مزایا و معایب این كنار هم بودن مهم باشد. متعجب نگاهم می‌كردند و اغلب می‌پرسیدند: «چرا اینقدر وقت می‌گذارید برای بررسی مسایلی تا این اندازه حاشیه‌ای و بی‌اهمیت؟!» به نظرم این موضوع آنقدر برایشان بدیهی بود كه شاید هرگز باور نمی‌كردند هنوز هم خانواده‌ای باشد كه به دختر یا پسر خود اجازه ندهد بعد از سال‌ها تلاش و شب‌ها بی‌خوابی برای قبولی در كنكور، قدم به دانشگاه بگذارد تنها به این دلیل كه قرار است با پسر یا دختری غریبه هم‌كلاس باشد. تنها به دلیلی بسیار بی‌اهمیت و حاشیه‌ای كه بر حسب تصادف آینده فرزندانی را در این مرز و بوم دگرگون خواهد كرد.
نظرات [7]
سینا    جمعه، ۲ بهمن ۸۸ :: ۳:۰۱ بعدازظهر
کی گفته دانشگاه اسمش هم غرور میاره ؟ من که خوشبختانه نرفته پشیمون شدم و خلاص.
somayeh    جمعه، ۹ بهمن ۸۸ :: ۰:۳۰ صبح
درد ما اصلا این چیزا نیست.
سحر    جمعه، ۹ بهمن ۸۸ :: ۰:۰۸ بعدازظهر
درد ما و شما چیه؟!!
یاسمین    پنجشنبه، ۱۵ بهمن ۸۸ :: ۸:۱۹ بعدازظهر
بی دردی جانم . بی دردی.
حمید    چهارشنبه، ۲۱ بهمن ۸۸ :: ۴:۴۹ بعدازظهر
برای نویسنده: یه ذره منصفانه تر عمل کنید. در گزارش غیر علمی وجهت دار شما تقریبا هیچ کس موافق جدایی دانشگاهها نبود . در صورتی که قشر عظیمی از دانشجویان بنا به دلایل علمی و عقلی خواهان جدایی وتفکیک جنسیتی دانشگاه هستند. با تشکر
زهرا فرجی    شنبه، ۲۴ بهمن ۸۸ :: ۳:۱۸ بعدازظهر
برای حمید : منصفانه بودن بستگی به خیلی چیزها دارد. باید در دو هفته‌ای که برای تهیه این گزارش بین دانشگاه‌ها می‌دویدم همراهم می‌بودید تا متوجه می‌شدید در این فضاها هیچ کدام از آن قشر عظیمی که شما اشاره کرده‌اید حضور نداشتند. یا اگر هم داشتند حاضر به صحبت نبودند. این گزارش آنقدر سخت و دشوار به نتیجه رسید که اگر قرار بود هیچ اظهار نظر و دیدگاه شخصی از جانب نویسنده بروز داده نشود تکلیفش معلوم نمی‌شد. با اینهمه از اظهارنظر دور از انصاف شما هم پیداست که منصف بودن کاری بس دشوارتر از آن است که بشود به سادگی به آن دست یافت. پیشنهاد من به شما این است که بار دیگر و با دقت بیشتر گزارش را بخوانید تا دریابید که هیچ جهت گیری و جانب داری خاصی اعمال نشده و نگارنده تلاش کرده تمام آنچه را از همان معدود کسانی که حاضر به صحبت شدند به درستی نقل کرده و به نتیجه‌ای منطقی برساند. اگر گزارش‌گر بهتر و منصف‌تری هستید بسم‌اله. دخت ایران از اعلام آمادگی شما برای همکاری بسیار خوشبخت خواهد بود. سپاس.
کاظم    شنبه، ۱۵ اسفند ۸۸ :: ۵:۲۳ بعدازظهر
برای حمید: من دانشجوی دانشگاه امیرکبیر بودم. فضا همین طور است که گفته شد. سال اول فشارها برای تفکیک جنسیتی کم بود اما سال به سال افزایش یافت. طوری که وقتی می خواستن برای اردو ها قانون تصویب کنند گفتند همه اردو ها باید جدا باشد به جز اردوهای بسیج( البته سر این موضوع خیلی بحث شد یادم نیست آخرش چی شد ولی یادم هست که بسیج هر کار دوست داشت می کرد) این تفکیک فقط بچه ها را حساس کرد طوری که سال به سال شوخی های دو جنس با هم دیگر زننده تر میشد. دلیلش هم این بود که جایی برای ارتباط وجود نداشت برای همین در محیط های عمومی ارتباط برقرار می کردن. خلاصه هر سال اوضاع بدتر شد. این تجربه دوستانم بود که با تفکیک موافق بودن.
- تذکر: تنها نظرات فارسی درج می شود،لطفا دقت فرمایید.



اطلاعات شما ذخيره شود ؟
زهرا فرجی
info@dokhtiran.com
www.dokhtiran.com
آخرین شماره :
زنان و اعتیاد
در مطالعات روانشناسی آزمایشی انجام می‌دهند که در آن قورباغه‌ای را داخل قابلمه‌ای پر از آب معمولی می‌گذارند و قابلمه را روی شعله آتش قرار می‌دهند. قورباغه هیچ واکنشی در مقابل گرم شدن تدریجی آب از خود نشان نمی‌دهد تا اینکه پس از مدتی، وقتی متوجه خطر می‌شود که دیگر کار از کار گذشته و سیستم عصبی بدنش از کار افتاده است. قورباغه دیگر نمی‌تواند حرکت کند و به سرانجام محتوم خود تن می‌دهد. یک تصور غلط در مورد اعتیاد که گاه مانند یک دام عمل می‌کند، توهم «اعتیاد برای دیگران اتفاق می‌افتد!» است. همین تصور اشتباه مردم را از خطرات اعتیاد غافل کرده و بدتر از آن اینکه عده‌ای با این باور غلط که «من معتاد نمی‌شوم.» برای تفریح به سراغ مخدرات می‌روند و بعد از مدتی به ناگهان می‌فهمند که دچار چه مصیبتی شده‌اند.

اعتیاد... چرا و چگونه؟!
در ارتباط با اعتیاد باید ساده‌انگاری و ساده‌اندیشی را کنار گذاشت. بسیاری از افرادی که ادعا می‌کنند اعتیاد موضوع پیچیده‌ای است، نگاهی ساده و معمولی به این موضوع دارند و بعنوان یک معلول به آن حمله می‌کنند.

فرشته‌هایی برای نجات
بررسی وضعیت فعالیت نهادهای مسئول در موضوع اعتیاد

وقتی «عقل» تعطیل می‌شود!
چرا زنها معتاد می‌شوند؟

از تریاک تا آمفتامین
بررسی اعتیاد در زنان

شتری كه نباید سوار شد
مخدر در جهان مدرن با ظاهری آراسته به میان جمع می‌رود. نیازی به منقل و وافور و ژست‌های آن چنانی نیست. می‌تواند به اندازه یك دارو مفید به نظر برسد.

سیگار نشانه شخصیت شماست!
«برای اونایی که هنرمندند، برای اونایی که دقیق‌اند، برای اونایی که روشنفکرند، برای اونایی که خوش‌تیپ‌اند... سیگار کنت!"

ترس از سوسك و اعتیاد در زنان
در برخورد با یك زن معتاد چه رفتاری می‌كنیم؟
الف- سلام می‌كنیم
ب- چشمك می‌زنیم
ج- پیشنهاد ازدواج می‌دهیم
د- همه موارد


اعتیاد زنانه
اعتیاد زنانه

به همین سادگی
خلاصه: در زیر نمونه‌هایی از انواع اعتیاد را به سمع و نظرتان می‌رسانیم كه اگر خدای ناكرده مبتلا به یكی از این انواع هستید، آگاه شوید و با خودتان كنار بیایید.

فقط و فقط به خاطر...!
«به شوهرم گفتم به خاطر اینکه پای این و آن به خانه‌مان باز نشود، حاضرم پا به پای او مواد بکشم. شوهرم ازپیشنهادم به گرمی استقبال کرد، به این ترتیب من به بهانه نجات شوهرم زندگی‌ام را باختم.»

خود غلط بود...
نگاهی به جثه ریز مچاله شده كنار دیوار انداخت. فكر كرد شاید اگر آنهمه خاطره را می‌شد به یكباره از ذهن پاك كرد، این موجود نحیف اولین چیزی بود كه از مغز و دل و زندگی بیرونش می‌كرد.

ذغال خوب
دو چیز بی‌تاثیر نبوده؛ ذغال خوب و رفیق بد! بله امان از رفیق بد که سیگار را داد دستمان و گفت بکش، بقیه‌اش با من! من اینطوری نبودم که پلنگی بودم برای خودم. امان از...

تبليغات:
باشگاه سمن
گروه تی تی آرا
شبکه ایران زنان
خبرخوان اینترنتی
جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

نام و نام خانوادگی:
موبایل:
ایمیل شما:
بازديد امروز:240
بازديد ديروز: 330
بازديد از ابتدا:182274
بازدید کننده :
بازدید کننده آنلاین: 6