سالهاست حضور در كلاسهای آمادگی كنكور برای تضمین موفقیت در این آزمون نه تنها مرسوم، كه به امری ضروری و غیرقابل اجتناب تبدیل شده است. خانوادهها به هر ترتیب كه هست هزینه شركت در این دورهها را برای فرزندان خود میپردازند. ضمن آنكه كلاسهای آموزش زبان، آموزشهای هنری و بالاخره آموزشهای ورزشی هم به قوت خود باقی است. بدیهی است كه هر پدر و مادری دوست دارد فرزندش به بهترین آموزشها مجهز باشد و بتواند آیندهای هرچه درخشانتر را برای خود رقم بزند.
اما برای نیل به همین اهداف ساده هم دقت و توجه موشكافانهای میشود كه مبادا این كلاس یا آن یكی شرایط مناسبی برای حضور نسل نوجوان را نداشته باشد. مبادا او را به سمت و سویی سوق بدهد كه او را از پدر و مادر و تربیت مورد پسندشان دور كند. مثل دورهای كه والدین از حضور فرزندان در دانشگاه هراس داشتند، تنها به این دلیل ساده كه دانشگاه جوانها را عوض میكرد. به آنها خط سیر فكری میداد. جوانی كه وارد این محیط میشد دیگر حاضر نبود در برابر امر پدر و مادر كمسواد یا بیسواد خود سر خم كند.
حالا والدین باید نگران این باشند كه كدام موسسه بهترین فضای آموزشی، بهترین مدرسین و كارآمدترین شیوه آموزشی را ارائه كرده و در عین حال مناسبترین شهریه را طلب میكند. من به عنوان مادری كه یكی از همین جوانان تازه دانشجو را در خانه دارد، خوب میدانم گذر از این مراحل چه كابوسی است. بنابراین با همین مقوله آغاز كردم، چون شباهتی بسیار قابل توجه با موضوع اصلی این گزارش دارد كه مربوط به برگزاری جلسات خانگی خانمها و موارد مالی مربوط به آن است.
خانمهای جلسهای برای شركت در این جلسات، طرح مباحث، تفسیر قرآن و روضه/مولودیخوانی نرخی دارند. درست مثل همین دورههای آمادگی كنكور. و باز مثل آنجا كه اساتید شناختهشده و باتجربه هزینههای بالاتری دارند، اینجا هم عدهای از خانمها كه تحصیلات بالاتری دارند شرایط ویژهای برای حضور پیدا میكنند كه البته تنها به بالا بودن نرخ حضور خلاصه نمیشود. گاهی لازم است اتومبیلی برای رساندن خانم به جلسه فرستاده شود و بعد هم او را به خانه برگرداند. گاهی لازم است تضمین كنند كودكی میان حضار نخواهد بود. گاهی هم وجود وسایل صوتی خاصی شرط قرار میگیرد.

خانم كریمی كه ادعا میكند برگزاری جلسات زنانه در خانهاش قدمتی سی ساله دارد و همه نوع خانم جلسهای دیده است. میگوید: «برخی همان لحظه كه دعوت میشوند قیمت را میگویند كه اگر صاحبخانه قادر به پرداخت نیست، وقتی هدر نشود. برخی حرف از پول نمیزنند، اما وقتی آمدند و جلسه برگزار شد و پاكت پول را گرفتند، شروع به گلایه میكنند كه این كم است و اگر میدانستم نمیآمدم و... در نهایت هم بعد از كلی خجالت دادن به صاحب مجلس، پاكت را پس میدهند و بنای قهر میگذارند كه طرف را مجبور كنند چیزی به مبلغ اضافه كرده و به هرحال كدورت را از دلشان دربیاورد.» برایم سوال میشود كه چرا خانم كریمی جلسات را با خانمهای مختلف برقرار میكند. پاسخ میدهد: «وقتی سی سال صاحب مجلس باشی، لازم است گاهی تنوع ایجاد كنی كه تعداد حاضران آب نرود. من هربار كه كسی خانمی را معرفی كرده، دعوتش كردهام. گاهی نتیجه خوب بوده و این حضور برای چندبار دیگر هم ادامه یافته، گاه به همان یك نوبت خلاصه شده است.» وی مزیت چنین شیوهای را در این میداند كه میشود بر اساس آن میان خوب و بد فرق قائل شد و ارزش خوب را فهمید. چندان هم نگران مبلغی كه باید بدهد نیست. به قول خودش از 2000 تومان داده تا جلسهای 150٫000تومان. ادعا میكند رقمهای بالاتر هم شنیده، اما تا به حال خودش به كسی بالاتر از این پرداخت نكرده است.
خانم سعادت، ساكن تهرانپارس هم شرایطی شبیه به خانم كریمی دارد، با این تفاوت كه در طول تمام این سالها حاضر نشده كسی غیر از حاج خانم بهجتی را به خانهاش راه بدهد. او عقیده دارد: «وقتی برپاكننده مجلسی باشی به این معناست كه مسئول آنچه در این مجلس به دیگران گفته میشود هستی. حق نداری هركسی را دعوت كنی. حق نداری هر تفسیر و حدیث نامعتبری را به خورد مخاطب بدهی. چون مسئول هستی. من هم كه آنقدرها آگاهی ندارم و نمیتوانم گفته تمام آدمها را بسنجم، پس چه بهتر كسی را كه میشناسم، پیشینهاش را میدانم و مبلغ حضورش هم برایم مناسب است دعوت كنم كه خیالم از هر جهت آسوده باشد و به هوای ثواب، به گناه نیافتم.»
خانم حضرتی ساكن اكباتان فكر میكند دعوت كردن خانمهایی كه از پیش مبلغ معینی را طلب میكنند كار درستی نیست: «كسی كه در راه خدا قدم برمیدارد، اگر خالصانه عمل كند، نیازی به این درآمدها نخواهد داشت. من اصولاً سالی یكی دو نوبت بیشتر مجلس ندارم. هزینهاش هرچقدر هم بشود برایم توفیر چندانی نمیكند. اما اینجا بحث پول مطرح نیست. بحث این است كه وقتی كسی برای ارشاد دیگران و آگاه كردنشان نسبت به آنچه خداوند فرموده پول بخواهد، یعنی خلوص نیت را از دست داده است و اعتمادی به گفتههایش نیست. حالا میخواهد بهترین سخنور دنیا هم باشد. من دعوتش نمیكنم!»
میان خود خانمهای جلسهای بحث به شكل دیگری مطرح است. آنها كه مبلغ تعیین نمیكنند، معمولاً كسانی هستند كه از سوی دفاتر مساجد اجازه رسمی برای تشكیل جلسه دارند. نه به این دلیل كه مسجد به لحاظ مالی كمكی به آنها بكند، بلكه چون هدف و روش و اصول مشخصی برای این دسته تعریف شده است، هرچه صاحبخانه بدهد را بی چون و چرا میپذیرند، حتی اگر رقم بیمعنایی باشد. در واقع آموزش دیدهاند برای كاری كه میكنند، رقم پولی تعیین نكنند.
عده دیگر كه اذن تشكیل جلسه را بابت داشتن تحصیلات مربوط حوزوی یا دانشگاهی به خود دادهاند، چند دستهاند. اول آنها كه اصلاً اگر پولی به ایشان تعارف شود، ناراحت میشوند و در نهایت هم با بخشیدن پول به خیریه سر و ته ماجرا را هم میآورند. دوم آن دسته كه مبلغی مشخص دارند و هرجا دعوت شوند همان را میگیرند. و بالاخره دستهای كه بنابر آنچه در جلسه مطرح خواهد شد یا بنابر زمانی كه قرار است اختصاص دهند یا بنابر منطقهای كه دعوت میشوند قیمت تعیین میكنند.
آنچه مسلم است اینكه انتخاب سخنور برای مجالس زنانه كاملاً سلیقهای است. هیچ معیار درستی وجود ندارد. در واقع از یكی به دیگری متفاوت است. همهچیز هم به صاحب مجلس بستگی دارد كه سخنور خشك و رسمی بخواهد یا خوشرو و عامی، تفسیر بخواهد یا بحث روز، روضه مهمتر باشد یا خواندن دعا... چون هرچه او بخواهد، همان میشود. مساله فقط انتخاب است. به همین مورد هم خلاصه نمیشود. این روزها تقریباً در تمام تار و پود زندگیمان تنیده شده و راه گریزی از آن نیست. اصلاً چرا راه دور برویم؟ مگر در پرداخت هزینههای دیگر معیاری وجود دارد كه در این باشد؟! از خرید ساده تنقلات رنگارنگ و وسوسهكننده بگیر تا پوشاك و كفش و كیف و لوازم التحریر و تا همین شهریههای كلاسهای آموزشی كنكور و هنر و ورزش، بالا و پایین و شرق و غرب بودنشان در شهر با هم فرق دارد. حالا گیرم خانمهای جلسهای هم تكنرخی شدند، چیزی از اصل ماجرا عوض میشود؟!