حالا تب سریالبینی مربوط به تولیدات داخلی نمیشود. بعد از سریال گمشدگان - Lost- و فرار از زندان – Prison Break- و 24 و... که به شکل سیدی و دیویدی وارد خانهها شدند، نوبت به شبکه فارسی وان رسید که با سیاستی معلوم، اقدام به پخش سریالهای خارجی با دوبله -بد- فارسی میکند. گذشته از این که هر کدام از سریالهای این شبکه به نوبه خود جای بحث دارند و تقریبا در تمام آنها از خانواده سنتی شکلی منفی ارائه شده و در عوض خانوادهای با ساختار جدید به عنوان جایگزین ارائه میشود، سریال ویکتوریا جایگاهی خاص به خود بخشیده که بد ندیدیم آن را محور موضوعی قرار داده و در مورد آن با تماشاگران این سریال گپ بزنیم. حاصل ماجرا آنقدر جالب و دور از تصور بود که این حد جوزدگی و سادهانگاری بعضی مردم موجب تاسف شد.

تماشاگران ویکتوریا و دوستداران این زن جاافتاده و سرزنده و عاشق، نظرات خود را در مورد نکات مثبت و منفی این مجموعه با من در میان گذاشتند که خلاصهای از این نظرات را در ادامه میخوانید. اما آنچه مسلم است و برای من بعد از تهیه این گزارش روشن شد، این است که مدیران رسانه ملی ما اگر میدانستند چه قدرت عجیبی در دست دارند و چه استفادههای نابی که نمیشود از آن کرد، شاید هرگز اینقدر سهلانگارانه با این قدرت برخورد نمیکردند.
اختر رفیعی 52 ساله، خانهدار، ساکن تهران: ویکتوریا را دوست دارم چون به من حس جوانی میدهد. از وقتی این مجموعه را تماشا میکنم، یاد گرفتهام خودم را آنقدرها دست کم نگیرم. همین برایم کافی است.
سمیه دلدار عراقی، 19 ساله، دانشجوی علوم آزمایشگاهی، ساکن تهران: توقع دارید وقتم را با تماشای سریالهایی تلف کنم که مدام در آن زن و شوهرها به جان هم میافتند و هرچه از دهانشان درمیآید به هم میگویند؟ راستش این اواخر آنقدر زنان سریالهای داخلی رفتارهای عجیب دارند که آدم از خودش خجالت میکشد. کجای زندگی ما شبیه اینهاست؟! واقعا الان در جامعه زنها هستند که حرف اول را در همه جا میزنند؟! ویکتوریا هرچه نداشته باشد، این حسن را دارد که به من یاد میدهد زندگی یعنی باورکردن قابلیتهای خودم، بدون اتکا به حضور دیگران.
نادر سهیلی، 33 ساله، کارمند بانک، ساکن یزد: خودم تماشاگر ویکتوریا نبودم. اما همسرم جزء به جزء ماجراها را برایم تعریف میکرد. حتی دقیقتر از خود سریال! به نظرم طرفداری خانمهای خانهدار از این مجموعه بابت این است که ویکتوریا توانسته بود، دل مردی بسیار جوان را ببرد. اصولا خانمها از این مسایل دلگرم میشوند.
بهنوش فراهانی، 35 ساله، مدیر آموزشگاه زبان، ساکن مشهد: کنجکاو بودم بدانم چه خبر است. وگرنه اصلا نه داستان مناسب بود و نه تاثیری که بر تماشاگر میگذاشت. این نوع تعریف از ساختار خانواده را دوست ندارم. موقع پخش سریال وقتی میدیدم مادرم همه ما را میگذارد و میرود تا در اتاق، به تنهایی ویکتوریا ببیند، حس میکردم یک جای کار مشکل اساسی دارد.
مهران بخشی، 58 ساله، کارمند آموزش و پرورش، ساکن همدان: ویکتوریا مایه بیچارگی ما بود. خدا را شکر که تمام شد. حداقل دیگر اهل خانه بهانه فلان بلوز و فلان شلوار خانوم ویکتوریا را نمیگیرند!
مهدیه حسین زاده، 28 ساله، دانشجوی روانشناسی، ساکن تهران: آسیبشناسی مجموعه ویکتوریا تماما برمیگردد به خلا فرهنگی موجود در جامعه؛ سانسورهای کلامی که حتی ما را از گفتن دوستت دارمهای ساده به هم نیز بازداشته است. من وقتی در نسل جوان هم این خلا را میبینم نگران میشوم. چه برسد به نسلی که مثل ویکتوریا سنی از او گذشته و حالا تشنه آن است که کسی به او یادآوری کند که بالا رفتن سن و سال دلیل بر بیارزش بودن هویت و وجودش نیست.
طرلان کلهری، 42 ساله، خانهدار، ساکن کبودر آهنگ: در خانه ما شوهرم این سریال را تماشا میکرد. مدام هم سرکوفت میزد «چرا شما زنها منتظرید این و آن بهتان بگویند چقدر دوستداشتنی و با ارزش هستید؟ واقعا خودتان نمیفهمید بعضی از این حرفها هیچ ارزشی ندارد؟!» بعد هم که در پایان سریال ویکتوریا به جای شوهر سابقش، زندگی در کنار عشق را انتخاب کرد، کل مجموعه به نظرش مزخرف شد با آن «پایانبندی مسخرهاش!» بالاخره هم ما نفهمیدیم ویکتوریا باشیم بهتر است یا نباشیم!
زهرا بحرینی، 15 ساله، دانش آموز، ساکن اهواز: ویکتوریا را دوست دارم. چون به من یاد داد عشق ارزشی خیلی بیشتر از اینها دارد و بد نیست اگر آدم برایش فداکاریهای بزرگ هم بکند. آخر سریال خیلی خوشحال شدم که ویکتوریا ماندن با جرنیمو را انتخاب کرد. من هم دوست ندارم کسی برای دل بستنم به دیگری حدود تعیین کند.
روژین صادقی، 18 ساله، دانش آموز، ساکن کرمانشاه: هنوز تکلیفم با این سریال معلوم نیست. تصورم از عشق و ازدواج را کاملا به هم ریخته است. باید بیشتر فکر کنم.
سینا رازانی مطلق، 22 ساله، سرباز وظیفه، ساکن بوشهر: اتفاقا بهترین نکته مجموعه این بود که تاکید میکرد برای عاشق شدن اختلاف سنی و طبقاتی و این چیزها ملاک نیست. زمانه عوض شده و دیگر نباید روی ارزشهای کهنه تاکیدگذاری کرد.
جهانگیر م.، 48 ساله، ساکن بندر انزلی: تا وقتی سریالهای خودمان فقط این باشد که یکی کلاه آن یکی را برداشته و آن یکی میخواهد دارایی این یکی را بالا بکشد و برادر به برادر رحم نمیکند و این حرفها، من ترجیح میدهم داستان عشقی ویکتوریا را دنبال کنم.
و اینکه داستان مردم تا کجا ادامه خواهد یافت با شما...
با خودم فکر میکنم کنار نقد ویکتوریا باید کمی به مردم درست فکر کردن و درست زنگی کردن را یاد داد. باورم نمیشود از این طرز فکر. مساله این نیست که نباید عاشق شد, یا حتما باید در قالب سن و سال خاصی عاشق شد, خانم ویکتوریا و امثالهم (خیلی عذر میخوام) چشمای کورشون رو باز کنن از اول درست ازدواج کنند‘ با عشق ازدواج کنن تا توی میانسالی تازه به این فکر نکنن که گوربابای خانواده و شوهر و بچهای که از سر بیشعوری من پا به این دنیا گذاشته! من باید برم دنبال عشقم! یه ذره چشمتون رو باز کنین! تا اینقدر دیر هویتتون رو پیدا نکنین!!!
سلام. اول جواب نظر قبلی رو بدم که لطفاً وقتی سریال رو از اول ندیدی نظر نده و دوم اینکه وقتی ادم ازدواج میکنه از 1 سال بعد خودش هم خبر نداره چه برسه به 20 سال بعد که میانسال میشه! بعد هم تآثیر عمیقی که ویکتوریا روی زنان ایرانی داشت و حس زندگی و شادابی که به آنها میداد رو عمراً تلویزیون ایران تو 30 سال برنامه مداوم نمیتونست بده. ویکتوریا نمونه کاملی از یک زن بود که میتونست وجود داشته باشه. لطفاً بیایم یه ذره برای احساسات دیگران ارزش قائل بشیم و این قدر راحت به هم توهین نکنیم. اگه ویکتوریا یه زن 45 ساله رو این قدر راحت خوشحال میکنه و اون رو یه ذره از مشکلات و درگیریهای روزمره خودش دور میکنه چرا فکر میکنید بده؟ به جای نقد کردن که کار هر روز ماست بیاید یه ذره نکات مثبت این سریال رو ببینیم و یاد بگیریم چطور زندگی کنیم.
به معصومه: بد نبود اگه برخی نکات مثبت رو میگفتی که ما هم بدونیم. به خصوص منی که این سریال رو ندیدم و کنجکاوم بدونم چه خبر بوده. ولی در کل فکر نکنم اگه ببینم یه زن میان سال شوهر و بچه دار عاشق یه مرد جوون بشه که جای پسرشه خوشحال شم!!! ترجیح میدم اوشین و هانیکو ببینم! حتا جومونگ!
ویکتوریا خیلی مزخرف نبود اما جامعه ما که فقط از یه بعد نگاه میکنن بد بود اینکه نشون میداد وقتی پدر که حکم ستون خانواده رو داره این چنین خانواده اش رو مورد بی ارزشی قرار میده پس دیگه نباید انتظار داشت بچه ها بهتر از پدر بشن این نکته ی خوبی بود اما متاسفانه همه خانمها در جمعشون از ویکتوریا حمایت میکردن و آقایون از انریکی و من به شخصه چند خانواده رو میشناسم که با الگو برداری از این شخصیتها زندگیشون تو همین مدت خراب شد. جالب اینجا که من هر وقت به دیدن پدرومادر شوهرم میرفتن اونا در حال فحش دادن بودن پدرشوهرم به ویکتوریا و مادر شوهرم به انریکی. واقعا تاسف باره.