برای ذخیره کردن این صفحه روی آیکون پایین کلیک کنید
مجله اینترنتی دخت ایران
شنبه، ۱ خرداد ۱۳۸۹
خانه مکانیزه
دیگر امروز امکاناتش به طور کلی فراهم است. برای شستن ظرفها می‌توانید از ماشین ظرفشویی استفاده کنید، غذاها را به عهده مایکروفر و غذاساز بگذارید و ته منوی رستوران محل را دربیاورید. ماشین لباسشویی و توستر و امثالهم هم دیگر قدیمی شده‌اند. حتی اگر کمی وارد (شما بخوانید زرنگ) باشید می‌توانید به جایش یک روبات بخرید. هم می‌تواند بشوید، هم بسابد، هم خشک کند، هم بچه نگهدارد، نان بگیرد و کلی کارهای دیگر.
پس دیگر احتیاجی به شخصی به نام «خانه دار» نیست. یعنی از اول هم که بوده، اشتباه بوده. بر اساس نیازهای روز بوده. الان اگر کسی در فرم اطلاعات خانوارش شغل بانوی خانه را «خانه دار» بزند کسر شأن است. شما بزنید شغل آزاد. کی به کی است. نمی‌آیند که تحقیق کنند. منتهایش کلاس دارد. شأن اجتماعی می آورد کلی. باور نمی‌کنید؟ می‌توانید شرح همه این موضوعات را از زبان دکتر ابراهیم فیاض، دانش آموخته حوزه و دانشگاه بپرسید. شخصی که کارشناسی ارشد «مردم شناسی» و دکترای «ارتباطات» دارد و در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران جامعه‌شناسی تدریس می‌کند. او درباره شأن خانه‌داری بیشتر برایمان می‌گوید.
فکرهای قدیمی شده؛ فکرهای جدید...
این که دیگر خانه داری قدیمی شده و باید به جایش جایگزین‌ها را فعال کرد، فکری است که خیلی از ماها در جامعه با آن دست به گریبانیم. تفکری که به اعتقاد دکتر فیاض، نتیجه مدرنیسم یا تجدد است: «در زمان پهلوی، تفکر مردسالار در خانه‌ها حاکم بود. خانمها نقش خود را در خانه ایفا می‌کردند و اصلا با بیرون خانه کاری نداشتند. با پیروزی انقلاب اسلامی کم کم این نقش‌ها پررنگ‌تر شد. اما نه به شکل جدی. تا پایان دولت آقای هاشمی هم ما به صورت جدی شاهد حضور خانم‌ها در جامعه نبودیم. اما از زمان دولت آقای خاتمی، جامعه وارد فاز روشنفکری شد و کم‌کم دخترها وارد دانشگاه شدند و زن در جامعه نقش پذیرفت.»
تعیین نقش زن در جامعه و فراموش کردن تعیین نقش زن در خانه، موضوعی است که به اعتقاد دکتر فیاض، کم‌کم باعث انقلاب جنسی و تبدیل زن به یک موجود کاملا خارج از خانه می‌شود. موضوعی که بنیان خانواده را به شدت مورد تهدید قرار می‌دهد.
وقتی از استاد دانشگاه تهران می پرسم آیا این برای جامعه ما خطرناک است پاسخ می‌دهد: «بستگی دارد معیارتان چه باشد؟ اگر معیار آزادی زن باشد، نه خطرناک نیست! اتفاقا خیلی هم خوب است. ما همان راهی را می رویم که غرب سالها پیش تجربه کرده است. خانواده ضعیف می‌شود، رشد اقتصادی بالا می‌رود و پس از آن رشد جمعیت منفی می‌شود. بعد از آن هم باید شاهد ورود نیروی کار از خارج کشور و از لجام گسیختگی جنسی در کشور باشیم.»



اما تحلیل این موضوع با ملاک قرار دادن تقویت خانواده تا حدودی متفاوت می‌شود: «اگر ملاک این باشد که خانواده اهمیت داشته باشد، مسلما خطرناک است. چون زن و مرد سر کار هستند و زن بیش از این که با شوهرش باشد، با مرد همکار خودش معاشرت دارد. پس آن 3 زمانی که قرآن کریم برای خلوت زن و شوهر ذکر می‌کند، اتفاق نمی‌افتد و کم‌کم بنیان خانواده سست می‌شود.»
البته وقتی به دکتر فیاض می‌گویم این طور که پیداست، کلیت سیاستهای نظام برای تحکیم بنیان خانواده است، به حرفم معترض می‌شود و می‌گوید: «کجاست؟! در زمینه حرف یا عمل؟! شعار دادن که کاری ندارد. تحکیم کدام خانواده؟ خانواده نیاز به خانه دارد.»

خانه داری بی کلاس است آیا؟
«اینها همه‌اش حرف است. من در دانشکده علوم اجتماعی با هزاران دانشجو سر و کار دارم و از آنها درباره این موضوعات می‌پرسم. هیچ کدام از این حرفها دغدغه جوانان ما نیست.»
این جواب قاطعی است که دکتر فیاض به سئوال من می‌دهد. سئوالی که حتی دکتر نمی‌گذارد جمله‌اش کامل شود. او مطمئن است که این حرفها برای بی‌ارزش جلوه دادن خانه‌داری، تنها یک ژست است و زن‌ها در اصل خانه را به کار در بیرون ترجیح می‌دهند.
دکتر فرید فدایی، روانپزشک، در گفتگویی که در بهمن 85 با روزنامه سلامت انجام داده است، این تفکرات را حاصل تقلید ناشیانه ایرانی‌ها از سبک زندگی غربی می‌داند: «در كشورهای اروپایی و آمریكایی به علت شرایط ویژه اجتماعی از قبیل تغییر نظام خانواده، صنعتی شدن و وجود سرویس‌های اجتماعی برای كودكان، وضعیت زنان آنها با زنان ما متفاوت می‌شود. در جوامع اروپایی و آمریكایی چنانچه زنی به امر خانه‌داری بپردازد، وضعیت لوكس و تجملی پنداشته می‌شود كه همه استطاعت آن را ندارند، در حالی كه در ایران مساله تنها تقلید ناشیانه از ظواهر زندگی غربی است.»
فدایی، کار کردن زنان در کشورمان را با توجه به ساختارهای فرهنگی و اجتماعی، چیزی جز ضرر نمی‌داند؛ چون علاوه بر عدم علاقه زن برای کار، هزینه‌های جانبی و هزینه فرصت‌های ایجاد شده برای زن شاغل، بسیار بالاست.



زنی که خانه را دوست... دارد!
از دیگر اعتقادات راسخ دکتر ابراهیم فیاض، می‌توان به عبارت «زن ِ خانه دوست» اشاره کرد. موضوعی که به حکم مشاهدات عینی دانش آموخته دانشگاه امام صادق(ع) برای او یک امر ثابت شده است: «در طول تاریخ بشر، زنها خانه‌ساز بودند. شهرها را زنها ساختند. اصلا میل به یکجانشینی در زن‌ها بیشتر از مردها تبلور داشته و مردها بیشتر کوچ نشین بودند. من اطمینان دارم که اگر زن از نظر اقتصادی تأمین شود و اختیارات لازم را برای یک زندگی امروزی داشته باشد، خانه را به کار در بیرون ترجیح می‌دهد. یا نهایتا به یک کار جزیی و پاره وقت راضی می‌شود.»
دکتر فیاض بارها از دخترهای دانشجو پرسیده است که آیا حاضرند سرکار بروند و کارهای منزل را مرد خانه انجام دهد؟ دانشجوهای دختر هم همگی جواب منفی داده‌اند.
او بارها هم از دانشجوهای پسر پرسیده است که آیا حاضرند با دختری ازدواج کنند که خانه‌دار باشد؟ همگی به اتفاق با این موضوع موافق بوده‌اند.
استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران می‌گوید: «دخترها شغل‌ها و صندلی‌های خالی دانشگاه‌ها را اشغال می‌کنند و آن وقت انتظار دارند به موقع و مناسب هم ازدواج کنند. چنین چیزی ممکن نیست. اگر دخترها زود ازدواج کنند، حتی بسیاری از آنها تمایلی برای شرکت در کلاسهای دانشگاه ندارند و ترجیح می دهند خارج از محیط دانشگاه به سطح تحصیلاتشان بیافزایند.»

به جز آموزش، چه باید کرد؟!
این قدر موضوع آموزش را در هر گزارشی مطرح کرده‌ایم که خودمان آن را به صورت راهکار پیش فرض، حذف می کنیم! اما راههای دیگر برای ترویج فرهنگ خانه داری بین دختران و زنده کردن روحیه حفظ خانه در بانوان، از دیدگاه دکتر فیاض این‌هاست: «باید شغل‌های خانگی ایجاد کرد. صنایع دستی، کارهای رایانه‌ای، کارهای فرهنگی و آموزشی و امثال آن، راههایی است که می‌تواند به بانوان برای نرسیدن به سراب شغل کمک کند. سرابی که هر چه بالاتر می‌آیند، به نبودنش بیشتر ایمان می‌آورند.»

روبات خانه دار
اما در نهایت به جای همه چیز که بتوانید جایگزین بیاورید و همه چیز را هم که مکانیزه بکنید، هیچ وقت نمی‌توان مهر و محبت را با یک روبات خانه‌دار تجربه کرد. تربیت فرزندان، رسیدگی هوشمندانه به امور خانواده و به طور کل مدیریت خانواده، تنها و تنها به دست یک نفر می‌تواند اجرایی شود: کدبانوی خانه.

ذخیره شده از:
http://www.dokhtiran.com/report/000119.php