«نمیخواستم اینطوری بشود. مطمئن بودم این اتفاق ممکن است برای هر کسی جز من بیافتد. خودم را میشناختم. میدانستم برای چه دارم مصرف میکنم. میدانستم هدفم خماری و نشئگی نیست. وقتی اولین بار مصرف کردم، امتحانم را عالی دادم! باورم نمیشد اندازه کل سالهایی که امتحان دادم تمرکز داشتم. هر چقدر هم که خواستم بیدار ماندم و درس خواندم. کمکم برای همه امتحانها از آن استفاده کردم. بعد از یک مدت دیدم بقیه اوقات تمرکزی را که باید ندارم. فکر کردم چرا فقط شبهای امتحان؟ یک موقع قرار کاری دارم، یک وقت باید بروم بیرون از خانه و خستهام. گذشت، تا دیدم به کل اعتیاد پیدا کردم. بدن درد، اعصاب به هم ریخته، طرد شدن از طرف خانواده و کلی مصیبت دیگر ارمغان و یا شاید مجازات اعتیاد بود. بله! معتاد شده بودم. الکی الکی. خودم هم باورم نمیشد!
کمکم بواسطه یکی از دوستان دوران دبیرستانم با یکی از این مراکز ترک اعتیاد آشنا شدم. سه بار تلاش کردم و بالاخره توانستم ترک کنم. اما فقط اعتیاد بود که ترک شد. هنوز مجبورم عوارض مصرف مواد، ضربههای روحی، خانوادهای که دیگر جور دیگری بهم نگاه میکنند، تحمل کنم.»
اینها قصه نبود. حرفهایی بود که سمانه برایم گفت. دانشجوی ترم 4 مهندسی معماری دانشگاه تهران. راستش را بخواهید، خودم هم باورم نمیشد. ولی واقعیت داشت.
بعد از شنیدن حرفهای سمانه، تصمیم گرفتم اول از همه دلایل اینکه چرا فرد سالم رویه زندگیش را تغییر میدهد و به اعتیاد رو میآورد را بررسی کنم. از اینرو با خانم کریمی، کارشناس روانشناسی خانواده درباره دلایل اصلی اعتیاد زنان به گفتگو نشستم.
تاثیرات مردان بر اعتیاد زنان
در بسیاری از خانوادهها، پدر خانواده سیگار را از روی عادت - که به گمانم واژه مناسبترش همان اعتیاد باشد- مصرف میکند و ابایی از انجام این کار در مقابل افراد خانواده و فرزندان خود ندارد.
کریمی درباره این موضوع بیشتر حرف میزند: «در چنین شرایطی، فرزند این خانواده ممکن است در دوران نوجوانی که دوران بسیار حساسی برای هر فرزندی است، از روی کنجکاوی هم که شده یکی از مواد مخدر را امتحان کند و عمری را درگیر اعتیاد بگذراند. گاهی هم مشکلات و فشار مالی و روحی تاثیرات خود را روی زنان خانواده میگذارد. در این نوع خانواده زن نیز همچون مرد بدون آگاهی و تنها برای کسب آرامش به مواد رو میآورد. البته در زنان متاهل بیشتر مشکلات عاطفی و یا مشکلات مالی سبب اعتیاد میشود. به عبارتی دیگر سیگار یا هر مواد مخدر دیگر، پناه خیالی برای ذهن پریشان و درماندهشان شده و با استفاده از آن روح خود را تسلی میدهند.
داروهای آرامبخش!
بله! داروهای آرامبخشی که برای بسیاری از خانمها تجویز میشود نیز نوعی مخدر است. تصور نکنید تنها سیگار و هروئین و امثال آن مواد مخدر هستند و میتوانند شما را در دام خود گرفتار کنند. ترکیبات بسیاری از آرام بخشها و مسکنها نیز به گونهای است که با مصرف زیاد فرد را معتاد میکند.
ضعف اعتماد به نفس
چرا هر قدر که سعی در انجام این کار دارم به هیچ نتیجهای نمیرسم؟
چرا به من توجه نمیکند؟
چرا نمیگوید دوستم دارد؟ لابد دیگر دوستم ندارد!
چرا مشکلاتمان بر طرف نمیشود ؟
و صدها چرای دیگر که پاسخی برای شان نمییابد!
خانم کریمی درباره ضرر پاسخ ندادن به این چراها میگوید: «آنقدر سئوالها در ذهن تلنبار میشوند تا فرد تمامی استعدادها و موفقیتهای زندگیشان را فراموش کند و خود را در برابر همه چیز ضعیف و ناتوان تصور کرده و ناخودآگاه به اعتیاد روی آورد.»
سن اعتیاد در زنان
متاسفانه آمار و شواهد نشان میدهد که سن اعتیاد در زنان بسیار پایین آمده است. میانگین سنی 17 تا 40 سال! یک دختر 17 ساله که قاعدتا باید مشغول به تحصیل باشد، در مدرسه و از طریق دوستانش در دام اعتیاد گرفتار میشود و این شاید به معنای یک بحران باشد.
«انتخاب دوست، وجود مشاور مناسب میان دختران نوجوان و خانوادههای آنان، درک متقابل و یا سعی به اعمال درک متقابل همه و همه عواملی هستند که برای یک دختر کم سن و سال بسیار بسیار موثر است تا از اعتیادش جلوگیری شود.» خانم کریمی ادامه میدهد که در این میان، شکستهای پی در پی در روابط عاطفی هم بیتاثیر نیستند: «عموما روابط عاطفی که در دوران نوجوانی میان دختران و پسران اتفاق میافتد روابطی بیسرانجام است. روابطی که غالبا هیچ آغاز و پایانی ندارد. اما فرد در خیالاتش بهترینها و ایدهآلترینها و رویاهایش را میبیند که با فرد مقابلش به حقیقت پیوسته است و ناگهان با از هم پاشیدگی رابطه ضربه بزرگی را متحمل میشود.»
واقعبینی و کنترل روابط اجتماعی و حفظ حریمها میتواند راهحل مناسبی برای پیشگیری از وقوع چنین مسائلی باشد. در صورت وقوع چنین مسائلی، صحبت کردن با یک مشاور و کنترل روحی توسط خود شخص میتواند تسکینی برای شرایط بحرانیاش باشد.
یک پیشنهاد: یک نه بگو و خلاص!
در بسیاری از موارد دیده شده است که فردی به مهمانی یا مصرف مواد مخدر یا شرکت در انجام کار خلافی دعوت شده است و تنها از روی عدم اعتماد به نفس کافی و عدم قدرت «نه» گفتن در چالهای افتاده که خودش هم باورش نمیشده است.
«اینکه در مقابل تعارف یک سیگار بتوانیم نه بگوییم، نه تنها یک استعداد خاص نیست، بلکه یک واکنش عاقلانه است که اگر کمی با خود و اطرافیانمان بی رودربایستی برخورد کنیم میتوانیم از پس آن بر بیاییم.»
لاغری در یک هفته!
واقعا کدام آدم عاقلی چنین چیزی را باور میکند؟!
البته برای یک خانم دلایل زیادی وجود دارد که به 1001 راه عجیب و غریب متوسل شود تا یک گرم وزن خود را کم کند! از خرید لباسهای متفاوت گرفته تا چشم و هم چشمی و حتی کلاس شخصیتی! اما چگونه و با چه راهی و به چه قیمتی؟
«بسیاری از داروهایی که اکنون از طریق شرکتهای غیر معتبر سودجو در مجلات و شبکههای ماهوارهای تبلیغ میشود داروهای غیر استاندارد و البته مضری هستند.»
آیا تا به حال به این فکر کردید که ترکیبات این داروها چیست و آیا امکان ابتلای شما به آنها وجود دارد یا خیر؟ کارشناس ما به این سئوال جواب میدهد: «چرا که نه؟ از آنجایی که ترکیبات این داروهای ناشناخته تا ابد ناشناخته خواهد ماند، امکان افزودن مواد مخدر به این قرصها و داروها بسیار زیاد است. پس بهتر است فرد به یک رژیم تغذیهای مناسب که قاعدتا در مدت طولانی جواب عاقلانهای به شما و بدنتان خواهد داد رجوع کند تا این قرصهای بی نام و نشان!»
این قصه سر دراز دارد؛ اما!
اگر بخواهم از عوامل اعتیاد در خانمها بگویم احتمالا نه دیگر شما حوصله خواندن باقی گزارش را دارید و نه من فرصت نوشتن تمامی عوامل را! این را از آن جهت میگویم عوامل اعتیاد ممکن است از انگشتان دست و پای یک خانم هم بیشتر باشد!
ولی فقط بیایید با هم به یک چیز فکر کنیم. اینکه در خلقت خداوند زن نهایت زیبایی است. بدن ما، زیبایی که خدا به ما داده است، سلامتی ما، همه و همه نعمتهایی هست که علاوه بر اینکه از آن بهره میبریم «باید» در حفظ آن کوشا باشیم.
اعتیاد یکی از مستقیمترین راهها برای نابودی تمامی این نعمتهاست. مطمئنم شما هم مثل من با کمی تامل، اعتیاد را جز حوادث اتفاق نیفتادنی زندگیتان درنظر میگیرید. ولی آیا واقعا اینطور است؟