شبكه اجتماعی مجازی چیست؟
شبكههای اجتماعی مجازی به عنوان مثال فیس بوك، به منظور هدفی مشترك میان افراد تشكیل میشوند؛ عموما محلی است برای پیدا كردن دوستان قدیمی، نوشتن خاطرات، بارگذاری عكس و كلیپهای دلخواه و شخصی و در حقیقت حیاط خلوتی برای كاربر. تفاوت جامعه و اجتماع در این است كه اساس شكلگیری اجتماع، مهندسی اجتماعی است. طبق تعریف، اجتماع مجموعهای از افراد است كه بر اساس هدفی مشترك در یك زمان و مكان خاص دور هم جمع میشوند و ممكن است پس از یك دوره زمانی دیگر وجود نداشته باشد. اما جامعه تشكیل شده از اجتماعهای گوناگون در موضوعات و حوزههای مختلف. با این ویژگی كه زمان، مكان و مدت انقضاء ندارد. حالا به واسطه ارتباط افراد در همان اجتماع شبكه تشکیل میشود.
شبکه های اجتماعی در ایران
شبكههای اجتماعی در ایران سابقهای طولانیتر از آن چیزی دارد كه ما از فیس بوك میدانیم. شبكههای اجتماعی در ایران ابتدا با اوركات آغاز شد كه با استقبال كاربران ایرانی مواجه شد و به دلیل آزادی در ارائه شخصیت غیرحقیقی جذابیت بسیاری پیدا كرد. چرا كه فرد قادر بود یك شخصیت مجازی را آنطور كه خود تمایل دارد برای خویش به تصویر كشد و در قبال آن پاسخگو نباشد. فیس بوك در ایران نهایتا 4، 5 سال است كه شناخته شده، اما آنچه فیس بوك را روی موج عظیمی از اقبال كاربران قرار داد، جریانات انتخاباتی اخیر در كشور بود. بدین ترتیب فیس بوك پس از مدتی از اوركات پیشی گرفت.
كاربرانی كه در شبكههای اجتماعی عضو میشوند، بیشتر نگاه ابزارگونه دارند و تمایل چندانی به فلسفه ایجاد و چرایی شكلگیری و هدفی كه دنبال میكند ندارند. در قبال این همه خدماتی كه عرضه میدارند، از ما چه میخواهند؟ این سؤالی است كه برای پاسخش نیاز به كمی تأمل داریم. برای بهتر روشنتر شدن پاسخ این سؤال به موضوعاتی كه گفته میشود توجه كنید:
- امروز دیگر قدرتهای دنیا، كشورها و دولتها نیستند. به عنوان مثال در حال حاضر قدرت چهارم اقتصادی در جهان شركت میتسوبیشی است. یعنی مالك این شركت چهارمین قدرت اقتصادی جهان است. به همین جهت میبینیم که مرزهای از پیش تعیین شده برای حوزههای گوناگون کاملا از بین میرود. بنابراین به شبکههای اجتماعی از دو منظر میتوان توجه کرد:
1- فلسفه و ماهیت
2- کاربری
علل گرایش
اولین دلیل هویت مجازی است. (در فضای مجازی فرد به دنبال حیاط خلوت و هویت دلخواه خود است و شاید یكی از علل مهم استقبال از شبكههای اجتماعی همین امر باشد.) دومین دلیل این است که کارکردهای یک رسانه خبری اختصاصا در شبکههای اجتماعی مانند فیس بوک دیده نمیشود. مثلا اگر بخواهیم یکی از آنها را تعریف کنیم میگوییم محلی است برای پیدا کردن دوستان قدیمی، نوشتن خاطرات شخصی، بارگذاری عکسها و کلیپهای دلخواه و شخصی؛ یعنی همان حیاط خلوت که در آن ابزارمحوری و کاربرمحوری وجود دارد. برای آنکه بدانیم چه استفادهای از آن میشود باید فضای دیگری به نام «وب 2» را تعریف کرد. آنچه وب2 برنامه ریزی کرده است، در شبکههای اجتماعی شاهد هستید. البته همه وب2 شبکههای اجتماعی نیست؛ وب2 شامل 8 یا 9 بخش است که بخش کوچک، اما قابل توجهی از آن را شبکههای اجتماعی تشکیل میدهند. جذابیت استفاده کردن از حیاط خلوت شخصی و به اشتراک گذاشتن آن با سایرین یکی دیگر از ویژگیهای شبکههای اجتماعی است. بعد از چهار دهه ایجاد فناوری اینترنت و گذشت حدود 14- 15 سال از ورود آن به ایران، میتوان گفت هم اکنون در فضای سایبری یک آینه تمام قد از آنچه در جامعه ما در حال شکلگیری و اتفاق افتادن است، قابل مشاهده است. خوبیها، بدیها، فرصتها و تهدیدها؛ همه قابل مشاهده و بررسی هستند. از آنجا که فضای جامعه در واقعیت نقشهایی را شاید بالاجبار بر عهده فرد میگذارد، به همین دلیل در موقعیت مجازی فرد هویت و نقشی را که خود به دنبال ارضای روانیاش است، به تصویر میکشد. با بررسی این حیاط خلوتها که بروز آشکاری دارند، میتوان به نتایج واقعیتری از بستر تفکرات و سبک زندگی جوامع دست یافت.
دیوار موش داره، موش هم...
برای تفهیم بهتر این موضوع نیاز به دانستن چند مقدمه است:
مقدمه اول: چندین سال پیش تئوری جاسوسی عمومی مطرح شد که برای جاسوسی عمومی شما را ملزم به جمع آوری اطلاعات عمومی میکرد. اکنون بهترین فضا برای این بحث چیست؟
جواب: وب2
مقدمه دوم: ما سه دوره استعمار داریم؛ استعمار دوره اول که استعمار سخت نام دارد و همراه با لشکرکشی و کشتار و تهاجم و تصرف است که بسیار پرهزینه بود. به مرور این نوع استعمار دچار تحول شد و جای خود را به استعمار نو داد که استعمارگران شروع کردند به زد و بند با آدمهایی که در بدنه حاکمیت کشورها بودند. آدمهایی در سمتهای مختلف و مؤثر چون شاه و وزیر و رئیس دولت و... این شد استعمار نو؛ بدون لشکرکشی و تصرف، فقط با خریدن چند آدم! مشابه همین اتفاق در حال حاضر در آفریقا به وقوع پیوسته است. دانشمندانی که در دانشگاههای انگلستان تحصیل میکنند و با سیاستهای پژوهشی آن کشور وارد کشور خود میشوند. پس از مدتی تاریخ اعتبار این نوع استعمار نیز به پایان رسید و رسیدیم به استعمار فرانو. استعمار فرانو مبتنی است بر هدایت افکار عمومی؛ هدایت افکار عمومی مبتنی بر رسانه و موثرترین رسانه اینترنت است. زیرا ارتباطی کاملا دوسویه و تعاملی دارد. کاربر محتوا را هم تولید و هم مصرف میکند. آنقدر جایگاه اینترنت در استعمار فرانو جدی است که به آن استعمار مجازی میگویند. چرا که اصلا میدان حریف و زمین خودی مشخص نیست. حتی قاعده بازی را هم متوجه نمیشوی.
مقدمه سوم: در حوزه دیپلماسی برخی از کشورها ممکن است به استعمار سخت، نو و حتی فرانو و مجازی هم پاسخ ندهند. در دیپلماسی سنتی، روابط به صورت دولت-دولت است و پروتکل مشخص در سطح بینالمللی دارد که اگر خارج از این استانداردها کاری انجام گیرد، در سطح بینالمللی ناخودآگاه طرد میشود. حالا اگر به هر دلیلی تنشهای سیاسی باعث قطع شدن یکی از روابط شود، سایر روابط نیز طبیعتا قطع میشود. بنابراین دیپلماسی دیگری به نام «دیپلماسی مکمل» تعریف میگردد. به دیپلماسی مکمل، دیپلماسی عمومی نیز میگویند. در دیپلماسی عمومی ارتباطات دیگر دولت-دولت نیست. ارتباط بین دولت و مردم است. حال در اینجا این سؤال مطرح میشود که چگونه دولت میتواند با مردم کشور مورد نظر ارتباط برقرار کند؟ جواب معلوم است؛ هیچ راهی جز رسانه وجود ندارد. برای برقراری این ارتباط مردم آن کشور وادار به تحت فشار گذاشتن حاکمیت و تغییر آن میکنند؛ در واقع همان نقلابهای رنگین! در این فرمول ساده همه چیز منطقی و تعریف شده است.
در میان رسانهها نیز مشخص است که کشور بیگانه کانال تلویزیونی، روزنامه و... برای تفهیم نظرات خود به افکار عمومی، در اختیار ندارد. حتی فضای ماهواره هم آنقدر لومپن و سطح پایین و حتی همراه با کلی نظرات متناقض و گاهی مضحک است که برای تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی چندان مناسب نیست. پس بهترین راه اینترنت است. حال، با دیپلماسی عمومی، استعمار مجازی انجام میگیرد که میشود مفهومی به نام دیپلماسی دیجیتال. اگر اخبار اخیر را دنبال کنید این مفهوم جزو مفاهیمی شده که بسیار استفاده میشود و یکی از طلایهداران آن خانم هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، است.
تحفه گران فرنگیها برای ما
اگر بخواهیم بدانیم که چرا این شبکههای اجتماعی در آن سوی دنیا به من خدمات ارائه میدهند، باید بدانیم در کجا قرار گرفتهایم؛ بله؛ در حوزه استعمار و دیپلماسی عمومی.
سرورهای اصلی اینترنت در پایتخت آمریکا و امتیاز آن برعهده وزارت دفاع در پنتاگون است. ابزاری که در وزارت دفاع تعریف میشود به طور طبیعی باید کارکرد دفاعی_نظامی داشته باشد. به همین سادگی! با این اوصاف در مورد اینترنت دنیا چه کسی تصمیمگیری میکند؟
وزیر خارجه آمریکا خانم کلینتون. اما اگر ما به عنوان کاربر بخواهیم اینترنت را تعریف کنیم، آنرا همان فضای گل و بلبلی معرفی میکنیم که میبینیم. برای پیشرفت بشریت، علم، فناوری، حتی فرهنگ و...
به نظر شما نباید روی این نکته تامل کرد که چرا کشوری همچون آمریکا که حتی یک سنت را هم بیدلیل خرج نمیکند، چرا اینترنت را با این هزینههای گران و تکنولوژی عظیم به ما ارزان ارائه میدهد؟
ابزار امروز آمریکا در وزارت دفاع همان ابزار وی در دیپلماسی عمومی است. اساسا تعریف خودِ پروژه اینترنت در آمریکا، سیاسی- دفاعی است. همه آن اطلاعاتی که ما از اینترنت میدانیم مثل گردش اطلاعات و... همه تنها حکم یک طبل توخالی را دارد. مثلا گوگل که موتور جستجوگر و سایت اول دنیاست، با تمام ادارات و سازمانهای امنیتی آمریکا قرارداد دارد تا تمام اطلاعات را طبقهبندی شده در اختیار آنها قرار دهند. در کشور ما اگر قرار باشد ناجا در اینترنت کاری کند، همه دستشان میلرزد، اما خودمان بدون هیچ واهمهای حتی شخصیترین اطلاعات خود را در جایی میگذاریم که بیگانگان به راحتی آنها را تحلیل میکنند. اما آیا واقعا اینها دوستان ما هستند؟!
مرغ همسایه غازه! باور نداری؟
کاری که در شبکههای اجتماعی انجام میدهند، همین عدم اعتماد به داخل کشور و افزایش اعتماد به خارج است. رسانههای داخلی از رونق میافتند و رسانههای خارجی روزبه روز پر رونقتر میشوند. به این ترتیب گروههای داخلی تحت فشار گروههای بینالمللی از پا میافتند و...
همه اینها به سادگی تمام در حال اتفاق افتادن است. مثلا خانمهایی که عضو شبکههای اجتماعی میشوند، ناخودآگاه درگیر جریانات فمنیستی میشوند که سکولارها و لیبرالها از آن سخن میگویند و سخنی را که در داخل کشور از جایگاه انسانی و از دریچه دینی مطرح میشود را قابل پذیرش نمیدانند. یکی دیگر از ویژگیهای شبکههای اجتماعی ایجاد ایزوله ذهنی و توهم جمعی است. چرا که اولا شما دیگر از رسانه و منبع دیگری نسبت به موضوع مدنظر خود خبر نمیگیرید و از یک زاویه نگاه میکنید. دوم اینکه آدمهایی که از آن مرجع، که همان شبکه اجتماعی است، خبر میگیرند، دچار یک توهم جمعی میشوند. همه اینها در همان مفهوم وب2 است که از زبان خانم کلینتون این گونه تعریف میشود:
«ما کارآمدترین کارشناسانمان را در کشور و وزارت علوم جمع کردیم، مدتهاست در حال فکر و کار برای طراحی چیزی هستیم برای همه جوامع بشری که آن «ابتکار جامعه مدنی 2» است.» این ابتکار جامعه مدنی 2 همان وب2 است با کارکرد:
1- برای ایجاد حمایت جهانی از اهداف پرزیدنت اوباما
2- برای سهلالوصول ساختن اعتراضات مردم به نتایج انتخابات در کشورهای مختلف
3- پاسخگو کردن حکومتها در قبال مردم
4- شفافسازی عملکرد حاکمیت
به نظر شما، آیا اهداف تعریف شده برای وب2 فرهنگی، اجتماعی و انسانی است؟! آن چیزهایی که ما در اینترنت میبینیم و دنبال میکنیم چیست؟ این تضاد آشکار و بزرگی است که نمایانگر حقیقتی روشن است: ما در این فضا به بازی گرفته شدهایم!
از همه جای دنیا، کاربر مهمان میپذیریم!
در دیپلماسی سنتی روابط دول قطع میشود و در دیپلماسی عمومی رابطه دولت با مردم شکل میگیرد که به آن «فرارسی» می گویند. در این مفهوم که به صورت دفتری از مجموعه کسانی است که از کشور خارج شدهاند، همان سیاست دیپلماسی عمومی رابطه دولت- مردم محقق میشود. چون بستر این دفتر و مجموعه، اینترنتی است به آن «دفتر فرارسی دیجیتال» می گویند. این دفتر در تالارهای گفتگو، وبلاگها و... ارتباط میگیرد و همان حرفهای سیاستمداران آمریکایی را میزند: به سمت دموکراسی، آزادی و حقوق بشر آمریکایی پیش بروید! از خبرها میشنویم که سخنگوی پنتاگون میگوید: «ما منتظر یک یازده سپتامبر مجازی هستیم.»
اگر حرکتی در فضای مجازی علیه ما انجام گیرد، چگونه میتوان آنرا پاسخ داد؟! در فضای حقیقی به صورت نظامی. اکنون به نوع اول استعمار یعنی استعمار سخت برگشتیم. این همان حقیقت نهفته دنیای مجازی است؛ جنگی که نمیدانی چه زمانی شروع شد و کی پایان مییابد. حداقل فایده دانستن این مباحث این است که فرد میآموزد تا حریمهای شخصی خود را مدیریت کند و بداند در روند برنامهریزیشدهای که قرار گرفته، در قبال آنچه دریافت میکند، چه چیزی را از دست میدهد!
مدتی پیش یک افسر بلندپایه انگلیسی از محل کارش استعفا داد. زیرا همسرش شخصیترین اطلاعات وی را روی فیس بوک قرار داده بود! با این مثال باید بدانیم به طور قطع رویکرد کلی اینترنت، شیشهای کردن فضاهاست. شما را وادار میکند از ثانیهها و دقایق زندگیتان گزارش دهید. به طور مثال اگر الان شخصی از شما، شماره تماس و یا عکس بخواهد، بدون شک به راحتی و بدون شناخت و پرسش، آن را در اختیار وی نمیگذارید. اما همین اطلاعات را به راحتی در ID خود قرار میدهید. آنچه سبب میشود شما به راحتی اطلاعات شخصی خود را در اختیار سایرین قرار دهید، همان ایزوله ذهنی و توهم جمعی است که در پی بهره بردن از اینترنت دچار آن میشوید. چرا که اگر شما فضای شیشهای اینترنت را نپذیرید، قادر به انجام کار نیستید و کسی با شما ارتباط نمیگیرد. زیرا اساس شبکه های اجتماعی بر دو چیز است:
1- اطلاعات
2- ارتباطات
اطلاعات باید بدهید تا ارتباط بگیرید.
از سوی دیگر شبکههای اجتماعی برای فرد نقش ایجاد میکنند. همان چیزی که کمبودش را در جامعه احساس میکنیم و باعث انزوا و افسردگی میشود. چون فرد نقشی را که بتواند با اتکا به آن خود را در جامعه عرضه کند ندارد، شبکههای اجتماعی این امکان را میدهند تا با آن نقشی که مورد پذیرش درونی خودت است، حاضر شوی و از همه مهمتر دیده شوی! پس به راحتی اطلاعات میدهی و ارتباطات میگیری، به طور مثال فردی در فضای مجازی 5 هزار دوست دارد، اما در فضای واقعی 10 نفر هم ندارد. برای کاربر این طور تعریف شده است؛ مجبور است برای دیده شدن و رسیدن به آن هویت مجازی اطلاعات بدهد. اما زاویه دید ما بعنوان کاربر همان فضای دوست داشتنی و ارتباط گیری و تعامل با سایرین و... است.
طبق آمارگیریهای انجام شده در کل 12-11 درصد از مردم کشور جمعیت کاربران اینترنت را تشکیل میدهند که به طور قطع در تهران بیشتر است. اما از شهرستانها نیز نباید غافل شد. چرا که حساسیت این بحث در آنها بیشتر میشود. به طور مثال فردی در یک روستای دور افتاده در یکی از استانها مسئول یک گروه چهارصد نفره اینترنتی بود! در مورد افراد شاخص در جامعه نیز که عضو این شبکههای اجتماعی هستند، باید گفت آنها نیز به دلیل گسترش بیشتر ارتباطات خود و همچنین ارائه آزاد نظرات، جذب شدهاند که نقش خود را بارزتر نمایان میکنند.
از پشت شیشه که کسی منو نمیبینه!
کاربران عامه اینترنت که درصد قابل توجهی از آنها دانشجو و تحصیلکردهاند در مقطع سنی 30-15 سال هستند. فضای شیشهای اینترنت که برای این محدوده سنی جذاب است بسیار نامحسوس و تأثیرگذار، حریم شخص را نیز در بر میگیرد تا جایی که کلیپها و داستانهای شخصی در معرض عموم قرار میگیرد. اما چه چیزی موجب میشود تا کلیپ سکسهای خانوادگی و حرام که با محارم است، در اینترنت رونق بگیرد؟! در کشور ما که مردمی با تقیدات مذهبی و فرهنگی دارد فرو ریختن قبح و حریمها در یک فرایند پیچیده و زمانبر محقق شده که طی یکی، دو سال اتفاق نیفتاده است. چرا که حدود 2400 اپراتور در آمریکا تمامی اطلاعات حاصله از اینترنت را دسته بندی و تحلیل میکنند و به راحتی فضای حقیقی، اما پنهان در جوامع گوناگون را از دل هویتهای مجازی بیرون میکشند. این اطلاعات را در کنار آمار تصاعدی طلاق، افزایش سن ازدواج و كاهش انگیزه ازدواج قرار دهید. با این حساب طبیعتا در جامعه تب جنسی وجود دارد. برای این امر هم برنامهای وب2 برنامهریزی شده تا هم در این زمینه محتوا دهد و هم كاربر را ترغیب به تولید محتوا كند. كاربر ایرانی هم با تحت تأثیر قرار گرفتن یا فریب خوردن، دچار همزادپنداری شده و خود را در شخصیتهای مختلف مثلا داستانها و یا كلیپها قرار میدهد و ...
این انسان دیگر تبدیل میشود به شخصی كه همه چیز را در مسائل جنسی میبیند و به طور كامل از نظر ذهنی درگیر است. اگر این درگیری ذهنی كه به سكس ذهنی تعبیر میشود را بتواند از طرق مختلف ارضاء كند، به طور مستقیم و غیر مستقیم، هم خود و هم سایرین عواقب آن را خواهند دید. در صورتی كه این آتش شهوت كه روزبهروز، تحریكات دریافتی از اینترنت برایش حكم هیزم را دارد، بروز پیدا نكند، فرد دچار بیماریهای روحی و روانی میشود؛ تا جایی كه به موادمخدر (مانند شیشه) و خودكشی منتهی میگردد.
عمق فاجعه بسیار عظیمتر از این حرفهاست. حریمهای شیشهای هیچ چارچوبی برای كسی باقی نمیگذارد.
اما راهحل این معظل امنیت است. ما در کشورمان امنیت داریم، اما احساس امنیت نداریم؛ ام ادر غرب عكس این موضوع صادق است. در غرب امنیت وجود ندارد، اما مردم احساس امنیت میكنند. در آنجا خود مردم برای خودشان ایجاد امنیت میكنند. به طور مثال در جامعه غربی با دیدن یك صحنه جرم بلافاصله با پلیس تماس میگیرند و مقدمات و اطلاعات را در اختیار نیروهای امنیتی قرار میدهند. این یعنی مردم در تولید امنیت نقش دارند. هر چند نیروهای نظامی موظف به برقراری امنیت هستند، اما آیا خود ما در قبال امنیت خویش نباید موظف باشیم؟
به طور مثال در همین طرح امنیت اجتماعی اگر مأموری در حال برخورد با یك خاطی باشد، مردم به سمت مأمور هجوم میآورند نه فردی كه خطاكار است! این نشان میدهد كه امنیت در كشور ما اجتماعی نشده است. پس اولین راهكار برای پیشگیری از فجایعی كه ذكر شد، اجتماعی كردن امنیت است.
بنابراین با این سه راهكار میتوان حركت بزرگی را به انجام رساند:
. 1.امنیت اجتماعی 2.آگاهی بخشی 3.پیشگیری
بستر آگاهی بخشی را در اینترنت باید فراهم كرد، زیرا پس از وقوع جرم با آن مواجه میشویم. اما بستر پیشگیری را در جامعه باید مهیا كرد چرا كه در جامعه پیشگیری باعث عدم بروز جرم در اینترنت میشود.
همچنین در همه مسائل فوقالذكر باید نهادهای مؤثر در تولید و نظارت بر محتوا نیز نقش داشته باشند.
كاربر گرامی! دسترسی به این سایت امكانپذیر نمیباشد
یكی دیگر از كارهایی كه باید مؤثر واقع شود، فیلترینگ است. به طور مثال اگر یك بچه راهنمایی كه برای تحقیق مدرسهاش به اینترنت وارد میشود و در مخیله خود فضایی از سكس با مادر و خواهر و... ندارد، به راحتی به این فضا دسترسی پیدا كند، چه اتفاقی میافتد؟
مسلما با انبوهی از سؤالات مانند یك آدم اوردز شده مواجه میشود و نمیداند چه كند. چراكه با مسئلهای بدون جواب روبهرو است.
البته فیلترینگ موجود كاربر را كاملا مصون از دسترسی به سایتهای مستهجن نمیكند، اما به قول حضرت امیر(ع) حاكم بد بهتر از نبودن حاكم است. ما هم اعتقاد داریم، قانون بد بهتر از نبودن قانون است. به هر حال این فیلترینگ هم تا حدود بسیار زیادی موفق عمل كرده است.
و اما استفاده كردن از نرمافزاهای فیلترشكن كه بررسیها نشان میدهد، سیستمی كاملا جاسوسی دارند. این جاسوسی به چه دردی میخورد كه براساس ID و IP، نام و اطلاعات شما صورت میگیرد. مانند تلفنهای بینالمللی كه به مجرد اینكه شما بگویید: القاعده، بنلادن و ... سیستم خودكار شروع به شنود میكند، به طور مثال اگر شما مطلب حائز اهمیتی از نظر سیاسی در وبلاگ خود داشته باشید، این سیستم همه فایلهای شما را كنترل میكند.
این سیستم بسیار ساده است و امكانپذیر. ما باید برای مقابله خودمان تولید و نظارت بر محتوا را به صورت جدی پیگیری كنیم و طبق همان سیستم فرارسی دیجیتال كه از خارج ارتباطگیری میشد، با داخل ارتباط گرفته و بسیار دوستانه برخورد كنیم. چرا كه وقتی سایتی فیلتر میشود، شما ناخودآگاه آن را دشمن فرض كردهاید و این حالت تدافعی در كاربر ایجاد میكند. به لحاظ روانی نیز سبب همان عقدههای فروخفته اجتماعی میشود كه فرد به سمت استفاده از فیلترشكن و خود اطلاعات فروشی سوق داده میشود. معمولا در سایتهای فیلترشكن امكان شكستن فیلتر بسیار مشكل است هرچند امنیت بیشتری نسبت به نرمافزارها دارد.
فیلترشكنهای مفت
آمریكا دیگر طبق سیاستهای فرانوی خود جهت استعمار، به رسانههای دیگر چندان هزینه نمیكند. بلكه این هزینه را صرف ساخت قویترین نرمافزارهای فیلترشكن توسط بزرگترین شركتهای تولیدكننده میكند و به راحتی در اختیار توده مردمی قرار میدهد. زیرا در حوزه تولید محتوا از طریق شبكههای اجتماعی غنی است و كاربر برای ارتباط نیاز به فیلترشكن دارد، بنابراین نیاز كاربر را برای این دسترسی فراهم میكند، بدون اینكه این هزینههای مصروفه را به گروههای براندازی و ... ، خرج كند؛ مستقیم این هزینه را در اختیار خود كاربر قرار میدهد.
كاربر عزیز!
عضویت در شبكههای اجتماعی امری است كه به طور ناخودآگاه با همان جذابیتهای كاذب برای اكثر ما روی داده است. حال با دانستن تمامی مباحث فوق و اندكی تأمل در آنها در مییابیم كه با چشمانی بازتر از همیشه از فنآوریهای وارداتی بهره بریم و به آسانی در مسیر از پیش تعیین شدهای كه برایمان ترسیم كردهاند، گامی هرچند كوچك! برنداریم كه یك گام كوچك غفلتی است معادل چندین سال بردگی!