دعوت به همکاری
اندازه متن: بزرگتر کوچکتر
تعداد بازدید: 500
نمایش بیرونی و طرز لباس پوشیدن ما، چه از لحاظ نظری و چه از جنبه عملی، بخش شناخته شده و تائید شده‌ای از ماست. بخشی از این نمایش بیرونی که شامل لباس پوشیدن، آرایش چهره و مو، حرکات و رفتارهای بدنی و حضور اجتماعی در مقابل چشم مردم است، کلید آداب اجتماعی نیز به شمار می‌رود. این جنبه از زندگی اجتماعی ما را جامعه‌شناسانی همچون اروینگ کافمن و هارولد گارفینکل تبیین کرده‌اند. در نظر آنها، ما از طریق شکل‌های رفتاری خاصی می‌توانیم دیگران را در مورد هویت اجتماعی خود متقاعد سازیم. ولی فارغ از این نگاه نظری و علمی که بی‌طرفانه و بدون خوب و بد کردن به نمای بیرونی و ظاهری انسان می‌پردازد، نگاه عمده انسان‌ها بر اساس مجموعه‌ای شامل عناصر مختلف از جمله فرهنگ فردی، فرهنگ اجتماعی، دین و مذهب، زیبایی شناسی فردی، سلیقه و... شکل می‌گیرد. این نگاه باعث می‌شود که افراد ظاهر دیگران را بر اساس این فاکتورها قضاوت کنند. حال اگر بخواهیم این مطلب را در ایران بررسی کنیم، ناچاریم که لااقل شرایط اجتماعی ایران را مدنظر قرار دهیم. سعید که دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی است، به قول خودش با تلفیقی از درس‌ها با مشاهدات شخصی‌اش می‌گوید: «شاید بشود نگاهی که به جامعه ایران وجود دارد را به دو گروه تقسیم کرد. گروه اول ایران را کشوری مذهبی-سنتی می‌دانند که همچنان بنای رفتار مردمش بر آداب و رسوم محلی، قومی، ملی و دینی قرار دارد. گروه دوم نیز ایران را کشوری پا گذاشته به دوره مدرن می‌شناسند که سنت در آن رو به رنگ باختن است و به سوی جهانی شدن فرهنگی پیش می‌رود. ولی به نظر می‌رسد ایران تلفیقی از این دو است. یعنی همچنان در بخش‌هایی مذهب و سنت تاثیرگذارتر هستند و در بخش‌هایی نیز نگاه مدرن حاکم شده است. این نگاه‌ها به دلیل مشاهده موردی و گزیده از جامعه است. یعنی استدلال این دو نگاه برای نظرشان، مثال زدن است.»
نگاه سعید چندان هم بی‌راه نیست. این را می‌توان در فضای خیابان و شهر و رابطه با مردم مختلف درک کرد. این مسئله اما بی‌شک بررسی ظاهر و پوشش ایرانی‌ها و نگاه اجتماعی به این موضوع را سخت می‌کند. هم از این نظر که باعث تنوع ظاهر شده و هم از این نظر که تنوع نوع نگاه به ظاهر دیگران را نیز سبب می‌شود. در نتیجه رسیدن به دیدگاه جامعی در این باره بسیار دشوار است.
در سالیان نه چندان دور، هرگاه بحث پوشش و ظاهر مطرح می‌شد، بیشتر تاکید بر پوشش و ظاهر زنان بود. اگر گاهی در مورد مردان نیز این مقوله مطرح می‌شد، اغلب به بررسی تقابل نگاه سنتی و مدرن (که غربی خوانده می‌شد) می‌رسید. اگر سینما را به عنوان نمودی اجتماعی از زمانه خود در نظر بگیریم، فیلم‌های سینمایی پیش از انقلاب گاه در مذمت و تمسخر پوشش و ظاهر غربی (و به طور کلی غربزدگی) بودند و یا در مقابل و در تعدادی کمتر، مردان با پوشش و ظاهر غربی را جنتلمن، خوش تیپ و با شخصیت معرفی می‌کردند. در شخصیت‌پردازی سیاه و سفید اغلب فیلمهای ایرانی آن دوران، دریافت نگاه فیلمساز به این موضوع چندان دشوار نیست. دادن شخصیت منفی یا لوده به دیدگاه مقابل و قهرمان کردن شخصیت با دیدگاه موافق ساده‌ترین راه اظهار نظر فیلمساز در این باره بود. در این فیلمها پوشش مدرن (اغلب کت و شلوار و کروات و موهای روغن‌زده و...) در مقابل پوشش محلی و روستایی قرار می‌گرفت (و گاه نیز در مقابل ظاهر جاهلی و لاتی). اما امروزه آن دوقطبی بودن وجود ندارد و به تبع آن اظهارنظر، برگزیدن و دفاع از نظر نیز دشوارتر است.
به قول دوستی، بهترین کسانی که می‌توانند راجع به پوشش آقایان نظر دهند، خانم‌ها هستند. در یک جمع دانشجویی دخترانه، که تلفیقی از دیدگاه‌های مختلف دور هم جمع شده‌اند، موضوع را مطرح می‌کنم: «نظرتان راجع به ظاهر پسرها و مردان چیست؟ چه نوع پوششی برای مردان مناسب‌تر است؟ آرایش های جدید (و اصطلاحا فشن) مو، برداشتن ابرو و آرایش کردن آقایان در نظر شما خوب است یا بد؟»



الهام که از بقیه هیجان‌زده‌تر است، دیدگاه جالبی را مطرح می‌کند: «در تمامی حیوانات و جانداران روی زمین، نرها از ماده‌ها زیباتر هستند و به ویژه در هنگام جفت‌گیری، سعی می‌کنند زیباتر هم باشند. چه اشکالی دارد اگر در انسانها نیز مردها به خودشان برسند تا جلب توجه کنند؟! چه اشکالی دارد مثلا به جای موهای ساده و یکنواخت، موهایشان را فشن کنند؟! طرف ابرویش دارد می‌رود توی چشمش، خوب ابرویش را بردارد! طرف پوستش بد است، کرم بزند! به نظر من هیچ اشکالی ندارد.»
نرگس با خنده دنباله حرف دوستش را می‌گیرد و با اشاره به دیالوگ یک فیلم می‌گوید: «این که آرایش، کرم زدن، رنگ کردن مو، مانیکور، برداشتن ابرو و غیره را برای مردان بد می‌ دانند، تقصیر خانم‌هاست! خانم‌ها با این کار می‌خواهند کاری کنند که مردها به جذابیت و زیبایی آن ها نرسند.»
از الهام و نرگس سوال می‌کنم: «شما حاضرید با فردی که این کارها را می‌کند ازدواج کنید؟ یا مثلا اگر برادرتان و در آینده فرزندتان این کارها را بکند، مخالفتی ندارید؟» جوابشان این است: «ظاهر برای ما مهم نیست!»
فرینوش می‌گوید: «این که ظاهر مهم نیست و مسائل مهمتری برای تائید شخصیت یک فرد وجود دارد تا حدی درست است. پسندیدن ظاهر به سلیقه بر می‌گردد. اما مسئله این است که ظاهر در اغلب اوقات نشان دهنده نوع دیدگاه و بخشی از شخصیت فرد است و نمی‌توان به آن بی‌توجه بود و اعتنا نکرد.»
فرینوش مردی با ظاهر ساده ولی مرتب و تمیز را نه فقط برای ازدواج که در برخوردهای اجتماعی همچون محیط درس و کار، قابل اعتمادتر می‌داند و اعتقاد دارد پیش برداشتی که ظاهر این فرد می‌دهد، مثبت‌تر از هر ظاهر دیگری است.
سولماز اما به شیک پوشی مردان اعتقاد دارد: «نمی‌فهمم چرا انتظار داریم مردان ساده‌پوش باشند. نمی‌گویم جلف باشند و آرایش‌های عجیب مو و صورت داشته باشند، اما به نظرم این که در حد خودشان به ظاهرشان برسند خیلی هم خوب است. این ظاهر را دیگران قرار است ببینند و کسی که به ظاهر خودش اهمیت می‌دهد، به طرفش هم اهمیت داده است. شیک بودن شخصیت فرد را نشان می‌دهد. البته نه این که دیگران بی‌شخصیت باشند، اما کسی که ظاهر شیکی دارد، یعنی به یک سری چیزها اهمیت ویژه‌ای می‌دهد.»
واکنش‌های چهره طاهره و حرفهای زیرلبی که در طول صحبت دیگران می‌زند، نشان از مخالفت او با موهای فشن و آرایش کردن مردان است. طاهره می‌گوید: «این کارها مردانه نیست. برای مردها زشت است. آنها با این کارها جنسیت‌شان را نفی می‌کنند. ما زن هستیم و این کارها بخشی از شخصیت‌مان است. اما برای مردان این طور نیست. آنها تحت تاثیر فرهنگی که مال خودشان نیست، این کارها را انجام می‌دهند. مرد باید مرد باشد و زن هم زن. و این مسائل یکی از چیزهایی است که تفاوت زن و مرد است.»
دیدگاه پریسا را هم می‌توان حدس زد. او که مذهبی به نظر می‌رسد، می‌گوید: «زن در ذاتش جلوه‌گری وجود دارد. اما جلوه‌گری در مردها همیشه معنای دیگری داشته است. در قدیم این قدرت بدنی، جنگاوری و کاربلدی و شخصیت مرد بود که او را متمایز می‌کرد. امروز هم مردانگی همان فاکتورها را دارد. مرد باید با مردانگی اش جلوه‌گری کند، نه با آرایش سر و مو و ابرو.»
بعد از کلی صحبت‌های دیگر، وقتی در پایان از آنها می‌خواهم به عنوان مثال از میان بازیگران مرد، ظاهر مورد علاقه و پسندشان را انتخاب کنند، بازیگرهای با ظاهر جاافتاده، مرتب، مردانه و شیک طرفدار بیشتری دارند.
دسته دیگری که می‌توان از آنها در مورد ظاهر و پوشش مردان و پسران سوال کرد، والدین هستند. نظر پدر و مادرها، هم به عنوان نماینده یک نسل و هم به عنوان تربیت کننده نسل جدید، قابل توجه و تامل است.
آقا مهدی 54 ساله است و دو پسر و یک دختر دارد. کارمند یک اداره دولتی است و مدتی دیگر بازنشسته می‌شود. لیسانس اقتصاد دارد. جزو قشر متوسط اقتصادی به شمار می‌رود و به قول خودش «خدا رو شکر دستمان به دهانمان می رسد و محتاج کسی نیستیم.» از او درباره ظاهر پسرانش می‌پرسم، می‌گوید: «خوشبختانه پسرانم ظاهر ساده و مرتبی دارند. هیچ وقت در مورد ظاهرشان با آنها درگیری نداشته‌ام. همان طور هستند که از آنها انتظار دارم.» می‌پرسم: «خوشبختانه؟! اگر ظاهرشان خلاف نظر و انتظار شما بود برای تغییر آن تلاش می‌کردید؟» کمی فکر می‌کند و می‌گوید: «مسلما درباره نظر خودم با آنها صحبت می‌کردم. اما راستش بچه‌های این دوره را نمی‌توان به زور مجبور به کاری کرد. اگر ظاهرشان با انتظار من نمی‌خواند، مسلما کمی ناراحت می‌شدم، ولی نه این قدر که قضیه به درگیری و جر و بحث بکشد. برای همین است که می‌گویم خوشبختانه.»
می‌پرسم: «اگر پسری با ظاهر مدرن و آرایش خاص مو و صورت به خواستگاری دخترتان بیاید، به دامادی قبولش می‌کنید؟» پاسخش گیج‌کننده است: «اول این که نظر دخترم مهم است. ولی می‌دانم که دخترم خودش قبول نمی‌کند. با این حال چیزهایی مهمتر از ظاهر هم وجود دارند. اما شخصا نمی‌دانم بتوانم با ظاهرش کنار بیایم یا نه. شاید نظرم را در مورد ظاهرش بگویم و اگر دخترم را می‌خواهد، می‌تواند نظرم را قبول کند. البته نمی‌خواهم سلیقه خودم را تحمیل کنم. ولی در واقع...»
بهروز 47 ساله و استاد دانشگاه است. دکترای علوم ریاضی دارد و صاحب یک دختر و یک پسر است. بهروز می‌گوید: «شخصا همیشه برایم ظاهر مرتب و شیک مهم بوده است. به نظرم برای رسیدن به این ظاهر هم نیازی به موی فشن و آرایش صورت و برداشتن ابرو نیست. هیچ کس هم با لباس زیادی گشاد و یا زیادی تنگ خوش تیپ نمی‌شود.»
بهروز درباره ظاهر پسرش دموکرات است و ادامه می‌‌دهد: «بالاخره جوان است. در جمع دوستانش یک سری ارزش‌هایی دارند که شاید با نظر من در تضاد باشد. اما این دورانی است و می‌گذرد. فقط سعی می‌کنم جوری تربیتش کنم که بتواند درست انتخاب کند. وقتش که برسد، خودش می‌فهمد چه ظاهری درست است. الان فقط زیاده‌روی‌هایش را – اگر پیش بیاید البته – کنترل می‌کنم.»
او هم در مورد اینکه دخترش را به فردی با ظاهر مدرن و آرایش خاص مو و صورت می‌دهد یا  نه، نظر واضحی نمی‌دهد. با این حال می‌گوید که در این مورد با آرامش و سعه صدر برخورد می‌کند و سعی می‌کند منطقی باشد و خواست دخترش و آینده او را در نظر بگیرد.
لیلا خانم خانه‌دار است. دیپلم تجربی دارد. سن خانم‌ها را هم که نمی‌شود پرسید! پس مستقیما می‌رویم سر اصل مطلب: «من دو پسر دارم که راستش هر جور خودشان دوست دارند تیپ می‌زنند. اصلا به نظر من و پدرشان اهمیت نمی‌دهند. هر چقدر هم می‌گوییم این جور نرو بیرون، فایده ندارد. چند باری حرف به بحث و دعوا کشیده است، اما دیدیم فایده ندارد و بی‌خیال شده‌ایم دیگر.» می‌گویم مگر تیپشان چطور است؟ جواب می‌دهد: «موهایشان را سیخ سیخی می‌کنند. هر وقت از حمام می‌آیند دو ساعت با ژل و تافت و سشوار و اینها می‌افتند به جان موهایشان. آخرش کچل می‌شوند! لباسشان هم که یا کوتاه و تنگ است یا گشاد و بلند. بهشان می‌گویم آخر این چه لباسی است مادر، می‌گویند مد است.» می‌پرسم: «دوست دارید ظاهرشان چطور باشد؟» کمی فکر می‌کند و می‌گوید: «مگر باقی بچه‌های مردم چطورند؟! همان طور باشند. انتظار زیادی که ازشان نداریم. بچه‌های خوبی هم هستند. ولی ظاهرشان اجق وجق است! ساده‌تر باشند بهتر است.»
همین چند مثال شاید برای رسیدن به تفاوت دیدگاه درباره ظاهر مردان کافی به نظر برسد. شاید اگر به سراغ افراد دیگری نیز می‌رفتیم، دیدگاه‌ها از این هم متنوع‌تر می‌شد. با این همه تنها نتیجه‌ای که می‌شود گرفت، احترام به نظر دیگران است. هم کسانی که تیپ و ظاهر خاصی را بر می‌گزینند باید به نظر عرف، جامعه و محیطی که آن ظاهر را عرضه می‌کنند احترام بگذارند و هم دیگران باید برای انتخاب افراد در نوع ظاهرشان احترام قائل شوند. به هر حال اگر ظاهر و پوشش را بروزی از شخصیت فرد فرض کنیم، باید بپذیریم که به اندازه تنوع شخصیت آدمها، تنوع ظاهری وجود دارد. نمی‌توان از همه انتظار داشت طبق الگوی مورد نظر ما ظاهرشان را تنظیم کنند. اگر در تاریخ به متحدالشکل کردن لباس‌ها از سوی رضا شاه پهلوی انتقاد وارد می‌کنیم، نمی‌توانیم خودمان هم همان راه را برویم. باور ایده‌آل اجتماعی انتظار دارد که جامعه با آرای مختلف خود را اصلاح کند. پس این را هم به دست خودش بسپاریم.
 
نظرات [1]
من    یکشنبه، ۱۹ تیر ۹۰ :: ۶:۱۵ بعدازظهر
چه مطلب جالبی! دست نویسنده اش درد نکند من هم با دوستانم زیاد از این بحث ها دارم البته عموما بی نتیجه می مانند! اما با نظر فرینوش موافقم! ساده و مرتب!
- تذکر: تنها نظرات فارسی درج می شود،لطفا دقت فرمایید.



اطلاعات شما ذخيره شود ؟



رضا دهکی
آخرین شماره :
کیف پول


زنان، مصرف و سبک زندگي
«زن» عنصری «فرهنگ ساز» است که ارزش‌ها، اعتقادات و شیوه‌های رفتار و عناصر دیگر فرهنگی را از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌کند.

پاساژهای تهران
هر چقدر پول بدی، همان قدر آش می‌خوری!

نقش تبلیغات ماهواره‌ای در مصرف گرایی
نزدیک به 3 میلیون دستگاه گیرنده شبکه‌های ماهواره‌ای در ایران وجود دارد که تنها هفتاد هزار تا از آنها کشف شده است.

مصرف می‌کنم؛ پس هستم!
هرکس بنا به وسع مالی خود، دیِن خود را به موج سرسام‌آور تبلیغات و آگهی‌های ناتمام ادا می‌کند.

ساده‌تر از یک لامپ معمولی!
اقناع از نظر رویکرد روانکاوی یک ویژگی منحصر به فرد داد.

نه! همین لباس زیباست نشانِ آدمیت!
چگونه با انتخاب سفره عقد، حسابهای مالی همسرتان را به صفر نزدیک کنید!

گوش شنوا
شبنم تازه خوابیده بود که صدایی از آن سوی دیوار آمد. ماهان کتاب داستان را زمین گذاشت و گوش‌اش را به دیوار چسباند. همانطور که سرش کج بود، در تاریکی تلالو دو نور را در سیاهی اتاق دید. کمی چشم‌هایش...

تلویزیون،مصرف،ما
تاثیر برنامه‌های تلویزیونی بر مصرف گرایی زنان يكي از تفريحات سالم خانواده چهار نفري ما نشستن پاي تلويزيون (بخوانيد لميدن!)و ديدن برنامه‌هاي مختلف است. حداكثر تلاش ما هم اين است كه هيچ كدام را از دست ندهيم. اما سعي می‌كنم...

نقش نگر‌ش‌ها و ارزش‌ها در بوجود آمدن سبک زندگی مصرف‌گرایانه
نگرش مردم نسبت به پدیده‌های مختلف،‌ غالبا همان چیزی است که رسانه‌ها ترسیم کرده‌اند،

مهمانی‌های دوره‌ای
نوبت به او که افتاد، انواع غذاهای رنگارنگ بود که بر روی میز، چشم‌نوازی و صد البته دلنوازی می‌کرد.

«خلاف جریان آب»
زمانی که زن برای تامین نیازهای غیرضروری مدام همسر خود را تحت فشار گذاشته و هر روز چیز تازه‎ای از او طلب کند،

تو هم می‌توانی آرام زندگی كنی.
سالی چند جفت كفش، چند تا كیف، مدل‌ها و رنگ‌های مد روز شال و روسری و لباس، لوازم آرایش، كافی شاپ و بازار فقط برای رفع خستگی و اینكه بگویی من هم می‌توانم.

بالای شهر، پایین شهر
قیمت این محصولات دست‌ساز چندان چشمگیر نبود. اما ...

این صورتك‌های زیبا
رقم 800 میلیون دلاری واردات لوازم آرایش به صورت قاچاق حیرت زده‌ام می‌كند

ورق
باورم نمی‌شود آن کتاب قطور کاتالوگ تبلیغاتی بوده باشد و لعیا این همه وقت مشغول ورق زدن آن بوده باشد.

تدبیر مادر
زن لبخندی شیطنت آمیز زد و گفت: «تدبیرمادر»

هویت زنان و مصرف‌گرایی
مصرف کرن یکی از ملزومات زندگی بشری است که با رفع نیاز انسان پیوند دارد، در نتیجه مصرف کردن امری مثبت و در راستای برآوردن نیازهای انسان تلقی می‌شود، اما مصرف گرایی آن است که بیش از نیاز را پوشش...

مصرف گرایی از نگاه شهید آوینی
تأملی پیرامون مـصرف‌گرایی در اندیشه سیـد مـرتضی آوینی  آنچه به آن خواهیم پرداخت، دیدگاه شهید آوینی است در باب «اصلاح الگوی مصرف». شاید در آثار آوینی درباره اصلاح الگوی مصرفف مستقیما چیزی یافت نشود. اما نسبت مصرف و تمدن مغرب...

بوی آش رشته عزیز
حوصله متلک‌های نیوشا و المیرا را نداشتم که مدام بهم تکه بندازن و بگن ژیلت بدیم خدمتتون! نزدیک کنکور هم بود و درس را بهانه کردم و به شرط اینکه کاری به کارم نداشته باشند، به کتابخانه نرفتم .فکر می‌کردم...

زنان و اندیشه‌های طلایی مدیریت مصرف
مدیریت مصرف خانواده در شرایط عادی باید بر اساس میزان درآمدهای هر یك از اعضای خانواده و هزینه‌ها تنظیم شود، و در این میان خانواده‌هایی موفق‌ترند كه در این فرمول جایی نیز برای پس‌انداز و به اصطلاح «روز مبادا» در...

تبليغات:
Islamic Lifestyle
سبک زندگی اسلامی
The Gazette
باشگاه سمن
گروه تی تی آرا
جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

نام و نام خانوادگی:
موبایل:
ایمیل شما:
بازديد امروز:212
بازديد ديروز: 642
بازديد از ابتدا:695090
بازدید کننده :
بازدید کننده آنلاین: 7