لایک واست! تو اصلا ASLت چیه که اینو میگی؟ حواس طرف رو حتی با Buzz هم نمیشه جمع کرد! و...
اینها اصطلاحاتی از زبانی دیگر نیست، اصطلاحاتی از دنیایی دیگر است. دنیای مجازی! دنیایی که عملا با گسترش اینترنت و خدمات ارتباط اجتماعی تحت وب پا به عرصه گذاشت و آدمهای بسیاری را بین دنیای حقیقی و مجازی حیران کرد. اینترنت، مجموعهای از توانمندیها را در بر میگیرد که دایرهای از علم و آموزش تا سرگرمی را در خود جمع دارد. از آنجا که سرگرمی حوزه عامتری است و افراد بیشتری در جامعه به این مصرف اینترنت گرایش دارند، این حوزه در کنار مصارف ارتباط مجازی بیشترین استفاده از اینترنت را به ویژه در ایران شامل میشود.
در سالهای نخستین گسترش استفاده از اینترنت در ایران، تعداد سایتهای اینترنتی فارسی زبان چندان زیاد نبود و میزان آشنایی کاربران با زبان انگلیسی به عنوان زبان غالب رایج در وب، باعث میشد استفاده از سایتهای انگلیسی زبان هم به راحتی میسر نباشد. اما در همین میان، یکی از اولین سایتهای فارسی زبان سایتی در حوزه سرگرمی بود که اقبال قابل توجهی را در آن زمان شاهد بود. چیزی که باعث شد بعد از آن نیز سایتهای سرگرمی مشابه رشد قابل توجهی پیدا کنند. این سایت که بخشهای مختلفی همچون جک، تصاویر دیدنی، طالع بینی و... را شامل میشد، بخشی داشت که بسیار مورد توجه و اقبال مخاطبانش قرار گرفت: چت روم! جایی که میشد با نامی مجازی، در ارتباطی نوشتاری با آدمهای آن سوی خط ارتباط برقرار کرد. استقبال از چت روم در این سایت و چند سایت مشابه دیگر، کاربران اینترنت را به یاهو مسنجر رساند. سرویس پیام رسان سایت یاهو با قابلیتهای خاصی که داشت به زودی عده کثیری را به خود جذب کرد، آن قدر که تا امروز هم با گسترش و تعدد خدمات ارتباطی تحت وب، همچنان محبوبیت ویژهای در بین کاربران دارد.
ASL میدی؟!
گسترش استفاده از یاهو مسنجر مانند بسیاری از پدیدههای جدید، باعث ایجاد فرهنگ و اصطلاحات جدیدی در میان کاربرانش شد. فرهنگی که به مسنجرهای دیگر – که البته هیچ وقت به محبوبیت یاهو مسنجر در بین کاربران ایرانی نرسیدند – نیز تسری پیدا کرد. یکی از عناصر این فرهنگ، جدا کردن دنیای حقیقی از دنیای مجازی بود. دنیایی که کاربر میتوانست خود را فردی غیر از آنکه در عالم واقع هست بنمایاند: با نام دیگر، سن دیگر، حتی جنسیت دیگر و... این مسئله به علاوه هزینه پائینتر ارتباط از طریق چت نسبت به استفاده از تلفن – به ویژه برای راههای دور- باعث شد چت علاوه بر یک ابزار ارتباطی، شکل یک ابزار سرگرمی به خود بگیرد. تعداد کسانی که به چت کردن معتاد – بله! معتاد! – شده بودند آن قدر زیاد بود که به چشم بیاید و در واقع مسئله اعتیاد به چت به همین دلیل مطرح شد.
شیرین، 27 ساله، که به قول خودش در دوران نوجوانی ساعتها را صرف چت کرده است میگوید: «کار دیگری پای اینترنت نداشتم. چت کردن هم جذابیتهای خودش را داشت. خیلی از دوستانم هم استفاده میکردند و این مرا بیشتر ترغیب میکرد.»
شیرین به شکل جامعه ایران هم اشاره میکند و میگوید: «آن موقع هنوز رابطه دختر و پسر به شدت محدود بود. نه که وجود نداشت، اما حساسیتهای بیشتری نسبت به امروز شاهد بودیم. حتی همه تلفن نداشتند، چه برسد به موبایل! این که میشد در چت با جنس مخالف، آن هم بسیار کم دردسرتر حرف زد، برای هر دو طرف جذابیت و هیجان خاص خودش را داشت.»
مونا هم در تائید حرف دوستش میگوید: «تازه محدودیتهای دختران را در آن زمان نسبت به پسران در نظر بگیرید، آن وقت میفهمید استقبالی که از چت در میان دخترها شد چقدر بهانه داشته است.»
ازشان میپرسم: «الان چطور نگاه میکنید؟ چت برایتان یک وسیله ارتباطی است یا یک سرگرمی؟ و اصلا چیز مفیدی هست؟»
مونا میگوید: «مثل چاقو است دیگر! هم میشود باهاش میوه پوست کند و هم میشود باهاش آدم کشت! چت برای خیلیها وسیله ارتباطی خوبی بود، به خصوص کسانی که بسیار دور از هم بودند. ولی برای بسیاری هم سرگرمی بود. به عنوان سرگرمی هم به نظرم سرگرمی خوبی نبود. همهاش وقت تلف کردن بود. شاید اگر وقتی را که پای چت گذاشتیم کار دیگری میکردیم، الان به جایی رسیده بودیم. مگر آدم چقدر حرف دارد که ساعتها بنشیند پای کامپیوتر و هی چت کند؟ این جور وقتها آدم دیگر به چرت و پرت گفتن میافتد، چشم درد و دست درد و کمر درد و اینها هم جای خود»!
شیرین کمی صحبت دوستش را تعدیل میکند: «اینها درست است. چت کردن عوارض بدی همراه خودش داشت. خبر از دوستیها و ازدواجهای ناموفق مجازی، فرار از خانه و اینها را هم زیاد شنیدهایم. اما خیلیها هم بودند که از چت با چیزهای خوبی آشنا شدند. اینترنت را بهتر شناختند یا به دنبال یادگیری زبان انگلیسی رفتند. حتی بعضیها دوستان خوبی هم پیدا کردند. همه که بد نبودند! شاید مهمترینتاثیرش هم روی گسترش روابط اجتماعی آدمها بود.»
به هر حال چت کردن، هنوز هم توامان به عنوان یک وسیله ارتباطی و تفریحی مورد اقبال است. یاهو مسنجر پیشرفتهای زیادی داشته، آن قدر که ارتباط صوتی و تصویری را نیز ممکن کرده است. مسنجرهای دیگری هم با توان بالا به میدان آمدهاند که محبوبیت خاص خود را دارند. حتی نسخههای مسنجر ویژه موبایلها هم وجود دارد که به ویژه نسل چهارمیها علاقه خاصی نسبت به آن از خود نشان میدهند. شاید نه مثل دوران تب چت کردن، ولی باز هم این کار، با همه محاسن و معایبش، از پرطرفدارترین سرگرمیهای اینترنتی است.
وبلاگ خوبی داری! به وبلاگ من هم سر بزن!
وبلاگ نویسی را نمیتوان به راحتی در زمره سرگرمیهای اینترنتی قرار داد، ولی با این حال میتواند باعث شود که آدم وقت زیادی را پای اینترنت بگذراند. هرچند اوایل به جز بلاگر، سرویس رایگان وبلاگ نویسی دیگری که برای کاربران ایرانی شناخته شده باشد وجود نداشت – و نوشتن در آن هم به دلیل پشتیبانی نکردن از زبان فارسی با دردسرهای خاص خودش همراه بود - اما با ظهور پرشین بلاگ و در ادامه دیگر سرویس دهندههای فارسی وبلاگ، گسترش وبلاگ نویسی رشد فزایندهای را شاهد بود. با ورود وبلاگ به دنیای مجازی فارسی زبانان، وقت بسیاری از ایرانیها و به ویژه جوانان، پای نوشتن و خواندن وبلاگها و احیانا نظر نوشتن بر مطالب وبلاگهاگذشت. این روند که همچنان هم ادامه دارد، هر چند گونهای از روزنامه نگاری الکترونیک نیز محسوب میشود، اما برای خیلیها هم جنبه سرگرمی دارد.
ندا، از وبلاگنویس های قدیمی میگوید: «وبلاگها چون اغلب قائم به فرد هستند، به اندازه افراد متفاوتند. بعضیها را میشناسمکه برای دنبال کردن هر یک از علایقشان یک وبلاگزدهاند تا این حوزهها را جدا کنند. وبلاگنویسی تمام حوزههای نوشتن را پوشش میدهد. از خاطرهنویسی گرفته تا کاربرد خبری یا آموزشی، از کارکرد تجاری تا سرگرمی، همه در وبلاگ قابلیت بروز دارند.»
از ندا میخواهم درباره کارکرد سرگرمی در وبلاگ بگوید و این که آیا وبلاگ نوشتن یا خواندن به عنوان یک سرگرمی، جزو سرگرمیهای مفید محسوب میشود یا نه. ندامیگوید: «این که وبلاگنویسی یک کار جدی است یا سرگرمی، به نگرش صاحب وبلاگ برمیگردد. این که کارکرد وبلاگ هم سرگرمی باشد یا نه، به همین مسئله مربوط است. مثلاحوزههایی مثل طنز یا اخبار حاشیهای را اگر در زمره سرگرمی در نظر بگیریم، محتوای وبلاگ میتواند در این راستا هم باشد. خیلیها هم سرگرمیشان خواندن وبلاگ دیگران است. این که چه جذابیتی برای این کار هم وجود دارد را باید در نگاه خود فرد جستجو کرد. اما به نظر من، به طور کلی، وبلاگ نویسی یا خواندن وبلاگها، سرگرمی بدی محسوب نمیشود. اول این که افراط در این کار را زیاد ندیدهایم و دوم این که به هر حال سر و کار آدمها در این حوزه با مقولهای از جنس ادبیات، هنر و فرهنگ است. مگر این که مثل هر محصول دیگری در این حوزهها، جنس بنجل به ما بخورد که آن هم مسئولیتش با خودمان است. این خودمان هستیم که انتخاب میکنیم چه بخوانیم و چه نخوانیم یا چه بنویسیم و چه ننویسیم. خوبی و بدیاش هم به پای خودمان است، نه وبلاگ نویسی»!

دوست داری با دوست من که دوست داره با دوست تو...
کمی جلوتر که بیاییم، انواع جدیدی از ابزار ارتباطی در اینترنت شکل گرفتند. سایتهایی که به طور کلی با نام شبکههای اجتماعی مجازی شناخته میشوند. از آن سایتهای ابتدایی مثل اورکات، گزگ و نمونه ایرانی آن کلوب که بگذریم، سایتهای جدید با ایدههای جدید یا با جمع ایدهها و خدمات سایتهای دیگر به وجود آمدند که اقبال خوبی در بین کاربران اینترنت داشتند. فرندفید، توئیتر و فیس بوک اصلیترین این سایتها هستند که به ویژه فیس بوک با جمع کردن امکانات مختلف همچون دسته بندی دوستان، علائق، اشتراک گذاری متن، تصویر و ویدئو، نوشتن متن، نظردهی (کامنت گذاری) و چت با استقبال بسیاری در بین کاربران جهان و حتی ایران مواجه شد. حتی علیرغم فیلتر شدن این سایت در ایران، ایرانیها با استفاده از انواع فیلترشکنها به این سایت دسترسی پیدا کرده و فعالیت خود را در آن ادامه میدهند. فیس بوک به قدری موفق بود که باعث شد گوگل نیز، به عنوان یکی از بزرگترینغولهای عرصه اینترنت به فکر ارائه خدمات مشابهی بیافتد. خدماتی که امروز با نام گوگل پلاس شناخته میشود.
شبکههای اجتماعی همچون فیس بوک پیش از هر چیز بر اساس ایده زنجیره هفتتایی شکل گرفتهاند. ایدهای که از سوی یک نویسنده کتابهای تخیلی کودکان مطرح شد و بر این مبنا استوار است که هر انسانی در جهان، حداکثر با 7 واسطه با انسانی دیگر ارتباط دارد. این طرح باعث شد بسیاری اولین استفاده فیس بوک را یافتن افرادی بدانند که در دنیای واقعی میشناسند.
به هر حال استفادههای مختلف فیس بوک و سایر شبکههای اجتماعی مجازی، باعث شد بسیاری نیز وقت زیادی را پای این سایتها خرج کنند. از دید رعایت تعادل در استفاده از هر چیز که بگذریم، تأثیر استفاده از فیس بوک بر جامعه امروز ما قابل کتمان نیست. این موضوع را با گلرخ مطرح میکنم که علاوه بر داشتن مدرک کارشناسی در رشته IT، تحصیلات خود را به خاطر علاقه در رشته علوم ارتباطات اجتماعی ادامه داده است. گلرخ میگوید: «سایتهایی مثل فیس بوک برای پاسخ گویی به بعضی نیازهای جامعه مدرن به وجود آمدند. در واقع اطمینان طراحان این سایتها از نیاز مردم به یک سری چیزها باعث شد که ایده طراحی چنین سایتهایی به ذهن طراحانشان برسد.»
میپرسم: «این نیازها چه بود؟» گلرخ ادامه میدهد: «مثلاً امروزه دیگر کمتر کسی حوصله میکندمتنهای طولانی را بخواند. توئیتر و فرندفید محلی برای نشر افکار و حالات افراد با حداقل کلمات ممکن هستند. حتی در حد یک SMS! فیس بوک نیز از این امکان استفاده کرده است، هر چند مثل توئیتر محدودیت کاراکتر را ندارد، ولی عملا نگاهش در اشتراک متن به کوتاه نویسی است. یکی دیگر از نیازها دسته بندی دوستان بود. شاید بسیاری این موضوع را رد کنند، اما بسیاری از ما عملا وقت چندانی برای ارتباط با دوستانمان، به جز چند دوست نزدیک نداریم. در فیس بوک میتوانیم علاوه بر دسته بندی آنها به دوستان دانشگاه، محل کار، خانواده و غیره، از حالشان با خبر باشیم. برایشان پیام بگذاریم و پیام دریافت کنیم. تصاویر، ویدئوها و سایر اخبار و دانستههایمان را با آنان به اشتراک بگذاریم. امروزه وقتی به خیلیها میگویی مثلاً«سفر خوش گذشت؟» یا «عروسی چطور بود؟» پاسخ میشنوی که عکسهایش را تو فیس بوک گذاشتهام! برو ببین! در کل این سرعت بالای زندگی یکی از نیازهایی است که شبکههای اجتماعی در بعضی حوزهها به آنها پاسخ میدهند.
گلرخ میگوید این نیازها در واقع تاثیر جامعه بر شکل گیری شبکههای اجتماعی هستند، اما این شبکهها بر افراد و ارتباطات آنان نیز تأثیر متقابل گذاشتهاند: «فیس بوک و سایر شبکههای اجتماعی در درجه اول نقش احساس را در روابط انسانی کم رنگ کردهاند. ما بیشتر با کامپیوترمان حرف میزنیم تا آدمهای آن سوی کامپیوتر! همچنین روابط عمق کمتری نیز دارند و در سطح میمانند. سرعت بالای تولید محتوا در این سایتها باعث میشود فرد فرصت کافی برای عمیق شدن در دادههایدریافتیاش را نداشته باشد. این بحث را بیشتر میتوان در حوزههای روانشناسی و جامعه شناسی دنبال کرد.»
اما از آگاهی به این تاثیرات چه نتیجهایمیشود گرفت؟ استفاده از فیس بوک و شبکههای اجتماعی به مثابه یک سرگرمی و وقت گذرانی خوب است یا بد؟ و آیا ضررهایی وجود دارد که به طور مستقیم متوجه بانوان استفاده کننده از این سایتها باشد؟
با یک تیر دو نشان را میزنیم! افسانه علاوه بر داشتن فوق لیسانس روانشناسی، خبرنگار اجتماعی نیز هست! او با دیدگاهی از هر دو حوزه پاسخ ما را میدهد: «استفاده بیش از حد از این سایتها و وقت گذرانی بیش از حد در آنها مسلما اثرات آنها را بر انسان افزایش میدهد و تشدید میکند. یعنی چنین افرادی بیشتر در معرض دور شدن از رابطه مستقیم با دیگران، سطحی شدن روابط و ابراز احساسات و بی تفاوتی یا کم تفاوتی نسبت به اتفاقاتی که پیاپی در اطراف رخ میدهند، هستند. به ویژه آن که بعضی به طور اعتیادوار به این سایتها وابسته میشوند و در صورت عدم دسترسی به آنها، پس از مدتی همچون یک معتاد به سیگار یا مواد مخدر واکنشهای عصبی از خود نشان میدهند. در چنین حالتی مسلما استفاده از این سایتها خوب محسوب نمیشود.»
افسانه درباره ضررهای این سایتها از دیدگاه اجتماعی نیز میگوید: «اخیرا آماری را مطالعه کردم که میگفت در آمریکا 50 درصد طلاقها ریشه در فیس بوک دارند. این مسئله در شاخههای مختلفی باز شده بود. این که مثلاً یکی از طرفین از طریق فیس بوک با فرد دیگری آشنا میشود، یا یکی از کسانی را که قبلا با همسرش رابطه داشته در لیست دوستان همسرش میبیند، یا شک و بدگمانی نسبت به فعالیت همسر در فیس بوک وجود دارد، یا از همسرش در فیس بوک جاسوسی میکند و غیره. اینها به علاوه عدم توجه به همسر به دلیل استفاده بیش از حد از فیس بوک به عنوان مواردی مطرح شده بود که به اختلاف بین زوجین و طلاق منجر میشوند. اینها مسائلی است که میتواند در ایران هم رخ دهد. همین چند وقت پیش زنی در دادگاه خانواده تقاضای طلاق داده بود و دلیلش را این عنوان کرده بود که همسرش در صفحه فیس بوکش یک سال بعد از ازدواج همچنان مقابل رابطه نوشته است: مجرد!»
افسانه ادامه میدهد: «بخش دیگری از آسیبهای اجتماعی این سایتها سو استفاده از اطلاعات و تصاویر موجود در آن است. هر چند اطلاعات وارد شده در این سایت قابلیت ایجاد محدودیت دسترسی برای دیگران را دارد، ولی بسیاری از کاربران از این قابلیتها مطلع نیستند و این باعث میشود اطلاعاتشان در اختیار دیگر افراد قرار گیرد و گاهی موجبات سو استفاده را فراهم کند. این مسئله به خصوص برای خانمها با عکسهای و فیلمهایی که ممکن است از خود در این سایتها به اشتراک بگذارند خطر بیشتری دارد. ضمن این که به هر حال گذاشتن تصاویر خارج از عرف جامعه یک جور هنجارشکنی اجتماعی نیز هست.»
افسانه در پایان چند نمونه از پروندههایی را که اطلاعات موجود در فیس بوک باعث ایجاد دردسر یا اخاذی از خانمها شده بود را تعریف میکند و در نهایت این طور نتیجه میگیرد که: «ضررها و آسیبهایی که ممکن است این شبکهها و یا در کل سایر سرگرمیهای تحت وب داشته باشند، به خود فرد بر میگردد. نوع حضور فرد در دنیای مجازی است که تعیین میکند این فضا ضرری را متوجه او خواهد کرد یا نه.»
خیرالامور اوسطها!
در این مقال به بازیهای تحت وب به عنوان یکی دیگر از سرگرمیهای اینترنتی پرداخته نشد. بازیهای تحت وب، همان طور که از نامشان بر میآید، بازی هستند و مستقیما به سرگرمی مربوط میشوند. افراط در استفاده از این بازیها، همان ضررهایی را دارد که دیگر موارد مطرح شده داشتند. تنها فرقشان این است که این بازیها دقیقا با هدف سرگرمی طراحی شدهاند، ولی سایر موارد تنها یکی از استفادههایشان سرگرمی و وقت گذرانی است. همچنین ضررهای فیزیکی ناشی از نشستن زیاد از حد پشت کامپیوتر همچون خستگی چشمها، سردرد، آسیب رسیدن به دست و مهرههای کمر و گردن و حتی آسیب به کلیهها، مثانه و دستگاه گوارش به دلیل سوءتغذیه و نیز نگاه داشتن ادرار و مدفوع مطرح نشد. با این حال در همین حد از بیان هم میتوان نتیجه گیری کرد که در تمام این ضررهای مطرح شده افراط نقش اساسی را دارد. اینترنت و سرگرمیهای اینترنتی بدون شک مفید و جزو جداناشدنی دنیای امروز هستند. بی گمان میتواناستفادههای بسیار مفیدی از تمام عناصر دنیای مجازی کرد. پس تفریط در آن، در دنیایی که دیگر بی سوادی را نه ندانستن الفبا، که ندانستن کار با کامپیوتر میدانند، صلاح نیست. اما ضررهایی هم که افراط در وقت گذرانی با اینترنت به دنبال دارد نباید فراموش کرد. اینترنت دنیایی است که هر کس مسئول بهرهای است که از آن میبرد. پس چه بهتر که میانه رو باشیم.
* مصراعی از شاهنامه فردوسی
بسیار قابل تامل !