699
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. فاطمه پاک نهاد
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۰)
            تعداد بازدید: 699
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        نود درصد پسرهای دور و بر خودم هیچ میلی به ازدواج ندارند.



        کمی مانده تا برسم؛ با اعصابی خورد شده در معضل همیشگی، کمابیش در ترافیک مانده‌ام! هر چند آب و هوای خوش منطقه، خورده‌های اعصاب را به هم می‌چسباند و آرامم می‌کند؛ اینجا پارک دانشجو و محل انتخابی من برای صحبت و بحث درباره خانواده نیمه مستقل است؛ به جمعی از بچه‌ها که در گوشه‌ای ایستاده و مشغول صحبت هستند نزدیک می‌شوم. در این فکر هستم که چطور بحث را شروع کنم که باد سردی می‌آید و چنگ زنان در مغزم فرو می‌رود... آنقدر می‌پیچد و می‌کوبد که تمام سرم را می‌ریزد به هم... و ناگهان صدایی که همه افکارم را بهم می‌ریزد: «ببخشید خانم، کاری داشتید؟» تازه یادم می‌آید اصلا برای چه اینجا آمده‌ام. وقتی موضوع را مطرح می‌کنم بچه‌ها من و من کنان فقط نگاهم می‌کنند. می‌فهمم که خودم باید شرع کننده بحث باشم.

         

        همینطور که دارم از مزایای طرح می‌گویم تا برسم به معایب، زهرا با عصبانیت حرفم را قطع می‌کند و می‌گوید: «در شرایط فعلی بزرگترین مشکل جوانها موضوع کار آنهاست. وقتی جوان بیکار است، چگونه می‌تواند تشکیل خانواده بدهد؟ یک جوان بیکار اگر ازدواج هم بکند بعد از مدتی دچار مشکل می‌شود و اختلاف‌های خانوادگی، مشکلات او را بیشتر می‌کند. با این وضعیت اگر جوانها ازدواج هم بکنند، با مشکلات بیشتری روبرو می‌شوند.»

         

        محسن هم در تایید صحبتهای زهرا می‌گوید: «همان طور که آمارهای افزایش سن ازدواج نگران کننده است، آمارهای طلاق هم نگران کننده است. پس نباید تنها جلوی پایمان را نگاه کنیم؛ بهتر است کسانی که این طرح را داده‌اند، یک کم واقع‌بینانه‌تر و وسیعتر به این طرح نگاه کنند. بیشترین آمار طلاق مربوط به دوران عقدهای طولانی است. چه فایده‌ای دارد جوانها عقد کنند، بعد از ۶ ماه طلاق بگیرند؟ این طرح فقط مشکلات جوانها را افزایش می‌دهد.»

         

        اما مریم با عقیده زهرا و محسن مخالفت می‌کند و تاکید دارد که وقتی جوانی مجرد است و به هر دلیلی نمی‌تواند ازدواج کند، مطمئنا نیازهایش را در جای دیگر جست وجو می‌کند؛ و طبیعی است اگر برنامه‌ریزی در این زمینه نداشته باشیم، درصد زیادی از جوانان با جابجایی نیاز به انحراف کشیده شده و با مشکلات روحی و روانی زیادی رو برو می‌شوند. بعد هم باید شاهد افزایش آمار اعتیاد، بزهکاری، بی‌بند و باری، بداخلاقی، پرخاشگری و شیوع انواع بیماریهای جسمی و روحی باشیم. او می‌گوید: «دولت به تنهایی نمی‌تواند کاری انجام بدهد و باید از نظر فرهنگی در بین خانواده‌ها فرهنگ‌سازی شود؛ یعنی مردم همان طوری که «وبا» را جدی می‌گیرند، باید نسبت به افزایش سن ازدواج و مجرد ماندن جوانها هم حساسیت نشان بدهند. این طرح برای جلوگیری از انحراف جوانها خیلی خوب است، مخصوصا در کشور ما که تعداد جوانهایی که در سن ازدواج قرار دارند خیلی زیاد است. اما متاسفانه امکانات ازدواج در حد صفر است. خانواده‌ها نباید به ازدواج به دیده یک معامله اقتصادی نگاه کنند، بلکه باید نگاهی اسلامی و انسانی به این قضیه داشته باشند تا از تجمل‌گرایی‌ها و سخت‌گیری‌های بی‌مورد کاسته شود و جوانها راحت‌تر بتوانند زندگی خود را آغاز کنند.


         
        سارا می‌گوید: «مشکل ما هیچ کدام از این مسائل نیست؛ نود درصد پسرهای دور و بر خودم هیچ میلی به ازدواج ندارند. دلیلش را وقتی می‌پرسی می‌گویند، مالی! ولی دروغ می‌گویند! چون آنهایی هم که وضعشان خیلی خوب است تن به ازدواج نمی‌دهند. در حقیقت مشکلشان عدم مسئولیت‌پذیری است، نه مشکلات مالی. این طرح هم فقط آنها را بی‌مسئولیت‌تر از این می‌کند، همین!»

         

        در مقابل، علیرضا معتقد است که اتفاقا این نداشتن احساس مسئولیت از طرف دخترهاست که میل به ازدواج را در پسرها کم کرده است. «اگر دخترها بفهمند که اداره یک زندگی فقط وظیفه مرد نیست، مشکل حل می‌شود. به نظر من اینجا زندگی را یک زن و مرد با هم نمی‌سازند، بلکه مرد تمامی بار مسئولیت را به دوش می کشد.»

         

        در بین این بحثها هستیم که درد دل جوانی همه ما را وادار به سکوت می‌کند. وقتی به چهره‌ها نگاه می‌کنم انگار همه می‌خواهند گریه کنند؛ شاید آنها هم می‌خواستند همین حرفها را بگویند، اما...

         

        جواد، جوانی ۳۲ ساله  و مجرد است، با کمی لرزش در ادای کلمات، می‌گوید: «همه دوست داریم تا بتوانیم با همسرمان بحث کنیم، با او حرف بزنیم، با او فکر کنیم و برای آینده نقشه بکشیم. اما وقتی مجرد باشیم از همه اینها محروم خواهیم ماند. ممکن است قرار ملاقاتها و روابط عاشقانه تا حدی این خلاء را پر کند، اما همه اینها موقتی است و ما هنوز تنها خواهیم ماند.»

         

        «گاهی یک برنامه تلویزیونی هست که دوست داریم در موردش با کسی حرف بزنیم، اما فقط می‌توانیم صبح روز بعد آن را در محل کار با همکاران مطرح کنیم. مشکل یا بیماری خاصی داریم که دوست داریم کسی از آن باخبر شود، اما به چه کسی می‌توانیم آن را بگوییم؟ دوستان و خانواده هر کدام نقشی در زندگی ما خواهند داشت، اما هیچکدام قادر به پر کردن این تنهایی مجرد بودن نیستند.»  

         

        «غذا پختن برای یک نفر هم مشکلات خاص خود را دارد و تجربه وحشتناکی است؛ پختن یک غذای خوشمزه و درست حسابی، چه لذتی دارد وقتی کسی نیست که آنرا با او صرف کنید؟ آپارتمانتان نیاز به وسایل جدید دارد، اما کسی نیست که با او در این زمینه مشورت کرده و تصمیم بگیرید. و البته مسئله نیاز جنسی که از همه اینها جدی‌تر و مهمتر به نظر می‌رسد.»

         

        «روابط نزدیک، مستلزم همراهی، درک متقابل، همدلی، دوستی، و البته عشق است. اما ما باید این خلاء درونی را به تنهایی پر کنیم. وقتی جوانتر هستیم با مسائل مختلفی سر و کار داریم که از اهمیت این مشکل می‌کاهد. اما هرچه سن بالاتر می‌رود، می‌فهمیم که دیدن عجایب جهان به تنهایی واقعاً خالی از لذت است.»  

         

        می‌خواهم حرفی بزنم، اما چیزی توی گلویم چنگ می‌اندازد و نمی‌گذارد حرفی از دهانم بیرون بیاید...
         


          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷