1532
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. فاطمه پاک‌نهاد
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۱)
            تعداد بازدید: 1532
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        در جامعه فعلی هر کس به فکر خودش است و سعی دارد به نحوی خود را آرام کند. این در حالی است که انسان عاشق، قدم زدن در یک بیابان را به همراه معشوق بزرگترین لذت می‌داند و بالاتر از این تفریح، چیز دیگری نمی‌شناسد.
        سمیه دانشجوی سال اول است، در نمازخانه، او را به حرف گرفته‌ام، خیلی صمیمی و گرم با هم وارد بحث جدیدی می‌شویم؛ و از همان ابتدا می‌روم سر اصل مطلب که تعریفش از تفریح و سرگرمی چیست؟ 
        می‌خندد و می‌گوید: «تفریح یعنی شادی روح. و هر چیزی که باعث شادی روح شود جزو تفریحات به حساب می‌آید.» سرش را پایین می‌اندازد و با انگشتانش گل‌های قالی را به بازی می‌گیرد و ادامه می‌دهد: «تفریحات جمعی، تفریحات سالمی هستند و این در حالی است که در جامعه ما تفریحات بیشتر به صورت فردی انجام می‌شود.» وقتی از او می‌پرسم به نظر تو باید چه کاری انجام داد؟! می‌گوید: «به نظر من دولت باید کاری کند که حتی رابطه دختران و پسران بیشتر در فضای عمومی شکل بگیرد. چون این کار باعث می‌شود این رفتارها کنترل‌پذیر و تنبیه‌پذیر شوند و خطرات کمتری هم پیدا کنند.»
        زهرا که شیطنتش گل کرده، بین حرف سمیه می‌پرد و با صدای دو رگه و خش‌دار می‌گوید: «تفریح سالم با پیشگیری از جرم و بزهکاری رابطه مستقیم دارد.» او می‌گوید: «فراغت مناسب موجب ساخته شدن شخصیت سالم و انجام تکالیف در موقع مناسب می‌شود.»



        علی با هیجان در تایید حرفهای زهرا ادامه می‌دهد: «بزهکاری زمانی رخ می‌دهد که پیوند فرد با جامعه ضعیف می‌شود. تفریح و فعالیت‌های مناسب موجب ساخته شدن شخصیت سالم و انجام تکلیفات در موقع مناسب می‌شود.»
        وقتی می‌پرسم اگر دولت امکانات را به طور مناسب فراهم نکرد، آیا ما نباید به فکر این نیاز مهم در زندگی‌مان باشیم؟ محسن با حالتی از اعتراض ابرو بالا می اندازد و می‌گوید: «دولت‌ باید برای دوری از افسردگی و ایجاد روحیه نشاط در مردم، برنامه‌های خاصی را طراحی و به اجرا درآورد.» از گوشه چشم نگاهش می‌کنم؛ چشم می‌دوزد توی چشمم. از قیافه‌اش می‌فهمم در نظرش خیلی جدی است. بعد ادامه می‌دهد: «اگر دولت‌ به بالا بردن سطح شادی‌های سالم در میان مردم توجه کند، در پیشرفت و موفقیت کشورها موثر خواهد بود.»
        در بین حرفهای ما جوان ۳۳ ساله‌ای به اسم علی جلو می‌آید. چین زیر گونه‌هایش افتاده و انگار بار سنگینی را گذاشته‌اند پشتش. دستهایش را به هم می‌مالد و می‌گوید: «دولت باید در تنظیم اوقات فراغت برای بیکاران فکری بکند.» او به خودش اشاره می‌کند و تاکید دارد بیکاران در وضعیتی قرار دارند که انجام تفریحات سالم و نشاط آور برایشان هم از نظر مالی و هم انجام آن خیلی مهم نیست؛ او ادامه می‌دهد: «حقیقت این است که آنها فکر می‌کنند باید زمانی را به کار و زمان باطلی را به فراغت بگذرانند.»
        در بین این حرفها پسر کم سنی به اسم مرتضی چیزهایی می‌‌گوید، صدایش نامفهوم است و تنها بعضی از کلماتش را بریده بریده می‌شنوم. همین که حرف علی تمام می‌شود از او می‌پرسم نظر تو چیست؟! تازه می‌فهمم با چه کپسولی از انرژی روبرو شده‌ام؛ از اکثر رمان‌ها و نویسنده‌های به روز اطلاع دارد و تقریبا همه  آنها را خوانده است. مثل «من او»ی رضا امیرخانی و تازه به همه اینها اضافه کنید که مثل من «شازده کوچولو» آنتوان دوسنت اگزوپری را خیلی دوست دارد تازه خوشحالتر می‌شوم وقتی می‌فهمم تقریبا نویسنده‌های مشترکی را می‌پسندیم.



        علیرضا اما حرفهای جالبی می‌زند و می‌گوید: «در جامعه فعلی هر کس به فکر خودش است و سعی دارد به نحوی خود را آرام کند. این در حالی است که انسان عاشق، قدم زدن در یک بیابان را به همراه معشوق بزرگترین لذت می‌داند و بالاتر از این تفریح، چیز دیگری نمی‌شناسد.» علیرضا صدایش را پایین می‌آورد و ادامه می‌دهد: «دولت، رهبری و همه نهادهایی که به نحوی با مردم سر و کار دارند، در مرحله اول باید با ایجاد فضای فرهنگی و سخنرانیهای آرام، امیدبخش و روحیه‌آور، جامعه را به آینده خوب امیدوار کنند و در مرحله بعد با هر پیشرفت اقتصادی و رفاهی مردم را به اهمیت آن آگاه ساخته و وعده‌هایی در جهت بهتر شدن وضعیت بدهند و فضای حاکم بر جامعه را به سمت امنیت فرهنگی، اخلاقی، اقتصادی و رفاهی پیش ببرند.»
        اگر بخواهم از همه چیزهایی که شنیده و دیده‌ام بگویم، باید خیلی بنویسم، اما مطمئنم که هرگز هیچ کدام را فراموش نخواهم کرد... خیلی خوش گذشت، هرطور بود یک روز با جوانان  شهرری سپری شد، روزی خوب از ۸ صبح تا ۱۲ ظهر، با دوستانی جدید که علم را با تقید در لابه لای لطف و عنایت پروردگار می‌آموزند و چشم انتظار روز موعود، روزگار می‌گذرانند، درست مثل همه ما!

          1. امتیازدهی:
            لطفا منصفانه امتیاز دهید.
              1.  
              2. ۱۰۰%
              3. تعداد: ۰۱ رای

        1 نظر | ارسال نظر

          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷