1907
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
      • دانشگاه نام مقدسی دارد. از آن مکان‌هایی است که آدم با شنیدن اسمش هم به غرور می‌رسد. داشتن چندین دانشگاه با آموزش‌های تخصصی متفاوت برای هر کشوری جزو افتخارات محسوب می‌شود؛ چه رسد به برپایی دانشگاهی که با پذیرش عنوان بین المللی، ظرفیت پذیرش دانشجو از کشورهای دیگر را نیز یافته و به تبادل فرهنگی در یک محیط آموزشی نیز دست یازد. که البته این مورد اخیر، گاهی خود زمینه‌ای می‌شود برای آفرینش اختلاف‌نظرها و مشکلاتی که حل کردنشان کمی دشوار است. مثل وقتی که دانشگاه‌ یا دانشگاه‌هایی در کشور فرانسه استفاده از حجاب را برای دانشجوهای خود ممنوع اعلام می‌کنند و یا شرط مشابهی که دانشگاه‌های کشور ترکیه برای دانشجوهای خود می‌گذارند. هر دو کشور با تعیین چنین قانونی برای این فضای آموزشی، عده‌ای از علاقه‌مندان دانش‌اندوزی خود را به کشورهای دیگر می‌رانند.
        بحث اما به این مثال‌ها و این دو کشور مربوط نیست. بحث اصلی من در این گزارش بررسی فضای آموزشی در دانشگاه‌های مختلط داخل کشور است. با توجه به دگرگونی‌های غیرقابل انکار در شیوه نوین زندگی و با توجه به نیاز دو جنس به دستیابی به شناخت از یکدیگر در جامعه‌ای که دختر و پسر تمام طول ۱۲ سال تحصیل خود را جدا از هم طی می‌کنند، به نظر می‌رسد ایده کنار هم نشاندن این دو در یک کلاس آموزشی دانشگاهی بد نباشد. گرچه ممکن است هر دو را دچار سرخوردگی از هم نیز بکند، اما این فرصت نیز وجود دارد که بتوانند تعاملی میان خود ایجاد کرده، به شکوفایی هرچه بیشترِ، نه فقط در داخل دانشگاه، که در ورود به جامعه نیز نایل گردند. اما این که چرا هنوز هستند خانواده‌هایی که از ورود فرزندان خود به این محیط ممانعت کرده و شرط را بر تلاش فرزند برای شرکت در یک دانشگاه تک‌جنسیتی قرار می‌دهند، مساله‌ای است که ریشه در مذهب مردم ایران دارد. از آنجا که اختلاط نامحرم در دین مبین اسلام مگر در مواقع ضرورت مجاز دانسته نشده، این سوال پیش می‌آید که برپایی دانشگاه‌های مختلط در این کشور اسلامی بر مبنای چه ضرورتی صورت گرفته است؟
        دانشگاه تهران، امیرکبیر و شهید بهشتی سه نمونه از مراکز مختلط آموزشی هستند که برای تهیه این گزارش مورد توجه قرار گرفتند. نیت من بر آن بود که نه تنها در این زمینه دیدگاه رئیس دانشگاه، که مسئول فرهنگی، اساتید و دانشجویان را نیز جویا شوم و بر اساس کنار هم نهادن آنچه از این عزیزان به دست آمده، نتیجه‌ای منطقی و دقیق بگیرم. اما متاسفانه بسیاری از بخش‌ها پاسخگو نبودند. اوضاع دانشگاه‌ها به اندازه‌ای آشفته بود که حتی برای ورود به محیط این دانشگاه‌ها نیز باید حضورم را به کلی توجیه می‌کردم.
        در دانشگاه تهران، دفتر دکتر رهبر اعلام کرد ایشان با هیچ گزارشگری صحبت نمی‌کنند. در مورد مسئول فرهنگی آنقدر اطلاعات ضد و نقیض داده شد که شک کردم اصلاً چنین کسی وجود خارجی داشته باشد! چند استاد و دانشجو صحبت کردند اما تاکید بر این بود که نامی از آنها برده نشود. دانشگاه امیرکبیر اوضاع بدتری داشت. نگهبان ورودی به رنگ زردِ ژاکت من معترض شد. اوضاع داخل محیط را که تشنجی میان دو دسته دانشجو بود نشانم داد و گله کرد الان وقت مناسبی برای مطرح کردن این موضوع می‌بینی؟! با این حال از ورودم جلوگیری نکرد. خانمی که در دفتر آموزش دانشگاه امیرکبیر نشسته بود و حتی اجازه نداد بفهمم مسئولیتش در آن اتاق چیست، فرقی میان دو جنس نمی‌دید. گفت: «پسر یا دختر فرقی ندارد. بخواهند درس بخوانند در کنار هم که هیچ، سنگ هم از آسمان ببارد می‌خوانند. نخواهند و سرشان گرم مسایل دیگر شود هم که دیگر کاری از من و شما ساخته نیست. می‌شود این که می‌بینید. کلاس‌ها را تعطیل می‌کنند. حضورشان می‌شود گردهمایی در فضای باز و شعار دادن و عکس پخش کردن و گلاویز شدن با هم.» دلش پر است. کسی جز او را میان راهروها و اتاق‌ها نمی‌یابم. راه رفته را برمی‌گردم و به سمت شهید بهشتی حرکت می‌کنم به این امید که در این دانشگاه مشهور، به آرامش به نتیجه برسم.
        فضا آرام است. خلاف هر دو دانشگاه، دیگر کسی کاری به کارم ندارد. آنجا چه می‌کنم؟ چه می‌خواهم؟ چرا لباسم زرد است؟ هیچ کدام مهم نیستند. وارد ساختمان می‌شوم. اینجا همه برخوردی مثبت دارند. از موضوع استقبال می‌کنند. شماره می‌دهند. به منشی می‌سپارند وقتی برای فردا به من بدهد تا مفصل صحبت کنیم. خیالم راحت می‌شود و به امید فردا برمی‌گردم.
        روز که نو می‌شود، نظرها برگشته و برخوردها نو شده است. پاسخ تلفنم را به تندی می‌دهند. امروز همه تا دیروقت جلسه دارند. کسی حرفی برای گفتن در مورد موضوعی که مطرح شده ندارد. رفتارهای دیروز را با پاسخ هایی که امروز می‌گیرم کنار هم می‌گذارم. هیچ منطقی نمی‌بینم! از نظر من این گزارش باید به نتیجه برسد. چه با همکاری مسئولان و چه بدون همکاری آنها. بنابراین به اظهار نظر استادان و دانشجوها بسنده کرده و می‌نشینم به مرتب کردن آنها.
        یکی از اساتید دانشگاه تهران همه چیز را نسبی می‌داند. کنار هم قرار گرفتن دخترها و پسرها در کلاس درس را همان قدر عادی می‌داند که زندگی کردنشان را در کنار خانواده. می‌گوید: «مشکل وقتی ایجاد می‌شود که کسی بخواهد مشکل‌آفرینی کند. در غیر این صورت اگر استاد کارش را بلد باشد و شیوه گرداندن کلاس را بداند، اتفاقی نمی‌افتد.» در مورد بازدهی کلاس‌های مختلط و تک جنسی هم نظر جالبی دارد: «بستگی به افرادی دارد که سر کلاس‌ها حاضر می‌شوند. هرچقدر دانشجو تلاشگر باشد، کلاس فضای رقابتی بهتری خواهد داشت. به جنسیت هم مربوط نمی‌شود و ادعای این که کلاس تک جنسیتی راندمان بالاتری دارد یا عکس ادعای نادرستی است.» قبلاً با موردی که خانواده بعد از قبولی دخترشان اجازه ورود وی به دانشگاه را به دلیل حضور پسرها نداده‌اند برخورد کرده و از این بابت متاسف است، اما چاره را در فرهنگ سازی درست و ریشه‌ای می‌داند. خودش دخالتی نمی‌کند. عقیده دارد هیچ خانواده‌ای بد فرزندش را نمی‌خواهد. آنچه دکتر زمانی به کل با آن مخالف است، پایین بردن سن آموزش مختلط در کشور است. فضای پیش از دانشگاه را به همین شکل فعلی می‌پسندد و دلیلی جز حفظ حرمت خانواده نیز به میان نمی‌آورد.
        یک استاد مهندسی الکترونیک دانشگاه شهید بهشتی معتقد است شناخت دختر و پسر از جنس مخالف تا وقتی محدود به خانواده –پدر و برادر برای دختر و مادر و خواهر برای پسر- باشد، نمی‌شود انتظار داشت بتوانند تصمیم درستی بگیرند. به عقیده او کنار هم بودن این دو در جامعه و در فضایی فرهنگی مثل دانشگاه که هدفی والاتر را برای هر دو طرف تعریف کرده و آنچه آنها از یکدیگر می‌آموزند، مکمل این آموزش تخصصی ارائه شونده در کلاس خواهد بود، ضرورتی است که نباید آن را ندیده گرفت. وی آسیب‌های اجتماعی مربوط به این امر را نیز رد نکرده و می‌گوید: «به هر حال نمی‌توانید از همه انتظار داشته باشید با عقل و منطق و کمالات به میدان بیایند. تربیت فرزندان ما به فضای خانوادگی آنها وابستگی شدیدی دارد. و چون میان خانواده‌ها اختلافات فاحش وجود دارد، اینکه توقع داشته باشیم بچه‌ها در مواجهه با هم واکنش‌های یکسان و عقلانی بروز بدهند کمی زیاده خواهی است.» این استاد دانشگاه رویارویی واقعی دختر و پسر را سالم‌تر و بهتر از رویارویی آنها در فضاهای مجازی می‌داند. او برای دختر و پسر در این برخورد واقعی فرصتی را می‌بیند که در دنیای مجازی وجود ندارد. به عقیده او هردو طرف در دنیای مجازی به دروغ و تظاهر روی می‌آورند که می‌تواند تا ابد ادامه بیابد. در دنیای حقیقی، این دروغ جایی باید متوقف شود. در واقع جایی به اجبار متوقف می‌شود. و این اتفاق درستی است. او که خود پسری ده ساله دارد به نگرانی پدرانه خود درباره آینده او نیز اشاره کرده و از همین حالا اظهار می‌کند نگران آینده و ارتباط پسرش با جنس مخالف است. اما در عین حال تلاش می‌کند خود را برای آن روز آماده کرده و اجازه ندهد فرزندش با دیدن واکنشی نادرست از جانب او به سوی فاصله گرفتن از خانواده سوق داده شود. «چیزی که الان وجود دارد را هم نمی‌پسندم. دختر و پسر به قول شما با هم در یک کلاس می‌نشینند، ولی این با هم بودن مثل جبهه جنگ به نظر می‌رسد. پسرها یک طرف، دخترها یک طرف قانون عجیبی است. به خصوص در این دوره که بیشتر این بچه‌ها اصلا اگر به رویشان نیاوری به این چیزها دقت نمی‌کنند. همین اجبار برای جدا نشستن آنها را حساس می‌کند.» او اولین کسی است که با پایین بردن سن این اختلاط جنسی در سیستم آموزشی موافق است. البته هزار پیش فرض و زمینه‌سازی و پژوهش را پیش نیاز این اقدام می‌داند. ولی در نهایت فکر می‌کند اگر این کنار هم بودن کنترل شده از سن کمتر اتفاق بیفتد، بسیاری از این آسیب‌های اجتماعی امروز نیز رخ نخواهد داد.



        یکی از استادان دانشکده ادیان دانشگاه شهید بهشتی قبول ندارد که جوانان تا پیش از دانشگاه زندگی خود را در یک فضای تک‌جنسیتی می‌گذرانند و ورود به دانشگاه اولین مرحله برخورد آنها با جنس مخالف است. او می‌گوید: «مگر تمام وقت یک دانش‌آموز در مدرسه می‌گذرد که چنین ادعایی کنیم؟ آنها در خانواده و جامعه حضور دارند و می‌توانند با هر شرایطی این ارتباط و شناخت و کنار هم بودن را تجربه کنند.» از نظر ایشان زمان همه‌چیز را حل می‌کند و بنابراین نیازی به نگرانی نیست. وی عقیده دارد: «اگر قصد دانشجو درس‌خواندن و رسیدن به مدارج بالاست، نوع کلاس –تک جنسیتی باشد یا مختلط- نباید برایش فرقی کند. اگر هم غیر از این است که اصلاً حضور او در فضایی عرفانی چون دانشگاه غلط است و به خودی خود هم از این فضا حذف می‌شود.» او شناخت دو جنس از یکدیگر را تا حدی مناسب شمرده و می‌گوید: «اما شناخت با ارتباط فرق دارد. اگر این دو فقط در صدد شناخت هم باشند، خوب است. اما اگر از این حد تجاوز کرد، وارد حیطه گناه خواهد شد. قطعاً هم مجاز به ادامه نیست. تازگی هم متاسفانه این اتفاق در دانشگاه رخ می‌دهد و همه چشم بر این ماجرا بسته‌اند. چون به هرحال جدا بودن کلاس‌های دخترانه و پسرانه در دانشگاه می‌تواند از بروز گناه جلوگیری کند.» این مدرس دانشگاه شهید بهشتی تا به حال تجربه حضور در کلاس مختلط را نداشته و اداره کلاس‌های تک‌جنسیتی پسرانه را بر عهده دارد.
        یک استاد دانشکده سینما تئاتر، با کنار گذاشتن بحث علمی دانشگاه، شرایط دانشجو را بحرانی برشمرده و می‌گوید: «این جایی است که هر قدم اشتباه می‌تواند مسیر زندگی‌ را تغییر دهد. بنابر این دانشجو نیازمند آموزش است. حتی در مساله برخورد با جنس مخالف.» او هم مساله فرهنگ‌سازی را به میان کشیده و خلاف دیگران این توقع را از دولت ندارد. به عقیده او فرهنگ‌سازی باید از دل خانواده‌ها که اولین کانون پرورش جوان هستند آغاز شود. او نیز شناختی را که در دانشگاه میان دو طرف شکل می‌گیرد موثر دانسته و تاکید می‌کند: «وقتی قرار باشد اینها چهار سال تحصیلی را در کنار هم درس بخوانند و تلاش کنند و رقابت داشته باشند، چیزهایی که در برخوردهای اول تظاهر کرده‌اند یا درباره آن دروغ گفته‌اند، جایی رو شده و حقیقت ماجرا کشف می‌شود. نمی‌توانند که چهار سال تمام برای هم نقش بازی کنند. برای همین این شناخت به نتیجه مناسب‌تری هم می‌رسد. نه اینکه نهایتش این باشد که بالاخره هر کسی وارد دانشگاه شده با یکی از هم‌کلاسانش ازدواج کند. به این معنا که وقتی دانشگاه را ترک می‌کند، شناختی عمیق درباره جنس مخالف خود پیدا کرده باشد و حالا دیگر بتواند درست تصمیم بگیرد. خوب را از بد، راست را از دروغ و واقعیت را از خیال تشخیص بدهد. قطعاً شما نمی‌بینید کسی در پایان چهار سال دانشگاه همچنان دنبال تحقق رویاهای نوجوانی باشد. حسن این ماجراست که به بچه‌های ما دیدگاهی واقع‌بینانه می‌بخشد. با تمام خوبی‌ها و بدی‌هایی که دارد. چون او هم باید بیاموزد چطور با اینها روبرو شود. چطور کنار بیاید. چطور ادامه بدهد.»
        در بخش دانشجویی اختلاف عجیبی میان پسرها و دخترها در این زمینه بود. اغلب پسرها حضور دخترها را چندان قابل توجه نمی‌دانستند. ادعا داشتند به هرحال درس برای آنها مهم است و فرقی ندارد دخترها باشند یا نباشند. در مورد دخترها این موضوع کمی متفاوت بود. در حالی که برخی به شدت از این فضا شاکی بوده و ترجیح می‌دادند فضا به همان شکل دبیرستانی و تک‌جنسیتی دخترانه بازگردد، برخی دیگر با تاکید بر اینکه به هرحال برای دختر دیده شدن و مورد توجه بودن بسیار مهم است، از کلاس مختلط استقبال می‌کردند. در مقابل پسرها عقیده داشتند چون تعداد دخترها چندبرابر آنهاست، اتفاقاً این حضور در کنار هم اعتماد به نفس را از آنها سلب کرده و باعث شده تا منزوی شوند.
        در نهایت هیچ دانشجویی درباره شناخت حرفی نزد. به نظر نمی‌رسد کسی با آگاهی بر اینکه این فضا قرار است شناختی از جنس مخالف به او بدهد قدم در کلاس مختلط گذاشته باشد. اگر هم شناختی حاصل شود، نتیجه یک ناخودآگاه فعال است. هیچ دانشجویی بلافاصله به سوال‌ها پاسخ نداد. همه فکر می‌کردند. پاسخ‌ها همه با تردید بود. آنها که حرف داشتند تکلیفشان با درس معلوم بود. یا به کل فضا را بی‌تاثیر می‌خواندند، یا آن را مناسب می‌دیدند. هیچکس نمی‌دانست چرا باید مزایا و معایب این کنار هم بودن مهم باشد. متعجب نگاهم می‌کردند و اغلب می‌پرسیدند: «چرا اینقدر وقت می‌گذارید برای بررسی مسایلی تا این اندازه حاشیه‌ای و بی‌اهمیت؟!» به نظرم این موضوع آنقدر برایشان بدیهی بود که شاید هرگز باور نمی‌کردند هنوز هم خانواده‌ای باشد که به دختر یا پسر خود اجازه ندهد بعد از سال‌ها تلاش و شب‌ها بی‌خوابی برای قبولی در کنکور، قدم به دانشگاه بگذارد تنها به این دلیل که قرار است با پسر یا دختری غریبه هم‌کلاس باشد. تنها به دلیلی بسیار بی‌اهمیت و حاشیه‌ای که بر حسب تصادف آینده فرزندانی را در این مرز و بوم دگرگون خواهد کرد.

          1. امتیازدهی:
            لطفا منصفانه امتیاز دهید.
              1.  
              2. ۹۰%
              3. تعداد: ۰۲ رای

        9 نظر | ارسال نظر

              1. user-pic
              2. سینا
                ۰۲ بهمن ۸۸
                ۱۵:۰۱
          1.  
            کی گفته دانشگاه اسمش هم غرور میاره ؟ من که خوشبختانه نرفته پشیمون شدم و خلاص.
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. somayeh
                ۰۹ بهمن ۸۸
                ۰۰:۳۰
          1.  
            درد ما اصلا این چیزا نیست.
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. سحر
                ۰۹ بهمن ۸۸
                ۱۲:۰۸
          1.  
            درد ما و شما چیه؟!!
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. یاسمین
                ۱۵ بهمن ۸۸
                ۲۰:۱۹
          1.  
            بی دردی جانم . بی دردی.
           
          0
           
          0
          1.  
            برای نویسنده: یه ذره منصفانه تر عمل کنید. در گزارش غیر علمی وجهت دار شما تقریبا هیچ کس موافق جدایی دانشگاهها نبود . در صورتی که قشر عظیمی از دانشجویان بنا به دلایل علمی و عقلی خواهان جدایی وتفکیک جنسیتی دانشگاه هستند. با تشکر
           
          0
           
          0
          1.  
            برای حمید : منصفانه بودن بستگی به خیلی چیزها دارد. باید در دو هفته‌ای که برای تهیه این گزارش بین دانشگاه‌ها می‌دویدم همراهم می‌بودید تا متوجه می‌شدید در این فضاها هیچ کدام از آن قشر عظیمی که شما اشاره کرده‌اید حضور نداشتند. یا اگر هم داشتند حاضر به صحبت نبودند. این گزارش آنقدر سخت و دشوار به نتیجه رسید که اگر قرار بود هیچ اظهار نظر و دیدگاه شخصی از جانب نویسنده بروز داده نشود تکلیفش معلوم نمی‌شد. با اینهمه از اظهارنظر دور از انصاف شما هم پیداست که منصف بودن کاری بس دشوارتر از آن است که بشود به سادگی به آن دست یافت. پیشنهاد من به شما این است که بار دیگر و با دقت بیشتر گزارش را بخوانید تا دریابید که هیچ جهت گیری و جانب داری خاصی اعمال نشده و نگارنده تلاش کرده تمام آنچه را از همان معدود کسانی که حاضر به صحبت شدند به درستی نقل کرده و به نتیجه‌ای منطقی برساند. اگر گزارش‌گر بهتر و منصف‌تری هستید بسم‌اله. دخت ایران از اعلام آمادگی شما برای همکاری بسیار خوشبخت خواهد بود. سپاس.
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. کاظم
                ۱۵ اسفند ۸۸
                ۱۷:۲۳
          1.  
            برای حمید: من دانشجوی دانشگاه امیرکبیر بودم. فضا همین طور است که گفته شد. سال اول فشارها برای تفکیک جنسیتی کم بود اما سال به سال افزایش یافت. طوری که وقتی می خواستن برای اردو ها قانون تصویب کنند گفتند همه اردو ها باید جدا باشد به جز اردوهای بسیج( البته سر این موضوع خیلی بحث شد یادم نیست آخرش چی شد ولی یادم هست که بسیج هر کار دوست داشت می کرد) این تفکیک فقط بچه ها را حساس کرد طوری که سال به سال شوخی های دو جنس با هم دیگر زننده تر میشد. دلیلش هم این بود که جایی برای ارتباط وجود نداشت برای همین در محیط های عمومی ارتباط برقرار می کردن. خلاصه هر سال اوضاع بدتر شد. این تجربه دوستانم بود که با تفکیک موافق بودن.
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. نامشخص
                ۰۹ آبان ۹۱
                ۱۷:۳۶
          1.  
            پاسخی به نظر حمید
            برای نویسنده: یه ذره منصفانه تر عمل کنید. در گزارش غیر علمی وجهت دار شما تقریبا هیچ کس موافق جدایی دانشگاهها نبود . در صورتی که قشر عظیمی از دانشجویان بنا به دلایل علمی و عقلی خواهان جدایی وتفکیک جنسیتی دانشگاه هستند. با تشکر
            آفرین. دقیقا. اصلا بی طرفانه نبود.
           
          0
           
          0
          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷