1920
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
      • از مجبوبترین نویسنده زن می‌پرسم. آرا از کتابهای م. مودب پور و آرتا از ر.اعتمادی نام می‌برد! توضیح می‌دهم هیچ کدام از این دو نویسنده زن نیستند. باورشان نمی‌شود.
        گشتن به دنبال محبوبترین شاعر و نویسنده زن ایرانی در جامعه‌ای که سرانه مطالعه‌اش بسیار پایین است کار سختی است. به خصوص اینکه بخش عمده‌‌ای از این سرانه را باید به حساب نویسندگان و شاعران مرد یا خارجی گذاشت. بخش دیگری هم مطالعه تفریحی و گذراست که اصلا فرصتی برای علاقه به نویسنده یا شاعری خاص فراهم نمی‌کند. بگذریم از اینکه مطالعه تنها شامل ادبیات نمی‌شود و حوزه‌های دیگری همچون روانشناسی، فلسفه، علوم سیاسی و غیره را نیز در بر می‌گیرد. در چنین شرایطی بعید نیست قید سوال ما در جوابش از «محبوبترین» به «مشهورترین» تغییر کند. دلیل این امر هم بسیار ساده است: اول اینکه در مطالعات گذرا خود به خود گرایش افراد به کتابهای مشهورتر بیشتر است. مسئله دوم هم به یک نکته جامعه‌شناسانه و روانشناسانه در جامعه ایرانی برمی‌گردد؛ ایرانی‌ها به ندرت می‌گویند:  «نمی دانم!» وقتی از بسیاری افراد سوالی همچون سوال مورد نظر ما پرسیده شود، فکر می‌‌کنند اگر جوابشان «نمی دانم» باشد، کوس بی‌فرهنگی خود را زده‌اند یا افت کلاس پیدا کرده‌اند؛ در چنین جامعه‌ای مسلما نمی‌شود توی خیابان جلوی کسی را گرفت و نظرش را پرسید. چون علاوه بر همه معضلات قبلی، به چشم یک مفتش عقاید و مزاحم نگاهتان می‌کنند (به خصوص اگر مخاطبتان از آن یکی جنس باشد!). بنابراین برای چنین امر خطیری چه جایی بهتر از لانه زنبور! لانه زنبور در اینجا همانا کتابفروشی است. در کتابفروشی لااقل به لطف مشروعیتی که از مکان و پرسنل می‌گیری، کارت راحت‌تر است. گزارشگر عاقل هم همین کار را می‌کند. ما هم که عاقل!
        قفسه کتابهای ادبیات ایران را نشان می‌کنم که کارم را راحت‌تر کرده باشم. اما کمی بعد به این نتیجه می‌رسم که چه بسا آنها که به سمت کتب ادبیات خارجی هم می‌روند، قبلا و یا حتی به طور موازی با ادبیات وطنی هم سر و کار دارند. بنابراین بازه کاوشم را بیشتر می‌کنم.
        اولین شکارم یک آقا پسر است به نام محمدرضا. دبیرستانی است و به قول خودش تازه شروع به کتاب خواندن کرده است. تنها نویسنده زنی که می‌شناسد سیمین دانشور است و تنها شاعر زنی که می‌شناسد پروین اعتصامی! هر دو اینها را هم در کتاب‌های ادبیات مدرسه دیده است. انگار به کاهدان زدیم!



        پریوش، خانمی است که به ما چه چند ساله است. برای سرگرمی کتاب می‌خواند. می‌گوید: «ترجیح می‌دهم رمان‌های ساده و سرگرم‌کننده بخوانم. حوصله پیچیدگی داستان را ندارم. فقط هم رمان‌های ایرانی می‌خوانم، چون با اسامی خارجی مشکل دارم.»
        سوال اصلی‌ام را می‌پرسم، جواب می‌دهد: «شعر یک زمانی زیاد می‌خواندم، اما الان حوصله‌اش را ندارم. بیشتر هم شاعر مرد بود. شاعر زن فقط فروغ فرخزاد را یادم می‌آید. نویسنده هم آن وقت‌ها کتاب بامداد خمار معروف بود و من هم خوشم آمد. اسم نویسنده‌اش چی بود؟» می‌گویم: «فتانه حاج سید جوادی.» ادامه می‌دهد: «آره! الان هم از کتاب‌های خانم مودب‌پور خوشم می‌آید. جواب می‌دهم: «م. مودب‌پور خانم نیست، آقاست! میم مخفف مرتضی است»! می‌گوید: «جدی؟! چه آقای ظریفی»!
        شاید به این دلیل که به جای توجه به کتاب‌ها، حواسم به آدم‌هاست، اغلب فکر می‌کنند فروشنده‌ام. خیلی هم بد نیست. شاید باعث شود راحت‌تر سر حرف را با آنها باز کنم. از آقا سعید، مسئول بخش اجازه می‌گیرم خودم را جای فروشنده جا بزنم و او هم توضیح کوتاهی راجع به ترتیب کتاب‌ها می‌دهد تا راحت‌تر پیدایشان کنم و قبول می‌کند. الان من یک فروشنده‌ام که گزارش می‌نویسد.
        بهناز از مشتری‌های دائمی کتابفروشی و یک کتابخوان حرفه‌ای است که آقا سعید معرفی می‌کند. سوالاتم را از او می‌پرسم. جواب می‌دهد: «من از قدیمی‌ترها سیمین دانشور را دوست دارم. سووشون و جزیره سرگردانی‌اش عالی است. از جدیدها هم دو کار از زویا پیرزاد بود که نسبتا خوب بود، «عادت می‌کنیم» و «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم.» شاعر هم که فروغ و سیمین بهبهانی فقط!»
        اکثر کسانی که به سمت بخش داستان‌های ایرانی می‌روند، خوانندگان داستان‌های عامه‌پسند هستند. از آن عده باقی مانده هم اغلب به دنبال یک اثر کلاسیک می‌گردند و تنها عده کمی هستند که سراغ کتاب‌های جدید نویسنده‌های جدی‌تر می‌روند. این نظر را که با آقا سعید در میان می‌گذارم، حرفم را تائید می‌کند.
        خانمی با دو دخترش برای خرید رمان آمده است. رمان ایرانی! و البته بنا بر نظری که گفتم، به سمت قفسه رمان‌های عامه‌پسند می‌روند. زهره خانم همچنان محبوب‌ترین کتابش را بامداد خمار می‌داند: «هیچ کتابی روی دستش نیامده! کتاب‌های جدید را از روی ناشرشان انتخاب می‌کنم. در مورد محبوبترین شاعر هم می پرسم که می گوید: خیلی کم شعر می‌خوانم. آن ها هم که خواندم شاعرشان مرد بود.»
        از دو دختر زهره خانم که دو قلو هم به نظر می‌رسند نظرشان را می‌پرسم. آرا از کتابهای م. مودب پور نام می‌برد و آرتا هم نام ر.اعتمادی را اضافه می‌کند! مجبورم توضیح بدهم که هیچ کدام از این دو نویسنده زن نیستند. باورشان نمی‌شود. می‌گویم: اگر مرتضی و رجبعلی نام زنانه باشد، حرف شما قبول! انگار زن‌پنداشتن این دو نفر یک اپیدمی است. این موضوع باعث می‌شود به طور جداگانه از خیلی‌ها اسم کوچک یا جنسیت این دو نویسنده را بپرسم. جالب است که خیلی‌ها همین فکر را می‌کنند. با این حساب باید م. مودب پور و ر.اعتمادی را هم در زمره محبوب‌ترین نویسندگان "زن" ایران داست!
        فکر می‌کنم باید همین جا از دو اسم فاکتور بگیرم! در میان خوانندگان داستان‌های عامه پسند، فهیمه رحیمی محبوب‌ترین (یا همان طور که در ابتدا گفتم، مشهورترین) است، آن قدر که حتی کتاب بامداد خمار فتانه حاج سید جوادی را هم به نام ایشان به یاد می‌آورند. به نام کتاب هم که باشد، باز هم به همین دو اسم می‌رسیم.
        رضا با اطلاعاتی که دارد یک کرم کتاب به نظر می‌رسد. علوم سیاسی خوانده، قد بلند و خوش تیپ است و از همه مهم‌تر اینکه هم اسم هستیم. پس حتما کارش درست است دیگر! الان بیشتر کتاب‌های ادبیات خارجی و فلسفه می‌خواند، اما قدیم‌ترها کتاب‌های فارسی را درو کرده و می‌گوید گاهی که کتاب‌های خوب ایرانی هم بیاید، می‌خواند. بعضی از اسم‌ها را تنها از زبان او می‌شنوم. رضا توضیح می‌دهد: «من بیشتر برایم اثر مهم است تا نویسنده. بنابراین نویسنده‌هایی که اسم می‌برم، شاید تنها از یک یا چند اثرشان خوشم آمده باشد. هیچ کدام هم محبوبترین نیستند. هر نویسنده‌ای جای خودش را دارد.»
        رضا هم اول از سیمین دانشور شروع می‌کند. انگار باید نام بانو سیمین را هم فاکتور بگیریم دیگر. او ادامه می‌دهد: «یکی دو کار از گلی ترقی بود که خیلی دوست داشتم. کارهای زویا پیرزاد هم قابل توجه هستند. یک مجموعه داستان از بلقیس سلیمانی خواندم که بیشتر به طرح شبیه بود تا داستان کوتاه، اما با این حال خیلی خوب بود. فضای این دو مجموعه داستان شرمین نادری هم جذاب است، به خصوص اینکه اجرای آنها در برنامه رادیو هفت شبکه آموزش با صدای بهمن فروتن خیلی به دلم نشست.»



        رضا هم برترین شاعران زن ایران را فروغ فرخزاد و سیمین بهبهانی می داند، اما از یک نفر سوم نیز نام می‌برد: جهان ملک خاتون! رضا می گوید: «گویی شاعری هم عصر حافظ بوده و حتی با حافظ مشاعره می کرده. در کتاب "حافظ ناشنیده پند" ایرج پزشکزاد، حتی به عشق میان این دو اشاره شده است. چند غزل از او خوانده ام که کم از غزل های حافظ ندارد.»
        باید محبوبترین شاعر زن ایرانی را هم از سوالاتم حذف کنم دیگر. فروغ فرخزاد بدون شک محبوب ترین شاعر زن ایران است. سیمین بهبهانی، پروین اعتصامی و مریم حیدرزاده (اگر ترانه سراها را هم شاعر حساب کنیم) هم نام های دیگری هستند که در پاسخ به این سوال زیاد شنیده می شوند؛ یکی دوباری هم نام هایی چون فاطمه راکعی، رابعه قزداری و مخفی را می‌شنویم که به نظر بیشتر حاصل یادآوری تاریخ ادبیات کتابهای دبیرستان هستند! اگر به آمار ارائه شده از سوی روح انگیز کراچی (استاد دانشگاه و محقق) اعتماد کنیم، در تاریخ ادبیات ایران تنها نام ۴۰۰ شاعر زن ثبت شده است (در مقابل بیش از ۸ هزار شاعر مرد!) و در نتیجه شهرت و محبوبیت همین تعداد شاعر زن نیز جای امیدواری دارد.
        اسمها را که می‌شمارم، سیمین دانشور هم عنوان محبوب‌ترین نویسنده زن ایران را کسب می‌کند. زویا پیرزاد هم با فاصله در رده بعدی است و بعد از وی اسامی دیگر را تک و توک شنیدم. در مجموع چیزی که از این غور و تفحص در بحر نظرات مخاطبانم یافتم، اثبات همان نظر ابتدایی بود. یعنی در درصد بسیاری از پاسخ به سوالهایم، مشهورترین بودن، جای محبوب‌ترین بودن را می‌گرفت. اما به نظر می‌رسد حتی اگر بخواهیم این پاسخ‌ها را حذف کنیم، باز هم جوابی جز همین مجموعه نام ها نخواهیم شنید. اینجا مشهورترین‌ها، محبوب‌ترین‌ها هستند.
          1. امتیازدهی:
            لطفا منصفانه امتیاز دهید.
              1.  
              2. ۸۰%
              3. تعداد: ۰۱ رای
          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷