1758
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. رضا دهکی
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۰)
            تعداد بازدید: 1758
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        اولین موضوع در تفاوت بین نگاه جمعیتی کشورهای پیشرفته و کشورهای جهان سوم، نوع نگاه فرهنگی و اجتماعی آنها بود.

        ورود به موضوع داشتن یا نداشتن فرزند از نگاه خانواده و کنترل در مسیر افزایش یا کاهش جمعیت از نگاه اجتماعی، از مسیرهای مختلفی ممکن است. همه این مسیرها هم البته به جامعه ختم میشود. چرا که سیاست، نظامی‌گری، اقتصاد، دین و مذهب، بهداشت تن و روان، همه و همه حول محور جامعه شکل می‌گیرند.

        کنترل جمعیت از گذشته تاکنون
        سیاست‌های کنترل جمعیت تاریخچه‌ای قدیمی دارد. مستندات تاریخی سابقه این بحث را تا ۴۰۰۰ سال پیش در مصر، ۲۰۰۰ سال پیش در یونان و ایران، ۱۶۰۰ سال پیش در هند و ۱۳۰۰ سال پیش در چین نشان می‌دهند. ولی برنامه‌های تنظیم خانواده در معنای فعلی آن قدمتی ۵۰ ساله دارد. این در حالی است که در گذشته‌های دور سیاست‌های جمعیتی محوریتی بیشتر نظامی داشت. از آنجا که جمعیت به عنوان یکی از منابع ایجاد قدرت به حساب می‌آمد، کشورها سعی می‌کردند با افزایش جمعیت خود قدرت بیشتری داشته باشند و در مقابل، هنگام تصرف سرزمین‌های دیگر، سیاست‌های کاهش جمعیت را برای آن سرزمین‌ها پی می‌گرفتند. امروزه اما سیاست‌های جمعیتی بیشتر مبنایی اقتصادی و بهداشتی دارند، هر چند هنوز عده‌ای هستند که نگرش سیاسی-نظامی و حتی دینی و مذهبی را در ورای آنها جستجو می‌کنند. سیاست‌های جمعیتی امروز جهان در هر دو مسیر مشاهده می‌شود: در بعضی کشورها (بیشتر کشورهای جهان سوم) کنترل در مسیر جلوگیری از افزایش جمعیت انجام می‌پذیرد و در برخی کشورهای دیگر (عمدتا کشورهای پیشرفته اروپایی و نیز ژاپن) سیاست‌ها در مسیر افزایش جمعیت است. در نگاه اول از سویی انفجار جمعیتی در جهان و از سوی دیگر تامین شرایط مناسب زندگی و استفاده از منابع ملی به عنوان چالش مورد نظر است، ولی در نگاه دوم موضوع اصلی رشد منفی جمعیتی و پیر شدن جمعیت کشورها در نظر گرفته می‌شود. از این رو می‌توان نگاه دوم را یک نگاه موقت و گذری برای رسیدن به یک سطح نرمال جمعیتی دانست. علاوه بر این جالب توجه است که ۸۵ درصد کشورهای جهان از سیاست‌های کنترل موالید  استقبال می‌کنند و در نتیجه به طور کلی رویکرد جهانی را می‌توان در این مسیر دانست.

        کنترل جمعیت، سیاستی استعماری؟!
        این مرور می‌تواند سوالاتی را در ذهن ما ایجاد کند: چرا در کشورهای جهان سوم نوع زاد و ولد و افزایش جمعیت به گونه‌ای بوده‌است که به سیاست‌های کنترل و تحدید تعداد موالید احساس نیاز می‌شود؟ و در مقابل چه اتفاقی در کشورهای پیشرفته افتاده است که سیاست‌های دولتی مشوق افزایش تعداد موالید هستند؟
        نگاه بدبینانه به سیاست‌های امپریالیستی می‌گوید که سیاست‌های کاهش جمعیت کشورهای جهان سوم، سیاستی است که از سوی امپریالیسم به ذهن مردم جهان تزریق شده‌است. با توجه به بیشتر بودن جمعیت کشورهای جهان سوم نسبت به این کشورها، آنها احساس خطر کرده‌اند که شاید این بیشتر بودن امنیت آنها را به خطر بیاندازد. از سوی دیگر با توجه به محدودیت منابع جهانی که در آن زندگی می‌کنیم، با افزایش جمعیت جهانی، خطر کمبود منابع همه جهان و به تبع آن کشورهای پیشرفته را نیز مورد تهدید قرار می‌دهد که این امر نیز مخل امنیت و ثبات آنها خواهد بود. در نتیجه با تاثیرگذاری بر سازمان‌های جهانی این سیاست‌ها را به جهان سوم دیکته کرده‌اند. اما در این صورت این سوال مطرح است که چرا خود این کشورها با مشکل رشد صفر یا منفی جمعیتی مواجهند در حالی که بر اساس این تفکر مبنا باید بر افزایش جمعیت خودشان باشد؟

        تفاوت نگاه، تفاوت عمل
        اولین موضوع در تفاوت بین نگاه جمعیتی کشورهای پیشرفته و کشورهای جهان سوم، نوع نگاه فرهنگی و اجتماعی آنها بود. به علاوه سطح پیشرفت علم به ویژه در زمینه بهداشت و تنظیم خانواده، موجب می‌شد که کشورهای جهان سوم از یک سو دچار مرگ و میر بیشتری باشند و در نتیجه نیاز به جایگزینی جمعیتی بیشتری هم داشته باشند، از سوی دیگر از ابزار و امکانات جلوگیری از بارداری هم کمتر بهره ببرند و در نهایت اصلا به دلیل پرداختن به موضوعات دیگر، مسائل جمعیتی به ذهن سیاست‌گذاران این کشورها خطور نکرده باشد. در واقع در این کشورها موضوع جمعیت بیشتر یک روند طبیعی داشت؛ مردمان بدون جلوگیری از بارداری رابطه جنسی برقرار می‌کردند، بارداری رخ می‌داد یا نمی‌داد، فرزندان سالم یا ناسالم به دنیا می‌آمدند و مسائلی مثل جنگ، قحطی و بیماری‌ها سبب مرگ و میر می‌شدند. این سیکل طبیعی باعث می‌شد که در زمان‌هایی جمعیت افزایش و زمان‌هایی کاهش قابل توجهی داشته باشد. چیزی که باعث شد این روند جهت رو به رشد به خود بگیرد، افزایش سطح بهداشت و بهره‌وری بیشتر از علم در این کشورها بود که به کاهش اسباب مرگ و میر انجامید. در کشورهای پیشرفته اما در کنار سایر بحث‌هایی که به کنترل جمعیت می‌پرداخت، موضوع دیگری نیز وجود داشت که امروزه نیز دلیل اصلی عدم تمایل زنان این کشورها به فرزندآوری شناخته می‌شود: تمایل به ایفای نقش اجتماعی و اقتصادی در بین زنان! در این کشورها اعتقاد بر این بود که داشتن فرزند باعث توقف یا کندی در این مسیر برای زنان می‌شود. از سوی دیگر کارفرمایان هم هر چند تا زمانی که نگاه تبعیض جنسیتی شدیدتر بود به عنوان نیروی کار ارزانتر به زنان نگاه می‌کردند، اما بعد از آن مشکلات مربوط به بارداری و نگه‌داری فرزند را به عنوان دلیلی برای تمایل کمتر به استفاده از زنان در برخی مشاغل به حساب می‌آوردند. البته به هر حال در یک برهه زمانی کنترل و کاهش موالید از سیاست‌های این کشورها نیز بود و جا انداختن این سیاست‌ها هم بی‌تاثیر نبوده است.

         

        volume30_17.jpg

         

        ایران، نمونه‌ای جالب در موضوع تنظیم خانواده
        شاید ایران به عنوان یک کشور نمونه در موضوع کنترل جمعیت محسوب شود. کشوری که زمانی نگاه سنتی به موضوع جمعیت داشت، و با نگاه دینی و مذهبی نسبت به آن برخورد می‌کرد، مسیر سریعی را از عقب‌ماندگی به رشد و توسعه به خود دید که باعث نزدیکی این دو دوره از نظر زمانی به هم شد و در نهایت علی‌رغم اینکه در زمره کشورهای جهان سوم قرار دارد، در عین حال از بسیاری جنبه‌ها به رشد و توسعه رسیده‌است. به علاوه ایران در پنجاه سال اخیر، هم سیاست‌های کاهش موالید و هم سیاست‌های ضد کنترل جمعیتی را به خود دیده‌است. هم‌چنین مواردی مثل تبلیغات و طرح‌های تشویقی و تنبیهی کنترل جمعیت را در ایران داشته‌ایم و نیز مسئله افزایش میل زنان به ایفای نقش اجتماعی و اقتصادی. در واقع ایران یک بسته کامل درباره آن چه می‌خواهیم درباره کنترل جمعیت ارزیابی کنیم به ما می‌دهد.
        اولین اقدامات رسمی در مورد کنترل جمعیت در ایران در دهه چهل شمسی آغاز شد. در آن سال‌ها نرخ رشد جمعیت ایران ۱/۳ درصد بود که با اجرای این برنامه‌ها در سال‌های ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۵ با اندکی کاهش به ۷/۲ درصد رسید. در آن زمان انرژی بیشتر طرح‌های کنترل جمعیت در حوزه‌های افزایش آگاهی‌های بهداشتی، آموزش و نیز تا حدی تقابل با سنت و دین صرف می‌شد. حرکت دادن جمعیت بالای سنتی و کم‌سواد، به ویژه اکثریت روستانشین و ساکنان مناطق محروم که از امکانات اولیه بهداشتی محروم بودند، به سوی کنترل جمعیت مسلما کار دشواری بود. در حالی که در همان سال‌ها این سیاست‌ها در مناطق شهرنشین و کمتر محروم بیشتر جواب داد.
        بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، از آنجا که سیاست‌های کنترل جمعیت استعماری و امپریالیستی دانسته می‌شد، تبلیغات زیادی در نقض آن انجام گرفت و حتی سیاست‌های اجرایی هم در جهت تشویق به افزایش موالید قرار داشت. اعطای وام، زمین، توزیع کوپن ارزاق عمومی با ملاک جمعیت بیشتر از جمله این سیاست‌ها بود. جو ناشی از جنگ تحمیلی نیز باعث اثر روانی در این زمینه شد. به طوری که در این سال‌ها به طور ناگهانی نرخ رشد جمعیت تا ۴ درصد افزایش پیدا کرد.
        این درصد از افزایش جمعیت موجب نگرانی کارشناسان اقتصادی و اجتماعی شد. در نتیجه با انتقال این نگرانی‌ها، بعد از کش و قوس‌های فراوان سیاست‌های تنظیم خانواده و کنترل جمعیت، با شعار «فرزند کمتر، زندگی بهتر» و «یکی خوبه، دو تا بسه» از اواخر سال ۱۳۶۷ اجرایی شد. این موضوع از مواردی بود که تمامی بخش‌های درگیر با تمام قدرت به آن وارد شدند و در نتیجه جواب قابل توجهی نیز حاصل شد (کاهش ۶۱ درصدی نرخ رشد) که تشویق یونسکو را نیز در پی داشت. در این راستا از یک سو وزرات بهداشت با راه‌اندازی خانه‌های سلامت و بهداشت، فاصله‌گذاری بین زایمان‌ها را از طریق گسترش دسترسی به وسایل مدرن پیشگیری از باروری‌های ناخواسته، وازکتومی داوطلبانه برای مردان متقاضی و برگزاری سمینارهای مختلف انجام داد. علیرغم اینکه برخی از این شیوه‌ها از جمله وازکتومی و توبکتومی برخلاف نظرات شرعی مراجع بود، اما فشار زیاد برای اجرای آنها، عملا باعث شد تا این شیوه‌ها بین مردم جا بیافتد. بیمارستان‌ها عمل‌ وازکتومی‌ و توبکتومی‌ را رایگان‌ انجام‌ می دادند، زنان‌ بارداری‌ که‌ متقاضی‌ عمل‌ توبکتومی‌ بودند هزینه‌ زایمان‌ آنها اعم از سزارین‌ و طبیعی‌ رایگان‌ بود، کمیته امداد به‌ خانواده‌های‌ زیر پوشش‌ دارای‌ قدرت‌ باروری‌ در صورت‌ توبکتومی‌ یا وازکتومی‌ مبلغ‌ ۰ ۵ هزار ریال‌ به‌ عنوان‌ پاداش‌ اهدا می‌ نمود و در ارائه‌ خدماتی‌ نظیر واگذاری‌ مسکن‌، وام‌، هزینه‌های‌ درمان‌ در اولویت‌ قرار می داد.
        سیاست های موسوم به کنترل جمعیت به گونه ای بود که بعدها حتی شرط‌ اصلی‌ مساعدت‌ کمیته‌های‌ امداد نیز ارائه برگ‌ تنظیم‌ خانواده‌ دانسته شد و در سوم بهمن سال ۱۳۷۲ کمیته امداد اعلام کرد: «کلیه‌ خانواده‌های‌ کم‌ بضاعت‌ دارای‌ سه‌ فرزند که‌ قدرت‌ باروری‌ دارند، تنها پس‌ از وازکتومی‌ و یا توبکتومی‌ و ارائه‌ مدرک‌ از سوی‌ مراکز بهداشت‌ می‌توانند زیر پوشش‌ کمیته‌های‌ امداد در می آیند.»
        صدا و سیما نیز در راستای شعار دو بچه کافیست، آموزش ها و تبلیغاتی را از طریق پخش تیزر و فیلم های کوتاه انجام داد و  نقش بزرگی در همگانی شدن این شعار ایفا کرد و برنامه ها و سمینارهایی را که در حوزه کنترل جمعیت بود، پوشش می داد.
        سازمان آموزش عالی کتاب تنظیم خانواده را در سرفصل تمام رشته های دانشگاهی قرار داد، که در آن راه های پیشگیری از بارداری آموزش داده می شود.
        آموزش و پرورش به صورت‌های مختلف بینش والدین را در تعیین تعداد فرزندان و اندازه خانواده تغییر داد و با ترویج شعارهایی چون رفاه بیشتر با داشتن فرزند کمتر در کاهش باروری نقش موثری را ایفا کرد.
        در روستاها قرص ضد بارداری و توبکتومی بیشترین سهم و  وازکتومی و IUD پایین ترین سهم را در بین روش های تنظیم خانواده داشت. کاندوم و آمپول نیز از روش هایی بود که در روستاها مورد استفاده قرار می گرفت. به طوری که در برخی از این ‌روستاها علی رغم فقدان آب، برق، حمام‌ و داروهای ابتدایی‌ و ضروری‌، قرص‌ ضد بارداری‌  به طور مجانی در اختیار اهالی‌ قرار می گرفت! در تمام مراکز و سازمان ها، پوسترهایی در راستای تبلیغ فرزندآوری کمتر مشاهده می شد و حذف کلیه سیاست‌های تشویقی ۳ اولاد به بالا به عنوان اساس فعالیت‌های اجرایی مدنظر قرار گرفت و این گونه جمعیت ایران کنترل شد.

        تغییر نگاه اجتماعی و فرهنگی ایرانیان و تاثیر بر کنترل جمعیت
        فشارهای اقتصادی به ویژه بر طبقات متوسط شهری، رشد نرخ شهرنشینی و تغییر الگوهای فرهنگی و همچنین افزایش سطح تحصیلات موجب شده بود سیاست تنظیم خانواده از منظر تنظیم اقتصاد خانواده و آینده فرزندان مورد توجه عموم مردم قرار گیرد. با گسترش شهرنشینی، سواد و مشارکت اقتصادی زنان در خانواده، تنظیم خانواده به امری معقول و پذیرفته شده تبدیل شد. بسیاری از زنان که به طور سنتی از مسئولیت اقتصاد خانواده فارغ بودند در دوران جدید، مسئولیت تحصیل کودکان و تنظیم مخارج خانه را بر عهده گرفتند. از این رو در دهه ۷۰ بیشترین استقبال از سیاست‌های تنظیم خانواده از سوی زنان صورت گرفته است. سیاست تنظیم خانواده به عنوان نماد عقلانیت و آینده‌نگری در گفت‌وگوهای عمومی جامعه ترویج شد و تنظیم خانواده به عنوان یکی از مظاهر تجدد در پایین‌ترین لایه‌های اجتماعی و در سنتی ترین حوزه‌های اجتماعی هم نفوذ کرد.
        در نهایت، این سیاست‌ها توانست با سال‌ها تلاش و اجرای مستمر و بدون تغییر، تعداد فرزندان را به یک تا دو فرزند در هر خانواده برساند. اما از ابتدای دولت نهم دوباره زمزمه‌هایی برای تغییر این سیاست‌ها به وجود آمد. محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور دوره‌های نهم و دهم ریاست‌جمهوری، همچون جریان فکری اوایل انقلاب اعتقاد دارد که سیاست‌های کنترل جمعیت، استعماری است و ایران توانایی تامین نیازهای تا سه برابر جمعیت فعلی را نیز دارد. رهبر انقلاب نیز در سخنانی از سیاست گسترش جمعیت حمایت کرد. همچنین برخی کارشناسان نیز از خطر سالخوردگی جمعیتی ایران در سه دهه آینده در صورت عدم تغییر سیاست‌های کنترل جمعیت خبر دادند. با این حال این موضوع مخالفت عده زیادی از کارشناسان را نیز برانگیخت و جالب آن که وزارت بهداشت دولت‌های نهم و دهم نیز در صف مخالفان قرار داشتند و سیاست‌های قدیمی را همچنان ادامه دادند. هر چند در بازه‌ای از زمان سیاست‌های تشویقی برای افزایش موالید از سوی دیگر کانال‌ها همچون وزارت رفاه ارائه شد، که می‌توان به باز کردن حساب یک میلیون تومانی به ازای به دنیا آمدن هر فرزند و واریز ماهیانه مبلغی به این حساب از سوی دولت برای تامین آتیه فرزندان اشاره کرد، که در حال حاضر تکلیف و سرانجام آنها نامشخص است.

        دو فرزند کافیه؟! تصمیم با شماست
        این فراز و نشیب در روند موضوع جمعیت در ایران عملا سبب شده است که رویکرد مردم در این راستا در هر دو جهت مشاهده شود. با این حال به نظر می‌رسد سیاست‌های چندین ساله در راستای جلوگیری از افزایش جمعیت و نیز دلایلی که در زمینه تغییر نگاه اجتماعی زنان ذکر شد، وزنه را به سمت سیاست‌های «فرزند کمتر، زندگی بهتر» سنگین‌تر کند. می‌توان نتیجه گرفت که در آینده شاهد یکی از این دو مسیر خواهیم بود: یا سیاست‌های کلان مسیر سابق را پی خواهند گرفت و در مسیر کنترل جمعیت حرکت خواهند کرد و یا تفاوت سیاست‌ها با آنچه بعد از این همه سال در ذهن مردم جا افتاده است، چالش و هزینه‌های جدیدی را برای دولت ایجاد می‌کند. از دیدگاه فردی اما، در هر حال اختیار با فرد فرد جامعه است که شرایط را سنجیده و با توجه به آگاهی و اعتقاد و باور خود تصمیم بگیرد... که آیا دو فرزند کافیه یا نه؟!


          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷