4926
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. سناء شایان
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۲)
            تعداد بازدید: 4926
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        محمدحسن فرزند عطا؛ به زنش گیر ندهد، برای خانه اش ال‌سی‌دی بخرد، حواسش به کار و زندگی‌اش باشد.

        دل آدم همیشه راه میان‌بر را انتخاب می‌کند. راهی که زمان و پول کم‌تری بخواهد‌. بعضی‌ وقت‌ها انگار عقل خوابیده باشد، یا رفته باشد تعطیلات، و دل زمام تن را به دست بگیرد و ببرد و بنشاندش جلوی کسی که ادعا می‌کند آن راه میان‌بر را بلد است و تمام مشکلات را حل می‌کند. گاهی هم آدم مضطر می‌شود. عالم و آدم جوابش می‌کنند و می‌گویند هیچ راهی نیست. در این لحظات، برای بعضی‌ها تنها رمال می‌ماند و توسل به او، که نتیجه‌اش هم می‌‌شود داغی که هیچ وقت پاک نمی‌شود و از بین نمی‌رود. در زیر چند مورد از نتایج توسل به رمال‌ها را می‌خوانیم:
         

        رمال‌ در نقش پزشک
        بیشتر رمال‌ها در همه چیز تخصص دارند. مخصوصا درمان بیماری‌های مختلف. مردم هم باورشان می‌کنند و وقتی دکترها جواب‌شان می‌کنند، برای درمان نازایی، کم‌بینایی، کچلی و... دست به دامن رمال‌ها می‌شوند. ولی دردشان درمان که نمی‌شود هیچ، بدتر هم می‌شود. مثل دختر کم‌بینایی که با طلسم رمال کور شد. خبرگزاری مهر اوایل خرداد امسال خبری در مورد زنی مشهدی منتشر کرد که رمالی دخترش را کور کرده بود. با تحقیقات پلیس، داستان رمال تکمیل شد. ماجرا از این قرار بود که زنی مستاصل که دید دخترش کم شده بود و دکترها دخترش را جواب کرده بودند به توصیه ‌یکی از دوستانش به زن و مردی مراجعه کرد که مدعی بودند می‌توانند با طلسم و جادو دخترش را خوب کنند. زن و مرد یک ملیون و ۵۰۰ هزار تومان از او گرفتند و طلسمی به او دادند تا روی چشم‌های دخترش بگذارد. این طلسم نه تنها دخترک را خوب نکرد، بلکه چشم‌هایش را هم از او گرفت. بعد از شکایت زن به مراجع قضایی و تحقیقات پلیس معلوم شد آقای رمال پیش از رمالی سبزی فروش دوره‌گرد بوده و سواد ندارد. در تحقیقات بعدی لیستی با این عناوین در خانه‌ رمال‌ها پیدا شد: «هاشم فرزند شریفه - زگیل دست راستش خوب شود، طلسمش باطل شود، زنش غرغر نکند، زنش معصومه به فکر زندگی‌اش باشد، توقع زیادی نداشته باشد. محمدحسن فرزند عطا - دو شیفته کار کند، به زنش گیر ندهد، برای خانه اش ال‌سی‌دی بخرد، از این مبل‌های سلطنتی بخرد، حواسش به کار و زندگی‌اش باشد. لیلا فرزند رقیه - باد فتقش خوب شود، کیست زیر دلش خوب شود، ورم معده‌اش خوب شود.» همراه با یک کیسه گونی بزرگ حاوی هزاران برگه کوچک در ابعاد ۷ در ۳ سانتی‌متری و چندین کتاب دعا و ابزار رمالی و دعانویسی. معلوم شد زوج رمال تا حالا از ۲۲۰۰ نفر اخاذی کرده‌اند! به هر حال به نظر می‌رسد مشکلاتی مثل خریدن ال‌سی‌دی، خوب شدن باد فتق، یا بهتر شدن اخلاق همسر راه‌های معقول‌تر و کم‌هزینه‌تری هم داشته باشد. مثل کار کردن و پول درآوردن، گفت‌وگو با همسر، کمک گرفتن از مشاور خانواده و پزشک و... هزار و یک راه معقول دیگر.
         

        رمال در نقش خفاش شب
        هر چند وقت یک بار خبرگزاری‌ها خبر از دستگیری رمالی را می‌دهند که به بهانه‌ گره‌گشایی از کار زنان از آن‌ها پول می‌گیرند و به آنها تجاوز می‌کنند. زن‌ها هم به خاطر ترس از آبرو شکایت نمی‌کنند تا این‌که بالاخره یکی‌شان جرئت می‌کند و کار را به پلیس و مراجع قضایی می‌کشاند. به گزارش همشهری در خردادماه سال ۱۳۹۰ زن جوانی به پلیس کرج مراجعه کرد و مدعی شد مردی به بهانه‌ حل مشکلاتش او را به دخمه‌ برده و به او آزار رسانده‌است. این زن گفته بود: «تصور می‌کردم با این کار مشکلم حل خواهد شد. برای همین به مرد رمال مراجعه کردم. او بعد از شنیدن حرف‌هایم، گفت باید چند جلسه پشت‌سرهم برای نوشتن طلسم نزد او بروم. در همین جلسات بود که او با ادعای این‌که باید طلسم را با زعفران و گلاب روی بدنم بنویسد، مرا فریب داد و وقتی به خودم آمدم که او مرا مورد آزار و اذیت قرار داده بود.» با شکایت این زن مرد رمال و بند و بساطش جمع شد. اما بساط این مدل رمالی‌ها و تجاوزها برچیده نشد. فروردین امسال دوباره روزنامه‌ شرق مورد دیگری را گزارش داد، زنی ۲۹ ساله به نام هدی به ماموران استان خراسان رضوی مراجعه کرده و از رمالی گفته بود که می‌خواسته روی تنش دعا بنویسد و وقتی مقاومت زن را دیده با چاقو او را تهدید و به او تجاوز کرده است.


        volume31_22.jpgرمال‌ها و کلاه‌برداری‌های کلان
        بی‌شک هدف اصلی رمال‌ها سوءاستفاده‌ مالی است. مثلا شهریور سال ۱۳۸۹، روزنامه‌ ایران در مورد کلاه‌برداران ۵ میلیاردی نوشت، دو مرد شهرستانی قصد فروش چند قطعه مهره مار، عاج افعی، سنگ مغناطیسی و ده‌ها وسیله رمالی را داشتند. آن‌ها می‌گفتند این وسایل تمام بلاها را از صاحب‌شان دفع می‌کند. حتی جلوی گلوله را هم می‌‌گیرد. آن‌ها اول می‌خواستند وسایل‌شان را ۱۲۰ ملیون تومان بفروشند ولی وقتی یک میلیاردر به تورشان خورد، قیمت را تا ۵ میلیارد بالا بردند. اما به دام پلیس افتادند و ناکام ماندند. از این ماجراها زیاد است. اما آذرماه سال ۱۳۹۰ تهران امروز گزارشی از یک کلاه‌بردار چاپ کرد و آن را خاص‌ترین پرونده پلیسی سال‌های گذشته نامید. ماجرا از این‌جا شروع شد که در آبان‌ماه همان سال، مردی به کلانتری افسریه مراجعه می‌کند و می‌گوید دختر ۲۵ ساله‌ا‌ش دو روز است به خانه نرفته. همراهش هم هشت‌ونیم میلیون پول بوده‌است. از طرفی مادر دختر مدعی می‌شود که دختر خانه‌ مسکونی او را فروخته است. ماموران بلافاصله به بنگاهی که این معامله در آن انجام شده می‌روند و می‌فهمند دختر با وکالت بلاعزلی که از مادرش داشته خانه را فروخته است. ماموران رد چکی را که خریدار خانه به دختر داده می‌گیرند و در تصاویر ثبت‌شده‌ دوربین بانک به تصویر مردی می‌رسند که چند بار به عناوین مختلف با خانواده دختر ملاقات کرده است. در تحقیقات بعدی مشخص می‌شود او سه هویت جعلی داشته، وکیل پایه‌ یک دادگستری، مدیر کاروان حج و زیارت و دبیر آموزش و پروش. با توجه به این که این فرد توسط یکی از فامیل به این خانواده معرفی شده بود، با کمک او، این فرد دستگیر می‌شود و ماجرا معلوم. مرد اعتراف می‌کند یک سال پیش در یکی از جلسات مداحی با دختر آشنا شده و فهمیده که دختر با خانواده‌ا‌ش مشکل دارد و از طرفی هم پسر جوانی برای ازدواج به او فشار می‌آورد. مرد مدعی می‌شود صاحب کرامت است و می‌تواند با رمالی، استخاره و پیش‌گویی مشکلات دختر را حل کند. او کم‌کم بر دختر مسلط شده و مجبورش می‌کند خانه مادرش را بفروشد و طلاها و پول‌های او را بردارد. با بخشی از این پول‌ها برای او در جنوب تهران خانه‌ گرفته است و باقی را برای خود برمی‌دارد. بعد از دستگیری، دختر گفته‌بود: «این استاد! مدعی شد علت تمامی مشکلات ما نفوذ شیطان در خانه‌مان است. او گفت اموال پدر و مادرت حرام است و برای همین ابلیس بر زندگی شما مسلط شده و باید رد مظالم کرده و خانه و زندگی را فروخته و صرف امور خیریه کنید. من هم که به حرف‌های وی اعتماد کرده، تصمیم گرفتم آپارتمانمان را فروخته و پول آن ‌را به او بدهم. این کار را هم کرده و ۶۵ میلیون تومان پولی را که از فروش خانه مادرم به قیمت بسیار پایین‌تر از عرف، به دست آوردم به او دادم. این در حالی است که مادرم به تازگی با راه‌اندازی یک دفتر مشاوره و با تلاش و فعالیت مشروع خود توانسته بود کمی وضع مالی خود را ارتقا دهد.» با این حرف‌ها مرد دوباره مورد بازجویی قرار گرفته و گفت «۱۴ میلیون تومان از پول‌هایی را که از دختر گرفتم صرف پرداخت بدهی‌هایم کردم. یک پژو ۲۰۶ هم با آن خریده و ۸ میلیون تومانش را هم به استاد معنوی‌ام! داده و بقیه پول‌ها را نیز پیش خود نگه داشته‌ام.»
         

        مراکز زنانه یا رمال‌خانه
        مراکز زنانه مثل آرایشگاه‌ها، خیاطی‌ها، ورزشگاه‌ها و... جاهای خوبی‌اند برای نفوذ رمال‌ها و باز کردن بند و بساط‌شان. انگار جو حاکم بر این مراکز زن‌ها را ترغیب می‌کند به دل سپردن به حرف‌های رمال. به گزارش جام‌جم در خردادماه سال ۱۳۸۹ دو زن به مراجع قانونی شهر سمنان مراجعه کرده و از زنی شکایت کرده‌اند که به آن‌ها مهره فروخته است. با افزایش شکایت‌های مشابه پلیس تحقیقاتش را شروع کرد. زن‌ها می‌گفتند این زن در آرایشگاه‌های زنانه و مراکز خرید آن‌ها را فریب می‎داده و می‌گفته اخیرا یکی از فامیل‌هایش از کشور هندوستان تعدادی مهره مار آورده است که همراه داشتن این مهره‌ها باعث حل مشکلات و دفع آفات و گزند از فرد می‌شود و این مهره‌ها را بین ۱۵۰ تا ۳۰۰ هزارتومان به افراد می‌فروخت. با پیگیری‌های پلیس این زن دستگیر شده و اعتراف کرد: «چندی پیش در یک مجلس زنانه، زنی فریبم داد و به بهانه فروش مهره‌مار، یک دانه رنگی بی‌ارزش را به مبلغ ۱۵۰ هزار تومان به من فروخت. از آن زمان تصمیم گرفتم من نیز با تهیه این دانه‌های رنگی بی‌ارزش و القائات عجیب و غریب، زن‌ها را فریب دهم» چند ماه بعد در شهریور سال ۱۳۸۹ روزنامه‌ تهران امروز از دستگیری دو زن آرایشگر خبر داد که برای مراجعین‌شان فال هم می‌گرفتند. این‌ زن‌ها دستگیر شدند و به زندان افتادند. اما بساط رمالی از مراکز زنانه جمع نشده است. کافی است از دوستان و آشنایان پرس‌وجو کنید، آن‌ها آدرس چند جا را می‌دهند و این‌قدر از حاذق بودن‌شان تعریف می‎کنند که شما هم کنجکاو خواهید شد به آن‌جا بروید و دل بسپرید به حرف‌های رمالی که آرایشگر، خیاط و... است. بعضی‌ جاها این‌قدر معروف و پر مراجع هستند که پاتوق هم شده‌اند. پاتوقی برای آدم‌های زود باور که وقتی دور هم جمع می‌شوند بیشتر به حرف‌های رمال باور پیدا می‌کنند. گاهی هم رمالی از یک سرگرمی شروع می‌شود. این‌که یک روز تعطیل باشد و همه دخترها وسط خوابگاه ولو باشند و حال نداشته باشند بروند بیرون. یکی‌شان شروع کند به فال گرفتن و کم‌کم آوازه‌ی همان دختر در کل خوابگاه بپیچد و هر که به هر که رسید بگوید فلانی را می‌شناسی؟ فالش ردخور ندارد. بعد دیگر رمالی از سرگرمی دربیاید و بشود کسب و کار برای آن دختر. به هر حال، به نظر می‌رسد تا کسانی هستند که رمال‌ها را باور کنند، نان رمال‌ها همچنان در روغن است و وقتی نان‎شان در روغن باشد هر روز به تعدادشان افزوده می‌شود.
         


        2 نظر | ارسال نظر

              1. user-pic
              2. مریم
                ۰۳ تیر ۹۱
                ۱۲:۴۸
          1.  
            آنگاه که عقل تعطیل می شود...
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. ایرانی
                ۰۳ تیر ۹۱
                ۱۲:۵۵
          1.  
            جالب بود. یاد برنامه ی شوک افتادم که چند وقت پیش از صدا و سیما پخش شد.
           
          0
           
          0
          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷