2431
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. عاطفه دورودیان
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۴)
            تعداد بازدید: 2431
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        کیفیت زندگی خانوادگی مهمترین عامل در تعیین میزان رضایت زنان است نه موفقیت‌های شغلی و اجتماعی!

        نمی‌دانستم از تأسیس اولین مدرسه دخترانه در ایران کمتر از هفتاد سال می‌گذرد! گمان می‌کردم تاریخ تأسیس نخستین مدرسه دخترانه در ایران به اولین دهه عصر حاضر یا حتی سال‌های آخر قرن پیش می‌رسد. این بی‌خبری نشانم داد از تاریخ زنان سرزمینم چیز زیادی نمی‌دانم.
        دختران ایرانی برای اولین بار در سال ۱۳۲۴ صاحب مدرسه شدند. شصت و هفت سال پیش از این و حدود شصت‌وشش سال پس از راه‌اندازی اولین مدرسه پسرانه! مسئولان آن نیز تنها حق تعلیم دختران را به مدت چهار تا شش سال داشتند. در آن سال‌ها تاسیس یک مدرسه دخترانه چندان به مذاق برخی مذهبیون و عامه مردم خوش نمی‌آمد. با تأسیس نخستین مدرسه دخترانه، کارشکنی‌ها علیه آن آغاز شد. مدرسه «دوشیزگان» از نخستین مدارس دخترانه، در اثر همین کارشکنی‌ها برای مدتی به حالت تعلیق درآمد. مخالفین در برابر این مدرسه چند روزی را بست نشستند و در آخر هم تکفیرنامه‌ای صادر کردند مشتمل بر این جمله مشهور: «وای به حال مملکتی که در آن مدرسه دخترانه تاسیس شود.»
        اما حالا آن همه مبارزه برای بی‌اثر کردن کارشکنی‌های مخالفان جزم‌اندیش، نتیجه داده است. نشان به آن نشان که ۶۵ درصد کل دانشجویان مقطع کارشناسی را زنان تشکیل می‌دهند؛ اتفاقی که حتی خوش‌بین‌ترین و برابری‌خواه‌ترین افراد آن سال‌ها نیز تصورش را نمی‌کردند. دیگر از آن مخالفت‌های متعصابه با آموزش و پرورش دختران هم خبری نیست. با این وجود هنوز هم نگرانی‌هایی در مورد افزایش تحصیلات زنان ابراز می‌شود. این نگرانی‌ها عموما معطوف به تأثیری است که بالا رفتن تحصیلات در زندگی خانوادگی زنان بر جای می‌گذارد.
        در حقیقت حفظ خانواده و پرورش فرزندان، مهمترین وظیفه‌ای است که به زنان محول می‌شود. نه تنها در جامعه ما که در بیشتر جوامع چنین تقسیم کاری وجود دارد. نظام تقسیم کار اجتماعی وظایفی را که به صبر و صرف انرژی عاطفی فروان نیاز دارند، برعهده زنان گذاشته و نقش‌هایی را که از چنین وجوهی بی‌بهره یا کم‌بهره‌اند به مردان می‌سپارد. بر مبنای منطق تقسیم کار اجتماعی، مهمترین وظیفه زن تحکیم خانواده و فرزند‌پروری است و حدود اشتغال زنان به سایر فعالیت‌ها نیز می‌بایست بر اساس اولویت نقش‌های خانوادگی ایشان تعیین شود. بر همین اساس هر امر جدیدی که در زندگی زنان وارد می‌شود، می‌بایست با الزامات و ارزش‌های حاکم بر زندگی خانوادگی هماهنگ باشد، نه آنکه در انجام وظایف خانوادگی ایشان اختلالی به وجود آورد. افزایش میزان تحصیلات زنان نیز اغلب از همین جنبه مورد توجه قرار می‌گیرد. در حقیقت اشتغال زنان به تحصیلات تنها زمانی مجاز تلقی می‌شود که به وظایف خانوادگی ایشان لطمه‌ای وارد نکند. از اینرو هر گونه تغییری در وضعیت آموزشی زنان، نگرانی‌هایی را در مورد اثرات احتمالی این تغییرات بر نهاد خانواده به وجود می‌آورد.
        نگرانی‌ها نسبت به تحصیل زنان در جامعه ما همزمان با دو تغییر مهم و در دو بزنگاه تاریخی به اشکال متفاوتی ابراز شده است. اولین بزنگاه با تأسیس نخستین مدرسه دخترانه حادث شد و دومین آن نیز در سال‌های اخیر، و همزمان با افزایش روز افزون تعداد زنان دارای تحصیلات عالیه رخ نموده است. واکنش‌های اجتماعی نسبت به تأسیس نخستین مدرسه دخترانه را در سطور پیش تا حدودی شرح دادیم. اما نگرانی‌های سال‌های اخیر در مورد موج دستیابی زنان به بالاترین مدارج تحصیلی، ابعاد پیچیده‌تری دارد.
        بروز نگرانی‌های اجتماعی در روزها و سال‌هایِ پس از تأسیس نخستین مدارس دخترانه، عموما ناشی از باورهای نادرست عموم و volume34_2.jpgموقعیت فرودست زنان بوده است. اما برای تبیین واکنش‌ها و حساسیت‌های اجتماعی کنونی نسبت به دستیابی زنان به مدارج بالای تحصیلی چه تحلیلی می‌توان ارائه داد؟ آیا میان این دو دوره و واکنش‌های اجتماعی نسبت به هر کدام، تفاوتی وجود دارد؟ به نظر می‌رسد واکنش‌هایی که در هر یک از این دو دوره ابراز شده‌اند، علیرغم برخی شباهت‌ها تا حدود زیادی متفاوتند. به عنوان مثال افزایش تعداد سال‌های اشتغال به تحصیل زنان توجه بسیاری از متخصصان حوزه روانشناسی و علوم اجتماعی را نیز به خود جلب نموده و زمینه را برای اجرای پژوهش‌های آسیب‌شناسانه مهیا کرده است.
         مهمترین دلیلی که برای آسیب‌شناسی چنین وضعیتی اقامه می‌شود آن است که افزایش تعداد سال‌های تحصیل، ازدواج و بچه دار شدن زنان را به تعویق انداخته و گاه آن را منتفی می‌کند. تبیین‌های دیگری نیز از اثرات احتمالی افزایش تحصیلات زنان بر نهاد خانواده آورده می‌شود که مهمترین آنها تغییر در انتظارات و توقعات زنان از زندگی شخصی و خانوادگیشان است. بدین معنا همزمان با دستیابی زنان به بالاترین مدارج تحصیلی، کانون زندگی ایشان از خانوده به تحصیل و کار تغییر می‌کند و زندگی خانوادگی اولویت خود را از دست داده و قربانی می‌شود. علاوه بر تغییر انتظارات زنان از خودشان و جابه‌جا شده اولویت‌ها، توقعات آنان از مرد زندگیشان نیز تغییر می‌کند و معیارهایشان برای ازدواج و نگه داشتن زندگی خانوادگی روز به روز سخت گیرانه‌تر می‌شوند.
        با این وجود به نظر می‌رسد از میان پیامدهای منفی افزایش تحصیلات زنان (۱- به تعویق افتادن ازدواج و فرزند‌آوری، ۲- بالا رفتن توقعات از شریک زندگی ۳- اولویت یافتن کار و تحصیل به جای زندگی خانوادگی) سومین آسیب از اهمیت بیشتری برخوردار باشد. در حقیقت اگرچه برخی تک فرزندی و تجرد قطعی را از پیامدهای منفی بالا رفتن توقعات از شریک زندگی و به تعویق افتادن ازدواج و فرزندآوری می‌دانند، (خبرگزاری مهر؛۱۳۹۰/۰۴/۱۲) اما اولویت یافتن کار و تحصیل به جای زندگی خانوادگی، هم در میان عموم و هم بین متخصصین، بیشترین نگرانی‌ها را ایجاد کرده و مهم‌ترین آسیب تلقی می‌شود.
        در همین ارتباط برخی کارشناسان و تصمیم‌گیران معتقدند زنی که سال‌های زیادی از زندگی خود را صرف تحصیل و کسب تخصص‌های کمیاب نموده است، پس از فارغ التحصیل شدن نیز به دنبال به‌کار‌گیری تخصص و دانشی است که در دانشگاه به دست آورده و دیگر حاضر نیست وقت خود را صرفا وقف خانه و خانواده کند. آنان معتقدند چنین زنی نمی‌تواند از موفقیت‌ها و دست‌آوردهای علمی و شغلی که پیش پایش قرا می‌گیرد چشم‌پوشی کند و گاهی نیز زندگی خانوادگی‌اش را برای کسب موفقیت‌های هر چه بیشتر رها می‌کند. چرا که با اولویت یافتن تحصیل و کار، از وابستگی زنان نسبت به زندگی خانوادگی کاسته شده و دل‌مشغولی‌های دیگری جایگزین آن می‌شود و همین مسئله انگیزه زنان را برای حفظ زندگی خانوادگی‌شان کمرنگ‌تر می‌کند. در چنین شرایطی با بروز کوچکترین اختلاف، زمینه برای بر هم‌ خوردن زندگی خانوادگی مهیا می‌شود و سعی و تلاشی هم برای نگه داشت آن صورت نمی‌گیرد. اما آیا این تحلیل‌های آسیب‌شناسانه از افزایش تعداد سال‌های تحصیل زنان، با آنچه در عالم واقع رخ می‌دهد مطابقت دارد؟ پژوهش‌های علمی انجام شده صحت این تحلیل‌ها را تأیید نمی‌کنند.
        بر اساس یافته‌های بسیاری از پژوهش‌های تجربی هنوز مهمترین عامل در تعیین میزان رضایت زنان از زندگی، کیفیت زندگی خانوادگی ایشان است و نه موفقیت‌های شغلی و اجتماعی‌شان. ضمن آنکه بالا رفتن تحصیلات، مزیت‌های زیادی برای زنان و خانواده‌شان به همراه دارد. چرا که همزمان با دستیابی زنان به مدارج تحصیلی بالاتر، استقلال و هویت اجتماعی ایشان نیز تقویت شده و مهارت‌های آنان در بسیاری از زمینه‌ها بهبود می‌یابد. تحقیقات اخیر نشان می‌دهد میزان تحصیلات زنان بسیار بیشتر از تحصیلات مردان بر روی کیفیت زندگی مشترک مؤثر است. بر اساس مطالعه‌ای که از سال ۱۹۹۰ به مدت ۱۳ سال و بر روی بیش از ۱.۵ میلیون سوئدی به اجرا درآمد، مشخص شد مردانی که با زنان دارای تحصیلات دبیرستانی ازدواج می‌کنند نسبت به مردانی که با زنان دارای تحصیلات دانشگاهی ازدواج می‌کنند با احتمال ۲۵ درصد بیشتر دچار مرگ زودرس خواهند شد. همچنین در تحقیق دیگری که توسط دانشگاه ملی استرالیا به انجام رسیده است مشخص شد به ازای هر سالی که به تحصیلات زنان اضافه می‌شود میزان رضایت و شادی همسرانشان از زندگی مشترک نزدیک به ۸ درصد افزایش می‌یابد.
        بدین معنا اگرچه در برخی موارد آسیب‌هایی از جانب افزایش تحصیلات زنان متوجه نهاد خانواده شده است، اما چنین پیش‌آمدی ابدا شایع و معمول نیست و حتی می‌توان مزیت‌های افزایش تحصیلات زنان را برای نهاد خانواده بیشتر و مهمتر از مضرات آن دانست. چرا‌که برخورداری از مدارج بالای تحصیلی ابعاد مهمی از شخصیت زنان از جمله اعتماد به نفس، استقلال، عزت‌نفس و توان حل مسئله را تقویت کرده و به خصوص تمایل آنان را به دریافت کمک‌ها و آموزش‌های حرفه‌ای در زمینه همسرداری و فرزندپروری افزایش می‌دهد. از این رو زنان تحصیل کرده در تمامی مراحل، از مرحله آشنایی گرفته تا زندگی مشترک، توانایی بالاتری را در مدیریت شرایط و سازگار شدن با موقعیت‌های تازه و دشوار نشان خواهند داد.


        کوتاه سخن
        در یک صد سال اخیر، تغییرات مهمی در زندگی زنان ایرانی ایجاد شده که در هر دوره عامل برانگیختن حساسیت‌های اجتماعی بوده است. از جمله این تغییرات روند رو به فزونی دست‌یابی زنان به مدارج بالای تحصیلی است که در سال‌های اخیر واکنش‌های اجتماعی زیادی را برانگیخته است. واکنش‌های اجتماعی مذکور عموما بر اثری که افزایش سال‌های تحصیل زنان بر نهاد خانواده بر جای می‌گذارد، تأکید می‌کنند. اگر چه در مواردی اندک، آسیب‌هایی از این ناحیه متوجه نهاد خانواده شده است، اما این موارد قابل تعمیم به کل زنان تحصیل کرده جامعه ما نیست. چرا که به نظر می‌رسد دست‌یابی زنان به مدارج تحصیلی بالاتر، بیش از آنکه پیامدهای منفی برای زندگی خانودگی و ازدواج آنان به همراه آورد، موجبات تحکیم خانواده و تقویت آن را فراهم کرده است.
         

         


        4 نظر | ارسال نظر

              1. user-pic
              2. شایسته
                ۰۳ مهر ۹۱
                ۱۷:۵۶
          1.  
            خیلی جالب بود. مخصوصن بخش مخالفت مذهبیون ایرانی با درس خوندن دخترها. چون تا جایی که من می دونم این مذهبیون یعنی ملاها که هنوز هم یکی از بزرگترین مخالفای درس خوندن دخترها هستن و خیلی هنر کنن درس خوندن تو حوزه رو بدون مشکل می دونن. یادمون باشه روحانیون امروز ایران باقیمونده و ادامه نسل همون ملاها هستن که از همونا با همون طرز تفکر هم درس یاد گرفتن. بدبختی امروز ایران هم واسه همینه. اینکه هنوز این جماعت شعورشون در حد پیدا کردن کنترل راه های غریزه های مردانه شونه.
           
          0
           
          0
          1.  
            پاسخی به نظر شایسته
            خیلی جالب بود. مخصوصن بخش مخالفت مذهبیون ایرانی با درس خوندن دخترها. چون تا جایی که من می دونم این مذهبیون یعنی ملاها که هنوز هم یکی از بزرگترین مخالفای درس خوندن دخترها هستن و خیلی هنر کنن درس خوندن تو حوزه رو بدون مشکل می دونن. یادمون باشه روحانیون امروز ایران باقیمونده و ادامه نسل همون ملاها هستن که از همونا با همون طرز تفکر هم درس یاد گرفتن. بدبختی امروز ایران هم واسه همینه. اینکه هنوز این جماعت شعورشون در حد پیدا کردن کنترل راه های غریزه های مردانه شونه.
            البته منظور من آنچه که شما اشاره کردید نبود. در دوره تاریخی که خدمتتون عرض کردم نه تنها روحانیت که عموم جامعه نسبت به این قضیه موضع گیری داشتند. روحانیون هم به عنوان گروهی که بخشی از جامعه است و از فضای کلی جامعه و ارزش های غالب اون متأثره، نسبت به این مسئله واکنش نشون داده . ضمن آنکه آنچه در این میان مهمه تفسیری ست که از اسلام ارائه می شه. تفسیری که امروزه گروه طالبان از دین اسلام ارائه می کنه، با تفاسیری که به وسیله روحانیون پیشرویی چون ایت الله طالقانی و نائینی ارائه شده، کاملا متفاوته.
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. شایان
                ۲۵ مهر ۹۱
                ۱۳:۴۹
          1.  
            سلام به شما و تشکر من قصد هیچ توهین و بی ادبی ندارم و امیدوارم این نوشته من به حساب نظرم در مورد همه خانوم ها گذاشته نشه این ضرب اامثل را شنیده اید که می گویند: "طرف دیگه با شاه هم فالوده نمی خوره؟" یا این ضرب المثل که: "گدا، خر، خرید..." نمی دانم چرا بیشتر دخترها و خانوم ها اینطور هستند. تا جایی که من دیدم خانوم ها هرچه در اجتماع و جامعه و محل کار، شناخته شده تر و قابل اعتماد تر می شوند، در خانه و خانواده، غیر قابل اعتماد، تندخو، پرتوقع، بداخلاق، بی مسوولیت می شوند. واقعا دلیل این اتفاق چیه؟
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. هستی
                ۲۷ مهر ۹۱
                ۱۴:۴۹
          1.  
            پاسخی به نظر شایسته
            خیلی جالب بود. مخصوصن بخش مخالفت مذهبیون ایرانی با درس خوندن دخترها. چون تا جایی که من می دونم این مذهبیون یعنی ملاها که هنوز هم یکی از بزرگترین مخالفای درس خوندن دخترها هستن و خیلی هنر کنن درس خوندن تو حوزه رو بدون مشکل می دونن. یادمون باشه روحانیون امروز ایران باقیمونده و ادامه نسل همون ملاها هستن که از همونا با همون طرز تفکر هم درس یاد گرفتن. بدبختی امروز ایران هم واسه همینه. اینکه هنوز این جماعت شعورشون در حد پیدا کردن کنترل راه های غریزه های مردانه شونه.
            متاسفم. طرز تفکر شما از تفکرات ماقبل تاریخ هم قدیمی تره. فقط مخالفت کن، چکیده تفکر شماست.
           
          0
           
          0
          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷