1431
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. الهه فراهانی
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۰)
            تعداد بازدید: 1431
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        تشکیل خانواده و ازدواج گرچه یک پدیده فطری است، اما با دخالت مذهب، فرهنگ، عرف و آداب اجتماعی، اصل طبیعی خود را نشان می‌دهد.

        در این گزارش برآنیم تا ضمن ارائه تعاریف متفاوت از نهاد خانواده به بررسی روند تبدیل خانواده گسترده به خانواده اتمی (پاکت غلات) در کشورهای غربی و برخی کشورهای شرقی در جهان بپردازیم. به عبارتی روند تبدیل خانواده، از گسترده به اتمی در غرب و شرق مورد بررسی قرار می‌گیرد و دلایلی که منجر به این تغییرات شده است تا حدودی تشریح خواهد شد.
        خانواده نخستین سنگ بنای جامعه و یکی از قدیمی‌ترین نهادهای اجتماعی و همزاد انسان است. در کتب مقدس دینی آمده است خداوند انسان را از مرد و زن و به شکل خانواده آفریده است. در دین اسلام نیز بر نهاد خانواده تأکید بسیار شده است. بنابراین خانواده را می توان نخستین نهاد اجتماعی و طبیعی‌ترین و البته مهم‌ترین آنها دانست؛ زیرا هیچ جامعه بشری بدون خانواده برپا نمانده و یا اصلا به وجود نیامده است. در حقیقت خانواده نخستین نهاد اجتماعى است که در زندگى جمعى انسان شکل گرفته و مهمترین نقش را در توسعه و رشد مراحل حیات بشر در امتداد تاریخ انسان از خود نشان داده است و از ابتدا تاکنون و تا فرجام زندگى، نسبت به سایر نهادهاى اجتماعى از ارزش و اهمیت خاصى برخوردار بوده و خواهد بود. بنابراین انحطاط و رو به زوال گذاردن این نهاد زنگ خطری جدی برای تمامی جوامع بشری در دنیای امروز به حساب می‌آید.
        دین اسلام نیز این امر مهم را نادیده نگرفته و اصولا در خصوص نظام خانواده و شکل‌گیرى و اهمیت آن رهنمودهاى فراوانى در متون دینى ما، اعم از کتاب و سنت، وارد شده است که همین امر بر اهمیت موضوع خانواده و جایگاه آن در اسلام تأکید دارد.
        به طور کلی فلسفه اصلی تشکیل خانواده از نظر طبیعت، بقای نسل انسان است. تشکیل خانواده و ازدواج گرچه یک پدیده فطری است، اما با دخالت مذهب، فرهنگ، عرف و آداب اجتماعی، اصل طبیعی خود را نشان می‌دهد و به همین علت است که هر انسانی با هر فرهنگ، بینش و فلسفه‌ای به ازدواج گرایش دارد و جز در موارد استثنایی از انجام آن خودداری نمی‌کند. اگرچه امروزه نهاد خانواده در کتب فلسفی غربی به نوعی دیگر تعبیر می‌شود و به گونه‌ای تعاریف کاملا متفاوتی با تعاریف سنتی از نهاد خانواده از جانب فلاسفه جامعه شناسی غربی ارائه می‌شود. هنگامی که به متون غربی رجوع می‌کنیم با این تعریف مواجه می‌شویم: خانواده متشکل از گروهی از افراد است که به واسطه همزیستی و یا قرابت نسبی با یکدیکر مرتبط می‌شوند. انسان‌شناسان به طور کلی نهاد خانواده را به چند دسته تقسیم‌بندی می‌کنند؛ خانواده‌ای متشکل از یک مادر و فرزند یا فرزندان؛ خانواده‌ای متشکل از یک زن و مرد و فرزند یا فرزندانشان (که به آن خانواده هسته‌ای نیز اطلاق می‌شود)؛ ۲ زن و یک یا چند فرزند؛ ۲ مرد و یک یا چند فرزند؛ و یا حتی یک خانواده گسترده متشکل از یک خانواده هسته‌ای که در کنار والدین بزرگ خود زندگی می‌کنند. می‌بینیم که در این تعریف خانواده گسترده که زمانی اصلی‌ترین شکل از بنیان خانواده به حساب می‌آمد دیگر به عنوان آخرین و شاید نایاب‌ترین نوع از انواع خانواده مطرح است.
        همانطور که می‌بینیم اگرچه خانواده گسترده همچنان در تعاریف ارائه شده غرب از خانواده گنجانده می‌شود، اما در جهان امروز چنین خانواده‌هایی به ندرت در جوامع قابل مشاهده است. روند زندگی در جوامع غربی به ویژه در آمریکا به گونه‌ای تغییر کرده که در حال حاضر خانواده هسته‌ای متشکل از یک پدر و مادر و فرزندان در این کشورها دیگر یک خانواده مدرن به حساب نمی‌آید و با عنوان یک ساختار خانوادگی سنتی از آن یاد می‌شود. علت این امر نیز افزایش خانواده‌های تک‌والدینی، افزایش بارداری‌های ناشی از روابط خارج از نهاد ازدواج در سنین نوجوانی و یا حتی افزایش ازدواج همجنس‌گرایان در غرب می‌باشد.
        به طور کلی در جوامع غربی، تغییر شیوه‌های زندگی و حتی تغییر در نگرش مردم به زندگی و خانواده و موضوع فرزنددار شدن باعث شده تا حتی بسیاری از افراد به نگهداری حیوانات به جای فرزنددار شدن روی بیاورند و یا حتی تصمیم بگیرند به تنهایی و به همراه بچه‌ای که وی را به فرزندی می‌پذیرند زندگی خود را ادامه دهند.

        volume38_34.jpg
        به هر طریق گستردگی خانواده در جوامع مختلف جهان فرق می‌کند، در برخی از جوامع امروزی به ویژه در غرب حتی خانواده تک نفری نیز در حال رواج یافتن است چراکه بسیاری از نوجوانان در این جوامع به محض اتمام مدرسه تصمیم به جدایی از خانواده خود و تشکیل یک زندگی مستقل تک نفری می‌گیرند. این در شرایطی است که در نزد برخی از قبایل و یا بافت‌های خانوادگی سنتی که اغلب نیز ممکن است در کشورهای جهان سوم و یا در حال توسعه همچنان پابرجا باشد، گاهی عده اعضای خانواده تا صد نفر هم دیده می‌شود که هر کدام به تناسب امکانات مسئولیتی را بر عهده دارند ولی از نظر کلی تحت تکفل رئیس خانواده‌اند. اما اگر به جامعه آمریکا بازگردیم خواهیم دید که در این کشور از دهه ۱۹۵۰ به بعد همزمان با آغاز جنگ سرد در این کشور و رواج سرمایه‌داری، خانواده گسترده دیگر به عنوان خانواده سنتی مطرح نیست و خانواده هسته‌ای جایگزین خانواده سنتی شده است و هم اکنون که بیش از ۶ دهه از آن زمان گذشته دیگر خانواده هسته‌ای نیز خود به عنوان یک سنت قدیمی مطرح است و دیگر افراد حتی به تشکیل چنین خانواده‌هایی نیز رغبت ندارند. آمار منتشر شده از این امر حکایت دارد که در سال ۱۹۶۰ حدود ۴۵ درصد از مردم آمریکا در خانواده‌های هسته‌ای زندگی می‌کردند که این میزان در سال ۱۹۹۰ به ۲۵ درصد و در سال ۲۰۰۰ میلادی همزمان با ورود به قرن ۲۱ به حدود ۲۳ درصد کاهش پیدا کرده است. این امر در دیگر کشورهای غربی نیز کاملا مشهود و ملموس است. برای مثال در انگلیس نیز در سال ۱۹۶۸ حدود ۳۹ درصد از مردم در خانواده‌های هسته‌ای زندگی می‌کردند در حالی که این آمار در سال ۱۹۹۲ به ۲۸ درصد کاهش یافت. که البته این کاهش تعداد خانواده‌های هسته‌ای با افزایش خانوارهای تک والدینی نیز همراه بوده است. آمار دیگری که اداره آمار آمریکا منتشر کرده از این امر حکایت دارد که از میان کودکان آمریکایی تنها ۶۰ درصد با والدینی زندگی می‌کنند که رسما با یکدیگر ازدواج کرده‌اند. علاوه بر این، در جامعه آمریکا تعداد خانواده‌های تک والدینی نیز رو به افزایش است به طوری که ۳۰ درصد از کودکان آمریکایی تنها با یکی از پدر و یا مادر خود زندگی می‌کنند. سابق بر این، به خانواده‌هایی، خانواده تک والدینی گفته می‌شد که یکی از والدین به دلایلی از دنیا می‌رفت، اما امروزه همزمان با افزایش آمار طلاق در میان زوجین، به ویژه زوجین جوان، به تعداد زنان و مردانی که خارج از نهاد ازدواج صاحب فرزند می‌شوند و به زندگی با فرزند خود بدون حضور همسری قانونی و رسمی ادامه می‌دهند، نیز افزایش پیدا کرده است. در سال‌های ۱۹۰۰ تا ۱۹۵۰ یعنی نیمه اول قرن بیستم تعداد چنین خانواده‌هایی در آمریکا سه برابر شده است و آماری که در ابتدای قرن ۲۱ منتشر شده نشان داد که در حال حاضر بیش از ۲۵ درصد از خانواده‌های آمریکایی را چنین خانواده‌هایی تشکیل می‌دهند.
        یکی دیگر از آمارهای تکان‌دهنده در آمریکا، آمار مربوط به طلاق است که نشان می‌دهد دست کم ۷۵ درصد از ازدواج‌ها در این کشور به طلاق و در نهایت به ازدواج مجدد یکی از والدین منجر می‌شود که همین امر نیز بنیان خانواده و تربیت و رشد فرزندان را با مشکلات بسیار جدی مواجه می‌کند.
        تمام این تغییرها در جوامع غربی باعث شده تا تعریفی که از نهاد ازدواج نیز مطرح است دستخوش تغییراتی اساسی شود. در حال حاضر جامعه‌شناسان غربی ازدواج را دیگر میان یک زن و مرد تعریف نمی‌کنند بلکه از دیدگاه آنها هر دو نفر حتی با جنسیت یکسان نیز باید بتوانند با یکدیگر ازدواج کرده و همزیستی داشته باشند. همین مسئله تعداد زوج‌های همجنس‌گرا را در این جوامع افزایش داده است. کمرنگ شدن تمایل افراد به ازدواج و تشکیل بنیان خانواده به دلایل متعدد که یکی از آنها شانه خالی کردن از مسئولیت‌های متعاقب آن است، یکی دیگر از معضلاتی است که جوامع غربی با آن مواجه هستند. در شرایطی که تعداد زوج‌های همزیست خارج از نهاد ازدواج در آمریکا در سال ۱۹۶۰، حدود ۴۰۰ هزار مورد عنوان شده بود این رقم در سال ۲۰۰۵ میلادی به بیش از ۵ میلیون زوج رسیده است که از این میان دست کم ۱۰ درصد را نیز زوج‌های همجنس‌گرا تشکیل می‌دهند.
        تبدیل خانواده گسترده به خانواده هسته‌ای و هم اکنون نیز تبدیل خانواده هسته‌ای متشکل از یک پدر و مادر در کنار فرزندانشان به انواع دیگری از خانواده که در بالا به آنها به صورت مختصر پرداخته شده، تنها شامل جامعه آمریکایی نمی‌شود بلکه هم اکنون بسیاری از کشورهای غربی دست کم در سطح شهرهای خود با چنین معضلی که می‌توان از آن به عنوان «کمرنگ شدن نهاد خانواده حقیقی» یاد کرد، مواجه هستند که همان طور که اشاره شد دلایل عمده‌ای زمینه‌ساز چنین شرایطی بوده که می‌توان از جمله این دلایل از تغییر نگرش افراد به شیوه زندگی، افزایش تمایل به کار و سرمایه اندوزی و رواج زندگی‌های تجملاتی و به اصطلاح مدرن که نیازمند تلاشی چند برابر خارج از محیط خانواده است، کمرنگ شدن روابط عاطفی میان فردی در جوامع غربی، رواج عادات و رفتارهای نادرست به ویژه در میان جوانان و نوجوانان و حتی کمرنگ شدن مذهب و دین حقیقی در میان مردم این کشورها و بسیاری موارد دیگر یاد کرد.
        با وجود تمام این مسائل هنوز هم در برخی نقاط از جنوب اروپا، کشورهای آسیایی، کشورهای خاورمیانه، کشورهای آفریقایی و بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین و جزایر اقیانوس آرام خانواده‌های گسترده جایگاه ویژه‌ای دارند. علت آن را شاید بتوان در عدم تغییر رویکرد مردم این مناطق به شیوه زندگی و پا برجا ماندن فرهنگ‌های جمعی‌گرایی و شاید تا حدودی دسترسی کمتر به رسانه‌های ارتباط جمعی غربی و شاید کمتر تحت تأثیر فرهنگ غربی بودن مردم این مناطق جستجو کرد. برای مثال در کشوری ماننند هند همچنان این سنت رایج است که عروس خانواده باید در کنار خانواده همسرش زندگی مشترک خود را آغاز کند. اما در این مناطق نیز زنگ خطر به صدا درآمده است و بسیاری از فرهنگ ‌ای غلط و نادرست غربی در حال رواج یافتن در این کشورها است و بسیاری از جوانان نه تنها ترجیح می‌دهند پس از ازدواج از خانواده‌های خود فاصله بگیرند، بلکه دنباله‌روی از عادات و رفتارهای نادرست جوامع غربی که از دلایل اصلی آن نیز می‌توان به رواج استفاده از وسایل ارتباط جمعی به شیوه غیرصحیح آن اشاره کرد، روز به روز بیش از پیش باعث انحطاط جوامع و کمرنگ شدن بنیان خانواده شده است که نیازمند اندیشیدن تدابیر کارسازتر از سوی مسئولان ذیربط در هر کشور است.

         


          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷