1326
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. زهرا فرجي
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۰)
            تعداد بازدید: 1326
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        اهمیت ورزش در بین زنان دیگر کشورها

        دخت ایران - صحبت به اهمیت ورزش میان بانوان که می‌رسد مسایل حاشیه‌ای زیادی مطرح می‌شوند که بد نیست بدانید در بیشتر ‌کشورهای دنیا به طور تقریباً همسان وجود دارد و در این یک مورد گویا واقعاً آسمان هرکجا همین رنگ است. مثلاً اینکه مهم‌ترین انگیزه موجود برای پرداختن به ورزش برای بانوان معمولاً لاغری، داشتن تناسب‌اندام و حفظ زیبایی ظاهر است و عوامل دیگر چون تاثیر ورزش بر تن‌درستی و بالابردن طول عمر در درجه دوم اهمیت قرار دارند. از طرفی همین انگیزه‌ها هم برای وادار کردن هر زنی به برنامه‌ریزی برای انجام ورزش روزانه کافی نیست و میزان فعالیت‌ها و مسئولیت روزانه برخی از زنان آنقدر زیاد است که پیداکردن فرصتی ثابت برای این کار برایشان دشوارتر می‌شود. فرقی هم ندارد این زن اهل کدام سوی کره خاکی باشد، وقتی مجبور باشد هم کار کند و هم غذا بپزد و هم به رتق‌وفتق امور خانه و خانواده بپردازد و هم بچه‌ها را به مدرسه ببرد و بیاورد و هم هزار مشغله دیگر در ذهن داشته باشد، کمتر فرصت پیدا می‌کند به خودش، سلامت، آینده و زیبایی ظاهرش فکر کند.

        حالا چرا ادعا می‌کنم این موارد در بیشتر کشورهای دنیا مشترک است؟ چون گزارش‌های میدانی تهیه شده از کشورهای مختلف به این برآیند رسیده‌اند. هستی اکبری مادر جوانی است که ده سال پیش به انگلیس نقل مکان کرده و وقتی از او درباره نگاه زنان انگلیس به ورزش روزانه می‌پرسم می‌گوید: «در انگلیس بر حسب اینکه کجا زندگی کنی و چقدر درآمد داشته باشی، نگاهت به ورزش تفاوت می‌کند. مناطقی که مردم در آن از رفاه نسبی بهتری برخوردارند، به طبع گرایش به ورزش هم بیشتر دیده می‌شود. تمام زنان به سلامت خود اهمیت می‌دهند. همه می‌خواهند خوش‌هیکل باشند. دویدن روزانه و حضور در باشگاه بسیار معمول است. بین جوان‌ترها پرداختن به ورزش نوعی مُد روز هم به حساب می‌آید. باشگاه‌های ورزشی به نوعی مکان ملاقات با آدم‌های جدید تبدیل شده و هرکس دنبال دوست هست، حتماً سری به آنجا می‌زند. عکس این ماجرا در مناطق محروم صادق است. یعنی به فاصله پنج دقیقه رانندگی به جایی می‌رسی که مردم بیکارند، پول خورد و خوراک هم ندارند و بنابراین به ورزش اهمیتی نمی‌دهند. نوبت به زن این منطقه که برسد ماجرا بدتر هم می‌شود. پس نگاه زن به ورزش در انگلیس بسیار بستگی به طبقه اجتماعی او دارد. دولت البته برای برداشتن این محدودیت‌ها و همه‌گیر کردن توجه به سلامت اقدامات خوبی انجام داده و استخرهای نیم‌بها و استخرهای مخصوص زنان مسلمان وجود دارد. در مدرسه هم سرمایه‌گذاری خوبی روی ورزش انجام می‌شود. اما یک چیز واضح است و آن اینکه وقتی زنی تصمیم گرفته باشد برای خودش ارزش قائل شده و ساعتی در روز را به خودش اختصاص دهد، هیچ مانعی نمی‌تواند سر راهش دوام بیاورد. مثلاً در آب و هوای نامناسب هم امکان ندارد از خانه بیرون بروی و زنی را در حال دویدن نبینی. مادرها موقع رساندن فرزندان به مدرسه کفش‌های ورزشی به پا می‌کنند که بعد از رساندن بچه‌ها به ورزش روزانه خودشان برسند یا به باشگاه بروند. گاهی حتی مادرها در حال هُل دادن کالسکه بچه هم در حال دویدن و ورزش هستند. یعنی خلاف عدة زیاد دیگری که عقیده دارند بچه‌دار بودن، مادر را از وقت‌گذاشتن برای خودش بازمی‌دارد، این مادرها ثابت کرده‌اند اینطور نیست و همه‌چیز به نگاه خود زن برمی‌گردد و اینکه چقدر حاضر است برای خودش ارزش قایل باشد.»

        حنانه خوش‌خو هم تقریبا ده سالی هست که همراه خانواده ساکن انگلیس شده است. او عقیده دارد: «زن‌های انگلیس معمولاً بعد از ایام کریسمس و سال نو یاد رژیم غذایی سالم و کم کردن وزن و این مسایل می‌افتند و بازار باشگاه‌های ورزشی حسابی داغ می‌شود. اما چندماه بعد از سال نو دوباره همه‌چیز برمی‌گردد به روال تنبلی سابق و ورزش می‌ماند برای اهلش که آن را همیشه بخشی از برنامه زندگی خود کرده‌اند و قرار نیست به بهانه‌هایی مثل در پیش بودن عروسی و تولد و مهمانی و حتا پیروی از مُد سراغش بروند. خود من یک پرستار هستم و شاهدم که در محیط کار، همکارانم مدام از وزن بالا و چاقی ابراز نگرانی می‌کنند و همیشه قصد دارند از یک جایی توجه به سلامت را شروع کنند، اما آنچه در واقع اتفاق می‌افتد این است که فقط پزشکان و جراحان هستند که آگاهانه و بدون دنبال کردن بهانه‌ای ورزش را در برنامه زندگی خود دارند. این اواخر زومبا و یوگا و شیوه‌های حرکتی دیگری که آرامش به همراه داشته باشند باب شده و زن‌ها از آن استقبال می‌کنند. اما مساله اصلی، پرداختن مداوم به ورزش است و تصحیح شیوه‌های تغذیه در زندگی که جوان‌ها بیشتر به دنبال پیداکردن راهی برای رسیدن به آن هستند.»

        سیما زارع به همراه دخترش ماندانا از حدود پانزده سال پیش ساکن آلمان شده و می‌گوید: «به طور کل نیمی از زنان اروپایی بین شانزده تا سی سال حتماً ورزش را در برنامه روزمره خود دارند. زنان آلمانی ۶۷ درصد این تعداد را تشکیل می‌دهند. بدنسازی و شنا و ایروبیک و دو از محبوب‌ترین ورزش‌ها میان زن‌های آلمانی است. به طور کلی ورزش‌هایی که هزینه کمتری برای خانواده بتراشد از محبوبیت بالاتر هم بین زن‌ها برخوردار می‌شود، چون غالب این زن‌ها در کسب نیمی از درآمد خانواده شریکند. زن‌هایی که از سطح مطالعه بالاتر برخوردارند و اطلاعات بیشتری نسبت به راه‌های حفظ سلامت دارند گرایش بالاتری نسبت به ورزش نشان می‌دهند. همه اینها اما به نگاه و تربیت خانوادگی و اینکه هر زن در چه محیطی رشد کرده باشد هم بستگی دارد و شاید به همین دلیل است که اغلب زنان مهاجر از شرکت در این برنامه‌های سلامت سرباز می‌زنند.»

        مهنوش محرم‌خانی و پادنا دختر ۱۶ ساله‌اش برنامه ورزش باشگاهی را در برنامه خود دارند و از محل زندگی خود، سوئد اینطور می‌گویند: «در سوئد، زنان قشر متوسط معمولاً به یک شکلی درگیر ورزش هستند: پیاده‌روی روزانه، یوگا، دویدن و دوچرخه‌سواری. خیلی از زن‌ها مسیر خانه تا محل کار را که گاهی شش تا ده کیلومتر است با دوچرخه می‌روند. بعضی هم در یک مکان ورزشی یا یک باشگاه ثبت‌نام کرده و خود را ملزم به انجام حرکات بدنی می‌کنند. شنا هم از اهمیت بالایی برخوردار است.اما زن‌های مهاجر خود را وارد این شکل از زندگی نمی‌کنند. فقط شاید فرزندان دخترانشان یا نسل تازه شان بدین شکل زندگی میکنند، اما خودشان همچنان روند زندگی در کشور خود را ادامه داده و از اطلاعاتی هم که در مورد تاثیر ورزش بر سلامت و طول‌عمر بهشان داده می‌شود استفاده نمی‌کنند. گاهی دلایل‌شان سنتی و اعتقادی است و گاهی تنبلی و گاهی هم عدم تمکن مالی مناسب. زنان طبقات مرفه فعالیت‌های ورزشی بیشتری دارند که معمولاً ورزش‌های پرهزینه‌تری را هم شامل می‌شود، مثل قایق‌سواری. در کل نگاه زن‌ها به این سمت و سو رفته که هرچه بیشتر مراقب تن‌درستی خودشان باشند و هرچه بیشتر در برابر بیماری مصون بمانند بهتر است.»

        غزاله قادری نیا و خانواده‌اش هنوز یک سال نیست به آلمان رفته‌اند. در همین مدت کوتاه اما غزاله به نتایج مهمی درباره زنان اروپایی رسیده است: «در آلمان تقریباً همه زن‌ها به ورزش اهمیت می‌دهند. از صبح تا بعدازظهر و غروب در حال دویدن هستند. یعنی هر زمان از روز که پا به خیابان بگذاری، بالاخره با زنی مواجه می‌شوی که در حال ورزش باشد. حالا این نمونه‌های بیرونی آن است. عده‌ای ورزش باشگاهی انجام می‌دهند و تعداد دیگری هم دوچرخه‌سواری را در برنامه روزانه خود دارند. فکر می‌کنم ورزش برای زن‌های آلمانی حکم یک وظیفه را دارد، چون حتا زنانی که سن‌شان بالا هست هم حاضر به خانه‌نشینی نیستند و آنها را مدام و روزانه در فضاهای خارجی می‌شود دید که راه می‌روند و حرکت بدنی دارند.»

        سوفیا دانا، نویسنده ساکن هند، مادر دو فرزند است که یکی از آنها دو سال پیش به عنوان دانشجو به نیوزلند نقل‌مکان کرده و سوفیا خود را برای دوری از فرزند دوم نیز آماده می‌کند. در مقابل سوال من اینطور توضیح می‌دهد: «تا جایی که من در این سال‌ها دیدم، هندی‌ها به کل آدم‌های تنبلی هستند. زن و مرد هم ندارد. همه همینطورند. حالا اینکه به خاطر عقایدشان است یا بی‌اهمیتی به سلامت نمی‌دانم. ولی همین جماعت تنبل هم در چند سال اخیر به کشورهای دیگر نگاه کرده‌اند و تا حدودی، ورزش به منظور نیل به خوش‌اندامی و زیبایی ظاهری میان زنان رواج زیادی پیدا کرده است. صدالبته که تعدادی هم واقعاً متوجه فواید ورزش هستند و برای سلامتی آن را دنبال می‌کنند، اما این شامل درصد بالایی از زنان هندی نمی‌شود. دختران و زنان جوان هندی بیشتر به دنبال رقص هستند و یادگیری رقص‌های مختلف و پرداختن به آن بیش از ورزش برای‌شان لذت‌بخش است. به خصوص که رقص بخش مهمی از فرهنگ این ملت را تشکیل می‌دهد. مسن‌ترها به حضور در باشگاه بدنسازی و رفتن به پیاده‌روی مشغولند. اما همه اینها وارداتی است و قدمتش از همین چندسال اخیر فراتر نمی‌رود. در کل میان زنان هندی، انگیزه جدی برای پرداختن به ورزش و قراردادن آن در برنامه زندگی دیده نمی‌شود.»

        وحید وحیدیان مستندساز و پدر دو دختر دوقلوست که حدود سه سالی از زندگی‌اش در ژاپن می‌گذرد. او درباره زنان ژاپن نظر جالبی دارد: «در فرهنگ ژاپنی که با جامعه‌ای مردسالار روبرو هستیم، زنان طی دهه‌های اخیر روزبه‌روز بیشتر خود را هم‌دوش مردان در فضای اجتماعی و گروهی از جمله ورزش دیده‌اند و به همین دلیل رشد و تمایل آنها در کسب استقلال کاملاً خودنمایی می‌کند. ژاپن کشوری پیر است که بیشتر جمعیت ۱۲۸ میلیونی آن را کهن‌سالان تشکیل می‌دهند. اما این کهن‌سالی اجتماعی باعث نشده پرداختن به ورزش در زندگی مردم کمرنگ شود. در شهرهای بزرگ و کوچک ژاپن، با وجود سربالایی و سراشیب‌های تند در مسیرهای رفت و آمد، دوچرخه و دوچرخه‌سواری از معمول‌ترین شیوه‌های حمل‌ونقل است. در اطراف تمام ایستگاه‌های مترو چندین و چند پارکینگ بزرگ دوچرخه وجود دارد که از صدها دوچرخه برای چند ساعت یا تمام روز نگهداری می‌کند. جالب اینجاست که استفاده از دوچرخه در ژاپن محدود به هیچ گروه سنی یا طبقه اجتماعی نشده و زن و مرد هم ندارد. زنان همان‌قدر در سیل دوچرخه‌سواران روزانه در خیابان‌های توکیو و دیگر شهرها دیده می‌شوند که مردها. زن ژاپنی در مرز هفتادسالگی هم مانند دخترکان نوجوانی که هرروز با لباس فرم سوار بر دوچرخه به مدرسه می‌روند، بی هیچ ترس و مشکلی دوچرخه‌سواری می‌کند. از آنجایی که در کوچه و خیابان و پیاده‌رو و حاشیه پارک‌ها همیشه تعدادی از زنان عموماً میانسال و جوان را می‌شود با لباس و کفش و کلاه مخصوص دویدن مشاهده کرد که بازوبند زمان یا مسافت همراه دارند، می‌شود نتیجه گرفت نگاه به ورزش برای این زنان کاملاً اصولی و برنامه‌ریزی‌شده است. مدارس و محله‌ها مجهز به استخرهای مستقل زنان هستند و در رشته‌های دیگر ورزش مانند بازی‌های توپی هم معمولاً همیشه عده‌ای از دختران جوان را می‌شود با کیف‌های ورزشی در حال تردد یافت. زنان کهنسال ژاپنی در بیشتر پارک‌های کوچک، تکه زمین خاکی فشرده‌ای دارند که در آن به یک ورزش ساده واحتمالاً خودساخته مشغولند. این ورزش شبیه گلف است، اما هم چوب و هم توپ و هم روش بازی در آن کاملاً متفاوت است. شهرداری‌ها همیشه مسابقات عمومی دو برگزار می‌کنند و زنان از هر سنی در آن مشارکت دایمی دارند. تلویزیون و شبکه‌ها بازی زنان را کاملاً پوشش می‌دهند و قهرمانان ورزشی زن را مانند یک قهرمان اسطوره‌ای می‌پرستند، در حاشیه ساحل و دریا هم دختران جوان اسکیت‌سوار را می‌توان دید. عموماً در ایام سرد سال خصوصاً در مناطق توریستی شهرهای بزرگ مانند یوکوهاما هرساله در فضای باز یک زمین یخی پاتیناژ و اسکیت روی یخ برای مردم مهیاست که زوج‌های جوان و حتی کودکان و خردسالان مشتری‌های ثابت آن محسوب می‌شوند. مانند بسیاری از چیزهای دیگر، ژاپنی‌ها ورزش را در مسیر آموزشی کودکان قرار داده‌اند و مدارس یکی از فضاهای استعدادیابی و هدایت درست و اصولی ورزش برای دختران محسوب می‌شود.» تا اینجا و با این تعاریف، با خود فکر می‌کنم شاید ژاپن تنها کشوری باشد که در آن زن از روز اول آگاه به اهمیت ورزش به دنیا آمده و با این آگاهی زندگی خود را ادامه می‌دهد و نیازی نیست هزار پزشک و متخصص و کشف جدید پزشکی گرد هم بیایند و برایش آمار واقعی ردیف کنند که باور کند برای داشتن سلامت بهتر و طول عمر بالاتر، لازم است با ورزش بدن خود را جوان و سرحال نگه دارد.  

        لیلا کهبدی هم از تجربه ده‌ها سال زندگی در امریکا اینطور می‌گوید: «زندگی در هرایالت و هرشهر و هرمنطقه از امریکا می‌تواند نگاه تازه‌ای را برای زن نسبت به ورزش رقم بزند. تاثیر مکان به کنار، میزان رفاه و درآمد خانوادگی هم در این نگاه تاثیر دارد. به اینها شرایط زندگی و میزان مشغله‌های روزمره زن را هم باید اضافه کرد. مثلاً الان گرایش بالایی هست به شرکت در کلاس‌های یوگا و زومبا. یعنی بیش از آنکه ورزش مهم باشد انجام حرکت بدنی‌ای که برای خود فرد لذت‌بخش محسوب شود اهمیت پیدا کرده است. زن‌های سفیدپوست امریکایی معمولاً برنامه ورزش روزانه دارند. یعنی نه اینکه حتماً راهی باشگاه یا استخر باشند، اما صبح زود قبل از رفتن به کار حتماً برای دویدن می‌روند، یا عصرها پیاده‌روی‌شان حذف نمی‌شود. زن‌های مهاجر بسته به نوع ملیتی که دارند و بسته به محل زندگی و میزان درآمد ماجرایشان متفاوت می‌شود. برخی برای اثبات نگاه مدرن خودشان هم که شده، ورزش را لابه‌لای برنامه جا می‌دهند اما به همین اندازه هم برای فرار از آن بهانه‌تراشی می‌کنند، چون به درک مفهوم واقعی این اهمیت نرسیده‌اند و فقط برای برابرکردن خود با زن سفید امریکایی است که ازهرچه او می‌کند گرته‌برداری رفتاری می‌کنند. جوان‌ترها اما اوضاع بهتری دارند. در دنیای پیچیده‌تری به سر می‌برند و هجوم اطلاعات اجازه نمی‌دهد از کنار چیزی بی‌اعتنا بگذرند. اینکه همه با وجود لذت بردن از فست‌فود و سیب‌زمینی سرخ‌کرده، متوجه هستند داشتن رژیم غذایی سالم و پرسبزیجات چقدر می‌تواند در حفظ سلامت‌شان مهم باشد و تلاش می‌کنند این نکته‌ها را رعایت کنند نشان می‌دهد زن جوان امروز به بلوغ بالاتری نسبت به نسل‌های پیشین خود رسیده و چندان هم به محل زندگی و کشوری که در آن به دنیا آمده یا در آن بزرگ می‌شود بستگی ندارد. به همه اینها مساله مهم اعتمادبه‌نفس را هم باید اضافه کرد. یعنی چون در بیشتر این مکان‌های ورزشی با یک عده دختر و زن قلمی که اندام ورزیده‌ای دارند طرف هستیم، ناخودآگاه زن‌ها و دخترهایی که کمی بیش از حد معمول چاق هستند یا خود را در مقایسه با زنان حاضر در این مکان‌ها چاق می‌بینند، با ورود به این مکان‌های ورزشی دچار عدم اعتمادبه‌نفس می‌شوند و برای همین ترجیح می‌دهند از آن دوری کنند. به هرحال برای یک زن اصلاً ساده نیست در جمعی باشد که حس کند همه ظاهر زیباتر و ورزیده‌تری نسبت به او دارند! اما این دلیل نمی‌شود که بگویم این زن‌ها به کل خودشان را کنار می‌کشند. مثلاً من در یک سال اخیر خودم به یک باشگاه می‌روم که تقریباً نود درصد گردانندگان و شرکت‌کنندگان در برنامه‌های ورزشی‌اش مکزیکی‌ها هستند. درصد بالایی از این آدم‌ها از مربی گرفته تا مشتری اندام تپل و گوشت‌آلود دارند. برداشت من این است که باشگاه تعادل دارد و حاضرین آن از دیدن همدیگر در چنین مکانی لذت می‌برند. یعنی هیچ باریک‌اندامی آنجا حضور ندارد که به اینها حس ناخوشایند بدهد. برای همین تمام افراد با رضایت خاطر کامل در برنامه‌ها شرکت می‌کنند و نگران این هم نیستند که کسی در آن باشگاه به خصوص آنها را متهم به چاقی کند! از طرف دیگر این باشگاه به لحاظ دریافت هزینه هم مقرون به صرفه است و حتا قسط‌بندی و نسیه هم می‌پذیرد. همه اینها انگیزه‌های خوبی است که زن قشر متوسط و قشر کم‌درآمد را هم به سوی ورزش بکشد.»

        صبا توکلی دانشجوی یکی از دانشگاه‌های نیوزلند، تجربه خود در این کشور را اینطور بازگو می‌کند: «نیوزلند خلاف خاورمیانه از یک جامعه زن‌سالار برخوردار است و بنابراین زن‌ها در همه‌جا حرف اول را می‌زنند. شکل ورزش هم در این بخش از دنیا با دیگر جاها کمی متفاوت است و چون در یک جزیره به سر می‌بریم، بیشتر ورزش‌های آبی است که زن‌ها را به خود جلب می‌کند. یعنی آنها همیشه در حال شنا و اسکی روی آب و موج‌سواری و قایق‌سواری و حتا ماهیگیری هستند. هر ورزشی را هم به طور حرفه‌ای دنبال می‌کنند تا زمانی که ازدواج کنند و بچه‌دار شوند. بعد از آن ماجرا فرق می‌کند. تبدیل می‌شود به بخشی از برنامه روزانه که برخی متعهدانه انجام می‌دهند و برخی تفننی با آن برخورد می‌کنند. ساکنین اصلی اینجا مائوری‌ها هستند که چون به شکل ژنتیکی چاق هستند، کمتر در اماکن ورزشی پیدا می‌شوند. یعنی به نوعی این چاقی ظاهری اعتمادبه‌نفس‌شان را برای حضور می‌گیرد. بیشتر ورزشکارهای معروف و موفق نیوزلند زن‌ها هستند. حضور مردها به طور چشمگیری کمرنگ‌تر از زن‌هاست. اما همانطور که گفتم، به دلیل جزیره‌ای بودن کشور، ورزش محبوب زن‌ها به جای پیاده‌روی، شناست. یعنی هرطرف که سرت را بچرخانی زنی را در حال شنا خواهی دید!»

        زهرا اینانلو، ساکن استرالیا با استناد بر ارقام آماری اعلام شده از سوی دولت این کشور می‌گوید: «وقتی بدانی در کشوری از هر سه نفر، یک نفر به نوعی درگیر انجام ورزش روزانه است، ناخودآگاه یعنی یک سوم جمعیت کشور به ورزش اهمیت می‌دهند. حالا اینکه در تقسیم‌بندی جنسیتی این مشارکت، قبل‌تر میزان حضور زن‌ها در این فعالیت ۶۶% بوده و حالا به ۶۳% کاهش پیدا کرده است هم چندان تفاوتی در اصل ماجرا نمی‌کند. مساله اینجاست که برای مردم استرالیا نیاز به ورزش چیزی شبیه نیاز به کسب درآمد است. یعنی خیلی جدی با آن برخورد می‌شود و چندان هم به بودجه زیادی احتیاج ندارد، چون در خیابان‌ها پر است از زن‌هایی که در حال دو یا پیاده‌روی هستند. به هرحال البته اینجا هم آن عده که ورزش را در برنامه روزانه قرار می‌دهند زنانی هستند که آگاهی‌رسانی‌های جمعی را جدی گرفته و یک سبک زندگی سالم برای خودشان تعریف کرده‌اند و از آن پیروی می‌کنند. اما آن عده هم که یا به دلیل تنبلی یا هر دلیل موجه دیگر سراغ انجام حرکت بدنی نمی‌روند، تلاش می‌کنند تغذیه مناسب و سالم داشته باشند و در کل میزان بیماری در بین جمعیت استرالیا بسیار پایین است. البته همه اینها در صورتی است که بیماری‌های روانی از جمله افسردگی را وارد حیطه آماری نکرده باشیم. چون در این یک مورد خاص، ماجرا پیچیدگی‌هایی پیدا می‌کند که فکر می‌کنم در تمام کشورهای پیشرفته دنیا به طور برابر وجود دارد و قابل اجتناب نیست. ارتباط مستقیمی هم با نگاه زن به ورزش پیدا نمی‌کند.»  

        با اینکه هیچ‌کدام از همراهان شرکت‌کننده در بحث اشاره‌ای به زنان چین نمی‌کنند و با اینکه هیچ‌کس را پیدا نمی‌کنم که تجربه زندگی در کشور چین را داشته باشد و بتواند سوالم را پاسخ بدهد، تمام ذهنم لبریز از جدیتی است که در زن چینی مهاجر دیده‌ام برای پایبندی به انجام ورزش روزانه. شاید به این دلیل که در منطقه سکونت من در کشور کانادا، تعداد خانواده‌های چینی زیاد است و بیشتر به چشم می‌آید؛ اما چون دو سال با آنها همکار بوده‌ام و نوع غذاخوردن و برنامه‌ریزی روزانه‌شان را دیده‌ام، بد نیست اشاره کنم به اینکه چقدر یک زن چینی برای خودش ارزش قائل است و چطور مراقب است تا به هر ترتیب شده بروز علائم پیری را به تاخیر بیندازد. در واقع نه تنها من، شاید اکثر ساکنین کانادا بیش از آنکه زنان سفیدپوست را در حال ورزش دیده باشند، متوجه زن‌های چینی شده باشند که هر صبح در فروشگاه‌ها و پیاده‌رو‌ها و کوچه و پس‌کوچه و خیابان مشغول ورزش بوده‌اند. گرچه ممکن است این پایبندی زن چینی به ورزش روزانه هم دلایل خاص خودش را داشته باشد، اما کسی را پیدا نمی‌کنم که بتواند کمکی در این زمینه کند.

        در مجموع و با شنیدن داستان‌های مشابهی که از سراسر دنیا به دستم رسید به این نتیجه می‌رسم که شاید اگر زن امروز متوجه این واقعیت می‌بود که شدت گرفتن تاکید بر انجام ورزش روزانه فقط و فقط نتیجه ورود تکنولوژی به زندگی روزمره اوست، می‌توانست ساده‌تر با ماجرا برخورد کرده و راه‌حلی کاربردی برای آن بیابد که نیازمند پرداخت هزینه یا داشتن همت والا هم نباشد. برای مثال شاید می‌شد با فعال کردن حافظه تاریخی‌اش، به او نشان داد که تا همین چندی پیش چطور مجبور بود برای آماده کردن یک غذای ساده کلی انرژی صرف کند و بدون در اختیار داشتن دستگاه‌ها و وسایل آخرین مدل تن‌پرورانه، خودش مواد اولیه غذاها را تهیه کرده و خرد کند و بپزد و آماده مصرف کند؛ چرا؟ چون این همه خردکن برقی و همزن برقی و چاقوی برقی و رنده برقی و آسیاب برقی و هزار وسیله برقی دیگر نبود که جایگزین نیروی دستان او شود. یعنی همان ماجرای پخت ساده غذا، پروسه‌ای بود که در آن کلی انرژی مصرف می‌شد و به هیچ عنوان شبیه صرف وقت در برابر صفحه تلویزیون و پای تلفن و کامپیوتر و در حالت نشسته و بدون حرکت نبود که نیاز داشته باشد جهانی گردهم بیایند و به زن یادآور شوند چطور باید از سلامت خود مراقبت کند. گرچه به هرحال هم بازگشت به گذشته راه‌حل درستی نیست و تا زمانی که زن امروز نگاه خود به شیوه زندگی را تصحیح نکند، نمی‌شود از او توقع داشت به تاکیدهای علمی تبلیغ‌شونده در سطح گسترده وقعی بنهد.
         


          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷