1792
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. شکوفه آزادگان
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۴)
            تعداد بازدید: 1792
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        بررسی جایگاه زن در اشعار زنان شاعر

        دخت ایران- سخن تنیده شده در احساس که از طبع لطیف و در عین حال قدرتمند شاعر سرچشمه می‌گیرد از دیر باز در سرزمین هنر پرورمان جاری بوده است.

        شعر زنانه همانند زنی است که از هر انگشتش یک هنر می‌بارد. زنان شاعر هر کدام با سبک و سیاقی هنرمندانه و با طبع لطیف و زنانه خود در راستای ادب و فرهنگ ایران زمین نقوش ماندگاری را بر این عرصه به جای گذاشته و می‌گذارند.

        سرزمین هنر پرور ما از سالیان دور شاعران زبده و هنرمندی داشته که اشعار زیبایشان امروزه قسمتی از تاریخمان را تشکیل می‌دهد. زنان ایرانی نیز همگام با مردان در راستای ادبیات فارسی آثار وزین و قابل توجهی را ارائه داده‌اند. بسا این آثار از روح زنانه پیروی کرده و پر احساس‌ تر و ظریف تر سخن شاعر را گفته اند.

        شعر دارای لایه های مفهومی بسیاری می باشد و هر شاعر سبک وسیاق شاعرش را پیروی می کند . زنان شاعر با توجه به موقعیت‌های متفاوت فرهنگی، اجتماعی، احساسی و . . .  آثار متفاوتی را ارائه داده‌اند. اشعار زنانه رویکردهایی دارد که با توجه به شرایط فرهنگی و اجتماعی و حال و هوای خود شاعر، این دیدگاهها متفاوت می‌باشند. در این مبحث قسط بررسی رویکردهای اشعار زنان را داریم و همچنین به چندی از آثار زنان شاعر معاصر با دید دقیق تری نگاه می‌کنیم.

        دیدگاه احساسی
        رویکردهای احساسی عاطفی که در اکثر اشعار زنانه دیده می شود و این متعلق به شاعر خاصی نمی باشد چرا که ذات زنانه ایجاب می‌کند بیشتر اشعارشان علاوه بر اهدافی که به دنبال دارند پنجره‌ ای به سوی عواطف لطیف  زنانه نیز داشته باشند.

        فکر می‌کنی بدون چادر اکسیژن /چقدر زیر آسمان بی‌ستاره /دوام بیاورم؟
        یادت باشد /فردا با پست پیشتاز /چشم‌هایت را برایم بفرستی
        کمپوت را وقتی که آمدی بیاور /کمپوت سیب دوست ندارم /انار تازه بیاور


         بنفشه حجازی از شاعران زن معاصر در یکی از اشعار سپیدش به در عین تلخی احساس زنانه و وابستگی عاطفی را به تصویر می کشد .چشمها یت را با پست پیشتاز برایم بفرستی نشانی از عجله داشتن در دیدن نگاه معشوقه است که با خود صدها حرف عاشقانه همراه دارد .

        هما میرافشار نیز در اشعارش احساس و عشق زمینی اوج می‌زند. او زنانه عشق زمینی‌اش را می‌ستاید و برای وصال تلاشهای بسیاری می‌کند.

        از من ای هستی من دور مشو / که مرا بی تو تمنائی نیست
         به خدا غیر تو ای راحت جان/در دلم بهر کسی جایی نیست
        جز تمنای دو چشم سیهت /در دلم حسرت مینائی نیست
        قطره ی اشکم و جز سینه ی تو/منزلم در دل دریایی نیست


        از شاعران نو پرداز می‌توانیم به لیلا صادقی اشاره کنیم. که در سالهای اخیر با اشعار جدید و زیبایش احساس زنانه را به خوبی منتقل می‌کند. بیشتر اشعار وی  حاوی احساسی عمیقی است که در لابه لای واژه‌ها وجود دارد او زن را لیلی می داند که عشق می‌ورزد.

        محل من از اعراب به بیابانی می‌رسد/خالی از سکنه
        خالی از تفنگی که شلیک می‌کند/به لک لک‌های روی تنم
         به دودکش‌هایی که لانه می‌کنم از فرط تنهائی /که طواف می‌کنند دلم را که سنگ
        که تنگ می‌شود از دودی که می‌رود توی چشمم/داد خواهی های زنانه


        در اشعار زنانه با رویکرد انتقادی نیز روبه رو هستیم . از آنجایی که در دوره های مختلف زنان تحت فشار های اجتماعی و رفتاری بوده اند ؛ اعتراض همیشه در لابه لای اشعارشان وجود دارد . گاهی این اعتراض ها همگام با تعلیم و راه کارهایی هست که خواننده را در رهایی از این فشارها راهنمایی می کند . مانند اشعار پروین اعتصامی که از وضعیت سیاسی فرهنگی جامعه اش و بی عدالتی هایی که بر رعیت و تاحدودی بر زنان  موجود بوده سخن می گوید . یکی از اشعار هما میر افشار شاعر دهه  چهل ، نشان از همین موقعیت اجتماعی وسیاسی دارد .

        وقتی که سیم حکم کند، زر خدا شود /وقتی دروغ داور هر ماجرا شود
        وقتی هوا-هوای تنفس،هوای زیست/ سرپوش مرگ بر سر صدها صدا شود
        وقتی در انتظار یکی پاره استخوان/ هنگامه یی زجنبش دمها به پا شود
        وقتی که سوسمار صفت،پیش آفتاب/ یک رنگ،رنگها شود ورنگها شود
        وقتی که دامن شرف ونطفه گیر شرم/ رجاله خیز گردد .پتیاره زا شود،
        بگذار در بزرگی این منجلاب یاس/ دنیای من به کوچکی انزوا شود


        او در این دوران اشاره به دروغگویی و ریا و ربا و دورنگی در انسانها دارد . به ایده او زن در این دوران هیچ راه چاره ای جز به انزوا و سکوت ندارد .

        گاهی هم این اعتراضات فقط نسبت به فرهنگ و محیط اطراف نیست . بلکه شکوه های عاشقانه یک عاشق را در برابر معشوقه اش را می گوید .  حسادت های عاشقانه زنی که از دلتنگی معشوقه اش به اوج رسیده باشد . لیلا صادقی دریکی از اشعارش این حس اعتراض را به خوبی بیان می کند .
        او حتی نسبت به نانی که معشوقه گاز می زند یا آبی که می نوشد حسادت می کند .

        من شدیداً دلتنگم/وقتی گاز می‌زنی نیمی از نان را
        آن طرف‌تر، نیم دیگرش گرسنه می‌ماند/ چرا همیشه در را که می‌بندم
        قفس می‌شود کبوتری توی سینه‌ام/و دقیقاً همان لحظه‌ای که داد می‌کشم
        جنازه‌ای از حرف‌هایم بلعیده می‌شود با آب دهانم/ها کن، ها، هوای تو سرد است
        و سرد یعنی من شدیداً اعتراض دارم/چرا همیشه آمدنت از آن سوی من می‌رود
        درست همان لحظه‌ای که دوستم زم زم زمه می‌کنم دارم/شنا کن، برقص، دست و پا نمی‌زنی چرا
        دقیقاً همان وقتی که قلپ قلپ خفه می‌شوم از مرگم


        فروغ فرخزاد از شاعرانی است که در اشعارش تعارض زیادی نسبت به وضعیت موجود در جامعه و زندگی‌اش دارد . او نسبت به زندگی مشترک و کلا جنس مخالف نظر چندان مساعدی ندارد و شکوه‌های بسیاری از رابطه‌ها دارد. او که نسبت  به ازدواج رویکردی کاملا سیاه دارد در شعر حلقه  به این موضوع می پردازد و ازدواج را نوعی بردگی و بندگی می داند.

        دخترک خنده کنان گفت که چیست /راز این حلقه زر /
        راز این حلقه که انگشت مرا /این چنین تنگ گرفته است به بر
        راز این حلقه که در چهره او /اینهمه تابش و رخشندگی است
        مرد حیران شد و گفت /حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است
        همه گفتند : مبارک باشد /دخترک گفت : دریغا که مرا
        باز در معنی آن شک باشد /سالها رفت و شبی
        زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه زر /دید در نقش فروزنده او
        روزهایی که به امید وفای شوهر /به هدر رفته هدر
        زن پریشان شد و نالید که وای /وای این حلقه که در چهره او
        باز هم تابش و رخشندگی است /حلقه بردگی و بندگی است


        پرداختن به فیزیک و جنسیت
        دیدگاه جنسیتی یکی از شاخه های شعر زنان می باشد. زمانی که از جنسیت در شعر سخن می‌گوییم دو دیدگاه به وجود می‌آید. جنسیت فیزیکی که تفاوت جنسیت در زن و مرد را شامل می شود و دیگری جنسیت رفتاری که وابسته به جنس مونث و مذکر می‌باشد.

        در اشعار زنان جنسیت فیزیکی بارزتر از جنسیت رفتاری می باشد چرا که خلق و خوی شاعر، احساس لطیف و ظریف و سرشار از عشق و مهر را خود به خود در بر می‌گیرد ودر بیشتر اشعار اعم از زنانه و مردانه این حس مشاهده می‌شود؛ در صورتیکه که اشعاری که به فیزیک زن می‌پردازند  بسیار محدودتر است. در شاعران ایرانی از دیر باز نشانه‌های ظاهری زنان زیبا رو مورد ستایش و تعریف و تمجید بوده و همیشه اندامهای پری گونه مانند سیمین ساق و غنچه لب و سوسن بناگوش و سرو قامت و نرگس چشم و گونه تب دار و . . . در عشقهای زمینی شاعران  مد نظر بود ه و با ایهام و یا بدون توجه به ایهام منظور شاعر را در بر می گرفته.

        در صورتیکه در شاعران زن به خصوص در دهه ۴۰ به دلیل نگاه ابزاری به زن، فیزیک در اشعار زنانه رنگ و بویی خاص به خود گرفت و توجه به این موضوع بیشتر شد . فروغ فرخزاد یکی از برجسته ترین شاعرانی است که یکی از دیدگاههای حائز اهمیتش نسبت به شعر زنانگی را در بر می‌گیرد. به این ترتیب او در بیشتر اشعارش به بیان بی پرده حس‌های زنانه که شاید شاعران دیگر از گفتن و پرداختن به آن پروا  داشته‌اند؛ می‌پردازد. او به صراحت این حس‌ها را که در ازای عشق و عاطفه  به جنس مخالف است، بیان می‌کند.  

        در دو چشمش گناه می خندید /بر رخش نور ماه می خندید
        در گذرگاه آن لبان خموش /شعله یی بی پناه می خندید
        شرمناک و پر از نیازی گنگ/با نگاهی که رنگ مستی داشت
        در دو چشمش نگاه کردم و گفت /باید از عشق حاصلی برداشت
        سایه یی روی سایه یی خم شد /در نهانگاه رازپرور شب
        نفسی روی گونه یی لغزید /بوسه یی شعله زد میان دو لب


        این شعر بانام  «بوسه» در مجموعه شعر او به نام اسیر سروده شده است  که حس پنهان او در یک رابطه را نشان می‌دهد. و یا در شعر بعدی به نام  «عصیان»

        شبانگاهان که مه می رقصد آرام /میان آسمان گنگ و خاموش
        تو در خوابی و من مست هوسها /تن مهتاب را گیرم در آغوش
        نسیم از من هزاران بوسه بگرفت /هزاران بوسه بخشیدم به خورشید
        در آن زندان که زندانیان تو بودی /شبی بنیادم از یک بوسه لرزید
        بدور افکن حدیث نام ای مرد /که ننگم لذتی مستانه داده


        این ابیات که حاصل روابط  فروغ با پرویز شاپور است که به انجامی خوش نرسید و آنها نتوانستند زندگی شیرینی را باهم داشته باشند .

        به ایوان می روم و انگشتانم را/بر پوست کشیده/ی شب می کشم
        چراغ های رابطه تاریکند/چراغهای رابطه تاریکند/کسی مرا به آفتاب
        معرفی نخواهد کرد/کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد


        واژه هایی که او در اشعارش به کار می‌برد: پوست کشیده، بوسه، آغوش، لذتی مستانه، شرمناک و . . . همه و همه اشاره به یک دیدگاه جنسی و رابطه جنسی دارند که درجه اهمیت بالایی در نظر شاعر داشته و شاید بهتر است بگوییم او غالب اشعارش را با این مضمون سروده است.

         

        ادامه دارد.


        4 نظر | ارسال نظر

              1. user-pic
              2. الف - چ
                ۰۲ شهریور ۹۳
                ۰۹:۲۷
          1.  
            سلام ممنون از اینکه به شاعران زن هم رسیدگی کردید . فقط ای کاش در شماره ای به اشعار فروغ بپردازید .
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. گلناز
                ۱۰ شهریور ۹۳
                ۱۲:۱۰
          1.  
            خیلی خوب بود . ممنون
           
          0
           
          0
          1.  
            تاحدودی قابل تأمل بود. چراکه از این دیدگاه بندرت به اشعار بانوان ایران زمین پرداخته می شود
           
          0
           
          0
              1. user-pic
              2. مهستی
                ۱۱ بهمن ۹۳
                ۲۰:۴۶
          1.  
            سلام خوب بود
           
          0
           
          0
          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷