1741
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. ماندانا ملاعلی
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۰)
            تعداد بازدید: 1741
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        گرچه لازمه توانمندی جنسی بلوغ است اما هر بالغی توانمندی جنسی ندارد.

        دخت ایران- آیا اینکه شما درآمد خوبی داشته باشید و آینده شغلی و تمکن مالی‌تان به شما اجازه ازدواج بدهد برای ازدواج شما کافی است؟
        پس کودکی که از پدرش کار و ثروتش را به ارث برده است می‌تواند به دنبال همسر یافتن باشد.

        اگر این را قبول نداشته باشیم باید برای ازدواج علاوه بر بلوغ عقلی، فکری، اقتصادی، و روانی به بلوغ و توانمندی جنسی و جسمی هم فکر کنیم.

        گرچه لازمه توانمندی جنسی بلوغ است اما هر بالغی توانمندی جنسی ندارد.

        گام اول بلوغ
        در تقسیم‌بندی‌های سنی- جنسی که بر مبنای خصوصیات بارز رشد و تأثیر هورمون‌ها و ظاهر شکل و اندام‌های بدن مورد قضاوت قرار می‌گیرد، واژه نوجوان و بالغ به گروه سنی ۱۹-۱۰ سال اطلاق می‌گردد و در واقع نوجوانی مرحله بلوغ جسمانی، روانی، اجتماعی و گذر از مرحله کودکی به بزرگ‌سالی است . بلوغ جسمانی زودتر از بلوغ روانی و اجتماعی رخ می‌دهد و همزمان با شروع قابلیت باروری، توانایی‌های ذهنی و قابلیت‌های شناختی و عاطفی فرد شکل می‌گیرد.

        در جهش بلوغ، افزایش فوق‌العاده‌ای در قد، وزن و رشد عضلانی به وجود می‌آید، لگن دختران به تدریج پهن میشودو پسران به سرعت قد می‌کشند و پشت لبشان به اصطلاح سبز می‌شود.

        رشد جسمی در دختران شامل رشد طولی استخوان‌های بلند که تقریباً در سن ۱۸ سالگی و رشد توده استخوانی حداکثر تا سن ۲۰ سالگی کامل می‌شود.

         بلوغ بیولوژیکی یا جنسی در دوران اولیه نوجوانی تحت تأثیر هورمون‌ها آغاز می‌شود که از تغییرات بارز آن ظهور علائم ثانویه جنسی شامل رشد موهای زیر بغل و ناحیه شرمگاهی می‌باشد.

        همچنین اندازه اندام‌های تناسلی و پستان‌ها در مراحل اولیه نوجوانی افزایش می‌یابد، شروع قاعدگی در دختران بین سنین ۱۸-۹ سالگی رخ می‌دهد که می‌تواند در اثر کمبودهای تغذیه‌ای به تأخیر افتد.

        به طور کلی دختران در سن حدود ۲ سال زودتر از پسران بالغ می‌شوند. نژاد، آب و هوا، وراثت، نوع تغذیه، شرایط فرهنگی، روابط عاطفی و اجتماعی موجب می‌شود که سن بلوغ در دختران تغییر پیدا کند.

        در دختران بعد از بالغ شدن غده هیپوفیز شروع به ترشح هورمون‌هایی می‌کند که تخمدان‌ها را برای تولید هورمون‌های جنسی زنانه یعنی استروژن و پروژسترون، تحریک می‌کنند. این هورمون‌ها باعث ایجاد تغییرات فیزیکی از جمله بزرگی پستان‌ها و لگن‌ها و رشد موهای عانه و زیر بغل می‌شوند و به دنبال آن، تخمک‌گذاری و قاعدگی را تحریک می‌کنند.


        علائم بلوغ که در پسران دو سه سال دیر تر بروز می‌کند غیر از علائم زنانه با نشانه‌های بلوغ  در دختران مشابه است. رویش موهای صورت و بدن و ضخیم و پرپشت شدن آن  و صدای کلفت مردانه در این سال‌ها کم‌کم بروز می‌کند.

        مشکلات ازدواج در کودکی
        گرچه مشکل اصلی در جامعه امروز ما ازدواج دیر تر از موعد است اما هنوز در مناطقی از کشور ازدواج پیش از دوران بلوغ نیز دیده می‌شود که غیرقانونی است.

        معمولاً گفته می‌شود سن ۱۸ تا ۲۳ سال برای دختران و ۱۹ تا ۲۵ سال برای پسران سن مناسب ازدواج است و یک خانواده آگاه و کارآمد، شرایط تربیت خانوادگی خود را به گونه‌ای تنظیم می‌کند که فرزندانش در سن مناسب ازدواج که به بلوغ جسمانی رسیده‌اند، به بلوغ روانی و اجتماعی هم برسند و بتوانند عهده‌دار مسئولیت‌های جدید در خانواده جدید خود باشند.

        اما ازدواج در سنین قبل از بلوغ فرق می‌کند. اگر ازدواج بین دو کودک صورت گیرد این دو تحت کفالت، آموزش و سرپرستی والدین پسر قرار می‌گیرند تا زمانی که بتوانند نقش واقعی خود را بپذیرند و عملاً تا مدت‌ها فاقد استقلال خواهند بود. این ازدواج‌ها اغلب بدون میل و کشش اولیه صورت می‌گیرد زیرا قبل از بیدار شدن میل جنسی صورت گرفته است و امکان زیادی دارد منجر به سرخوردگی و ناخشنودی از زندگی مشترک شود.

        در دنیا ازدواج در سن کودکی نوعی خشونت علیه کودکان به حساب می‌آید زیرا در مواردی که دختر زیر سن بلوغ است صدمات جبران‌ناپذیری به جسم و روح او وارد می‌شود.

        ناآزمودگی و ناپختگی جنسی در  پسری که قبل از بلوغ وارد ازدواج شده است  نیز در سنین پایین می‌تواند تصور ناتوانی جنسی رادراو تقویت کند.

        از سویی تغییر مسیر زندگی مرد و زن نوجوان پس از ورود به جامعه و ادامه تحصیل و اشتغال می‌تواند موقعیت‌های جدید را در مقابل آن‌ها ترسیم کند که ازدواج بدون عشق کودکی را در نظر آنان بی جلوه و سرد سازد. این افراد معمولاً در دهه سوم زندگی احساس پختگی می‌کنند که به تصویر جدیدی از ازدواج  دست می‌یابند و از سویی دست و پای خود را بسته می‌بینند. چنین موقعیتی ثبات زندگی زناشویی را به مخاطره می‌اندازد.

        آمار چه می‌گویند
        نمودار توزیع سنی زوجین در ایران از سوی سازمان ثبت احوال نشان می‌دهد که در ۹ ماه آغازین سال ۱۳۹۲ در ایران بیش‌ترین ازدواج در میان گروه‌های سنی بین دختران ۱۵ تا ۱۹ سال با پسران ۲۰ تا ۲۴ سال صورت گرفته است که شامل ۹۹ هزار ازدواج می‌شود. این اتفاق از یک سو اتفاق خوبی است که نشان می‌دهد جوانان پس از بلوغ جنسی تمایل به ازدواج پیداکرده‌اند. اما از نظر دیگر دختران زیر ۱۸ سال با وجود بلوغ هنوز کودک به شمار می روند و نشانه‌های بلوغ در آنان به کمال نرسیده است و طبق نظر متخصصان زنان و زایمان بارداری زیر سن ۱۸ سال به خاطر کوچک بودن لگن با دشواری و خطرهایی رو به رو می‌شود که گاه برگشت‌ناپذیر است.

        این واقعیت نیز وجود دارد که بلوغ جنسی تنها مؤلفه ازدواج نیست و شخص باید به سایر کمالات مورد نیاز دست یافته باشد تا بتواند یک زندگی را اداره کند.

        طبق آمار ثبت احوال در مورد این گروه سنی، ۳۰ هزار از مجموع حدود ۵۶۰ هزار ازدواج، مربوط به ازدواج دختران زیر ۱۵ سال بوده که ۳ و نیم درصد مجموع کل ازدواج‌ها را شامل می‌شود.

        بلوغ به معنی زن و مرد شدن نیست
        سیما حسن وند روانشناس اعتقاد دارد بلوغ تمام آن چیز که برای زن بودن یا مرد بودن لازم است نیست.

        وی به دخت ایران تاکید می‌کند: آنچه یک زن را در جامعه واجد خصوصیات زنانه می‌سازد و جنس مخالف را به او پایبند می‌کند چیزی فرا تر از خصوصیات جنسی پس از بلوغ است. آموختن ظرافت‌های جذب و حفظ و نگهداری یک مرد به عنوان همسر توانمندی‌هایی را نیاز دارد که شامل سیاست‌های زنانه و عقل معاش و مهارت‌های زندگی و بسیاری چیزهای دیگر است که از فاصله بلوغ در سن نوجوانی تا رسیدن به سن مناسب ازدواج در جوانی یک دختر می‌آموزد.

        وی می‌گوید:برای پسران هم همین طور است. آنان باید احساس مسئولیت، توان و پایداری در مقابل سختی کار کردن و غیرت اداره یک خانواده و نرمش در مقابل زن را بیاموزند تا از بچه مامان به مرد خانواده بدل شوند و همه این‌ها با تمرین و تلاش به دست می‌آید نه با بلوغ و جالب است که تنها خصوصیات ثانویه جنسی نیست که آنان را جذاب می‌سازد، بلکه اغلب بروز این قابلیت‌ها آن‌ها را در نظر جنس مخالف پر جاذبه جلوه می‌دهد.

        حسن وند تاکید می‌کند: نقش زنانه و نقش مردانه چیزی است که در جامعه و فرهنگ ما قرن‌ها تنیده شده است و اگر هر یک از آن‌ها خدشه‌دار شود یا جایش را به دیگری بدهد، در کیفیت زنانگی یا مردانگی و حتی علائم و توانایی‌های جنسی زن و مرد تأثیر منفی می‌گذارد زیرا انگاره ذهنی شخص از خودش به عنوان یک زن یا مرد تضعیف می‌شود.

        چنین است که با خانه‌داری مرد یا اشتغال زن گاه رابطه زناشویی به سردی می‌گراید.

        توانمندی جنسی و زندگی زناشویی
        اعتقاد عمومی بر این است که بهترین زمان برای ازدواج بعد از بیست‌سالگی است، زیرا در این سن زندگی افراد از ثبات بیشتری برخوردار خواهد بود. کسانی که در سنین ۲۴-۳۰ سالگی ازدواج می‌کنند آمادگی پذیرش مسئولیت‌های بیشتری را دارند. درصد طلاق این افراد به کمترین حد خود می‌رسد.

        اما برای داشتن یک زندگی موفق فقط رسیدن به سن خاص و بلوغ جنسی کافی نیست.

        مرور خبرهای چند ماه اخیر نشان می‌دهد مدیرکل دفتر سلامت جمعیت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی علل بیشتر طلاق‌ها را مسایل جنسی و زناشویی دانسته است و مدیر بخش روان‌پزشکی سازمان پزشکی قانونی  بر اساس یک پژوهش علت  ۵۰ تا ۶۰ درصد طلاق‌ها را مشکلات و اختلالات جنسی دانسته است که مدیریت و درمان آن هیچ متولی مشخصی در کشور ندارد.

        توانمندی یا ناتوانی جنسی
        توانمندی جنسی قدرت ایجاد یک رابطه موفق دوجانبه جنسی است. روان‌شناسان تمایلات و رفتار جنسی انسان را در چهار حوزه میل جنسی، رفتار تحریکی، ارضا شدن جنسی، و آرامش فکری و جسمی پس از ارضا را شامل می‌شود.

        هر گاه یکی از این چهار حوزه یا هر چهار آن با مشکلی مواجه شود می‌تواند منجر به اختلال جنسی و ناتوانی‌های جنسی شود.

        محمد مجیدی مشاور خانواده در گفت‌وگو با دخت ایران تاکید می‌کند این اختلال‌ها می‌تواند مقطعی باشد و بسیار به وضع و شرایط روحی و خستگی جسمی شخص ارتباط دارد.

        وی می‌افزاید: بیشتر مشکلاتی که از سوی مراجعه‌کنندگان گزارش می‌شود مربوط به نداشتن کشش جنسی و ناموفق بودن در ایجاد ارتباط به لحاظ فیزیکی است.

        وی عامل این مشکل را در مردان شامل عوامل جسمی و روحی می‌داند.

         مجیدی علل جسمی ناتوانی جنسی را در مردان آسیب به سیستم شریانی و مشکلاتی در سیستم سیاهرگی یا اعصاب آلت تناسلی می‌داند که همه این‌ها می‌تواند مادرزادی یا اکتسابی باشد.

        عوارض برخی داروها نیز می‌تواند این اختلالات را ایجاد کند.

        مجیدی می‌افزاید: در بسیاری از افراد ناتوانی جنسی روحی و روانی است و نشانه آن نیز امکان نعوظ در وضعیت ناخودآگاه و در خواب است.

        این روانشناس سردی زنان در رابطه را نیز شامل همین موارد می‌داند و می‌افزاید: گاه بی میلی جنسی در زنان بعد از بارداری و زایمان رخ می‌دهد وزن به خاطر درد داشتن در هنگام نزدیکی یا مشغله فکری به خاطر کودک از ارتباط سر باز می زند و ادامه یافتن این وضعیت می‌تواند توان زن و شوهر را در برقراری ارتباط کاهش دهد.

        بی میلی زن به ازدواج با همسرش یا ازدواج بعدازیک شکست عشقی نیز می‌تواند سردمزاجی زنان را در پی داشته باشد.

        محمد مجیدی می‌افزاید: تقاضای رابطه توسط زن و بی میلی توسط مرد نیز می‌تواند مثل شکایت‌های زن از راضی نشدن از رابطه، وضع را بد تر و بد تر کند زیرا تصویر مرد به عنوان یک فرد توانا هم در نظر خودش هم همسرش مخدوش می‌شود و این موضوع بر زندگی غیرجنسی آنان نیز اثر می‌گذارد.

        شرمندگی و استرس مرد ضعف در این زمینه را بیشتر می‌کند چنانکه ارضا نشدن زن در رابطه کم‌کم او را دچار سردمزاجی و بی‌تفاوتی می‌کند.

        اما وقتی که صرفاً میل جنسی افت می‌کند، مردان کمتر ناراضی هستند چرا که گرایش زیادی به برقراری رابطه جنسی ندارند.

        اما عدم ارضای زن بنیان خانواده را تهدید می‌کند و وفاداری زن را متزلزل می‌سازد و گاه زوج دچار طلاق عاطفی می‌شوند.

        مجیدی در مورد تفاوت‌های ذاتی زنان و مردان در مورد توانایی یا شور و حرارت جنسی یا سردمزاجی می‌گوید: نمی‌توان دقیقاً تعیین کرد که افراد با خصوصیات خلقی یا ظاهری خاصی از این دسته یا از دسته دیگری هستند. اما به طور کلی مسائلی چون اعتیاد یا افسردگی و مصرف بعضی داروها می‌تواند میل جنسی را کاهش دهد.

        همچنین افراد درون‌گرا و برون‌گرا در ابراز تمایلات جنسی خود می‌توانند متفاوت باشند و یک شخص برون‌گرا با شخصیت نمایشی با یک شخص خجالتی و درون‌گرا در یک تراز و توازن از نظر روابط زناشویی قرار نگیرند.

        وی تاکید می‌کند که در مورد خصوصیات افراد آن هم در خصوصی‌ترین لحظات زندگی‌شان نمی‌شود به راحتی قضاوت کرد.گاه ارتباط دو نفر چندان قوی است که در لحظات خصوصی چنان که یک بیمار در تخت معاینه نقشی متفاوت پیدا می‌کند، شخص نیز در لحظات خصوصی حالتی غیر از آنچه همیشه به آن عادت دارد از خود بروز می‌دهد و از خود بیرون می‌آید.

        به طور عمومی فرد درون‌گرا خوددار تر و متمایل به تنهایی است و در سخن گفتن امساک می‌کند.

        درحالی‌که  افراد برون‌گرا از آمادگی کمتری برای تسلط بر نفس خویش برخوردارند و عشق و تمایل خود را ابراز می‌کنند.

        درون‌گراها در محیط بیرونی زندگی خود بیشتر با تفکر عمل کنند، ولی در محیط زندگی با احساسات عمل کنند. افراد برون‌گرا از تعامل و ارتباط برقرار کردن با دیگران انرژی می‌گیرند. خوش‌مشرب هستند اما زیاد احساساتی نیستند.

        این روانشناس زوج‌هایی که دچار مشکل عدم تناسب و توازن در روابط جنسی هستند را دعوت به زوج‌درمانی در کلینیک‌های تخصصی می‌کند و می‌افزاید: در زوج‌درمانی از نوع سکس‌تراپی، تلاش می‌شود تا هماهنگی و تناسب لازم بین زن و مرد در رابطه پدید آید.

        اما اختلالات جسمی باید با کمک متخصصان کلیه و مجاری رفع شود.به همین دلیل کسانی که مشکلی از این دست دارند نخست آزمایش می‌دهند و وضعیت جسمی آنان بررسی می‌شود و بعد تحت درمان قرار می‌گیرند.

         


          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷